• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 791
  • چهارشنبه 1386/2/5
  • تاريخ :

گفتگویی با کوئنتین تارانتینو درباره آخرین فیلمش گریندهاوس

خون روی آسفالت

کوئنتین تارانتینو

 

 

مردم در فیلم‌های کوئنتین تارانتینو همیشه در حال خوردن و نوشیدن‌اند و کوئنتین همواره اطمینان می‌دهد که این کار را در مکان مفرحی انجام خواهند داد.

 این کارگردان 44 ساله شوخی‌های رنگارنگ را دوست دارد و رستوران‌ها و بارها مکان‌های ایده‌آلش هستند. او در فیلمهایش زیاد درباره خورد و خوراک حرف می‌زند. در صحنه‌های ابتدایی «سگ‌های انباری» و گفتگو درباره همبرگرهای مختلف و میلک ‌شیک‌ها در «قصه‌های عامه‌پسند». حالا او و دوست صیمصی و قدیمی‌اش ما را به یک غذای پرخون دعوت کرده‌اند. تارانتینو خودش از نیوزویک خواسته تا با او مصاحبه کند و این بخش‌هایی از گفتگوی او با دوین گوردون از نیوزویک است.

 

نیوزویک : چرا باید یک فیلم به سبک فیلم‌های پر زد و خورد دهه هفتادی درباره مردی با یک ماشین مرگبار فیل بعدی شما باشد؟

تارانتینو : همیشه این حس را داشته‌ام که دارم به سمت استادی در سینما می‌روم و روزی که بمیرم فارغ‌التحصیل خواهم شد. بنابراین وقتی با رابرت این ایده به سرمان زد رفتم و تمام فیلم‌‌های اسلشر (قتل و خون ریزی با چاقو) اواخر هفتاد تا اواسط هشتاد را دیدم. اما فکر کردم که اگر فیلم اسلشر خودم را بسازم زیادی خودبینانه خواهد بود. بنابراین به این فکر کردم که آن را باید همانطوری بسازم که «سگ‌های انباری» را ساختم. آن فیلم نسخه خاص من از فیلم‌های سرقت مسلحانه بود و این یکی نسخه خاص من درباره فیلم‌های اسلشر.

 

نیوزویک : و اختصاصا ایده «ضد مرگ» از کجا آمد؟

تارانتینو : حدود ده سالی پیش درباره خریدن یک ماشین با دوستم صحبت می‌کردم. می‌خواستم یک ولوو بخرم چون که یک ماشین واقعا ایمن می‌خواستم. یادم هست که به این فکر بودم که نمی‌خواهم در یک تصادف ماشین مثل آن‌که در «قصه‌های عامه پسند» هست بمیرم ... او گفت "خوب، می‌توانی هر ماشینی بخری و آن را به یک گروه بدلکار بدهی تا با ده پانزده هزار دلار آن را برایت «ضد مرگ» کنند. خوب این اصطلاح «ضد مرگ» یک جورهایی از آن موقع در مغزم فرو رفت.

نیوزویک : به نظر می‌رسد که «گریندهاوس» در زمان ایده‌آلی به نمایش درآمده است. فیلم‌‌های ترسناک در گیشه فوق‌العاده‌اند و هیچ نشانه‌ای از افول‌شان نیست. فکر می‌کنید چه چیزی باعث این اقبال شده است؟

تارانتینو : این اتفاق تازه‌ای نیست اما هر از چند گاهی موجی از آن‌ها راه می‌افتد. این بار تقریبا شش سالی طول کشیده است و این اتفاق با فیلم‌های فوق پر خونی که از ژاپن می‌آیند شروع شد. فیلم‌های کسانی مثل تاکشی میکه و فیلم‌هایی مثل «نبرد باشکوه». تفاوتی که وجود دارد این است که این بار تماشاگران جریان اصلی سینما عاشق آن شده‌اند. زمانی بود که چنین حجمی از خشونت جلوی یک فیلم را برای جریان اصلی شدن می‌گرفت. اگر چنین کار پرخونی می‌ساختید فیلمتان را در یک جعبه کوچک محبوس کرده بودید. اما حالا به کلی فرق کرده است. وقتی من و رابرت «از گرگ و میش تا سحر» را ساختیم، استودیو حتا اگر اسم «فیلم ترسناک» را می‌آوردیم بدون غذا ما را به خانه می‌فرستاد. آن‌ها می‌خواستند بگویند «تریلر» یا «رولر کاستر». فکر می‌کردند که «تریلر» یا «علمی تخیلی» تجاری است و «فیلم ترسناک» نیست. اما حالا؟ فقط فیلم ترسناک و ترسناک و ترسناک وجود دارد. یک فیلم 6 میلیون دلاری ترسناک یک فیلم پرهزینه استودیویی 150 میلیون دلاری را در هفته اول شکست می‌دهد.

 

نیوزویک : «گریند هاوس» می‌خواهد یک نسخه درجه یک از فیلم‌های درجه ب باشد. اما این‌که فیلم خوبی از ژانری که با کثیفی‌هایش شناخته می‌شود دربیاید کمی چم و خم دارد. چطور تصمیم گرفتید که کجا با کیفیت کار کنید و کجا آشغالی؟

 

تارانتینو : می‌دانم منظورتان چیست ولی مشکل است که مشخص کنیم چطور به این رسیده‌ایم. من واقعا به گفتگوهای میان زن‌ها در «ضد مرگ» افتخار می‌کنم. فکر می‌کنم که این بهترین دیالوگ‌هایی است که تا به حال نوشته‌ام. فیلمبرداری صحنه‌های تعقیب ماشین به جای 6 روز، 6 هفته طول کشید اما این ژانر به ما اجازه داد که از حالت عادی کمی هرج و مرج بیش‌تری داشته باشیم. ما از چیزهایی که در حالت عادی در دیگر فیلم‌ها بد بودند این‌جا استقبال کردیم. مثلا یک زوم به جلو داشتیم و فوکوس‌کش دقیقا درست کارش را انجام نداد و تصویر برای نیم ثانیه‌ای ناواضح بود اما در انتهای نما همه چیز جفت و جور ‌شد. برای این فیلم این کار بامزه بود می‌دانی؟ مناسب بود. (می‌خندد) فقط به هم می‌گوییم "هی این گریندهاوس است!" در حقیقت این کلمه یک رمزعبور در سر صحنه بود.

 

نیوزویک : وقتی با رابرت سر صحنه بودم درباره «گریند‌هاوس» بعدی صحبت می‌کرد. واضح بود که او قصد دارد باز هم آن را کار کند. و شما هم؟

تارانتینو : لازم نیست که هر بار من و رابرت باشیم. ما فقط حامیان این نام هستیم. شاید دفعه بعد الی راث و یک فیلمساز دیگری که به او علاقه داریم باشند. می‌توانیم چیزی مثل راجر کورمن‌های کوچک باشیم. امیدواریم این فیلم به اندازه کافی موفق باشد تا هر چند سالی بتوانیم چنین کاری بکنیم.

 

مطالب مرتبط:

فیلم هایى كه در سال 2006 مى بینید

 

UserName