تعداد مطالب : 8163
تعداد نظرات : 2124
زمان آخرین مطلب : 946روز قبل

 

آموخته ام با پول می شود خانه خرید, ولی آشیانه نه. 

رختخواب خرید ولی خواب نه! 

ساعت خرید ولی زمان نه... 

می توان مقام خرید ولی احترام نه! 

می توان کتاب خرید ولی دانش نه. 

دارو خرید ولی سلامتی نه! 

خانه خرید ولی زندگی نه. وبلاخره می توان قلب خرید 

ولی عشق را نه. 

آموخته ام تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من

می گوید: تو مرا شاد کردی! 

آموخته ام که... مهربان بودن مهم تر از درست بودن است! 

آموخته ام که... هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی, نه گفت! 

آموخته ام که... همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش

نیستم دعا کنم! 

آموخته ام مهم نیست که زندگی تا چه حد جدی بودنرا از شما

 انتظار دارد. 

همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم. 

آموخته ام که... گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد, فقط

دستی  است برای گرفتن دست او, و قلبی است برای فهمیدن وی! 

آموخته ام که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی, 

شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی ست. 

آموخته ام زندگی مثل یک دستمال لوله است, هر چه به انتهایش

نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند. 

آموخته ام که... پول شخصیت نمی خرد! 

آموخته ام که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی میکند. 

آموخته ام که... خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید, پس چه چیز

باعث شدکه بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم! 

آموخته ام که... چشم پوشی از حقایق آنها را تغییر نمی دهد. 

آموخته ام که... این عشق است که زخم ها را شفا می دهدنه زمان! 

آموخته ام که... وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی از 

سوی ما را دارد. 

آموخته ام که... هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم! 

آموخته ام که... زندگی دشوار است, اما من از او سخت ترم! 

آموخته ام که فرصت ها هیچ گاه از بین نمی روند, بلکه شخص دیگری

فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد! 


آموخته ام که... لبخند ارزان ترین راهی است که می شود با آن, 

نگاه را وسعت داد! 

چهارشنبه 26/9/1393 - 9:54

۱) لبخند بزنید.

۲) روزی یک عدد سیب بخورید.

۳) ۱۵ تا بشین پاشو بروید.

۴) مسواک بزنید.

۵) یک نفس عمیق بکشید.

۶) به مادرتان تلفن کنید.

۷) خودکاری را که نمی نویسد دور بیندازید.

۸) یک بار به جای چای قهوه بنوشید.

۹) ۱۰ دقیقه زودتر از خواب بیدار شوید.

۱۰) کمی فلفل به سالادتان اضافه کنید.

۱۱) پنجره ای را باز کنید.

۱۲) فرزندانتان را بغل کنید.

۱۳) کنترل تلویزیون را کمی دورتر بگذارید تا برای عوض کردن کانال از جابلند شوید.

۱۴) کمی آجیل بخورید.

۱۵) به یک موسیقی آرام بخش گوش کنید و ذهنتان را آرام کنید.

۱۶) یک خاطره خوب و روحیه بخش را تعریف کنید.

۱۷) صاف بنشینید.

۱۸) برای پرنده ها دانه بریزید.

۱۹) کلیدهایتان را دریک جای مشخص قرار دهید.

۲۰) یک خوراکی برای فقیری تهیه کرده و به او بدهید.

۲۱) کرم  مرطوب کننده و ویتامینه به دستتان بزنید.

۲۲) هنگام ٱگهی های تلویزیون ۱۰ تا شنا بروید.

۲۳) چشمهایتان را ببندید و فکر کنید چه چیزهای خوبی در زندگی دارید.

۲۴) یک لیوان آب بنوشید.

۲۵) سرخطهای مربوط به سلامتی روزنامه ها را بخوانید.

۲۶) بایستید و کمی به بدنتان کش و قوس دهید.

۲۷) یکی از دوستان خوبتان را برای صرف یک شام سالم دعوت کنید.

۲۸) میز کار و صغحه نمایشگرتان را تمیز کنید.

۲۹) دست و صورتتان را بشوئید و ۳ دقیقه از پنجره به دور دست ها نگاه کنید.

۳۰) از کسی که لیاقتش را دارد تشکر کنید.

چهارشنبه 26/9/1393 - 9:16

رهایی از فکر گناه نیازمند شناخت عواملی است که در ذیل به آنها اشاره می شود:
هر گاه فکر گناه بر کسی هجوم ببرد، نباید آن را انجام دهد بلکه باید با پناه بردن به خدا و توکل بر او از دام شیطان رهایی یابد. امام صادق (ع) فرمودند: کسی که به فکر گناه افتاد انجام ندهد؛ زیرا چه بسا بنده ای در حضور خدا مرتکب گناهی می شود و خدای بزرگ می فرماید: به عزت و جلالم قسم از این پس تو را نمی آمرزم.(1)


ذکر خدا راه رهایی از گناه: کسی که از خود غافل شود، شیطان از او غافل نیست. پس انسان باید حسابگر خویش باشد و از سرمایه خود به خوبی بهره گیرد.


امام صادق (ع) می فرمایند: شیطان توان وسوسه کردن بنده ای را ندارد جز آنکه او از یاد خدا اعراض کند و فرمانش را سبک بشمارد و به نافرمانیش روی آورد و آگاهی خدا از اسرارش را فراموش کند (2) و نیز فرمودند: هر گاه شیطان وسوسه ات می کند تا از راه حق گمراهت کند، و خدا را از یادت ببرد، پس از او به خدا پناه ببر (و بر خدا توکل کن) که او به کمک حق بر باطل آید و مظلوم را یاری رساند، چرا که خود فرمود: شیطان بر مومنان و بر کسانی که بر خدا توکل کنند، سلطه ای ندارد.(3)


به فرموده امام علی (ع): مطمئن ترین فرصت برای تهاجم شیطان، زمانی است که کسی گرفتار وسوسه گناهانی مانند عُجب و خودپسندی و خودبسندی شده و مدح ثناگویی و تملق دیگران را درباره خود دوست بدارد ( و ازاین حالت ها به خدا پناه نبرد).


نکته: یاد خدا و پناهندگی به او بهترین راهکار رهایی از دام شیطان است؛ چون هیچ زمان و زمینی خالی از حضور خدا نیست، هیچ زبانی هم نباید ساکت و خاموش از یاد خدا باشد زیرا نیاز بشر دائمی است و بهترین عامل رفع نیاز، یاد خدای بی نیاز است که همواره درصدد رفع حاحت نیازمندان است، از این رو اگر در زمان یا مکان یا با زبانی از این فرصت استفاده نشد، جز حسرت محصولی نخواهد داشت.


مصداق ذکر: امام صادق (ع) می فرمایند: ذکر خدا تنها گفتن "سبحان الله و الحمدلله و لااله الا الله و الله اکبر" نیست، بلکه ذکر خدا به این است هر گاه به چیزی فرمان دهد پیروی کنی و از چیزی نهی کند، ترکش کنی.


همان طور که اصل ذکر در اسلام توصیه شده است، کیفیت آن نیز بیان شده است که ذاکر باید از ذکر ماثور از شارع مقدس بهره گیرد و هرگز به دنبال ذکر اختراعی نرود، چنان که سفارش بزرگان اهل معرفت نیز همین است. ذکر ماثور هر چند با قلم یا زبان باشد، عملی صالح است ولی هرگز سید اعمال صالح نخواهد بود بلکه ذکر قلبی که بر همه اعضا اشراف دارد و ذاکر بدون رضای الهی، قبض و بسط، اخذ و اعطا و بطش و نشط ندارد سیادت همه کارهای صالح حتی ذکر زبان یا قلب را عهده دار خواهد بود؛ یعنی درسیرت و روش خود انصاف و مواسات دارد و حیثیتی غیر از حیثیت دینی ندارد پس ذکر آنها ذکر خداست.(4)


امام صادق (ع) می فرمایند: کسی که زیاد به یاد خدا باشد، خدا او را در سایه بهشتش جای دهد.(5)


نکته: کثرت ذکر خدا، دشمن او را دفع و منع می کند زیرا ابلیس با همه سپاه و ستاد داخلی و خارجی خود درصدد وسوسه و نفوذ درحریم دل است که با ذکر مداوم می توان او را رجم کرد و مانع نفوذ او شد، چنانکه از آسیب های او نیز رافع است؛ زیرا اگر در اثر سستی خاص، شیطان در او نفوذ کرد می توان اثر تلخ پدید آمده را با کثرت ذکر رفع کرد، همچمنین وسیله جذب است؛ زیرا جذب یاد خدا نسبت به بنده مرهون یاد خدا بودن است، بنابراین باید دائما به یاد پروردگار بود تا از این برکات فراوان بهره مند شد(6). اگر چنین شد، خوف الهی سراسر وجودش را فرا گیرد و دلش نرم و درونش آرام گردد و اشک شوقش از دیده فرو ریزد.


هر که دریاهای اشکش حاصل است گو بیا کو در خور این منزل است وانکه او را دیده خون بار نیست گو برو کو را بر ما کار نیست(7)

 


پی نوشت ها:
1. الکافی، جلد 2، ص 272
2. مصباح الشریعه، ص 79، بحارالانوار، ج 69، ص 124
3. مصباح الشریعه، ص 80-79، بحارالانوار، ج 69، ص 125
4. نهج البلاغه، نامه 53، بند 145
5. ر.ک: تسنیم، ج 7 ، ص 554
6. الکافی، ج 2، ص 144
7. ر.ک: تسنیم، ج 7 ، ص 555
 

برگرفته از کتاب مفاتیح الحیات آیت الله جوادی آملی

شنبه 11/5/1393 - 9:12

وقوع غزوه حنین

در بیست و نهم رمضان سال هشتم هـ .ق. غزوه حنین به فرماندهی رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و اله) به وقوع پیوست. بعد از فتح مکه بیشتر قبایل عرب مسلمان شدند اما دو قبیله هوازان و ثقیف که مردان جنگی بسیار در آنها بود، به خاطر تکبر و غرور نه تنها مسلمان نشدند بلکه تصمیم جنگ با پیامبر اسلام(صلی الله علیه و اله) را گرفتند؛ از این رو مالک بن عوف نصری بزرگ قبیله هوازان، لشکر عظیمی را برای جنگ با مسلمانان تجهیز کرد که با کمک برخی قبایل، توانست سی هزار مرد جنگی جمع آوری کند و به سمت وادی حنین ـ منطقه‌ای قبل از طایف در نزدیکی مکه ـ حرکت نماید.
رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و اله) پس از آگاهی از این خبر، فوراً سپاهی در حدود دوازده هزار نفر جمع کردند و راهی حنین شدند.پس از آنکه دو سپاه در برابر هم قرار گرفتند، نبرد سختی بین آنها درگرفت که به دلیل کثرت نفرات دشمن، بسیاری از مسلمانان پا به فرار گذاشتند و پیامبر اسلام(صلی الله علیه و اله) پیوسته آنها را ندا می‌داد و می‌گفت: «ای مردم! به کجا فرار می-کنید؟»
خلاصه اصحاب پیامبر جملگی فرار کردند جز ده نفر که نه نفر آنها از بنی هاشم و دهمین آنها ایمن بن ام ایمن بود که توسط مالک بن عوف به قتل رسید؛ اما آن نُه نفر از بنی هاشم به ویژه امیرمؤمنان(علیه السلام) پیرامون رسول گرامی خدا(صلی الله علیه و اله) شمشیر می زدند و دشمن را دور می‌کردند.
فضل بن عباس میگوید: « حضرت امیر(علیه السلام) در جنگ حنین چهل نفر از دلیران و شجاعان بزرگ قبیله هوازان را با شمشیر به دو قسمت مساوی تقسیم کرد و بدین شکل آنها را به درک واصل نمود.»
پایداری پیامبر (صلی الله علیه و اله) و برخی اصحاب، سبب شد تا نتیجه جنگ به پیروزی سپاه اسلام ختم شود و مالک بن عوف با جمعی از قبیله هوازان و ثقیف به سمت طایف فرار کرد. گروهی نیز به بطن نخله گریختند و عده‌ای به اوطاس که سه منزلی مکه بود پناه بردند. در این جنگ غنایم بسیاری نصیب مسلمانان شد که پیامبر(صلی الله علیه و اله) بین آنها تقسیم کردند.

يکشنبه 5/5/1393 - 8:48

پس روزگاری می‌آید که مردم شکم‌هایشان خدایشان است، موقع نماز و وقت نماز به دنبال شکم هستند. الان نانوایی‌ها و رستوران‌ها چه خبر است؟ در خانه‌ها بعضی در حال ناهار خوردن هستند و فکر نماز نیستند.


کسانی که نماز را در اول وقت نمی‌خوانند نماز آنها را نفرین می‌کند و می‌گوید خدا تو را ضایع و خراب کند همان طور که تو مرا ضایع و خراب کردی.

 

به همین خاطر هم هست که این گونه افراد همیشه گرفتار هستند و می‌گویند آقا من هر کار می‌کنیم نمی‌شود این کار، آن کار. این برای این است که نماز اول وقت نمی‌خوانی و پدر و مادر از دست تو ناراضی هستند.

 

از ملا می‌پرسند: چرا هر کار می‌کنیم کارمان به سامان نمی‌شود؟ [در جواب گفت] برای اینکه نماز اول وقت نمی‌خوانی و نماز هم نفرین‌تان می‌کند.

 

استاد ما مرحوم آقای برهان 65 سال پیش بر روی منبر می‌گفت و من هنوز یادم هست که می‌فرمود: آن کسی که نماز مغرب را آن قدر دیر بخواند که آسمان پر از ستاره شود چنین کسی ملعون است.

 

به همین خاطر هم بود که هنوز توی مأذنه گل دسته قم اذان می‌گفتند و وسط‌ های اذان بود که آیت‌ الله مرعشی نجفی به رکوع می‌رفتند یعنی آن قدر نماز را زود شروع می‌کرد مبادا که ستاره به آسمان بیاید. صبح‌ها هم همین طور اگر کسی آن قدر نماز صبحش را دیر بخواند که آسمان دیگر ستاره‌ای نداشته باشد چنین کسی هم ملعون است.

 

بنابراین دو نفر ملعون هستند: اول آن کسی که آن قدر نماز مغرب را دیر بخواند که آسمان پر از ستاره شود و دوم آن کسی که آن قدر نماز صبح را دیر بخواند که ستاره‌ای در آسمان باقی نمانده باشد و نزدیک طلوع آفتاب باشد این دو نفر ملعون هستند یعنی از رحمت خدا به دور می‌باشند.

 

شیخ رجبعلی خیاط می‌گفت: من هر وقت که نماز می‌خواندم نمازهایی مثل نماز امام زمان یا نماز جعفر طیار از خداوند حاجتی می‌خواستم یک روز گفتم بگذار یک بار برای خود خدا نماز بخوانم و حاجتی نخواهم شاعر می‌گوید:

                                                    تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نکن                     که خواجه خود روش بنده‌پروری دارد

 

همان شب شیخ رجبعلی خیاط در عالم خواب دید که به او گفتند چرا دیر آمدی؟ یعنی چه یعنی تو باید 30 سال پیش به فکر این کار می‌افتادی حالا سر پیری باید بفهمی و نماز بخوانی و حاجتی طلب نکنی.

 

ما هر وقت جایی گیر می‌کنیم و اصطلاحا دم‌‌ مان در تله‌ای گیر می‌کند می‌گوییم خدا. این شعر را استاد من شیخ اکبر برهان 62 سال پیش در مسجد لرزاده بر روی منبر می‌خواندند و من هنوز به یاد دارم که:

هر وقت که سرت به درد آید نالان شوی و سوی من آیی

چون دردسرت شفا بدادم یاغی شوی و دگر نیایی

 

ما هر وقت با خدا کار داریم خدا را صدا می‌زنیم چه قدر خوب است که وقتی هم که کاری نداریم بگوییم خدا.

پنج شنبه 2/5/1393 - 10:52
از آن جا که این سوره بیانگر انواع نعمت ها و مواهب بزرگ الهی است؛ با نام مقدس «رحمان» که رمزی از رحمت واسعه او است، آغاز می شود.

 

چرا که اگر صفت «رحمانیت» او نبود؛ این چنین خوان نعمت را برای دوست و دشمن نمی گستراند. لذا می فرماید خداوند رحمان، قرآن را تعلیم فرمود: «عَلَّمَ الْقُرْآنَ». به این ترتیب نخستین و مهم ترین

نعمت را همان «تعلیم قرآن» بیان می کند و جالب این که بیان نعمت «تعلیم قرآن» را حتی قبل از مسئله «خلقت انسان» و «تعلیم بیان» ذکر کرده است.

 

در حالی که از نظر ترتیب طبیعی باید نخست اشاره به مسئله آفرینش انسان، و بعد نعمت تعلیم بیان و سپس نعمت تعلیم قرآن شود. اما عظمت قرآن ایجاب کرده که بر خلاف این ترتیب طبیعی نخست

از آن سخن گوید.

 

به هر حال نام رحمان بعد از نام «اللَّه» گسترده ترین مفهوم را در میان نام های پروردگار دارد. زیرا می دانیم خداوند دارای دو رحمت است: «رحمت عام» و «رحمت خاص» نام رحمان اشاره به رحمت

عام او است که همگان را شامل می شود و نام رحیم اشاره به رحمت خاص او است که مخصوص اهل ایمان و طاعت است.

 

 شاید به همین دلیل نام رحمان بر غیر خدا هرگز اطلاق نمی شود(مگر این که با کلمه «عبد» همراه باشد) ولی وصف «رحیم» به دیگران نیز گفته می شود؛ چرا که هیچ کس دارای رحمت عام جز او

نیست. اما رحمت خاص هر چند به صورت ضعیف در میان انسان ها و موجودات دیگر نیز وجود دارد.

بنابراین، خداوند سبحان این سوره را افتتاح به این اسم نمود؛ برای این که بندگان بدانند که تمام نعمت هایی که در این سوره توصیف نموده، از رحمتی صادر شده که شامل همه مخلوقات او می شود. و

چند آیه ابتدای سوره نیز از جمله آن نعمت ها است که از رحمت واسعه او سرچشمه می گیرد. به همین جهت مناسب آمد که در این سوره نعمت های عمومی را به رخ بکشد. چه نعمت های دنیایی

مؤمن وکافر را و چه نعمت های آخرتی مؤمن را. چون نام رحمان دلالت بر رحمت عمومی خدا داشت؛ در اول این سوره واقع شد که در آن انواع نعمت های دنیوی و اخروی که مایه انتظام عالم انس و عالم جن است ذکر شده است.

(تفسیر نمونه، ج 23، ص 97؛ ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 24، ص 61)

چهارشنبه 1/5/1393 - 8:57

 

چهارشنبه 1/5/1393 - 8:53
خانواده یکی از بلوک های ساختمان های اساسی جامعه است. بدون داشتن خانواده‌های قوی، نمی توان یک جامعه قوی و مستحکم داشت. متاسفانه، واحد خانواده در آمریکا در حال نابودی است.

 

نرخ ازدواج در تمام زمان ها بسیار پایین می باشد، بالاترین نرخ طلاق در دنیا متغلق به آمریکاست و حدود یک سوم از کودکان آمریکایی در خانواده بدون پدر زندگی می کنند. به جوانان آمریکایی آموزش داده شده است که ازدواج و تشکیل خانواده در اولویت نیست، و بسیاری از کسانی که ازداوج کرده اند قادر به یافتن شغلی برای حمایت مالی از خانواده خود نیستند.

 

اینگونه آمارها به شما شوک اساسی می دهد. خانواده های آمریکایی هرگز اینگونه ضعیف نبوده اند. چه بر سر نسل آینده ای که از یک خانواده با ثبات تشکیل نشده است خواهد آمد؟ تصور این موضوع بسیار ترسناک است. در زیر ۲۷ واقعیت که ثابت می‌کند خانواده در آمریکا در بدترین شکل از همیشه خود می باشد، آمده است: ...

 

۱- نرخ ازدواج در ایالات متحده به پایین ترین حد خود رسیده است. در حال حاضر نرخ سالانه ازدواج به ۶.۸ در هر ۱۰۰۰ نفر کاسته شده است.

 

۲- امروز تنها ۴۴.۲ درصد آمریکایی ها در رده سنی ۲۵ تا ۳۴ سال ازدواج کرده اند.

 

۳- با توجه به داده های مرکز تحقیقات پیو، در حال حاضر تنها ۵۱ درصد از تمام بزرگسالان در ایالات متحده ازدواج کرده اند. وقتی به سال۱۹۶۰ می نگریم، ۷۲ درصد از تمام بزرگسالان در ایالات متحده آمریکا ازدواج کرده بودند.

 

۴- در سال ۱۹۵۰، ۷۸ درصد از خانواده ها در ایالات متحده شامل یک زن و شوهر ازدواج کرده بود. امروز، این تعداد به ۴۸ درصد کاهش یافته است.

 

۵- ۱۰۰ سال پیش، ۴.۵۲ مردم آمریکا زندگی متوسط داشتند که این در حال حاضر تنها ۲.۵۹ مردم را تشکیل می دهد.

 

۶- ایالات متحده بالاترین درصد خانواده تک نفره را در کل دنیا به خود اختصاص داده است.

 

۷- در ایالات متحده آمریکا امروز، بیش از نیمی از زوج ها پیش از اینکه با هم ازدواج کنند با هم زندگی مشترک دارند.

 

۸- میزان طلاق در خانواده های تازه تشکیل شده بیش از خانوادهای قدیمی است.

 

۹- بیش از نیمی از فرزندان متولد شده از زنان زیر ۳۰ سال، خارج از ازدواج می باشند.

 

۱۰- در سال ۱۹۷۰، زنان به طور متوسط ​​اولین فرزند خود را در ۲۱ سالگی به دنیا می آوردند ولی امروز زنان به طور متوسط ​​اولین فرزند خود را در ۲۵ سالگی به دنیا می آورند.

 

۱۱- با توجه به مراکز کنترل بیماری در سال ۲۰۰۷ ، ۶۹.۳ تولد به ازای هر ۱۰۰۰ زن در رده سنی ۱۵ تا ۴۴ ساله وجود داشت. در حال حاضر این میزان به ۶۳.۲ تولد به ازای هر ۱۰۰۰ زن تقلیل یافته است.

 

۱۲- میزان تولد برای زنان آمریکایی در رده سنی ۲۰ تا ۲۴ ساله ۸۵.۳ تولد به ازای هر ۱۰۰۰ زن کاهش یافته است. که این رکورد جدید، بسیار کم است.

 

۱۳- ایالات متحده دارای بالاترین نرخ طلاق در جهان است.

 

۱۴- امروزه در ایالات متحده حدود یک نفر از هر سه کودک در یک خانه بدون پدر زندگی می کند.

 

۱۵- بسیاری از مادران تنها در آمریکا بدون پدر خانواده تلاش زیادی حداقل برای زنده ماندن انجام می‌دهند. متاسفانه، در حدود ۴۲ درصد از مادران تنها از بن خرید غذا استفاده می کنند.

 

۱۶- بیش‌بینی شده است که حدود ۵۰ درصد از کودکان آمریکا قبل از رسیدن به سن ۱۸ سالگی از بن غذایی استفاده کنند.

 

۱۷- امروز، بیش از یک میلیون دانش آموزان مدارس دولتی در ایالات متحده بی خانمان هستند. این اولین بار است که در تاریخ آمریکا چنین فاجعه ای رخ داده است.

 

۱۸- ایالات متحده دارای بیشترین میزان بارداری نوجوانان در کل جهان است. در واقع این میزان در آمریکا بیش از دو برابر کانادا، بیش از سه برابر فرانسه و بیش از هفت برابر ژاپن است.

 

۱۹- امروز در ایالات متحده آمریکا، حدود ۴۷ درصد از دانش آموزان مقطع متوسطه، تجربه رابطه جنسی داشته اند.

 

۲۰- حدود یک نفر از هر چهار دختر نوجوان در ایالات متحده حداقل به یک بیماری مقاربتی مبتلا گشته است.

 

۲۱- بر مبنای یک بررسی، ۲۴ درصد از نوجوانان ایالات متحده، دست کم به یک بیماری منتقله از راه جنسی مبتلا شده اند که علت آن را نیز به خاطر رابطه جنسی محافظت نشده دانسته اند و هنوز هم آن را ادامه می دهند.

 

۲۲- اکثر کودکان در آمریکا به جای این که توسط والدین تربیت و بزرگ شوند توسط فیلم، تلویزیون و بازی های رایانه ای تربیت می شوند. به عنوان مثال، به طور متوسط ​​یک جوان آمریکایی قبل از سن ۲۱ سال، ۱۰ هزار ساعت وقت خود را صرف بازی‌های رایانه‌ای می کند.

 

۲۳- آمریکایی ها و انگلیسی ها بیشترین تعداد متوسط ساعات خود را صرف تماشای تلویزیون می کنند.

 

۲۴- بیش از ۳ میلیون گزارش هر ساله از سوء استفاده از کودکان در ایالات متحده وجود دارد.

 

۲۵- ایالات متحده در واقع دارای بالاترین میزان مرگ و میر سوءاستفاده از کودکان در جهان توسعه یافته است.

 

۲۶- حدود ۲۰ درصد از تمام کودکان قربانی سوء استفاده جنسی در ایالات متحده کمتر از ۸ سال می باشد.

 

۲۷- تخمین زده می شود که یک نفر از هر چهار دختر قبل از رسیدن به سن بزرگسالی مورد آزار جنسی قرار می گیرند.

 

متاسفانه، این‌ها مشکلی است که نمی توان یک شبه به حل آنها پرداخت و این قضیه با سیاست و خرج پول های کلان حل نمی شود. حل چنین مشکلی نیاز به تغییر از قلب دارد. خانواده‌ها واقعاً از هم پاشیده است و فرزندان آمریکایی در معرض شدیدترین آسیب ها هستند. هیچ راهی برای امیدآفرینی و داشتن آینده ای روشن نیست مگر اینکه استحکام خانواده تقویت شود.

چهارشنبه 1/5/1393 - 8:45
با توجه به آیه «فَلا تَدْعُوا مَعَ اللهِ أَحَداً» آیا درخواست شفاعت از غیر خدا شرک مى باشد؟


در پاسخ ابتدا باید ببینیم دعا یعنى چه؟ دعا یک معناى عام و لغوى و یک معناى خاص و عرفى دارد. معناى لغوى دعا ندا و صدا کردن است. در قرآن نیز دعا در چند مورد به همین معنا استعمال شده است از جمله این آیه شریفه از قول حضرت نوح: «قالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوْتُ قَوْمِی لَیْلاً وَ نَهاراً * فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعائِی إِلّا فِراراً»؛(1) ((نوح) گفت: پروردگارا! من قوم خود را شب و روز (به سوى تو) دعوت کردم، امّا دعوت من چیزى جز فرار (از حق) بر آنان نیفزود).


ما هم در عرف خودمان می گوئیم فلانى مرا دعوت کرده، دعوت از همان مادّه دعا است؛ یا مى گوئیم او مرا خواند یا طلب کرد و به مهمانى، مصاحبه، مناظره یا مباحثه دعوت کرد؛ همه اینها دعاست. قرآن در آیه دیگرى مى فرماید: «لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعْضاً» (2) صدا کردن و ندا کردن پیامبر(صلى الله علیه وآله) را در بین خودتان مثل صدا کردن یکدیگر قرار ندهید؛ یعنى وقتى پیامبر(صلى الله علیه وآله) را صدا مى زنید آن طور که یکدیگر را صدا مى زنید نخوانید بلکه او را با احترام بخوانید. این نحوه استعمال یعنى صدا و ندا، مسلّماً عبادت نیست؛ طلب حاجت کردن مردم از یک دیگر هم دعاست ولى عبادت نیست.


کلمه دعا به معناى سئوال نیز به کار رفته است؛ راغب در ادامه معانى دعا پس از ذکر آیه اى که خواندیم مى گوید: «و دَعَوتَه اذا سأَلتَه و اذا اسْتَغَثْتَه»؛ (و خواندى او را هنگامى که از کسى سئوال یا درخواست کمک کرده باشى). و مى توان گفت دعوتُه یعنى او را خواندم. الحاح و استغاثه نیز همین طور است شما دامن کسى را می گیرید و مى گوئید خواهش می کنم این کار را براى من انجام بده یا اینکه التماس مى کنید که از این کار صرف نظر کن یا بُگذر، این هم استغاثه است و هم دعاست امّا عبادت نیست.

 

پس مطلق طلب کردن اعم از ندا کردن، صدا زدن، سئوال کردن و استغاثه، دعاست ولى عبادت نیست و گرنه باید بگوئیم حضرت نوح(علیه السلام) قومش را عبادت کرده است. دعا معناى خاصى غیر از معناى لغوى هم دارد که در این معنا دعا عبادت محسوب مى شود و آن در جائى است که انسان در برابر خداى خالق و رازق مى ایستد و با این اعتقاد که تنها او را مؤثر و مدبر امور مى داند، او را مى خواند و از او مى خواهد. خواستن از خدا نوعى خضوع و تذلّل در برابر کسى است که خالق و رازق است و رب و مدبر عالم مى باشد این دعا عبادت است امّا هر دعائى عبادت نیست بلکه بعضى از اقسام دعا عبادت است و آن دعائى است که انسان در برابر خالق و رازق و مدبر و اله خویش با خضوع و تذلّل انجام مى دهد. بت پرستان هم در برابر بتها و مشرکان دیگر در برابر معبودشان دعا می کردند و دعایشان عبادت بود چرا که بت و معبود را اِله مى دانستند.

 

پی نوشت:

(1). سوره نوح، آیه 5 و 6.
(2). سوره نور، آیه 63.

شفاعت، آیت الله سید حسن طاهری خرم آبادی، موسسه بوستان کتاب، چاپ اول، ص 58.

سه شنبه 31/4/1393 - 12:17

حکمت سجده در برابر پروردگار چه مى باشد؟
شاید سجود، از روشن ترین مظاهر بندگى و فروتنى و تسلیم بنده در برابر خالق باشد و بدین وسیله مؤمن بندگى خود را در پیشگاه خدا ابراز مى کند، خداوند نیز این فروتنى و طاعت را براى بنده اش ارج مى نهد و فیض خویش را بر بنده ساجدش مى رساند، از این رو در برخى روایات است:


نزدیک ترین حالت نزدیکى بنده به پروردگارش حالت سجود است.


از آنجا که نماز از میان عبادت ها معراجى است که به سبب آن مؤمن از کافر باز شناخته مى شود و سجود یکى از ارکان نماز است، براى اعلام بندگى و فروتنى در برابر خدا، چیزى مانند سجده بر خاک و رمل و سنگ و سنگریزه نیست، چون در اینها فروتنى بیشتر و آشکارتر نسبت به حصیر و بوریاست، تا چه رسد به سجود بر لباس هاى فاخر و فرش هاى نفیس و طلا و نقره. گرچه همه اینها سجود است، لیکن عبودیت در سجده بر خاک و زمین بیشتر متجلّى است.

 


شیعه به سجده بر زمین در سفر و حضر متعهّد است و از آن عدول نمى کنند مگر به سجده بر آنچه از زمین مى روید، به شرط اینکه خوردنى و پوشیدنى نباشد و سجده بر غیر زمین و غیر آنچه را از زمین روییده است درست نمى دانند و این پیروى از سنّتى است که به صورت متواتر از پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اهل بیت(علیهم السلام) و اصحاب او نقل شده است. بعداً روشن خواهد شد که سجده بر زمین یا آنچه از زمین مى روید، سنت رایج میان اصحاب بوده و عدول از آن در زمان هاى بعد پدید آمده است.

سه شنبه 31/4/1393 - 12:13