• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4048
  • دوشنبه 1385/12/28 ساعت 19:25
  • تاريخ :

کلونینگ یعنی همانند سازی

در مورد کلونینگ افسانه های زیادی وجود دارد که بخش زیادی از آن ها به خاطر ندانستن مفهوم واقعی کلونینگ است.

کلون( clone ) کلمه ای در اصل، یونانی است به معنی مشابه و همانند. کلونینگ هم یعنی مشابه و همانند چیزی را ساختن. در زیست شناسی کلونینگ یا همانند سازی یعنی این که از یک ارگانیسم، ارگانیسمی مشابه بسازند. اولین بار در سال ‌ 1903‏‎ یک گیاه شناس آلمانی به نام هربرت وبر واژه کلون را برای مجموعه هایی از جانداران، مانند میکروب‌ها، که از طریق‌‏‎ تولید‏‎ مثل غیرجنسی تولید مثل می‌کنند، به کار برد.

گیاهان زیادی بدون نیاز به یک گیاه دیگر برای بارور کردن تخمشان و از طریق تولید مثل غیرجنسی تکثیر می‌شوند. بعضی جانوران ساده مانند بعضی کرم‌ها و قورباغه‌ها و زنبورها همه می توانند چنین کاری بکنند. یک مثال دیگر برای کلونینگ طبیعی، دوقلوهای همسان است. همه سلول های پیکر یک جاندار از تقسیم سلول تخم به وجود میِ آیند. این سلول‌ها در مراحل بعدی برای انجام کارهای ویژه ای تخصص پیدا می‌کنند. در واقع از سلول های پایه ای که از تخم به وجود می‌آید، سلول های تخصصی مانند سلول های بینایی، پوست و ... پدید می‌آید. این موضوع که چگونه از سلول‌های پایه، سلول های‏ تخصصی به وجود می‌آیند یکی از مشکلات حل نشده دانشمندان است.

کلونینگ یعنی همانند سازی

ایده اصلی کلونینگ این است، که بتوان اطلاعات ژنتیکی یک سلول را که در ژن های هسته اش قرار دارد، به سلولی که از این اطلاعات تهی شده منتقل کرد و سلولی پدید آورد که بتوان آن را رشد و کشت داد.‏‎‌‏‎ اگر‏‎ سلول‌ها ژن‌های‌‏‎ یکسانی داشته باشند، باید همه آنها بالقوه توان ایجاد یک جاندار کامل جدید را داشته باشند، همانطور که سلول تخم این قابلیت را دارد. بنابراین اگر هسته سلول تخم را که جایگاه ژن هاست از آن خارج کنیم و هسته ی یک سلول ( پوست، عصبی یا پیاز مو ) را درون آن بکاریم باید جاندار کاملی به وجود بیاید. جانداری که فقط از یک سلول درست شده است.

جان گاردن در سال 1970 اولین تلاش در این زمینه را انجام داد و چیزی نمانده بود قورباغه ای بسازد! او سلول یکی از بافت های تخصصی قورباغه "الف" را برداشت و هسته اش را( که مرکز اطلاعات ژنتیکی هر موجودی است)، خارج کرد سپس این هسته را وارد یک سلول تخم قورباغه که هسته اش را با اشعه ماوراء بنفش از بین برده بودند، "ب" کرد نتیجه یک نوزاد قورباغه مشابه قورباغه "الف" بود. البته این نوزاد آنقدر زنده نماند که قورباغه ای کامل شود، اما این روش انتقال هسته اساسی ترین روش کلونینگ شد.

پس کلونینگ اساساً با لقاح مصنوعی که در آن گامت های نر را به طور مصنوعی با تخمک در هم مِی آمیزند، فرق می‌کند. در همانندسازی از احتمالات ژنتیک خبری نیست. موجود کلون شده دقیقاً مشابه تک والدش است که این می‌تواند نقص کلونینگ هم باشد. دانشمندان می‌گویند در طبیعت که تولید مثل جنسی طبیعی ترین شیوه تکثیر است، کارت های بازی ژنتیک مدام بُر می‌خورد و نژاد خود به خود اصلاح می‌شود، اما موجودات کلون شده ممکن است نارسایی های ژنتیک را با خود به نسل بعد منتقل کنند.

دالی، اولین پستاندار همانند سازی شده

تا قبل از تولد دالی، گوسفندها به طور طبیعی از پدر و مادر به دنیا می‌آمدند. دالی اولین پستانداری بود که فقط با داشتن یک هسته سلول از گوسفندی دیگر ساخته بودند.

گروهی از دانشمندان موسسه رازلین در شهر ادینبورگ اسکاتلند به دنبال راهی برای اصلاح نژاد حیوانات اهلی بودند. آنها در اولین تلاش توانستند از سلول های پایه، دو گوسفند به نام های مگا و مورگان تولید کنند که چند هفته در آزمایشگاه زنده ماندند و رسانه‌ها هم چندان از آن ها باخبر نشدند. سرانجام تلاش های آنها در 5 ژولای 1996 به ثمر رسید و دالی، اولین پستاندار همانند سازی شده، به دنیا آمد. دالی اولین موجودی بود که از یک سلول بالغ به وجود ‌آمد، نه یک سلول جنین. تولد دالی کلونینگ را به بحث پای میز صبحانه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها کشاند.

وقتی دستتان را می‌برید پوست دستتان سلول های جدیدی می‌سازد، تا زخم شما خوب شود. این سلول‌ها این گونه برنامه ریزی شده اند. به این سلول ها، سلول های تخصصی (differentiated) می‌گویند. در برابر این سلول ها، جنین در مراحل اولیه اش سلول های پایه ای دارد، که می‌توانند به هر بافتی تغییر شکل بدهند و تبدیل شوند، مثلاً ماهیچه شوند یا پوست یا یک بافت دیگر. برای ساختن دالی، یک سلول کاملاً بالغ تخصصی را برداشتند. باید این سلول را به شکل اولیه اش در می‌آوردند.

هسته سلول را در آوردند و هسته سلول گوسفند والد دالی را واردش کردند و جنین حاصل را در رحم گوسفندی دیگر پرورش دادند. نتیجه، دالی بود که کاملاً مشابه گوسفند دهنده ی هسته سلول بود. دالی تا سال‌ها، گوسفندی طبیعی بود که چهار بره هم به دنیا آورد. اما بعد از مدتی نگهدارندگان دالی در موسسه رازلین اسکاتلند فاش کردند که گوسفند آرتروز دارد. در سال 2003 دالی در 7 سالگی مرد. در حالی که گوسفندها به طور طبیعی 12 سال عمر می‌کنند. بعضی‌ها می‌گویند دالی به این خاطر زود مرد که گوسفند دهنده هسته سلول 6 ساله بود یعنی دالی که خصوصیات ژنتیکی او را به ارث برده بود از همان اول تولد 6 ساله بوده است. وقتی دالی مرد سوال های زیادی مطرح شد. مثلاً آیا پیری زودرس ویژگی تمام موجودات کلون شده خواهد بود؟ دالی بعد از مرگ در موزه شهر ادینبورگ به نمایش گذاشته شد. بعد از مرگ دالی نسل جدیدی از حیوانات همانند سازی شده به وجود آمدند: سگ، گربه، حتی اسب و گاو. ولی همه این ها هنوز در مراحل آزمایشگاهی قرار دارد. تمام این‌ها، کلونینگ را به یک پدیده‌ی آزمون و خطا تبدیل می‌کند. "آن قدر بکش، تا زنده متولد شود"

 

ژپتوی دلسوز کلونینگ

یان ویلموت، همان کسی است که دالی را شبیه‌سازی کرد. او اولین دانشمندی است که یک پستاندار را همانندسازی کرده و در همین حال مخالف سرسخت و دل‌نگران کلون انسان است. همه این ها کافی به نظر می‌رسد تا او را اینشتین کلونینگ بنامیم. شاید تلخ‌ترین لحظه برای او وقتی بود که به خبرنگاران گفت: "بله درست است. به خاطر ایرادات فرایند کلونینگ، دالی به ورم مفاصل مبتلا است ". درست مثل پدری که از فرزند بیمارش حرف می‌زند، ویلموت، لحظه‌ای از هشدار دادن دست بر نمی‌دارد. او گفته است: "این تکنولوژی هنوز در مراحل اولیه است و حدود 98 درصد تلاش‌ها شکست می‌خورد. شبیه‌سازی انسان غیر مسئولانه و جنایتکارانه است" وی قصد دارد تحقیقاتش را پیرامون کلونینگ درمانی متمرکز کند.

کلونینگ یعنی همانند سازی

 

کلونینگ انسان: دروغ رسانه‌ها یا واقعیتی محرمانه

شرکت آمریکایی کلوناید در سال 2002 اعلام کرد، نخستین انسان شبیه سازی شده را درست کرده است. بریژیت بواسلیه، مدیر این شرکت گفت: انسان شبیه سازی شده دختری سالم است که با استفاده از سلول پوست یک زن آمریکایی خلق شده و با روش رستمینه سالم به دنیا آمده است. اما تلاش رسانه‌ها برای دیدن اولین انسان کلون شده به جایی نرسید و معلوم شد که موضوع بیشتر جنبه ی تبلیغاتی داشته تا واقعیت. بد نیست این را هم بدانید که بنیان گذار این شرکت کلود واریلون است که فرقه ای به نام رائیلیان درست کرده و مدعی ارتباط با موجودات فضایی است که به زمین بیایند و او باید برایشان یک سفارتخانه بسازد. این شرکت فایده این کار را کمک به زوج های بی‌فرزند و یا کسانی که مایل به زندگی دوباره عزیزانشان هستند اعلام کرده و گفته است که با این روش می‌توان حتی قربانیان 11سپتامبر را دوباره زنده کرد!

هدف کلونینگ همانند سازی صرف نیست. چه فایده ای دارد گوسفندی را که این قدر راحت می‌تواند به دنیا بیاید، با روش های پیچیده آزمایشگاهی بسازیم؟ از هیاهوی رسانه‌ها که بگذریم دانشمندان در کلونینگ انسان به دنبال راهی برای درمان بیماری‌ها و نقص عضوها هستند. سلول های بنیادین جنین های چند روزه، این توانایی را دارند که هر بافتی را به وجود آورند و دانشمندان می‌کوشند از آنها برای درمان انواع بیماری‌ها از دیابت و سرطان گرفته تا ام ان دی استفاده کنند و یا اعضای مختلف انسان را درست کنند تا به کسانی که عضوی از دست داده اند، پیوند بزنند. یا ارگانیسمی را وادار کنند که کار جدیدی انجام دهد، مثلاً گوسفندی که بتواند انسولین انسانی ترشح کند. اما مخالفان کلونینگ می‌گویند که استفاده از جنین انسان برای تحقیق و حتی درمان، غیر اخلاقی است. اغلب قوانین اجازه نمی دهند چنین جنینی به رحم یک زن انتقال یابد. با وجود این، منتقدان می‌گویند که علم حد و مرزی نمی شناسد و مادامی که ممنوعیت جهانی وضع نشده است، تهدید همانند سازی انسان وجود دارد. در سال 2004 دانشمندان کره جنوبی اعلام کرده اند که موفق شده اند 30 سلول پایه انسان به وجود بیاورند و آن ها را تکثیر کنند. به هر حال قوانین اکثر دولت‌ها مخالف همانند سازی سلول های انسانی است.

برخی ساده دلان گمان می‌کنند، کلونینگ دخالت در کار خالق است. اما آنچه تن آدمی را شریف می‌کند جان اوست که در او می‌دمند و روح را نمی توان کلون کرد. در واقع کلونینگ، در پاسخ به یکی از سوالات اساسی زیست شناسی، یعنی نحوه تمایز سلول‌ها، پدید آمده است و جدا از هیاهوی رسانه‌ها می‌تواند راه گشای بسیاری از مشکلات دانش پزشکی امروز باشد.

نویسنده: علی فارسی نژاد

UserName