• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2225
  • دوشنبه 1388/6/23
  • تاريخ :

تذكره آكتورها

عزت الله انتظامی

 منطقه ما منطقه‌ای است كه تعداد زیادی از سینماگران معروف و محبوب آن را برای سكونت انتخاب كرده‌اند. خیلی‌ها هم اصالتاً اهل شمیران هستند. به این ترتیب نمی‌توان ویژه‌نامه‌ای را به مناسبت روز سینما به هنر هفتم اختصاص داد اما در آن از اهالی سینمایی منطقه یادی نكرد.

شاید آب و هوای لطیف‌ترین منطقه، سكوت بعضی محله‌ها و خلوتی كه هنرمند این روزگار در‌به‌در به دنبال آن می‌گردد اهالی سینما را به این منطقه كوچانده است. هر چه هست حضور هنرمندان حوزه‌های مختلف باعث شده است كه وزن فرهنگی منطقه ما قدری سنگین‌تر شود و ظرفیت‌های خوبی در آن ایجاد شود.

 اینكه حالا از این ظرفیت درست استفاده می‌شود یا نه، اینكه آیا هنرمندان منطقه در كنش‌های اجتماعی توانسته‌اند محورهای توسعه فرهنگی و اجتماعی این منطقه باشند یا نه موضوع بحث و گفت‌و‌گوی امروز نیست.

 امروز می‌خواهیم بدون حاشیه به زندگی چند نفر از اهالی سینما بپردازیم كه شاید همسایه شما هستند. آنها را بدون تظاهر پشت شیشه جعبه جادویی یا روی پرده سفید سینما دیده‌اید ولی شاید روز تولد آنها را ندانید تا بهانه‌ای برای تبریك و دست‌مریزاد باشد. آن هم دست مریزاد به كسی كه در سینمای پرفراز و نشیب ما لااقل آنقدر ایستادگی كرده است و راه دیده كه بتوان او را قائل به حقی بر گردن خودمان بدانیم حق لحظه‌ای خنداندن، گریاندن و به اندیشه كردن وا داشتن.

 عزت سینمای ایران، آقای بازیگر و ده‌ها تعبیر دیگر، نام‌هایی است كه مردم ایران به عزت‌الله انتظامی داده‌اند. آقای بازیگر در 31 خرداد سال 1303 یا 1304 متولد شده است. یعنی همان سال‌ها كه تازه سینما داشت در ایران شكل می‌گرفت. او از سال 1328 تا امروز یعنی درست 60 سال است كه صحنه را خالی نكرده است و 6 دهه است كه نام او به عنوان بزرگ‌مرد سینمای ما بر سر زبان‌هاست.

شاید آب و هوای لطیف‌ترین منطقه، سكوت بعضی محله‌ها و خلوتی كه هنرمند این روزگار در‌به‌در به دنبال آن می‌گردد اهالی سینما را به این منطقه كوچانده است. هر چه هست حضور هنرمندان حوزه‌های مختلف باعث شده است كه وزن فرهنگی منطقه ما قدری سنگین‌تر شود و ظرفیت‌های خوبی در آن ایجاد شود.

 افتخاری كه كمتر بازیگر و هنرمندی نمونه‌اش را كسب كرده است. او ساكن یكی از محله‌های منطقه ماست. پدرش اشتهاردی‌ است. برای گذران خدمت سربازی به تهران آمد و همینجا ماندگار شد. با یكی از اشراف‌زادگان تهران ازدواج كرد و عزت در پایتخت بر غوغای سال‌های آغازین این قرن متولد شد. شهرت مثال‌زدنی او با بازی در فیلم سینمایی «گاو» ساخته داریوش مهرجویی در سال 1348 به دست آمد.

گوهر شهرت خالص و بی‌حاشیه چیزی بود كه انتظامی هرگز آن را از دست نگذاشت و همواره در اوج محبوبیت زندگی حرفه‌ای‌اش را اداره كرد. این هم از آن چیزهایی است كه هنرمندان ایرانی كمتر توانسته‌اند به كسب و حفظ جایگاه خود نایل شوند.  بازی‌های دیگر او در فیلم‌های هامون، آقای هالو، دایره مینا، پستچی، اجاره‌نشین‌ها، بانو و... او را برای كار كردن در یك سینمای سخت و ساده مهیا كرد.

 او با بازی در سریال «هزار دستان» علی حاتمی به جایگاهی دست یافت كه جایگاه تثبیت شده یك مرد سینمایی است. آخرین كارهای او «مینای شهر خاموش»، «شهری كه دوست می‌دارم» در سال 1385 و «زادبوم» در سال 1387 است. برای او كه امروز مرشد متواضع سینماست، برای موهای جوگندمی‌اش، برای چشم‌های خسته‌ای كه به انتظار مهربانی پاسخی در خور داده است برای او كه همه چیز سینمای ماست دل خجسته و خوش آرزو می‌كنیم.

موهایی كه در سینما سفید شد

 جمشید مشایخی، شایسته صمیمانه‌ترین تبریك‌ها برای روز سینماست. او موهای لختش را در آسیاب سینمای ایران سپید كرد. خیلی زودتر از آنكه انتظارش را داشته باشیم. شاید برای اینكه او برای مهربانی پدربزرگ شدن ساخته شده است. او را در سینمای ایران همه به بزرگی می‌شناسند.

حالا 75 ساله است. متولد 1313 در تهران. 53 سال است كه سینما او را آبدیده كرده است. برای همین در عمیق‌ترین اقیانوس‌های خاطره ما از سینما او شناگر قابلی است. تحصیلات خود را در رشته تئاتر ناتمان رها كرد و در سال 1336 به استخدام اداره تازه تأسیس هنرهای دراماتیك در آمد.

از جوان‌ترها حالا باید سراغ پرویز پرستویی رفت. اما نام اصلی‌اش فرامرز است. دوم تیر ماه سال 1334 در روستای چارلی همدان متولد شد و از سال 1362 تا كنون بیش از 26 سال است كه سینما و تئاتر ایران را به تماشای تحسین‌برانگیز خود واداشته است.

 او را به خاطر حضور در سینما و بازی در فیلم كوتاه «جلد مار» به كارگردانی هژیر داریوش از تئاتر اخراج كردند و همین زمینه‌ای شد تا از سال 1349 بطور جدی فیلم را انتخاب كند. او هم در فیلم گاو بازی كرد. جایی كه همه سهامداران عمده هنر سینمای ایرانی در آن شراكت بی‌غل و غشی داشتند. او را به درود و سلامی باید مهمان كرد. چرا كه بزرگ است و هیچ میزبانی چیزی بیشتر و درخورتر از این برای او ندارد.

 درود و سلام به خاطر بازی در فیلم یك بوس كوچولو، به خاطر خانه‌ای روی آب، كاغذ بی‌خط، به خاطر آنكه رضا خوشنویس تاریخ ایران است در سریال هزاردستان و نقش نقاش در فیلم كمال‌الملك، به خاطر سوته‌دلان و شازده احتجاب، قیصر و خشت و آیینه و سلطان صاحبقران و همه كارهای خوبی كه ذهن جامعه ایرانی با قدرشناسی تمام از او به خاطر دارد.

كارگردان فیلم‌های به نمایش در نیامده

 پیرمرد، با آن چشم‌های غریب و نگاهی كه می‌تواند تا عمق استخوان آدم را سوراخ كند بهرام بیضایی است. همسایه محله محمودیه ما، او در پنجم دی ماه سال 1317 در تهران متولد شد. خانواده او اهل كاشان بودند و آن طور كه خودش گفته است در كار تعزیه بودند. موضوع جالب درباره او تحصیلات ناتمام در رشته ادبیات فارسی و استخدام در اداره كل ثبت اسناد و املاك دماوند است.

 او در سال 1341 بعد از 3 سال كار در اداره ثبت به اداره هنرهای دراماتیك منتقل شد. او از پایه‌گذاران كانون نویسندگان ایران است. در دانشكده هنرهای نمایشی دانشگاه تهران تدریس كرد. فعالیت سینمایی‌اش را با فیلم‌برداری یك فیلم 8 ‌میلی‌متری 4 دقیقه‌ای سیاه و سفید در سال 1341 آغاز كرد و پس از سال 1349 كه فیلم كوتاه عمو سبیلو را ساخت دست به كار ساختن فیلم بلند رگبار شد كه او را به شدت و محبوبیت رساند.

 فیلم‌های سینمایی «چریكه تارا» و «مرگ یزدگرد» حاصل سال‌های 1357 و 1360 است كه هنوز به نمایش عمومی درنیامده است. فیلم «سگ‌كشی» آغاز نمایش فیلم‌های تازه او در سینماهاست. بهرام بیضایی در كنار فیلمسازی یكی از بزرگ‌ترین فیلمنامه‌نویسان و نمایشنامه‌نویسان ایران است و در عرصه تئاتر از صاحب‌نام‌ترین هنرمندان ایران است.

او كتاب‌هایی درباره نمایش نوشته است كه در ایران، چین و ژاپن منتشر شده است و از منابع درسی دانشجویان نمایش است. «وقتی همه خوابیم» آخرین اثر سینمایی اوست كه گویا موقع ساخت آن نتوانسته است بر عصبانیت‌های تاریخی‌اش غلبه كند. با این همه او را دوست داریم. بیشتر از آنكه كسی بتواند فكرش را بكند.

فرهاد آییش

 زیر تیغ كلمات كند

 از جوان‌ترها حالا باید سراغ پرویز پرستویی رفت. اما نام اصلی‌اش فرامرز است. دوم تیر ماه سال 1334 در روستای چارلی همدان متولد شد و از سال 1362 تا كنون بیش از 26 سال است كه سینما و تئاتر ایران را به تماشای تحسین‌برانگیز خود واداشته است. سینمای ایران او را به خاطر بازی درخشانش در فیلم‌های بیدمجنون، آژانس شیشه‌ای، مارمولك و لیلی با من است و ده‌ها فیلم دیگر فراموش نمی‌كند.

 آدم احساساتی و مهربانی است. خیلی زود كاسه چشم‌های مهربانش از اشك پر می‌شود. صدای گیرایی هم دارد و شعرهایی كه روی نوار كاست توی استودیو خوانده است، باعث شده تا حافظه شعری امروز ما تقویت شود. از جوان‌ترین بازیگر مردی است كه در جشنواره فیلم فجر سیمرغ بلورین گرفته است هر چند خودش از همه سیمرغ‌ها بالاتر پریده است.

 او در سال 1362 برای بازی در فیلم دیار عاشقان از دومین جشنواره فیلم فجر سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مرد را از آن خود كرده است. آخرین فیلم سینمایی پرویز پرستویی «بیست» به كارگردانی عبدالرضا كاهانی است. بازی او در سریال «زیر تیغ» در سال گذشته او را محبوب‌تر از آنچه بود كرده است.

 صددرصد شمیرانی

 فرهاد آئیش از آن شمیرانی‌هایی است كه دلش برای محله‌های منطقه یك پر می‌كشد. خودش جایی نوشته است: «اهل شمیرانم. روزگارم بد نیست. در سال 1331 متولد شدم. دبستان و دبیرستان را در تهران گذراندم. هوای سفر به دل داشتم. كوله‌پشتی به كول انداختم و رفتم.

عزت سینمای ایران، آقای بازیگر و ده‌ها تعبیر دیگر، نام‌هایی است كه مردم ایران به عزت‌الله انتظامی داده‌اند. آقای بازیگر در 31 خرداد سال 1303 یا 1304 متولد شده است. یعنی همان سال‌ها كه تازه سینما داشت در ایران شكل می‌گرفت. او از سال 1328 تا امروز یعنی درست 60 سال است كه صحنه را خالی نكرده است و 6 دهه است كه نام او به عنوان بزرگ‌مرد سینمای ما بر سر زبان‌هاست.

 اول به انگلستان و بعد آمریكا. سال‌ها و سال‌ها سفر كردم. در میان این سفرها درس هم خواندم. فیلم و عكاسی. مدتی عكاس بودم و بعد تئاتری شدم.» اینكه می‌گویم او دلش برای شمیران تنگ می‌شود به این دلیل است كه او بعد از 27  سال سیر و سیاحت عاقبت به خانه پدری‌اش بازگشت و كار نمایش و سینما را بعد از آنكه 30 نمایش را آن طرف آب‌ها به فارسی و انگلیسی بازی و كارگردانی كرد در ایران سر گرفت.

آخرین اثر نمایشی او كه زمستان سال گذشته سر و صدای زیادی به راه انداخت تئاتر كرگدن بود كه خودش كارگردانی كرد و در آن بازی كرد. قدری هم مایه‌های طنز به آن اضافه كرد. او آدم پركاری است. تابستان همان سال هم خرده جنایت‌های زن و شوهری را برای تلویزیون ساخت. او چندین فیلم سینمایی و تلویزیونی هم ساخته است.

 یاد بعضی نفرات

 خیلی دوست داشتم كه در این مجال كوتاه از مرضیه برومند كه كودكی‌هایمان را او درك كرد و در سخت‌ترین شرایط به داد رویاهای كودكی‌مان رسید، از علیرضا خمسه كه هرگز او را با كودكی‌هایش در «هوشیار و بیدار» كه كسل‌بارترین جمعه‌هایمان را رنگی از شادی و طراوات می‌بخشید و از امین حیایی كه با سریال آپارتمان از دریچه شیشه‌ای وارد خانه‌هایمان شد، هنوز هم كه هنوز است مهمان دلپذیر خانه‌های ماست

دوست داشتم از محله آنها حرف بزنم چرا كه آنها توانسته‌اند در سخت‌ترین شرایط گوشه‌ای از خلأهای زندگی ما را با نقش‌آفرینی خود پر كنند. با این همه هنر جای نقد و نقادی است و به تمام جریان سینمای ما نقدهای جدی وارد است كه قبلاً گفتم به مناسبت این روز عزیز از آنها می‌گذریم.

 هنرمندان از پایگاه اجتماعی محكمی برخوردارند. آنها این توانایی را دارند كه خارج از صحنه و بیرون از قاب تلویزیون دستی برای حل بسیاری از معضلات و مشكلات اجتماعی دراز كنند. شاید وقتی مجالی شد تا به آنها به گفت‌وگو بنشینیم و از وضع شهر و محله‌مان سخن بگوییم.

 با این همه بزرگان سینمای ایران كه امروز در كنار ما هستند،‌آنها كه عمری را در كنار ما و برای ما و برای فرهنگ و هنر ایران زمین زندگی كرده‌اند به قدرشناسی ما نیز چشم دارند. روز سینما برای آنها روز گرفتن پاسخ به پرسش‌هایی است كه سال‌ها آن سوی دوربین طرح كرده‌اند. جواب این پرسش‌ها حتماً پیش تك‌تك شما محفوظ است و حقش ادا كردنی.

منبع : همشهری

تنظیم برای تبیان : مسعود عجمی

UserName