• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 8952
  • دوشنبه 1388/6/23
  • تاريخ :

حيا، فطري يا اکتسابي؟

حجاب

يكى از امتيازات انسان، در مقايسه با موجودات ديگر، تهيه پوشش مناسب براى اندام خويش است . بر اين اساس، لباس پوشيدن يكى از شؤون و ويژگى‏هاى انسان است . لباس، افزون بر حفظ انسان از سرما و گرما و برف و باران و يارى دادن وى در حفظ عفت و شرم، در آراستگى و زيبايى آدمى نيز نقشى مهم ايفا مى‏كند و مى‏توان آن را نشان دهنده گرايش اعتقادى فرد و تعلق وى به فرهنگى خاص دانست . قرآن كريم ضمن نعمت و هديه خداوند خواندن لباس به كاركردهاى مختلف آن اشاره مى‏كند و مى‏فرمايد: «اى فرزندان آدم، براى شما لباسى فرو فرستاديم كه اندام شما را مى‏پوشاند و مايه زينت‏شما است و لباس تقوا بهتر است . اين از آيات خداوند است . باشد كه متذكر شده پند گيريد .» (1)

 

در كتاب مقدس نيز مى‏خوانيم: «چون زن ديد كه آن درخت‏براى خوراك نيكو است و به نظر خوش‏نما و درختى دلپذير، دانش افزا . پس از ميوه‏اش گرفته بخورد و به شوهر خود نيز داد و او خورد . آنگاه چشمان هر دوى ايشان باز شد و فهميدند كه عريانند . پس برگ‏هاى انجير به هم دوخته، سترها براى خويشتن ساختند . . . . و خداوند، رخت‏ها براى آدم و زنش از پوست‏بساخت و ايشان را پوشانيد . (2)

بر اساس پژوهش‏ها، از آغاز پيدايش انسان، هر يك از زن و مرد كوشيده است تا پوشش مناسب خود را تهيه كند . آدمى نخست‏با برگ درختان، سپس با پوست‏حيوانات و بعدها با دست‏بافت‏هاى خود، خويش را پوشاند . (3)

خوشبختانه با پيشرفت صنعت و دست‏يافتن به منابع و ابزار جديد، پوشش نيز از تغييرات تكاملى بهره‏مند گرديد و انسان به پوشاك مناسب‏تر دست‏يافت . نكته قابل توجه آن است كه اگر چه حيات آدميان از همان آغاز با «پوشش‏» پيوند خورده است، به دليل وجود نوعى احساس حياى طبيعى در جنس ماده، زنان در طول تاريخ در امر پوشش تلاش و جديت‏بيش‏تر از خود نشان داده‏اند . (4) دانشمندان، در مورد علت اشتياق و جديت‏بيش‏تر زنان، نظرهاى گوناگون ارائه داده‏اند. بسيارى ريشه اشتياق بيش‏تر زنان به پوشش را طبيعت آنان دانسته‏اند .  ويل دورانت  مى‏گويد: «شرمگينى، خاص نوع انسان نيست و شباهت آشكارى دارد به كراهت‏حيوان ماده از جفت‏شدن در غير فصل جفت‏جويى يا خارج از حد معتدل آن . مسلما ريشه شرمگينى نيز از همين جا است .» (5)

 

در مقابل، ويليام جيمز، روان‏شناس معروف، حيا را امرى اكتسابى مى‏داند و مى‏نويسد: «زنان دريافتند كه دست و دلبازى مايه طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند . . . .» يكى از محققان سبب گرايش زنان به حيا را چنين توضيح داده است: «خوددارى از انبساط و امساك در بذل و بخشش، بهترين سلاح براى شكار مردان است . . . مرد جوان به دنبال چشمان پر از حيا است و بى آن كه بداند، حس مى‏كند كه اين خوددارى ظريفانه از يك لطف و دقت عالى خبر مى‏دهد .» (6) شوپنهاور نيز حياى زن را رهاورد پيمان پنهانى زنان براى افزايش ارزش و جذابيت‏خود و وادار ساختن مرد به جست و جو مى‏داند . (7) طبق اين ديدگاه، حيا امرى غريزى نيست . به نوعى در نهاد زنان ريشه دارد و از سرشت‏خاص آنان بر مى‏خيزد .

حجاب

به هر حال، به گواهى متون تاريخى، در ميان اكثر قريب به اتفاق ملت ها و كشورهاى جهان حجاب زنان معمول بوده است . مورخان، به‏ندرت از اقوامى بدوى كه زنانشان داراى حجاب مناسب نبوده يا برهنه در اجتماع ظاهر مى‏شدند، نام مى‏برند . تعداد اين اقوام آن قدر اندك است كه در مقام مقايسه قابل ذكر نيستند . (8)

حجاب زنان در طول تاريخ، فراز و نشيب‏هاى بسيار ديده و در سايه فرهنگ‏ها و سليقه‏هاى حاكمان و متنفذان مذهبى تشديد يا تخفيف پذيرفته، ولى هماره تداوم يافته و هيچ‏گاه به طور كامل از ميان نرفته است . بسيارى از مؤرخان به گستردگى دامنه حجاب و رواج آن در بين زنان اشاره كرده‏اند . فريد وجدى با تصريح به قدمت‏حجاب، با استناد به دايرة‏المعارف لاروس، گزارشى مفصل از پوشاندن صورت و همه اندام‏ها توسط زنان يونانى و فنيقى ارائه مى‏دهد و از رواج حجاب در ميان زنان اسبرطا، سيبرى، آسياى صغير، فارس و عرب سخن مى‏گويد . (9)

 

بسيارى از متفكران، برابر آيات قرآن و كتاب مقدس - آدم و حوا بدون حضور ناظرى بيگانه از برهنگى احساس شرم كردند و بدون آن كه تحت تاثير هيچ آموزه، فرمان يا تذكرى قرار گيرند، به وسيله برگ‏هاى درختان بهشتى به سرعت‏خود را پوشاندند - راز رويكرد انسان به پوشش را نهاد و فطرت او دانسته‏اند; زيرا اولا، نخستين انسان‏ها به طور فطرى به پوشش روى آورده‏اند . ثانيا، گزارش‏هاى موجود به خوبى اثبات مى‏كند كه حجاب زن در نقاط مختلف جهان به طور كامل رعايت مى‏شده و در بعضى از موارد با شدت و سختى همراه بوده است . ثالثا، اگر اكنون نيز به لباس ملى كشورهاى جهان بنگريم، معمول بودن حجاب زنان را به خوبى در مى‏يابيم . آقاى «براون واشنايدر» در كتابى به نام «پوشاك اقوام مختلف‏» تصوير لباس‏هاى ملى و رايج كشورهاى مختلف جهان از عهد باستان تا قرن بيستم را به تفصيل ارائه كرده است . نگاهى كوتاه به اين كتاب نشان مى‏دهد يهوديان، مسيحيان، اعراب، يونانيان، اهالى رم، آلمان، خاور نزديك و . . . حجاب را به طور كامل رعايت مى‏كردند و اكثرا سر خويش را نيز مى‏پوشاندند . برابر تصاوير اين كتاب، كاهش تدريجى حجاب زنان از نيمه دوم قرن هيجدهم در اروپا آغاز شد; ولى حتى تا اواخر قرن نوزدهم، اروپاييان همچنان لباس بلند مى‏پوشيدند و سر را نيز مى‏پوشاندند . (10)

متداول بودن حجاب در ميان ملل مختلف كه عقيده، مذهب و شرايط جغرافيايى متفاوت داشتند، نيز نشان دهنده تمايل فطرى زنان به حجاب دانسته شده است .

 بسيارى از جامعه‏شناسان حجاب زن را مقتضاى طبيعى جامعه بشرى معرفى كرده‏اند . مونتسكيو مى‏نويسد: «قوانين طبيعت‏حكم مى‏كند زن خوددار باشد; زيرا مرد با تهور آفريده شده است و زن نيروى خوددارى بيش‏ترى دارد . بنابراين، تضاد بين آن‏ها را مى‏توان با حجاب از بين برد و بر اساس همين اصل، تمام ملل جهان معتقدند كه زنان بايد حيا و حجاب داشته باشند .» (11)

 

در نظر منتسكيو، از دست رفتن عفت زنان به قدرى نواقص و معايب پديد مى‏آورد و روح مردم را فاسد مى‏كند كه اگر كشورى بدان دچار گردد، در بدبختى‏هاى فراوان فرو مى‏رود . به خصوص در حكومت دموكراسى از دست رفتن عفت‏سبب بزرگ‏ترين بدبختى‏ها و مفاسد مى‏شود و اساس حكومت را از بين مى‏برد . بدين جهت، «در جمهورى نه تنها اخلاق فاسد بلكه تظاهر به فساد اخلاق و سبكى را نيز منع كرده‏اند; چه آن كه عشوه‏گرى و طنازى كه از بيكارى زن‏ها توليد مى‏شود، نتيجه‏اش آن است كه قبل از آن كه خود زن‏ها را فاسد كند، ديگران را فاسد مى‏نمايد .» (12)

در نظر منتسكيو، از دست رفتن عفت زنان به قدرى نواقص و معايب پديد مى‏آورد و روح مردم را فاسد مى‏كند كه اگر كشورى بدان دچار گردد، در بدبختى‏هاى فراوان فرو مى‏رود .

با عنايت‏به تمايل فطرى زن و نقش حياتى پوشش زنان در كنترل و هدايت غرائز شهوانى در مسير صحيح و جلوگيرى از فساد و تباهى جامعه، پيامبران الهى، هماهنگ با فطرت انسانى زنان، آنان را به حجاب فراخواندند و بدين وسيله اشتياق درونى‏شان را با قوانين تشريعى استحكام بخشيدند . (13)

آرى، پروردگار جهانيان از يك سو گرايش به پوشش را در نهاد زنان به وديعت گذارد; از سوى ديگر، پوشاك را در لابه‏لاى نعمت‏هاى بيكرانش به بشر ارزانى داشت; و از سوى سوم «حجاب‏» را بر زنان واجب ساخت تا گوهر هستى «زن‏» در صدف پوشش صيانت گردد و جامعه از فرو افتادن به گرداب فساد و تباهى نجات يابد . قرآن كريم برهنگى و كنارگذاشتن لباس را دام شيطان معرفى مى‏كند و انسان‏ها را از فروافتادن در چنين دامى بر حذر مى‏دارد: «اى فرزندان آدم، مبادا شيطان شما را بفريبد آنچنان كه پدر و مادر شما را از بهشت‏بيرون راند و لباسشان را از تنشان بيرون آورد ....(14)

 

 

پى‏نوشت:

1 . اعراف (7): آيه 27 .

2. تورات، سفر پيدايش، باب 3، آيات 6- 8 و 20 و 21 .

3 . ويل دورانت در صفحه 155 نخستين جلد تاريخ تمدن درباره پوشاك انسان و تاريخ صنعت‏بافندگى مى‏نويسد: از آن وقت كه انسان توانست‏سنجاق و سوزن را بسازد، به بافندگى پرداخت; و نيز مى‏توان گفت كه، از وقتى كه انسان بافندگى را آغاز كرد بر حسب ضرورت سوزن و سنجاق را ساخت; چون انسان تنها به اين خشنود نبود كه با پوست‏حيوانات خود را بپوشاند . با پشم گوسفند و الياف گياهان لباس‏هايى را براى خود تهيه كرد و همين لباس ساده است كه جامه رد هندى و شنل يونانى و لنگ مصرى قديم و ساير اقسام گوناگون و جذاب لباس انسان را در عهدهاى مختلف تشكيل داده است . در اين هنگام است كه بافندگى از مهم‏ترين هنرهاى مخصوص زن گرديده است . دوك‏ها و ماسوره‏هايى كه در ميان عصر جديد به دست آمده، به خوبى نشان مى‏دهد كه صنعت عظيم بافندگى ريشه دورى دارد .

4. المراة و فلسفة التناسليات، فخرى، ص 278، لذات فلسفه، ويل دورانت، ص 129 .

5. لذات فلسفه، ويل دورانت، ترجمه عباس زرياب، ص 129 .

6 . همان، ص 129 .

7 . حسينى نجفى، ص 116 .

8. النادر كالمعدوم; موارد كمياب همانند ناياب است .

9 . دايرة المعارف فريدوجدى، ج 3، ص 336 .

10 . ر . ك . پوشاك اقوام مختلف، ترجمه يوسف كيوان شكوهى .

11 . زن در آيينه تاريخ، على اكبر علويقى، ص 115 .

12 . روح القوانين، منتسكيو، ترجمه على اكبر مهتدى، ص 325 .

13. براى تفصيل بيش‏تر به حجاب در اديان الاهى از نگارنده مراجعه مى‏شود .

14. اعراف (7): 27 .

 

منبع :پرسمان - باتلخيص

تنهظيم براي تبيان :داوودي

 

مقالات مرتبط :

حصاري از پاکي ها

حجاب در ملل و اقوام گذشته

حجاب ،نه افراط نه تفريط

حجاب قديمي شده!

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
حجاب ، فراتر از پوشش ظاهري

حجاب ، فراتر از پوشش ظاهري

عرصه ي حجاب محدود به يك زمينه نيست، بلكه دامنة آن فراتر از حفظ پوشش ظاهري است . در اين مقاله قصد داريم دو مسئله ي مهم ديگردر باب حجاب که گفتار و رفتار است را مورد بررسي قرار دهيم :
حیا مهم است یا حجاب؟

حیا مهم است یا حجاب؟

پوشش و حيا تفكيك ناپذيرند و تا جلوه‌اي از حيا در زني وجود داشته باشد، پوشش او نيز با جديت مراعات مي‌شود. زنان با حيا كساني هستند كه با پوشش كامل خود از نمايش بدن، موهاي سر و زينت‌هاي خود شرم مي‌ورزند.
خود نمایی و تخریب عشق

خود نمایی و تخریب عشق

جامعه ای که زنان، به خود آرایی و نمایش تحریک آمیز خود می پردازند، پیروی از هوا و هوس و گرایش به شهوات در آن افزایش می یابد و ارزش های دینی و معنوی – که تنها عامل انسانیت و بالندگی فضایل اخلاقی و در نتیجه عشق واقعی است – از بین رفته و یا کم رنگ می شود و ب
UserName