• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2875
  • دوشنبه 1386/2/3
  • تاريخ :

امروزدرتاریخ(3اردیبهشت86)  

امروز ، سوم اردیبهشت ماه 1386 هجری شمسی ، برابراست با 5 ربیع الثانی 1428 هجری قمری و 23 آوریل 2007 میلادی . رویدادهای مهمی که در طول تاریخ ، درچنین روزی ، بوقوع پیوسته از این قرارند:

***

آغاز حرکت سلطان سلیم عثمانی به سوی ایران

493 سال پیش در چنین روزی در سال 1514 میلادی ، قشون عثمانی اردوی آمادگی خود را برپا كرد تا با همه امكانات و در راس آن سلطان سلیم اول به سوی ایران به حركت درآید و دولت نوبنیاد ایران به رهبری شاه اسماعیل صفوی را كه می رفت تا امپراتوری ساسانیان را احیاء كند ، نابود سازد . برخورد دو نیرو 23 اوت (درست چهار ماه بعد ) در چالدران نزدیك خوی صورت گرفت .

    سلیم ملقب به یاووز ( عبوس ) كه پس از پیروزی بر برادرش سلطنت خود را از 1512 آغاز كرده بود در شرق و جنوب با دو رقیب پر قدرت رو به رو بود ، شاه صفوی در شرق و ممالیك در سوریه ، و وی به جنگ با شاه صفوی اولویت داد زیرا كه با اعلام شیعه اثنی عشری به عنوان مذهب رسمی ایران ، شیعیان آناتولی متمایل به ایران شده بودند و تركمانان ساكن مناطق شرقی و جنوب شرقی آناتولی نیز دولت ایران را ترجیح می دادند. اروپاییان از دشمنی دو دولت همسایه بعدا سوء استفاده بسیار كردند و موفق هم شدند.

    سلیم بر هردو حریف فائق آمد . شكست ایران به علت نداشتن اسلحه آتشین بود كه عثمانی ها به آن مجهز بودند. سلیم شاه اسماعیل را در اوت 1514 و ممالیك را در اوت 1516 در جنگ حلب و سال بعد در قاهره شكست داد و در 22 سپتامبر 1520 در 50 سالگی پس از هشت سال حكومت در گذشت.

***

سالروز درگذشت ویلیام شکسپیر

سالروز درگذشت ویلیام شکسپیر

 391 سال پیش در چنین روزی در سال 1616 میلادی ، «ویلیام شکسپیر» نمایشنامه نویس پر آوازه و ادیب بزرگ انگلیسی دیده از جهان فرو بست .

او در 26 آوریل 1564 در دهکده‌ای نزدیک شهر استرتفورد در ایالت واریک انگلستان ، به دنیا آمد . با اینکه استعداد زیادی در درس و یادگیری آن داشت ، ولی به علت کسادی شغل پدرش ناچار شد برای امرار معاش، مدرسه را ترک کند و شغلی برای خود برگزیند. برخی می‌گویند اول شاگرد قصاب شد و چون از دوران نوجوانی به قدری به ادبیات دلبستگی داشت که معاصرین او نقل کرده‌اند، در موقع کشتن گوساله خطابه می‌‌سرود و شعر می‌‌گفت!

در سال 1582 موقعی که هجده ساله بود، دلباخته دختری بیست و پنج ساله به نام "آن هثوی" از دهکده مجاور شد و با یکدیگر عروسی کردند و به زودی صاحب سه فرزند شدند. از آن زمان زندگی پر حادثه شکسپیر آغاز شد و به قدری تحت تأثیر هنرپیشگان و هنر نمایی آنان قرار گرفت. وی به لندن رفت تا موفقیت بیشتری کسب کند و بعداً بتواند زندگی مرفه تری برای خانواده خود فراهم نماید. . او در لندن درتماشاخانه ، نگهبان اسبان بود اما در اندک مدتی به گروه بازیگران پیوست و سرانجام در بازیگری و نمایشنامه نویسی به شهرت رسید

در آن دوره هنرپیشگی و نمایشنامه‌نویسی حرفه‌ای محترم و محبوب تلقی نمی‌شد و طبقه متوسط که تحت تأثیر تلقینات مذهبی قرار داشتند، آن را مخالف شئون خویش می‌‌دانستند. تنها طبقه اعیان و طبقات فقیر بودند که به نمایش و تماشاخانه علاقه نشان می‌‌دادند.

در آن زمان بود که شکسپیر قطعات منظومی سرود که باعث شهرت او شد و در سال 1594 دو نمایش کمدی در حضور ملکه الیزابت اول در قصر گوینویچ بازی کرد و در 1597 اولین کمدی خود را به نام "تقلای بی فایده عشق" در حضور ملکه نمایش داد و از آن به بعد نمایشنامه‌های او مرتباً تحت حمایت ملکه به صحنه تئاتر می‌‌آمد.

الیزابت در سال 1603 زندگی را بدرود گفت، ولی تغییر خاندان سلطنتی باعث تغییر رویه‌ای نسبت به شکسپیر نشد. جیمز اول به شکسپیر و بازیگرانش اجازه رسمی برای نمایش اعطا کرد. نمایشنامه‌های او در تماشاخانه "گلوب" که در ساحل جنوبی رود تیمز قرار داشت، بازی می‌‌شد. بهترین نمایشنامه‌های شکسپیر درهمین تماشاخانه گلوب به اجرا درآمد. هرشب شمار زیادی از زنان و مردان آن روزگار به این تماشاخانه می‌‌آمدند تا شاهد اجرای آثار شکسپیر توسط گروه پر آوازه " لرد چیمبرلین" باشند. در تمام این سالها خود شکسپیر با تلاشی خستگی ناپذیر - چه در مقام نویسنده و چه به عنوان بازیگر- کار می‌‌کرد. این گروه، علاوه بر آثار شکسپیر، نمایشنامه‌هایی از سایر نویسندگان و از جمله آثار "کریستوفر مارلو" ی گمشده و نویسنده نو پای دیگر به نام "جن جانسن" را نیز به اجرا در می‌‌آورند، اما احتمالاً آثار استاد "ویلیام شکسپیر" بود که بیشترین تعداد تماشاگران را به آن تماشاخانه می‌‌کشید.

شکسپیر بزودی موفقیت مادی و معنوی به دست آورد و سرانجام در مالکیت تماشاخانه سهیم شد. این تماشاخانه در سال 1613 در ضمن بازی نمایشنامه "هانری هشتم" سوخت و سال بعد بار دیگر افتتاح شد، که آن زمان دیگر شکسپیر حضور نداشت، چون با ثروت سرشار خود به شهر خویش برگشته بود. احتمالاً شکسپیر در سال 1610 یعنی در 46 سالگی دست از کار کشید و به استرتفرد بازگشت، تا درآنجا از هیاهوی زندگی در شهر لندن دور باشد. چرا که حالا دیگر کم و بیش آنچه را که در همه آن سالها در جستجویش بود به دست آورده بود. نمایش نامه‌هایی که در این دوره از زندگیش نوشته " زمستان" و " توفان" هستند که اولین بار در سال 1611 به اجرا در آمدند.

 در آوریل سال 1616 شکسپیر چشم از جهان بست و گنجینه بی نظیر ادبی خود را برای هموطنان خود و تمام مردم دنیا بجا گذاشت. آرمگاه او در کلیسای شهر استرتفورد قرار دارد و خانه مسکونی او با وضع اولیه خود همیشه زیارتگاه علاقمندان به ادبیات بوده و هر سال در آن شهر جشنی به یاد این مرد بزرگ برپا می‌گردد.

امروزه به همان درجه که سعدی، حافظ و فردوسی مظهر تفکر و زبان و ادبیات ایرانیان هستند و گفته‌های آنان زبانزد خاص و عام است، شکسپیر هم در تمدن انگلستان مقامی بسیار ارجمند دارد که شواهد آن در تشکیل انجمن‌های مخصوص برای قرائت نمایشنامه‌های او، دسته‌های سیار یا ثابت هنر پیشگان حرفه‌ای یا تفننی به نام "گروه شکسپیر" و همچنین تصاویر و مجسمه‌های متعدد از او و بازیگران نمایشنامه‌های او، نامگذاری خیابانها، خانه‌ها و حتی میکده‌ها به نام او کاملاً مشهود و محقق است. حتی جملات و گفته‌های او به صورت کلمات قصار و ضرب المثل در گفتگوهای روزمره به گوش می‌‌رسد، بدون این که گوینده یا شنونده از منبع حقیقی آن آگاه باشد.

سبک شکسپیر به مکتب کلاسیک تعلق دارد و آثارش ترکیبی از تراژدی و کمدی است.

از مشهورترین آثار شکسپیر می توان اتللو، ژولیوس سزار، هملت ، شاه لیر و رومئو و ژولیت را نام برد.

وی را بزرگ‌ترین نمایشنامه‌‌نویس در زبان انگلیسی دانسته‌اند.

***

سالروز تولد جیمز آنتونی فرود ، مورخ انگلیسی

189 سال پیش در چنین روزی در سال 1818 میلادی ،  جیمز آنتونی فرود مورخ انگلیسی ، به دنیا آمد .

«  فرود » كه «تاریخ انگلستان» و « الهه انتقام » مهمترین تالیفاتش هستند نكته های جالب و آموزنده ای دارد از جمله :

«  پس از رسیدن به سالخوردگی است كه انسان به محدود بودن توان خود پی می برد.

 اگر بتوان یك انسان را از سنین 20 تا 30 سالگی تحت كنترل قرارداد بقیه عمر قادر خواهد بود خود را كنترل كند.

 ایجاد ترس در انسان حتی اگر از ناحیه والدین باشد نوعی ظلم است ، زیرا كه ترس ممتد اعتماد به نفس را از افراد سلب می كند.

 مطالعه تاریخ به من آموخته است كه با فریب و نیرنگ نمی شود برای مدتی طولانی برجماعتی حكومت و ریاست كرد.

حیوانات جنگل برای ورزش و تفریح ، حیوانات دیگر را نمی كشند ،اما تاریخ نشان داده است كه پاره ای از انسانها از كشتن و كشته شدن همنوع لذت می برند .

 آموزش اخلاقیات به مراتب مهمتر و موثرتر از آموزش دانش است. باید به نوجوانان آموخت كه از تجربه دیگران استفاده كنند ، زیرا اگر بخواهند از تجربه خود درس بگیرند ؛ این درس خیلی گران و خیلی دیر به دست خواهد آمد و ممكن است برای استفاده از آن هم از عمر چیزی باقی نمانده باشد. »

« فرود » كه در آكسفورد تحصیل كرده بود و در 1894 درگذشت . وی در زمینه تاریخ نگاری گفته است : اگر مورخ نكات عبرت آموز را از یك رویداد بیرون نكشد و آنها را آموزش و اندرز ندهد كار و زحمت او بی حاصل خواهد بود.

***

انتشار نخستین شماره از روزنامه وقایع اتفاقیه ، به دستور امیرکبیر

161 سال پیش درچنین روزی در سال 1267 قمری ، نخستین شماره روزنامه فارسی زبان وقایع اتفاقیه منتشر شد . چاپ این روزنامه در سومین سال سلطنت ناصرالدین شاه و به دستور میرزا تقی خان امیركبیر نخست وزیر باكفایت آن دوره آغاز گردید . مدیریت و سردبیر این روزنامه بر عهده حاج میرزا تذكره چی بود و اخبار آن هم تحت نظارت امیر گردآوری می شد .

بهای تك شماره روزنامه وقایع اتفاقیه در سراسر ایران 500 دینار و وجه اشتراك سالیانه آن 24 قران بود . مطالبی كه دراین روزنامه درج می شد اخباری از دارُالخلافه اعم از شكارشاه و دید و بازدیدهای او، اعطای القاب و عناوین و صدور فرامین بود . همچنین اخبار جهان و ترجمه مقالات علمی از مطبوعات متعدد اروپا در این روزنامه انتشار می یافت . قابل توجه است كه خصوصی درآن درج گردید . 41 شماره از این روزنامه در عصر صدارت امیركبیر منتشر شده وچهل و نهمین شماره آن حاوی خبر درگذشت این وزیر با كفایت و میهن پرست بود . وقایع اتفاقیه از شماره 472 با نام روزنامه دولت عِلیِه ایران منتشر شد و از آن پس تابع وزارت علوم و تحت نظر این وزارتخانه درآمد . گفتنی است نخستین شماره این روزنامه با عنوان روزنامچه اخبار دارُالخلافه تهران چاپ و منتشر گردید كه در صفحه نخستین آن عبارت یا اسدُ الله الغالب به چشم می خورد . تعداد صفحات این روزنامه از 4 تا 8 صفحه متغیر بود .

***

تولد ماکس پلانک ، فیزیکدان مشهور آلمانی

تولد ماکس پلانک ، فیزیکدان مشهور آلمانی

149 سال پیش در چنین روزی در سال 1858 میلادی  ، «ماکس پلانک» فیزیکدان مشهور  آلمانی در شهر کیل آلمان ، به دنیا آمد . وی فرزند ششم ویلهلم پلانک استاد علوم قضایی دانشگاه شهر بود افراد خانواده پلانک احترام زیادی برای آموزش و پرورش و فرهنگ و حفظ ارزشهای سنتی خانواده قائل بودند والدین همه آن خصوصیات را به فرزند انتقال داده بودند .

پلانک دوره دبیرستان را در گیمنازیوم مکسیمیلان شهر مونیخ گذرانید و در آنجا بود که به علاقه خود به علوم پی برد.

او یک تیزهوش استثنایی نبود و دبیرانش هیچ گاه او را در زمره شاگردان اول نشناختند . واقعیت این است که معلمان وی در او جز رفتار شخصی خوب و سختکوشی در کار نشانه‌ای که حاکی از تابناکی هوش یا وجود استعداد خاصی باشد، ندیدند ، ولیکن همیشه محبوب معلمان و همکلاسان خود بود.

پلانک ابتدا دانشجوی دوره کارشناسی دانشگاه مونیخ و چندی بعد دانشجوی آن دوره دانشگاه برلین شد . وی به خواندن فیزیک عملی و ریاضیات پرداخت و در پی انتقال به دانشگاه برلین در کلاسهای فیزیکدانان مشهور آن روز هرمان فن هلمهولتز و گوستاو کیرشهوف شرکت کرد . پلانک علاقه خویش به ترمودینامیک را مدیون این دو استاد می‌‌دانست.

پلانک که تحت تأثیر کار و روشنی روش استدلال کلاوزیوس قرار گرفته بود رشته اصلی درس خود را ترمودینامیک انتخاب و بررسی در قانون دوم آن را موضوع تز دکترای سال 1879 خویش در دانشگاه مونیخ کرد. تز دکترای پلانک مروری بر دو اصل کلاسیک ترمودینامیک بود اصل اول، اصل بقای انرژی و اصل دوم مفهوم انتروپی(کمیتی که اندازه اش در تمام فرآیندهای فیزیکی حقیقی مدام در افزایش است) افکار پلانک در باره انتروپی و آزمایشهای پیشنهادی او در آن باره هیچکدام از راهنمایان دانشگاهی ممتاز او را تحت تأثیر قرار نداد استاد هلمهولتز او را اصلاٌ نخواند و کیرشهوف هم آن را نخواند از آن خوشش نیامد حتی کلاوزیوس که منبع الهام او بود کمترین علاقه‌ای به موضوع نشان نداد. پلانک با آن واکنش استادان نسبت به پایان نامه دکترای خود با وقار و آرامش برخورد کرد و با اشتیاقی حتی بیش از پیش به کار برگشت فارغ التحصیل شدن وی به سبب بیماری اش با دو سال تاخیر همراه بود اما درجه دکترایی که سرانجام در سال 1879 گرفت با رتبه ممتاز بود.

پلانک در سال 1880 با سمت دانشیاری به هیات علمی دانشگاه مونیخ پیوست و 5 سال پس از آن به مقام استادی دانشگاه کیل رسید استخدام به عنوان استاد غیر رسمی در دانشگاه کیل پلانک را از استفاده از استقلال علمی بیشتری برخوردار ساخت . گوستاو کیرشهوف استاد راهنمای قدیمی پلانک در سال 1889 درگذشت و کرسی استادی او در دانشگاه برلین خالی ماند و پلانک به جای کیرشهوف به عنوان استاد یار و مدیر مؤسسه فیزیک نظری منصوب شد پلانک در یکی از روزها که به یاد نداشته است در چه کلاسی از دانشگاه برلین درس دارد جلوی اتاق دفتر بخش ایستاده و از کارمندی نشانی محل برگزاری درس آن روز پروفسور پلانک را جویا می‌‌شود کارمند در جواب می‌‌گوید: آنجا مرو مرد جوان تو بسیار جوانتر از آن هستی که بتوانی درس پلانک، استاد فرهیخته ما را بفهمی.

پلانک در سال 1900 به این نتیجه رسید که برای توضیح پدیده تابش جسم سیاه باید ایده کاملاٌ‌ جدیدی را پیش کشید وی این فکر را در میان نهاد که انرژی نیز مانند ماده از آحاد یا بسته‌های کوچکی درست شده است. او آن آحاد را کوانتوم نام داد که کلمه‌ای ماخوذ از زبان لاتینی به معنی چقدر و جمع آن کوانتا بود، این فکر که با اصول و قوانین آن زمان وفق نمی‌کرد بالطبع مخالفانی بوجود آورد ولی این مخالفتها بیش از 5 سال طول نکشید زیرا تئوری انیشتین که متکی به تئوری کوانتا بیان شد ارزش واقعی و حقیقی تئوری بیان شده به‌وسیله پلانک را معلوم نمود بعد از آن پلانک و انیشتین با یکدیگر مکاتباتی آغاز کردند که تا پایان عمر پلانک ادامه یافت و سبب همکاری های مهمی بین آنهاد در زمینه خواص نور نیز شد.

پلانک مورد احترام همکاران خود در همه حوزههای علمی و از همه ملیتهای جهان بود. در سال 1918 که جایزه نوبل در فیزیک اعطاء می‌‌شد، آلبرت انیشتین، نیلز بوهر، ارنست رادرفورد و ورنر هایزنبرگ – که همه می‌‌توانستند خود مستحق کسب آن افتخار باشند – مناسبت را با توافق بدون شرط خویش تاریخی کرده و مستحق‌ترین شخص برای جایزه را پلانک دانستند بدین ترتیب پلانک به اخذ جایزه نوبل نائل آمد و استاد دانشگاه برلین گردید.

پلاک در روز 4 اکتبر 1947 در 92 سالگی در پی یک حمله قلبی در گذشت تاریخ او را به پاس دو کشف عمده اش به یاد خواهد داشت: کشف نظریه کوانتومی و کشف آلبرت انیشتین .

***

ورود ستارخان و باقرخان به تهران

ورود ستارخان و باقرخان به تهران

100سال پیش درچنین روزی در سال 1328 قمری ، ستارخان و باقرخان از سرداران مشروطه كه از تبریز به سوی تهران حركت كرده بودند با شكوهی بسیار و پیروزمندانه به تهران وارد شدند . پس از ورود به پایتخت، ستارخان و یارانش در پارك اتابك و باقرخان با همراهان خود در عشرت آباد ساكن شدند . این 2 مبارز خستگی ناپذیر، درخشانترین چهره های جنبش مشروطیت و از قهرمانان ملی این مرز و بوم بشمار می روند . این مبارزین آزادی و آزادیخواهی به هنگام محاصره تبریز در زمان محمد علیشاه با كمك مردم شهر به مدت 11 ماه با مقاومتی كم نظیر از شهر دفاع كرده حملات قشون دولتی را خنثی نمودند . ستارخان ملقب به سردارملی و باقرخان مشهور به سالار ملی در سایه غیرتمندی ، دلیری و رشادت خود در نهضت مشروطه مجاهدتهای بسیار كردند نام خود را برای همیشه در برگی زرین ازتاریخ این سرزمین ثبت نمودند .

***

شهادت سپهبد محمد ولی قرنی

شهادت سپهبد محمد ولی قرنی

28 سال پیش در چنین روزی در سال 1358 شمسی ، در  ساعت  یازده و سی دقیقه  صبح ، محمد ولی قرنی نخستین رئیس ستاد کل ارتش جمهوری اسلامی ایران ، توسط گروهک فرقان به شهادت رسید .

شهید سپهبد قرنی در سال 1292 شمسی دیده به جهان گشود. وی پس از طی تحصیلات مقدماتی وارد ارتش شد و در این مسیر رشد کرد و در دانشکده افسری صاحب معلومات نظامی شد. وی از همان ابتدا به دلیل عشق به مفاهیم مذهبی دنباله رو تعالیم امام خمینی (ره) شد و در سال 1337 به همراه عده ای از همکاران خود تصمیم گرفت که علیه رژیم منحوس پهلوی دست به کودتا بزند. این طرح لو رفت و او به زندان محکوم گردید.

پس از آزادی از زندان وی در راه تازه ای قرار گرفت اما هرازگاهی به دلیل فعالیت های گسترده اش علیه رژیم پهلوی به زندان محکوم می شد. پس  از پیروزى شكوهمند انقلاب اسلامى، سپهبد قرنى به سمت اولین رییس ستاد مشترك ارتش منصوب شد. او سپس فعالیت خود را براى تصفیه و بازسازى و توان مكتبى بخشیدن به ارتش آغاز كرد.

مدت مسئولیت او در نظام جمهوری اسلامی فقط 43 روز - از 23 بهمن 57 تا 7 فروردین 58 - بوده است. مدتی هر چند كوتاه اما در مقطعی حساس از تاریخ انقلاب كه لحظه لحظه آن آبستن حوادثی بزرگ در ابعاد مختلف خصوصاً در بعد نظامی بود.

از دید نیروهای ضد انقلاب كه با وابستگی به بیگانگان از جمله رژیم بعث عراق، از اولین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی دست به ایجاد آشوب و بلوا در بسیاری از شهرها و بخصوص استان كردستان زدند و تا آنجا پیش رفتند كه پادگان كردستان را تصرف و غارت كردند، گناه بزرگ سپهبد قرنی این بود كه با تمام وجود از سقوط پادگان سنندج جلوگیری كرد و اجازه نداد كه به سرنوشت دیگر مراكز نظامی كه با خیانت برخی افراد به دست ضد انقلابیون افتاد، دچار شود.

سرانجام كارشكنی مدافعین گروهكهای ضد انقلاب باعث شد تا در تاریخ 7 / 1 / 58 سپهبد قرنی، به خاطر اختلافی كه در نوع برخورد با اشرار فعال در كردستان با دولت موقت داشت، استعفای خود را تقدیم امام (ره ) كند  و طولی نكشید كه در تاریخ 3 اردیبهشت همان سال توسط گروهك تروریستی فرقان به شهادت رسید.

***

تعریف ویروس ایدز

23 سال پیش درچنین روزی در سال 1984 میلادی ، ویروس ایدز شناخته شد . این ویروس پس از ورود به بدن انسان از طریق اتصال به گیرنده خود وارد سلول می گرد د . ویروس ایدز تمایل خاصی به سیستم رتیکو لواند و تلیال دارد . سردسته این سیستم ، لنفوسیت T است که انواع مختلفی مثل helper ،  killer ، Cytotoxic دارد . این لنفو سیت ها دارای گیرنده های مختلفی اند که لنفوسیت T4 با گیرنده CD4 ، مهم ترین لنفوسیتی است که ویروس می تواند به آن متصل شده و به آن آسیب برساند . تمام ویروس های ایدز بلافاصله به سطح سلول های TCD4 می چسبند و به چند طریق آنها را از بین می برند . مهمترین قسمت بیماری زایی ایدز زمانی پایه گذاری می شود که آنزیم ترانس کریپتاز معکوس باعث ساخته شدن یک رشته DNA از رویRNA ویروس  شده و با کمک آنزیم های د یگر از این DNA تک رشته ای یک DNA دو رشته ای ایجاد می شود که جای DNA طبیعی را درهسته سلول می گیرد .  ازاین پس بیمار مبتلا به ایدز بوده و دو راه برای وی محتمل است ؛ یا سلول از بین می رود یا ویروس . در حالت معمول ویروس از بین نمی رود . لذا ویروس آنقدر داخل سلول می ماند تا آنرا از میان بردارد . در این مد ت آنزیم ترانس کریپتاز معکوس ، RNA های زیادی را ساخته و دارای پوشش می کند و این ذرات ویروسی ( ویریون ها ) د ر سلول های د یگر پخش می شوند .

***

درگذشت ساتیا جیت رای ، کارگردان و فیلمنامه نویس هندی

15 سال پیش در چنین روزی در  سال 1992 میلادی ، « سایتا چیترای » کارگردان و فیلمنامه نویس هندی درگذشت. او بنیانگذارسینمای هنری هند بود و همواره تلاش می كرد كه فیلمهایش به واقعیات اجتماعی نزدیك باشند. ازاین رو بیشترین توجه را به زندگی ساده و روزمرّه مردم هند معطوف می داشت.  فیلمهای جیت رای به عنوان آثار شاخص هنری در سینمای هند در افشانی می کنند . آوازجادو نخستین فیلم چیت رای ، از بهترین آثار اوست.

***

روز بزرگداشت شیخ بهایی

روز بزرگداشت شیخ بهایی

در تقویم  ما ایرانیان ، همه ساله چنین روزی به عنوان روز بزرگداشت شیخ بهایی در کشور گرامی داشته می شود .

شیخ بهایی دانشمندی است که با وجود گستردگی وجوه شخصیتی اش کمتر در میان عامه مردم شناخته شده است . او دانشمندی است که در حوزه های مختلف علمی تحقیق کرده و در تمامی حوزه های مختلف علمی صاحب تخصص و تبحر است . 

بـها الدین محمد بن عزالدین حسین بن عبدالصمد بن شمس الدین محمد بن على بن حسین بن مـحمد بن صالح حارثى همدانى عاملى جبعى , معروف به شیخ ‌بهایى , حکیم و فقیه و عارف و مـنجم و ریاضى دان و شاعر و ادیب و مورخ بزرگ , درسال 953 قمری ، در بعلبک از توابع جبل عامل دیده به جهان گشود . ناحیه "جبل عامل" همواره یكی از مراكز شیعه در مغرب آسیا بوده است و پیشوایان و دانشمندان شیعه كه از این ناحیه برخاسته اند، بسیارند.

 پدربزرگوارش  شیخ حسین فرزند عـبـدالـصـمد حارثى از علمای  فقه و اصول و از اعاظم روزگار خود بوده است . بهاءالدین در كودكی به همراه پدرش به ایران آمد و پس از اتمام تحصیلات، شیخ الاسلام اصفهان شد. او  پس از فراگیری مقدمات علوم نزد پدر بزرگوار خود وارد حوزه های  مختلف  علوم  زمان خویش شد   و در بسیاری از علوم روزگارش  متبحر گشت  به طوری که گفته اند او از هر علمی به میزان کفایت و  مهارت  گلی چیده بود . فقه ، فلسفه ، ریاضیات ، اصول ، هندسه ، نجوم ، طب ، ادبیات و...همگی از علومی بودند که شیخ بزرگوار شم دانش پژوهی خود را در آنها  آزموده بود .

این  عالم ربانی در طول عمر پر برکت خویش  از محضر  دانشمندان متعددى در رشته های مختلف کسب فیض کرد . وی  تفسیر و حدیث و ادبیات عرب رااز پدر،  حکمت و کلام  را از ملا عبداللّه مدرس یزدى ،  ریاضیات را از ملا عـلـى مـذهـب و مـلا افضل قاضى مدرس و ملا محمد باقر بن زین العابدین یزدى  و طب را از حکیم عماد الدین محمود آموخت .

او همچنین در طول عمر پربر کت خویش شاگردان بسیاری را نیز به جامعه اسلامی عرضه کرد که از مهمترین آنها می توان به  ؛ « صدر الدین محمد ابراهیم شیرازى , معروف به ملا صدرا ،  ملا محمد محسن بن مرتضى بن محمود،  معروف به فیض کاشانى ، ملا محمد باقر بن محمد مؤمن خراسانى ،  معروف به محقق شیخ الاسلام ،   ملا محمد تقى بن مقصود على مجلسى  صاحب روضة المتقین و  سید عز الدین حسینى کرکى عاملى  مشهور به مجتهد مفتى اصفهانى »   اشاره کرد .

آن عالم ربانی از خود آثار گرانبهایی را نیز به جای نهاده است که برخی از مورخین شمار آن را بیش از دویست کتاب دانسته اند .

در  تـحـقـیـقی که دکتر محمد باقر حجتى در این مورد  کرده است ، تعداداین کتاب ها 123 جلد بر آورد شده اند .

عشریات خمس ،   اجوبه مسائل جزائریه ،  احکام سجود و تلاوت  جامع عباسى ، جواب مسائل شیخ جار،  حاشیه بر ارشاد الاذهان علا مه حلى ،  حاشیه بر قواعد علا مه ، شرح فرائض نصیریه خواجه نصیر الدین طوسى ، فرائض بهائیه (ارث )، تهذیب البیان ،  تعزیت نامه ، دیوان اشعار فارسى و عربى ،  شیر و شکر ، طوطى نامه ،  کشکول (5 جلد)، نان و پنیر(بر وزن و سبک مثنوی مولوی) ، اسطرلاب ، تشریح الافلاک ،  تقویم شمس با اسطرلاب ،  انکار جوهر الفرد، الوجود الذهنى ،  وحدت وجود و   رساله جفرو ... از جمله مهمترین آثار اویند .

اشعار فارسی بهائی عمدتاً شامل مثنویّات، غزلیّات و رباعیّات است. وی در غزل به شیوه فخرالدین عراقی و حافظ، در رباعی با نظر به ابو سعید ابوالخیر و خواجه عبدالله انصاری و در مثنوی به شیوه مولوی شعر سروده است. ویژگی مشترک اشعار بهائی میل شدید به زهد و تصوّف و عرفان است.

از بررسی شیوه نگارش بهائی در اکثر آثارش، این نکته هویداست که وی مهارت فراوانی در ایجاز و بیان معمّا آمیز مطالب داشته است. وی حتی در آثار فقهی اش این هنر را به کار برده که نمونه بارز آن «رسائل پنجگانه الاثناعشرّیه »، است.

آن  عالم بزرگوار در برخی از حوزه های عملی روزگار خویش نیز دستی داشته است و توانسته است دانش خود را در زمینه های مهندسی و معماری در مواردی بکار گیرد و دراین حوزه ها نیز منشا خیرات کثیره گردد .

سرانجام شیخ بزرگوار پس از عمری مجاهدت در دوازدهم شوال سال 1030هجرى قمرى ، در اصفهان ، دارفانی را وداع گفت و بنا بر وصیت خودش  جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مرقد مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (ع) ، جنب موزه  آستان قدس دفن كردند.

خدمات شیخ بهائی:

در عرف مردم ایران، شیخ بهائی به مهارت در ریاضی و معماری و مهندسی معروف بوده و هنوز هم به همین صفت معروف است، چنانكه معماری مسجد امام اصفهان و مهندسی حصار نجف را به او نسبت می دهند.

چند نمونه از سلسله خدمات ارزنده ای که به وی نسبت داده می شود از این قرار است :

- شاخصی برای تعیین اوقات شبانه روز از روی سایه آفتاب یا به اصطلاح فنی، ساعت  آفتاب یا صفحه آفتابی و یا ساعت ظلی در مغرب مسجد امام (مسجد شاه سابق) در اصفهان هست كه می  گویند وی ساخته است.

- تقسیم آب زاینده رود به محلات اصفهان و قرای مجاور رودخانه . معروف است هیئتی در آن زمان از جانب شاه عباس به ریاست شیخ بهائی مأمور شد و ترتیب بسیار دقیق و درستی با منتهای عدالت و دقت علمی در باب حق آب هر ده و آبادی و محله و بردن آب و ساختن مادیها دادند كه هنوز به همان ترتیب معمول است و اصل طومار آن در اصفهان هست.

- طرح ریزی كاریز نجف آباد اصفهان ، كه به نام قنات زرین كمر، یكی از بزرگترین كاریزهای ایران است .

- تعیین سمت قبله مسجد امام به مقیاس چهل درجه انحراف غربی از نقطه جنوب و خاتمه دادن به یك سلسله اختلاف نظر كه مفتیان ابتدای عهد صفوی راجع به تشخیص قبله عراقین در مدت یك قرن و نیم اختلاف داشته اند.

- ساختمان گلخن گرمابه ای كه هنوز در اصفهان مانده و به حمام شیخ بهائی یا حمام شیخ معروف است و آن حمام در میان مسجد جامع و هارونیه در بازار كهنه نزدیك بقعه معروف به درب امام واقع است و مردم اصفهان از دیر باز همواره عقیده داشته اند كه گلخن آن گرمابه را بهائی چنان ساخته كه با شمعی گرم می شد و در زیر پاتیل گلخن فضای تهی تعبیه كرده و شمعی افروخته در میان آن گذاشته و آن فضا را بسته بود و شمع تا مدتهای مدید همچنان می سوخت و آب حمام بدان وسیله گرم می شد و خود گفته بود كه اگر روزی آن فضا را بشكافند، شمع خاموش خواهد شد و گلخن از كار می افتد و چون پس از مدتی به تعمیر گرمابه پرداختند و آن محوطه را شكافتند، فوراً شمع خاموش شد و دیگر از آن پس نتوانستند بسازند. همچنین طراحی منار جنبان اصفهان كه هم اكنون نیز پا برجاست به او نسبت داده می شود.

این شعر زیبا از وی به یادگار مانده است:

تا کی به تمنای وصال تو یگانه

اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه

ای تیره غمت را دل عشاق نشانه

جمعی به تو مشغول و تو غایب زمیانه

الخ...

***

منابع:

مهر

صداوسیما

ویکی پدیا

روزنامک

سایت مشاهیر

Irib

ایرانگار

 شهید آوینی

امروز در تاریخ (23 اسفند)

امروز در تاریخ (23 اسفند)

امروز در تاریخ (23 اسفند)
امروز در تاریخ(8اردیبهشت)

امروز در تاریخ(8اردیبهشت)

امروز در تاریخ(8اردیبهشت)
امروز در تاریخ (4فروردین)

امروز در تاریخ (4فروردین)

امروز در تاریخ (4فروردین)
امروز در تاریخ (1فروردین)

امروز در تاریخ (1فروردین)

امروز در تاریخ (1فروردین)
UserName
عضویت در خبرنامه