• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 5599
  • دوشنبه 1386/2/3
  • تاريخ :

 

 

 

فراتر از هر شاهكار

دماوند

 كلمات امیرالمومنین (علیه السلام) همیشه با دو امتیاز شناخته می‏شده است: یكی فصاحت و بلاغت، و دیگر چند جانبه بودن و به اصطلاح امروز چند بعدی بودن. هر یك از این دو امتیاز به تنهایی كافی است كه به كلمات علی (علیه السلام) ارزش فراوان بدهد، ولی توام شدن این دو با یكدیگر -یعنی اینكه سخنی در مسیرها و میدانهای‏ مختلف و احیانا متضاد رفته و در عین حال كمال فصاحت و بلاغت خود را درهمه آنها حفظ كرده باشد- سخن علی (علیه السلام) را قریب به حد اعجاز قرار داده‏ است و به همین جهت سخن علی (علیه السلام) در حد وسط كلام مخلوق و كلام خالق قرار گرفته‏ است و درباره‏اش گفته‏اند: «فوق كلام المخلوق و دون كلام الخالق!»

 

سخن برای او وسیله بوده نه هدف ، او نمی‏خواسته است به این وسیله یك اثر هنری و یك‏ شاهكار ادبی از خود باقی بگذارد ، بالاتر اینكه سخنش كلیت دارد محدود به‏ زمان و مكان و افراد معینی نیست.

نهج البلاغه در مقایسه با دیگر شاهكارها

هر ملتی كم و بیش در میان خود از نظر ادبی آثاری دارد كه برخی از آنها شاهكار به شمار می‏رود. ما در اینجا سخن‏ خود را به شاهكارهایی كه در زبان عربی و فارسی وجود دارد و كم و بیش می‏توانیم آنها را درك كنیم، محدود می‏كنیم.

البته قضاوت صحیح درباره شاهكارهای زبان عربی و فارسی خاصه ادبا و اهل‏ فن است، ولی این اندازه مسلم است هر یك از خداوندان این شاهكارها تنها در یك زمینه خاص و محدود توانسته‏اند هنر نمائی كنند ، در واقع استعداد هنریشان در یك زمینه معین و محدود بوده‏ است، و اگر احیانا از آن زمینه خارج شده اند از آسمان به زمین سقوط كرده‏اند.

كسی باور نمی‏كند كه سخنانی كه در زهد و تنبه و موعظه تا این حد موج دارد و اوج گرفته است از آن كسی است كه در میدان جنگ تا قلب لشكر فرو می‏رود، شمشیرش در اهتزاز است و آماده ربودن سر دشمن‏ است، دلیران را به خاك می‏افكند و از دم تیغش خون می‏چكد، و در همین‏ حال این شخص زاهدترین زهاد و عابدترین عباد است.

مثلا در زبان فارسی شهرت و هنر حافظ در غزل عرفانی، سعدی در پند و اندرز و غزل معمولی، فردوسی در حماسه، مولوی در تمثیلات و نازك اندیشی‏های روحی و معنوی، خیام در بدبینی فلسفی ، و نظامی در چیز دیگر است و به همین جهت نمی‏توان‏ آنها را با هم مقایسه كرد و میانشان ترجیح قائل شد ، حداكثر اینست كه‏ گفته شود هر كدام از اینها در رشته خود مقام اول را واجد است. هر یك‏ از این نوابغ اگر احیانا از رشته‏ای كه در آن استعداد داشته‏اند خارج‏ شده‏اند تفاوت فاحشی میان دو نوع سخن آنها ملاحظه شده است.

این كه سخن شاهكار باشد ولی در یك زمینه البته زیاد نیست و انگشت شمار است ولی به هر حال هست. و اینكه در زمینه‏های گوناگون باشد ولی در حد معمولی نه شاهكار ، فراوان است ، ولی اینكه سخنی شاهكار باشد و در عین حال محدود به زمینه خاصی نباشد از مختصات نهج البلاغه است.

شعرای عرب ، چه در دوره جاهلیت و چه در دوره اسلام ، نیز چنین‏اند. در نهج البلاغه آمده است كه از علی علیه السلام سؤال شد: شاعرترین شاعران عرب كیست؟ ایشان جواب دادند:

«ان القوم لم یجروا فی حلبه تعرف الغایه عند قصبتها ، فان كان لابد فالملك الضلیل».

یعنی این شاعران در یك میدان اسب نتاخته‏اند تا معلوم شود كدامیك گوی سبقت ربوده‏اند.

آنگاه فرمود:

اگر ناچار باید اظهار نظری كرد باید گفت آن پادشاه تبه كار (امرؤالقیس) بر دیگران مقدم است.

می‏گویند كه از یونس، نحوی معروف، پرسیدند بزرگترین شاعر جاهلیت‏ كیست؟ گفت:

«بزرگترین شاعران امرء القیس است آنگاه كه سوار شود یعنی در وقتی كه‏ احساسات دلاوری و شجاعتش تحریك شود و بخواهد حماسه بگوید ، و دیگر نابغه ذبیانی است اما آنگاه كه تحت تاثیر واهمه و ترس قرار گیرد و بخواهد معتذر شود و از خود دفاع كند ، و زهیر بن ابی سلمی است آنگاه كه چیزی را دوست بدارد و بخواهد توصیف كند ، اعشی است‏ آنگاه كه به طرب آید»

این كه سخن شاهكار باشد ولی در یك زمینه البته زیاد نیست و انگشت شمار است ولی به هر حال هست. و اینكه در زمینه‏های گوناگون باشد ولی در حد معمولی نه شاهكار ، فراوان است ، ولی اینكه سخنی شاهكار باشد و در عین حال محدود به زمینه خاصی نباشد از مختصات نهج البلاغه است.

مقصود این مرد اینست كه هر یك از این شاعران در زمینه معین استعداد دارند و شاهكارهایی كه به وجود آورده‏اند تنها در همان زمینه معین است كه‏ استعداد آنرا داشته‏اند . هر كدام در رشته خود اولند و هیچكدام در رشته‏ دیگری نبوغی بخرج نداده‏اند.

از امتیازات برجسته سخنان امیرالمومنین (علیه السلام)  كه به نام «نهج البلاغه» امروز در دست ما است اینست كه محدود به زمینه خاصی نیست، علی (علیه السلام) به‏ تعبیر خودش تنها در یك میدان اسب نتاخته است، در میدانهای گوناگون‏ كه احیانا بعضی با بعضی متضاد است تكاور بیان را به جولان در آورده است. نهج البلاغه شاهكار است اما نه تنها در یك زمینه، مثلا : موعظه، یا حماسه، یا فرضا عشق و غزل، یا مدح و هجا و غیره. بلكه در زمینه‏های‏ گوناگون كه شرح خواهیم داد .

این كه سخن شاهكار باشد ولی در یك زمینه البته زیاد نیست و انگشت شمار است ولی به هر حال هست. و اینكه در زمینه‏های گوناگون باشد ولی در حد معمولی نه شاهكار ، فراوان است ، ولی اینكه سخنی شاهكار باشد و در عین حال محدود به زمینه خاصی نباشد از مختصات نهج البلاغه است.

بگذریم از قرآن كریم كه داستانی دیگر است، كدام شاهكار را می‏توان پیدا كرد كه به اندازه نهج البلاغه متنوع باشد ؟!

سخن نماینده روح است، سخن هر كس به همان دنیایی تعلق دارد كه روح‏ گوینده‏اش به آنجا تعلق دارد، طبعا سخنی كه به چندین دنیا تعلق دارد نشانه روحیه‏ای است كه در انحصار یك دنیای بخصوص نیست. و چون روح علی (علیه السلام)  محدود به دنیای خاصی نیست ، در همه دنیاها و جهانها حضور دارد، و به‏ اصطلاح عرفا، «انسان كامل» و «جامع همه حضرات» و دارنده همه مراتب است، سخنش نیز به دنیای خاص محدود نیست. از امتیازات سخن علی اینست كه به اصطلاح شایع عصر ما چند بعدی است نه یك‏ بعدی.

خاصیت همه جانبه بودن سخن علی (علیه السلام) و روح علی مطلبی نیست كه تازه كشف شده‏ باشد، مطلبی است كه حداقل از هزار سال پیش اعجابها را بر می‏انگیخته‏ است. سید رضی كه به هزار سال پیش تعلق دارد، متوجه این نكته و شیفته‏ آن است، می‏گوید:

«از عجایب علی (علیه السلام) كه منحصر به خود اوست و احدی با او در این جهت شریك نیست اینست كه وقتی انسان در آن گونه سخنانش كه در زهد و موعظه‏ و تنبه است تامل می‏كند، موقتا از یاد می‏برد كه گوینده این سخن، خود، شخصیت اجتماعی عظیمی داشته و فرمانش همه جا نافذ و مالك الرقاب عصر خویش بوده است، شك نمی‏كند كه این سخن از آن كسی است كه جز زهد و كناره گیری چیزی را نمی‏شناسد و كاری جز عبادت و ذكر ندارد، گوشه خانه یا دامنه كوهی را برای انزوا اختیار كرده، جز صدای‏ خود چیزی نمی‏شنود و جز شخص خود كسی را نمی‏بیند و از اجتماع و هیاهوی آن‏ بی خبر است. كسی باور نمی‏كند كه سخنانی كه در زهد و تنبه و موعظه تا این حد موج دارد و اوج گرفته است از آن كسی است كه در میدان جنگ تا قلب لشكر فرو می‏رود، شمشیرش در اهتزاز است و آماده ربودن سر دشمن‏ است، دلیران را به خاك می‏افكند و از دم تیغش خون می‏چكد، و در همین‏ حال این شخص زاهدترین زهاد و عابدترین عباد است.»

سید رضی آنگاه می‏گوید:

«من این مطلب را فراوان با دوستان در میان می‏گذارم و اعجاب آنها را بدین وسیله بر می‏انگیزم.»

شیخ محمد عبده نیز تحت تاثیر همین جنبه نهج البلاغه قرار گرفته است ، تغییر پرده‏ها در نهج البلاغه و سیر دادن خواننده، به عوالم گوناگون بیش‏ از هر چیز دیگر مورد توجه و اعجاب او قرار گرفته است چنانكه خود او در مقدمه شرح نهج البلاغه اظهار می‏دارد.

قطع نظر از سخنان علی (علیه السلام) ، بطور كلی روح علی (علیه السلام) یك روح وسیع و همه جانبه و چند بعدی است ، و همواره به سخن را برای خود سخن و اظهار هنر سخنوری ایراد نكرده است ، سخن برای او وسیله بوده نه هدف ، او نمی‏خواسته است به این وسیله یك اثر هنری و یك‏ شاهكار ادبی از خود باقی بگذارد ، بالاتر اینكه سخنش كلیت دارد محدود به‏ زمان و مكان و افراد معینی نیست. مخاطب او «انسان» است و به همین جهت نه مرز می‏شناسد و نه زمان، همه اینها میدان را از نظر شخص سخنور محدود و خود او را مقید می‏سازد. عمده جهت در اعجاز لفظی قرآن كریم اینست كه با اینكه یكسره موضوعات‏ و مطالبش با موضوعات سخنان متداول عصر خود مغایر است و سر فصل ادبیات‏ جدیدی است و با جهان و دنیای دیگری سر و كار دارد ، زیبایی و فصاحتش در حد اعجاز است ، نهج البلاغه در این جهت نیز مانند سایر جهات متاثر از قرآن و در حقیقت فرزند قرآن است.

تلخیص سیری در نهج البلاغه استاد شهید مطهری

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
چه کسی از تشنگی هلاک نمی‌شود؟

چه کسی از تشنگی هلاک نمی‌شود؟

چه کسی از تشنگی هلاک نمی‌شود؟
جان و روان بوعلی

جان و روان بوعلی

جان و روان بوعلی
دلت پاک باشه !

دلت پاک باشه !

دلت پاک باشه !
آموزه هاي اخلاقي در نهج البلاغه

آموزه هاي اخلاقي در نهج البلاغه

آموزه هاي اخلاقي در نهج البلاغه
UserName
عضویت در خبرنامه