• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1446
  • پنج شنبه 1382/8/1
  • تاريخ :

قهرمان جهان شدیم

در نیمه اول حتی فكرش رو هم نمی كردم كه در طول بازی بتونن به ما گل بزنن. اما آنطورها هم كه فكر می كردم ما نتوانستیم تیم برتر میدان باشیم . در نیمه دوم وقتی كه به ما گل زدند چند دقیقه ای غیر مطمئن ظاهر شدیم . به یاد بازی با برزیل در مسابقات آمریكای جنوبی در اروگوئه افتادم كه توی محوطه جریمه گیرمون انداخته بودند. اما از همه چیز مهمتر این بود كه اعتماد به نفس خودمونو از دست ندادیم موقعی كه توكومانو وارد شد و وضعمان تغییر كرد و در داخل زمین بهترین بازی عمرش رو انجام داد ، وضعیت استادیوم به سختی بازی مقابل اروگوئه نبود و درگیری ها كمتر بود . علاوه بر این روس ها كوركورانه به آمادگی بدنی خودشان وابسته بودند و اینكه بتوانند با قدرت بدنی به زور توپ و رو مال خودشون كنند. ما هم همینطور بدون اینكه به دلمون راه بدیم به بازی ادامه دادیم و بدون اینكه پاس های اشتباه به هم بدیم . سعی كردیم از مهارتهای فوتبالمان استفاده كنیم و این كار خیلی به كمكمان اومد.

اصلاً روی حركت های اتفاقی و شانسی تكیه نكردیم و سانترها دقیق و به موقع بود تا اینك با گل الوز از روی نقطه پنالتی مساوی شدیم همان موقع اطمینان پیدا كردم كه برنده مسابقه ما هستیم ، خب بازی باخته یك بر صفر را مساوی كرده بودیم و شرایطمان با گل مساوی بهتر شده بود اگه همین طور ادامه می دادیم كاپ قهرمانی مال ما می شد. همه چیز ظرف چند دقیقه تمام شد با گل ( پلادو ) و ضرب آزادی كه من وارد دروازه كردم . اول نشانه گیری كردم ، صدای جمعیت حاضر در استادیوم و بعد گل . درست به همین ترتیب ، باورم نمی شد حالا دیگه قهرمان جهان شده بودیم اولین كسی كه بعد از بازی جلوم ظاهر شد كالدرون بود بعد به ترتیب با پدرو با خورخه و بعد با بقیه آنها بعد هم یك نگاه به بالا كردم برای اینكه این قهرمانی را به مادرم هدیه كنم یاد آن لحظه ای افتادم كه از مسابقات جام 78 جا مانده بودم و حالا انتقام خودم رو گرفتم .

مارادونا : جام را قاپیدم

از بین كل جمعیت گذشتم تا بتونم به كاپ قهرمانی برسم، هاوالانژ رو دیدم كه دستش را به طرف من دراز كرد ازش پرسیدم كه می تونم جام را تو دستانم بگیرم یا نه ؟ اما منتظر جوابش نشدم و آن را قاپیدم. یك قدم به عقب گذاشتم و یك حالت تعظیم شبیه به سلام ژاپنی ها دادم و بعد همه دنبال سزار منوتی گشتیم كه در این لحظه با ما نبود ، همه ما با كاپ به سمت سزار دویدیم و كاپ را بهش تقدیم كردیم و با خودمون برای زدن دور افتخار بردیمش و زدن دور افتخار رو شروع كردیم و در این حین صدای ژاپنی ها را می شنیدیم كه با لهجه خودشان فریاد می زدند : آرژانتین .... آرژانتین

در یك لحظه تمام پروژكتورهای استادیوم خاموش شد و یك نورافكن روی ماها افتاد كه داشتیم دور زمین را می زدیم و این نور همه جا ما رو مثل سیرك تعقیب می كرد. همه ما آنقدر احساساتی شده بودیم كه زدیم زیر گریه درست مثل بچه ها . از شدت شادی و شعف دیوونه شده بودیم و مردم هم از ما می خواستند كه جام را بالای دستامون نگه داشته و نشونشون بدیم انگار اونا هم آرژانتینی بودند. وقتی كه به رختكن برگشتیم فقط هیاهو و پایكوبی بود و جشن . دوست نداشتیم از محوطه ورزشگاه خارج بشیم.

(از ابرار ورزشی )

UserName