• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6213
  • يکشنبه 1386/1/26
  • تاريخ :

آثار تربیتی اعتقاد به معاد در داستان‌های قرآن(2)

آسمان

د ـ دلگرمی و آرامش

انسان فطرتا جویای سعادت خویش است، از تصوّر وصول به سعادت غرق در مسرّت می‏گردد، و از فكر یك آینده شوم و مقرون به محرومیت لرزه بر اندامش می‏افتد و سخت دچار دلهره و اضطراب می‏گردد. آنچه مایه سعادت انسان می‏گردد دو چیز است: یكی تلاش و دیگری اطمینان به شرایط محیط .

موفقیت یك دانش‏آموز، معلول دو چیز است: سعی و تلاش خودش، دیگری مساعدت و آمادگی محیط مدرسه و تشویق و ترغیب اولیای مدرسه. یك دانش‏آموز ساعی و كوشا، اگر به محیطی كه در آنجا درس می‏خواند و معلمی كه آخر سال نمره می‏دهد اعتماد نداشته باشد و نگران یك رفتار غیر عادلانه باشد، در تمام ایام سال دلهره و اضطراب سراپای وجودش را می‏گیرد.

تكلیف انسان با خودش روشن است. از این ناحیه اضطرابی دست نمی‏دهد؛ زیرا اضطراب از شك و تردید پدید می‏آید. انسان درباره آنچه مربوط به تلاش خودش است شك و تردید ندارد. آنچه كه انسان را به اضطراب و نگرانی می‏كشاند و آدمی تكلیف خویش را درباره او روشن نمی‏بیند، جهان است.

آیا كار خوب فایده دارد؟ آیا صداقت و امانت بیهوده است؟ آیا همه تلاش‌ها و انجام وظیفه‏ها پایان كار محرومیت است؟ اینجاست كه دلهره و اضطراب در مهیب‏ترین شكل‌ها رخ می‏نماید. (20)

ایمان به معاد می‏تواند ضامن اجرایی خوبی برای عمل به تكالیف و احكام الهی باشد و روح تسلیم و عبودیت را بر وجود آدمی حاكم سازد.

ایمان به معاد، ریشه یأس‌ها و نومیدی‌ها را كه آفت جان انسان‌هاست می‏سوزاند و انسان را امیدوار می‏سازد كه هیچ یك از اعمال نیك او از صفحه هستی پاك نمی‏شود و مصائب و ناكامی‌هایش در این دنیا هیچ كدام بی‏پاسخ نخواهد ماند.

از سوی دیگر یادآوری آن دادگاهی كه عدالت محض بر آن حكمفرماست و صالح و طالح و ابرار و اشرار در آن به یك چشم نگریسته نمی‏شوند، و هر كس را به مقتضای اعمالش ثواب یا عقاب می‏كنند، برای مؤمنان، آرامش خاطر و بهجتی وصف ناشدنی به ارمغان می‏آورد و آینده روشنی را به آنها نوید می‏دهد.

در لابلای داستان‌های قرآن نیز از این اثر تربیتی ایمان به معاد می‏توان نمونه‏هایی را سراغ گرفت؛ از جمله:

1ـ لقمان حكیم، در اندرزهای حكمت‏آموز خود به فرزندش، انگشت بر همین موضوع می‏گذارد و به وی چنین توصیه می‏كند:

«پسرم! اگر (اعمال نیك و بد) به اندازه سنگینی دانه خردلی باشد و در دل صخره‏ای یا در گوشه‏ای از آسمان یا درون زمین جای گیرد، خداوند آن را در دادگاه قیامت حاضر می‏كند و حساب آن را می‏رسد، چرا كه خداوند دقیق و آگاه است.»

«یا بُنَی اِنَّهَآ اِنْ تَكُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فی صَخْرَةٍ اَوْ فِی السَّمـوَاتِ اَوْ فِی الاَْرْضِ یاْتِ بِهَا الله‏ُ اِنَّ الله‏َ لَطیفٌ خَبیرٌ.»(21)

اشاره به این كه اعمال نیك و بد هر قدر كوچك و كم ارزش، و هر قدر مخفی و پنهان باشد همانند خردلی كه در درون سنگی در اعماق زمین یا در گوشه‏ای از آسمان‌ها مخفی باشد، خداوند لطیف و خبیر كه از تمام موجودات كوچك و بزرگ و صغیر و كبیر در سراسر عالم هستی آگاه است، آن را برای حساب و پاداش و كیفر حاضر می‏كند و چیزی در این دستگاه گم نمی‏شود.(22)

قرآن كریم در قالب این تصویر بدیع و زیبا، علم و آگاهی الهی و حساب و كتاب دقیق قیامت را چنان روشن ترسیم نموده است كه چشم‏انداز آن روح انسان را متأثّر می‏سازد و درك حقیقت آن هر وجدان بیداری را تحت تأثیر قرار می‏دهد و او را به مراقبت نسبت به تك تك اعمالش فرا می‏خواند.(23)

2 ـ در صحنه‏ای دیگر «مؤمن آل فرعون» را می‏بینیم كه قوم خود را مخاطب قرار داده، می‏گوید:

«ای قوم من! ... هر كس عمل بدی انجام دهد فقط به اندازه آن به او كیفر داده می‏شود، امّا كسی كه عمل صالحی انجام دهد خواه مرد باشد یا زن در حالی كه مؤمن باشد، وارد بهشت می‏شود و روزی بی‏حسابی به او داده خواهد شد .»

«مَنْ عَمِلَ سَیئَةً فَلاَ یجْزَی اِلاَّ مِثْلَهَا وَ مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ اَوْ اُنْثَی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَاُولـئِـكَ یدْخُلُونَ الْجَنَّةَ یرْزَقُونَ فیهَا بِغَیرِ حِسَابٍ.»(24)

او در این سخن حساب شده‏اش از یك سو به عدالت خداوند در مورد مجرمان اشاره می‏كند كه تنها به مقدار جرمشان جریمه می‏شوند، و از سوی دیگر اشاره به فضل بی‏انتهای او كه در مقابل یك عمل صالح پاداش بی‏حساب به مؤمنان داده می‏شود و هیچ‏گونه موازنه‏ای در آن رعایت نخواهد شد؛ پاداشی كه هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و حتی به فكر انسان خطور نكرده است.

به هر حال او با این سخن كوتاه خود، این واقعیت را بیان می‏كند كه متاع این جهان گر چه ناچیز است و ناپایدار، ولی می‏تواند وسیله رسیدن به پاداش بی‏حساب گردد و چه معامله‏ای از این پرسودتر . (25)

مخفی نگاه داشتن زمان قیامت نقش مؤثّری در اصلاح و تربیت انسان ایفا می‏كند و او را به تلاش و جدّیت وا می‏دارد، چرا كه اگر همه چیز برای انسان مكشوف بود زندگی انسان‌ها را با خمودی مواجه می‏ساخت و جلوی نشاط و تحرّك آنها را می‏گرفت. آری در پرتو این مجهول بودن است كه بیم و امید و اشتیاق و انتظار و تلاش و كارزار، و به هر حال سایر ابعاد یك زندگی زنده و پویا، معنی و مفهوم می‏یابد، و مخفی بودن زمان تحقّق آن روز عظیم است كه انسان را در حالت آماده‏باش دائمی نگاه داشته و روح تقوا و پرهیز از معاصی را در نهاد وی زنده نگاه می‏دارد.

ه ـ احساس مسئولیت و حالت آماده‏باش دائمی

یكی از آثار پر بركت اعتقاد به معاد، بیدار شدن احساس مسئولیت و وظیفه‏شناسی در عمق وجود انسان‌هاست، به گونه‏ای كه تمام افكار و كردار آدمی را تحت الشعاع قرار می‏دهد و او در مقابل هر كاری خود را موظف به پاسخگویی می‏داند.

از این رو كوتاه‏ترین لحظات عمر نیز ارزشی فوق‏العاده می‏یابد و انسان خود را همچون مسافری خواهد دانست كه باید از فرصت‌ها بیشترین بهره را ببرد و ره‌توشه آخرت را هر چه بیشتر و بهتر برگیرد.

«انسان مؤمن به حیات جاویدان، همواره كمال دقت را در اندیشه‏ها و خُلق و خوی‌ها و اعمال و رفتار خویش به كار می‏برد؛ زیرا می‏داند كه به اینها به چشم یك سلسله امور زودگذر نباید نگاه كرد، اینها همه پیش‏فرستاده‏های انسان به سرای دیگر است و در سرای دیگر با این سرمایه‏ها باید زندگی كند.»(26)

بدین سان می‏توان دریافت كه این اعتقاد ماتریالیست‏ها و هواداران آنها كه می‏پندارند اعتقاد به حیات بازپسین سبب می‏شود تا قدرت تحرك و نشاط را از آدمی سلب نموده، او را به انزواطلبی بكشاند، تا چه حد خام و پوچ است؛ زیرا همان‏گونه كه گفتیم، ایمان به وجود دادگاهی كه تمام اعمال انسان بی‏كم و كاست در آن مورد بررسی قرار می‏گیرد و هیچ راهی برای فرار از چنگال مجازات آن نیست، انسان را سخت تكان می‏دهد و روح خفته او را بیدار می‏كند و او را به وظیفه‏شناسی فرا می‏خواند و نه تنها او را به رخوت و سستی دعوت نمی‏كند، بلكه بر عكس روح تقوا و تعهد و احساس مسئولیت را در وی زنده می‏كند. جلوه‏هایی از این تأثیر شگرف اعتقاد به معاد را می‏توان در میان داستان‌های قرآن سراغ گرفت؛ از جمله:

1ـ خداوند متعال پس از آن كه موسی علیه‏السلام را از ورای شجره طور (طُوی) با ندای روح‏پرور خود مورد خطاب قرار داده، او را به مقام رسالت مفتخر نمود، پس از یاد كرد «توحید» به سراغ مسئله «معاد» رفته می‏فرماید:

«رستاخیز به طور قطع خواهد آمد، من می‏خواهم آن را پنهان كنم تا هر كس در برابر سعی و كوشش خود جزا ببیند»؛ «اِنَّ السَّـاعَةَ اتِیةٌ اَكَادُ اُخْفِیهَا لِتُجْزی كُلُّ نَفْسٍ بِمَا تَسْعی.»(27)

زمین خشکیده

مخفی نگاه داشتن زمان قیامت نقش مؤثّری در اصلاح و تربیت انسان ایفا می‏كند و او را به تلاش و جدّیت وا می‏دارد، چرا كه اگر همه چیز برای انسان مكشوف بود زندگی انسان‌ها را با خمودی مواجه می‏ساخت و جلوی نشاط و تحرّك آنها را می‏گرفت. آری در پرتو این مجهول بودن است كه بیم و امید و اشتیاق و انتظار و تلاش و كارزار، و به هر حال سایر ابعاد یك زندگی زنده و پویا، معنی و مفهوم می‏یابد، و مخفی بودن زمان تحقّق آن روز عظیم است كه انسان را در حالت آماده‏باش دائمی نگاه داشته و روح تقوا و پرهیز از معاصی را در نهاد وی زنده نگاه می‏دارد.(28)

2ـ در صحنه‏ای دیگر می‏بینیم خداوند بنی‏اسرائیل را مورد خطاب قرار می‏دهد و می‏فرماید:

«(حال كه فرعونیان را غرق نمودیم، به دنبال این نجات بزرگ) در این سرزمین سكونت نمایید، امّا بدانید هنگامی كه وعده آخرت فرا رسد همه شما را به پای میزان حساب حاضر خواهیم كرد.»

«وَ قُلْنَا مِنْ بَعْدِهِ لِبَنی اِسْرَآئیلَ اسْكُنُوا الاَْرْضَ فَاِذَا جَآءَ وَعْدُ الاْخِرَةِ جِئْنَا بِكُمْ لَفیفًا.»(29)

یعنی حال كه وارث سرزمین و اموال فرعونیان شده‏اید و خداوند شما را جایگزین آنها نمود باید بدانید مسئولیت خطیری بر دوش شما گذارده شده كه به ازای آن در قیامت از شما سؤال خواهد شد؛ پس نیك بنگرید كه چگونه وارثانی هستید و از خود نیز چه به ارث می‏گذارید!

اعمال نیك و بد هر قدر كوچك و كم ارزش، و هر قدر مخفی و پنهان باشد همانند خردلی كه در درون سنگی در اعماق زمین یا در گوشه‏ای از آسمان‌ها مخفی باشد، خداوند لطیف و خبیر كه از تمام موجودات كوچك و بزرگ و صغیر و كبیر در سراسر عالم هستی آگاه است، آن را برای حساب و پاداش و كیفر حاضر می‏كند و چیزی در این دستگاه گم نمی‏شود.

 

3ـ «مؤمن آل یاسین» هم قوم خود را به مسئله معاد و بازگشت به سوی خدا و لزوم آمادگی برای آن روز فرا می‏خواند و می‏گوید:

«من چرا كسی را پرستش نكنم كه مرا آفریده است؟ و همگی به سوی او بازگشت می‏كنید.»

«وَ مَا لِی لاَ اَعْبُدُ الَّذی فَطَرَنی وَ اِلَیهِ تُرْجَعُونَ.»(30)

در حقیقت این مرد الهی در كلام خود دو دلیل برای لزوم عبودیت پروردگار ذكر كرده: نخست این كه او خالق ماست و تمام هستی ما و علم و دانش و قدرت ما همه از اوست و دیگر این كه جهان دیگری در پیش است كه همه به آن می‏پیوندند و به سوی خدا و دادگاه عدلش باز می‏گردند.(31) لذا ایمان به معاد می‏تواند ضامن اجرایی خوبی برای عمل به تكالیف و احكام الهی باشد و روح تسلیم و عبودیت را بر وجود آدمی حاكم سازد.

 

و ـ عبرت‏آموزی

یكی دیگر از میوه‏های شیرین و ثمرات نیكوی درخت پربار ایمان به معاد، عبرت‏آموزی از تاریخ گذشتگان و پندآموزی از فراز و نشیب زندگی است.

آدمی در پرتو ایمان و باور به معاد چشمانی نافذ و حقیقت‏بین می‏یابد، كه از ظواهر امور به باطن آنها دیده می‏گشاید و از خانه غرور به خانه شعور پا می‏نهد.

تحوّلات دنیا، دگرگونی‌های روزگار، آمدن‌ها و رفتن‌ها همه و همه آینه‏های تمام‏نمایی هستند كه به خوبی ناپایداری این دنیا و جلوه‏های فریبای آن را نشان می‏دهند و انسان را از دل بستن به دنیا و فرو رفتن در گرداب غفلت بر حذر می‏دارند، به شرط آن‌ كه انسان تنها تماشاگر حوادث نباشد، بلكه از مدرسه روزگار، درس عبرت آموزد و خود را برای دانشگاه قیامت مهیا سازد:

ای خوشا چشمی كه عبرت‏بین بود                            عبرت از نیك و بدش آیین بود 

انسان فطرتا جویای سعادت خویش است، از تصوّر وصول به سعادت غرق در مسرّت می‏گردد، و از فكر یك آینده شوم و مقرون به محرومیت لرزه بر اندامش می‏افتد و سخت دچار دلهره و اضطراب می‏گردد. آنچه مایه سعادت انسان می‏گردد دو چیز است: یكی تلاش و دیگری اطمینان به شرایط محیط .

امیرمؤمنان علی علیه‏السلام در سفارش به پندپذیری از تاریخ می‏فرماید:

«اگر راهی برای زندگی جاودانه وجود می‏داشت، یا از مرگ، گریزی بود، حتما سلیمان بن داوود علیه‏السلام چنین می‏كرد، او كه خداوند حكومت بر جن و انس را همراه با نبوت و مقام بلند قرب و منزلت، در اختیارش قرار داد. امّا آن‏گاه كه پیمانه عمرش لبریز و روزی او تمام شد تیرهای مرگ از كمان‌های نیستی بر او باریدن گرفت و خانه و دیار از او خالی گشت، خانه‏های او بی‏صاحب ماند و دیگران آنها را به ارث بردند.

مردم! برای شما در تاریخ گذشته درس‌های عبرت فراوان وجود دارد، كجایند عمالقه و فرزندانشان؟ كجایند فرعون‌ها و فرزندانشان؟ كجایند مردم شهر رس، آنها كه پیامبران خدا را كشتند و چراغ نورانی سنّت آنها را خاموش كردند و راه و رسم ستمگران و جباران را زنده ساختند؟» (32) قرآن كریم پس از بیان سرگذشت دردناك قوم نوح و عاد و ثمود و قوم شعیب و قوم لوط و سرگذشت فرعونیان، ماجرای آنها را درس عبرتی می‏داند برای همه كسانی كه از عذاب آخرت در ترس و بیم به سر می‏برند، و پشتشان از شنیدن حوادث هولناك قیامت می‏لرزد؛ آنجا كه می‏فرماید:

«در این (سرگذشت‌های عبرت‏انگیز و حوادث شوم و دردناكی كه بر گذشتگان رفت) علامت و نشانه‏ای است برای كسانی كه از عذاب آخرت می‏ترسند؛ همان روزی كه همه مردم در آن گرد می‏آیند.»

«اِنَّ فی ذلِكَ لاَیةً لِمَنْ خَافَ عَذَابَ الاْخِرَةِ ذلِكَ یوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ ...»(33)؛ آری آنها كه به رستاخیز ایمان دارند، با دیدن هر یك از این نمونه‏ها و سرنوشت شومی كه چنین اقوامی بدان گرفتار آمدند، دل‌هایشان تكان می‏خورد، و از ماجرای آنها عبرت می‏گیرند و راه خود را باز می‏یابند و دامان خود را به گناهانی كه آنها بدان آلوده شدند نمی‏آلایند . اما آنها كه ایمانی به قیامت ندارند، دریچه دل‌هایشان بر واقعیت‌های زندگی بسته شده، تنها سر در آخور زندگی دارند و از آخرت غافل‏اند. از این رو از كنار تمامی حوادث و تحوّلات زندگی به سادگی می‏گذرند و دل‌های سنگ و سختشان از مواعظ و عبرت‌های فراوان عالم هیچ تأثیر نمی‏پذیرد:

هر كه آخربین بود او مؤمن است                         هر كه آخوربین بود او بیدن است 

 

پی‌نوشت‌ها:

20 ـ انسان و ایمان، ص 42 .

21 ـ لقمان / 16.

22 ـ تفسیر نمونه، ج 17، ص 51.

23 ـ تفسیر فی ظلال القرآن، ج 5، ص 2789.

24 ـ مؤمن / 40 .

25 ـ تفسیر نمونه، ج 20، ص 107 با تلخیص .

26 ـ زندگی جاوید یا حیات اخروی، ص 36.

27 ـ طه / 15.

28 ـ تفسیر فی ظلال القرآن، ج 4، ص 2331.

29 ـ اسراء / 104.

30 ـ یس / 22 .

31 ـ پیام قرآن، ج 5، ص 391 .

32 ـ نهج البلاغه، خطبه 182 .

33 ـ هود/ 103.

منبع:

مجله مشكوة، شماره 83، دکتر حمید محمد قاسمی .

 

لینک مطلب مرتبط :

آثار تربیتی اعتقاد به معاد در داستان‌های قرآن(1)

قصه های قرآن به ما چه می آموزد

قصه های قرآن به ما چه می آموزد

قصه های قرآن به ما چه می آموزد
سرگذشت قوم تبع

سرگذشت قوم تبع

سرگذشت قوم تبع
پیامبری که دو بار به دنیا آمد!

پیامبری که دو بار به دنیا آمد!

پیامبری که دو بار به دنیا آمد!
10توصیه طلایی لقمان!!

10توصیه طلایی لقمان!!

10توصیه طلایی لقمان!!
UserName
عضویت در خبرنامه