موسسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان
در حال بار گزاری ....
ورود کاربر
×
شناسه کاربری :
رمز عبور :
مرا به خاطر بسپار
عددی که در زیر می بینید را وارد کنید :
رمز خود را فراموش کرده ام ؟
مشکی
سفید
سبز
آبی
قرمز
نارنجی
بنفش
طلایی
همه
متن
فیلم
صدا
تصویر
دانلود
Persian
Persian
کوردی
العربیة
اردو
Türkçe
Русский
English
Français
مرور بخشها
دین
قرآن
اعتقادات شیعه
نهج البلاغه
اخلاق و عرفان
احکام
مهدویت
تاریخ و سیره معصومین
دین و اندیشه
زندگی
خانواده ایرانی
کلوب ازدواج
تغذیه و آشپزی
سلامت
مخصوص متاهلین
دانش و زندگی
گردشگری
کودک و نوجوان
جامعه
سیاست
ورزشی
اجتماعی
ارتباطات
اقتصاد
حقوق
تاریخ ایران و جهان
انتخابات یازدهم
فرهنگ
ادبیات
سینما و تلویزیون
هنری
کتاب و کتابخوانی
فرهنگ پایداری
شبکه اجتماعی
مشاوره
آموزش
حوزه علمیه
فیلم
صوت
تصاویر
کتابخانه
خدمات
دانلود
وبلاگ
ویژهنامهها
دوشنبه 30 ارديبهشت 1392 - 9 رجب 1434 - 20 مي 2013
پنجمین نظرسنجی دوره یازدهم ریاست جمهوری
اعمال ماه مبارک رجب
نظرسنجی شورای اسلامی شهر تهران
طومار الکترونیکی محکومیت اقدام سلفیان
قرعهكشی هفتم وام ده میلیون ریالی
حديث روز: آنچه بر داعیه داران قدرت واجب است
صفحه اصلي
>
ادبیات
>
شعر
>
ایران
>
کهن
بازگشت
غزليات
الا يا ايها الساقي ادر كاسا و ناولها
صلاح كار كجا و من خراب كجا
اگر آن ترك شيرازي به دست آرد دل ما را
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
دل مي رود ز دستم صاحبدلان خدارا
به ملازمان سلطان كه رساند اين دعا را
صوفي بيا كه آينه صافي است جام را
ساقيا برخيز و در ده جام را
رونق عهد شباب است دگر بستان را
دوش از مسجد سوي ميخانه آمد پير ما
ادامه ...
رباعيات
تو نيك و بد خود هم از خود بپرس
سراي مدرسه و بحث علم و طاق و رواق
آصف عهد زمان جان جهان تورانشاه
بهاءالحق والدين طاب مثواه
قوت شاعره من سحر از فرط ملال
رحمن لايموت چو آن پادشاه را
به عهد سلطنت شاه شيخ ابواسحق
خسروا گوي فلك در خم چوگان تو شد
دادگرا تو را فلك جرعه كش پياله بود
روح القدس آن سروش فرخ
ادامه ...
مقطعات
تو نيك و بد خود هم از خود بپرس
سراي مدرسه و بحث علم و طاق و رواق
آصف عهد زمان جان جهان تورانشاه
بهاءالحق والدين طاب مثواه
قوت شاعره من سحر از فرط ملال
رحمن لايموت چو آن پادشاه را
به عهد سلطنت شاه شيخ ابواسحق
خسروا گوي فلك در خم چوگان تو شد
دادگرا تو را فلك جرعه كش پياله بود
روح القدس آن سروش فرخ
ادامه ...
مثنوي
الا اي آهوي وحشي كجايي
مرا با توست چندين آشنايي...
دو تنها دو سرگردان بي كس
دد و دامت كمين از پيش و از پس...
بيا تا حال يكدگر بدانيم
مراد هم بجوييم ار توانيم...
كه مي بينم كه اين دشت مشوش
چراگاهي ندارد خرم و خوش...
كه خواهد شد بگوييد اي رفيقان
رفيق بي كسان يار غريبان...
ادامه ...
ساقي نامه
بيا ساقي آن مي كه حال آورد
كرامت فزايد كمال آورد...
به من ده كه بس بي دل افتاده ام
وز اين هر دو بي حاصل افتاده ام...
بيا ساقي آن مي كه عكسش ز جام
به كيخسرو و جم فرستد پيام...
بده تا بگويم به آواز ني
كه جمشيد كي بود و كاووس كي...
بيا ساقي آن كيمياي فتوح
كه با گنج قارون دهد عمر نوح...
ادامه ...
قصايد
شد عرصه زمين چو بساط ارم جوان
ز دلبري نتوان لاف زد به آساني
سپيده دم كه صبا بوي لطف جان گيرد
ادامه ...
آخرين مطالب
ادبیات
کیومرث شد بر جهان کدخدای
تلاقی دو موتیف افق و تبعید
بوی قیر داغ
سانسور غزل حافظ به دست شاه شجاع !
کــو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
کجا رفت آن دانش و هوش ما
قصههایی که دورهات می کنند
زبان فارسی اهمیتش را از دست داده!
هفت نوشته بر هفت سنگ قبر
مرا نام بهتر که تن مرگ راست
×