• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 42210
تعداد نظرات : 3903
زمان آخرین مطلب : 1498روز قبل
از آنجا كه معرفت و شناخت ائمّه طاهرین و اولیاء مبین ، همان شناخت فضائل و كمالات نفسانی و آن بزرگواران است نه فقط آشنایی اجمالی با زندگینامهآنها ، در اینجا بعد از بیان اجمالی از زندگی كریمه اهل بیت (ع) به ذكر شمّه ای از فضائل و مناقب آن حضرت می پردازیم :
یكی از عالیترین فضائل آن حضرت انتساب ایشان به بیت وحی و رسالت و امامت است. او " بنت رسول الله(ص)" و " بنت ولیّ الله" و " اخت ولیّ الله" و " عمّه ولیّ الله" است و این امر خود سرچشمه سایر فضائل و كمالات معنوی و روحانی آن بزرگوار می باشد كه زندگی در جوار امامان معصومی همچون " موسی بن جعفر" و" علی بن موسی الرّضا" (ع) و بهره مند بودن از تعالیم عالیه آن رهبران راه نور و سعادت ، خود عامل اساسی در تعالی روح و تكامل درجات علمی و عملی آن حضرت بوده است. بنابراین می توان آن حضرت را الگو و نموداری از فضائل اهل بیت (ع) دانست.
-----------------------------
الیاس محمد بیگی
چهارشنبه 2/12/1391 - 12:9
بعد از وفات شفیعه روز جزا آن حضرت را غسل داده و كفن نمودند ، سپس به سوی قبرستان " بابلان" تشییع كردند ولی به هنگام دفن آن بزرگوار " به خاطر نبودن محرم " " آل سعد" دچار مشكل شدند و سرانجام تصمیم گرفتند كه پیرمردی به نام" قادر" این كار را انجام دهد. ولی قادر و حتّی بزرگان و صلحا ، شیعه قم هم ، لایق نبودند عهده دار این امر مهم شوند ؛‌چرا كه معصومه اهل بیت را باید امام معصوم به خاك سپارد. مردم منتظر آمدن " آن پیرمرد صالح " بودند ، كه ناگهان دو سواره را دیدند كه از جانب ریگزار به سوی آنان می آیند و قتی نزدیك جنازه رسیدند ، پیاده شده و بر جنازه نماز خواندند و جسم پاك ریحانه رسول خدا را در داخل سردابی " كه از قبل آماده شده بود " دفن كردند و بدون اینكه با كسی تكلّمی نمایند ، سوار شده و رفتند ، و كسی هم آنها را نشناخت (1). به قول یكی از بزرگان هیچ بعید نیست كه این دو بزرگوار ، امامان معصومی باشند كه برای این امر مهم ّ به قم آمدند.(2) پس از پایان رسیدن مراسم دفن ، موسی بن الخزرج سایبانی از حصیر و بوریا بر قبر شریف آن بزرگوار برافراشت و این سایبان برقرار بود تا زمانی كه حضرت زینب دختر امام جواد (ع) وارد قم شد و قبّه ای آجری بر آن مرقد مطهّر بنا كرد.(3) و بدین سان تربت پاك آن بانوی بزرگ اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبیت (ع) و دارالشّفای دلسوختگان عا شق ولایت و امامت شد.
----------------------------------------------
(1) تاریخ قدیم قم , ص 214.
(2) آیه الله فاضل لنكرانی " دام ظله".
(3) سفینه البحار , ج 2 , ص 376 .
-----------------------------
الیاس محمد بیگی
چهارشنبه 2/12/1391 - 12:8
سرانجام آن همه شوق و شور و شعف ، از اجلال نزول كوكب ولایت و توفیق زیارت بانویی از تبار فاطمه اطهر ، با افول نجمه آسمان عصمت و طهارت ، مبدّل به دنیایی از حزن و اندوه شد ، و این غروب غم انگیز عاشقان امامت و ولایت را در سوك و عزا نشاند. در رابطه با علّت مریضی نابهنگام حضرت و مرگ زود رس آن بزرگوار گفته شده است كه زنی در شهر ساوه ایشان را مسموم نمود كه این مطلب با توجه به درگیری دشمنان اهل بیت با همراهان حضرت و شهادت عده ای از آنها "‌در ساوه" و جوّ نامساعد آن شهر و حركت نابهنگام آن بزرگوار در حال مریضی به سوی شهر قم ، مطلبی قابل قبول می تواند با شد. آری آن حضرت كه می رفت زینب وار با سفر پر بركتش سند گویایی بر حقانیت امامت رهبران راستین و افشاگر چهره نفاق و تزویر مأمونی باشد، و همانند قهرمان كربلا پیام آور خون سرخ برادری باشد كه این بار مزّورانه به قتلگاه (بنی عباس ) برده می شد ، ناگاه تقدیر الهی بر این شد كه مرقد آن بزرگ حامی خط ولایت و امامت برای همیشه تاریخ ، فریادگر مبارزه با ظلم و بی عدالتی ستم پیشگان دوران و الهام بخش پیروان راستین تشیّع علوی در طول قرون و اعصار باشد.
-----------------------------
الیاس محمد بیگی
چهارشنبه 2/12/1391 - 12:8
آن حضرت اوّل ذی القعده سال 173هـ . ق در مدینه منوّره به دنیا آمد. و در سنّ28 سالگی در روز دهم(1)یا دوازدهم (2)ربیع الثانی سال 201هـ . ق در شهر قم از دنیا رفت.
------------------------------------------------
(1) وسیله المعصومیّه , ص 65 به نقل از نزههالابرار.
(2) مستدرك سفینه البحار , ج 8 , ص 257.
-----------------------------
الیاس محمد بیگی
چهارشنبه 2/12/1391 - 12:7
1ـ آن همه مقام چرا؟
می پرسند: آن همه مقام چرا؟ با این كه حضرت معصومه (سلام الله علیها) چندین خواهر داشت، چرا بر آنها برتری داشت؟
پاسخ: این سؤال در مورد حضرت زهرا(علیه السلام) نیز مطرح است، كه باید در پاسخ گفت: این دو بانو علاوه بر شرافت خانوادگی و ذاتی، در عرصه ها و میدان های ایمان و عمل، ممتاز بودند و در این راستا با گزینش خود، درجات عالی ارزش های والای انسانی را پیمودند، و با عرفان و عمل خود آن گونه درخشیدند.
حضرت معصومه (سلام الله علیها) در صحنه های علم، عرفان، ایمان، سیاست، و حمایت از مقام رهبری، بسیار ممتاز بود و سرانجام در این راستا به شهادت رسید.
او در اقامت هفده روزه خود در قم، به عبادت و راز و نیاز با خدا اشتغال داشت، چنان كه عبادتگاه او كه آن را"بیت النور" گویند و اكنون در مدرسه ستیه قم در محله میدان میر قرار گرفته، گواه نورانیت و صفای ممتاز او در ارتباط با خداست.
"از پرباری عمر مبارك 28 ساله حضرت معصومه (سلام الله علیها) همان بس كه در اقامت هفده روزه اش در قم، حوزه علمیه قم را بقای جادوانه بخشید، و ده ها هزار فرهیخته و دانش پژوه را به جهان تشیع ارزانی داشت، بزرگانی بسان زكریا بن آدم از اصحاب امام رضا(علیه السلام) و احمد بن اسحاق وكیل امام حسن عسكری(علیه السلام) در قم تا وجود مراجع تقلید و اندیشمندان متفكری چون:
میرزای قمی، آیت الله شیخ ابوالقاسم قمی، آیه الله حائری، آیه الله صدر، آیه الله سید محمد تقی خوانساری، آیه الله حجت، آیه الله بروجردی، آیه الله سید احمد خوانساری، آیه الله گلپایگانی، آیه الله مرعشی نجفی، آیه الله اراكی، علامه طباطبائی، استاد شهید مرتضی مطهری و حضرت امام خمینی(اعلی الله مقامهم الشریف) همه از بركت وجود عالمه آل عبا حضرت معصومه (سلام الله علیها) است كه به حوزه علمیه مركزیت داه، و با پرتو افشانی خویش، آن را به مدینه فاضله اسلامی تبدیل نموده است... انقلاب اسلامی ایران در حقیقت فرزند پاك این سرزمین مطهر و فیضیه(فیض گرفته از درگاه بی بی فاطمه معصومه (سلام الله علیها)) است، كه اینكه با رهبری های حكیمانه ولی امر مسلمین، حضرت آیه الله خامنه ای مد ظله العالی، به مسیر خود ادامه می دهد.
رحمت خدای بزرگ و درود خالصانه همه پیامبران، امامان، اولیای خدا و مجاهدان راستین بر این بانوی بزرگ باد، كه هماره می درخشد و نور افشانی می كند. و كوثر همیشه جوشان ولایت است.
كوتاه سخن اینكه: آنچه انسان را به مقامات ارجمند می رساند، ایمان و عمل است، چنان كه امام باقر(علیه السلام) فرمود:
"فَوَ اللهِ ما شِیعَتُنا اِلا مَنْ اِتَقَی اللهَ وَ اَطاعَهُ؛ سوگند به خدا شیعه ما نیست مگر كسی كه پرهیزكار بوده و از خدا اطاعت كند."(1)
نیز فرمود:
"لا تُنالُ وِلا یَتُنا اِلا بِالْعَمَلِ وَالْوَرَعِ؛ به ولایت و دوستی ما جز از راه انجام عمل نیك و پرهیزكاری نمی توان رسید.(2)
2ـ توجه اسلام و مسلمانان به ارزش زن
در همه تاریخ و در تمام ادیان، با افراط و تفریط، به زنان ظلم شده است،‌ولی اسلام حقوق زن را به طور كامل و عادلاه به آنها داده است، و آنها را از هر گونه انحطاط های ساختگی رهایی بخشیده است. یكی از نمونه های این حقیقت این كه: مسلمانان بانوانی همچون: حضرت خدیجه، حضرت فاطمه، حضرت زینب، حضرت معصومه ـ علیهن السلام ـ را به عنوان اینكه آنها دارای عالی ترین مقام ها هستند می ستایند، و با بهترین و عمیق ترین روش، از آنها تجلیل و احترام و نسبت به آنها ابراز احساسات می نمایند، و با این روش خود اعلام می دارند كه میزان در رسیدن به مقامات عالی، تقوا و عمل است، نه زن و مرد، سیاه و سفید و... .
و این عظمت و احترام كه در بارگاه نورانی حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) كه همچون نگین در شهر قم، جلوه دارد بهترین دلیل و گواه به احترام اسلام به شخصیت زنان والامقام است، و همین نمونه عملی می تواند جواب كوبنده ای باشد برای آنهایی كه می گویند اسلام برای زن چندان ارزشی قائل نیست.
مرغ دلم راهی قم می شود
در حرم امن تو گم می شود
عمه سادات سلام علیك
روح عبادات سلام علیك
كوثر نوری به كویر قمی
آب حیاتِ دل این مردمی
عمه سادات بگو كیستی
فاطمه یا زینب ثانی استی؟
از سفر كرببلا آمدی
یا كه به دنبال رضا آمدی
كاش شبی مست حضورم كنی
باخبر از وقت ظهورم كنی
---------------------------------------------------
(1) ـ اصول كافی، ج 2، ص 74.
(2) ـ همان مدرك، ص 75.
------------------------------------
محمد محمدی اشتهاردی
چهارشنبه 2/12/1391 - 12:5

یكی از اقسام ولایت ها كه در سطح بالایی قرار دارد،"ولایت تكوینی" است. ولایت تكوینی آن است كه كسی توانایی تصرف در جهان آفرینش داشته باشد، مثلاً حضرت عیسی(ع) دارای مقام ولایت تكوینی بود، یعنی می توانست در جهان خلقت تصرف كند و به تعبیر قرآن، به اذن خدا، با دمیدن به مجسمه گلی پرنده، آن را زنده كرده و به پرواز درآورد، و یا كور مادرزاد را بینا نماید، و یا بیماری بی درمان بُرص را درمان بخشد، و از همه بالاتر مرده را زنده كند.(221)

این قدرت ملكوتی عیسی(ع) به خاطر آن بود كه او عبد كامل خدا و از اولیاء و پیامبران بود، و انسان می تواند در پرتو بندگی خالص و كامل به چنان مقاماتی برسد كه خداگونه شود و مظهر صفات كمال و جلال خدا گردد، چنان كه امام صادق(ع) در سخنی فرمود:

"اَلْعُبُودِیَهُ جَوْهَرَهُ كَنْهُهَا الرُبُوبیَهُ؛ عبودیت و بندگی گوهری است كه ربوبیت در آن نهفته است."(222)

یعنی عبودیت انسان را به قدری به خدا نزدیك می كندكه مظهر صفات خدا می شود، و به اذن پروردگار می تواند در جهان تكوین، تصرف كند و كارهای خدایی نماید.

توضیح اینكه: وصول به ربوبیت در پرتو پیمودن مراحل عبودیت گرچه در ظاهر تعبیر زننده ای است، زیرا معنی این جمله"از بندگی تا خداوندگاری است" مگر می شود انسان از مرز بندگی خارج شود، یا در مرز خدایی گام بگذارد؟

"اَنَ التُرابُ وَرَبُ الْاَرْبابِ؛ خاك كجا و پروردگار پروردگارها كجا؟"

ولی به گفته استاد علامه شهید مرتضی مطهری(ره)"باید توجه داشت كه خدایی غیر از خداوندگاری است، مقصود از حدیث فوق این است كه انسان در پرتو بندگی به خداوندگاری می رسد."(223)

یعنی انسان در پرتو پیمودن مراحل عالی بندگی، دارای روح ولایت تكوینی می شودم و می تواند كارهای معجزه آسا كند و كرامت های عجیب از او سرزند. در اینجا به عنوان نمونه به ذكر یك شاهد عینی از نمونه كرامت های حضرت رضا(ع) كه نگارنده یقین به آن دارد می پردازم:

خواهری دارم به نام ایران خانم، كه در سال 1320 ش در اشتهارد متولد شد، پس از چندی مادرش از دنیا رفت، او به سن دو سالگی رسید ولی نمی توانست بایستد، حتی دست هایش را به دیوار تكیه می دادند، باز به زمین می افتاد، پدرم با مادر بزرگم همراه بعضی از مؤمنان، او را در سال 1323 ش برای توسل به حضرت رضا(ع) به مشهد مقدس بردند. فصل زمستان بود و حرم آن حضرت خلوقت بود. پدر و مادربزرگم این كودك را در كنار خود در نزدیك ضریح مقدس نشاندند و ملتمسانه از آقا خواستند كه به او لطف خاصلی كند، سپس مشغول نماز شدند، ناگاه در نماز دیدند این دختر برخاست و به سوی ضریح رفت و ضریح را به بغل گرفت. از آن پس دختر به طور كلی شفا یافت و بدون تكیه بر چیزی، به راه افتاد. او را به اشتهارد آوردند، همه بستگان كه او را می شناختند و می دانستند كه او قادر به ایستادن و راه رفتن نبود، تعجب كردند، و به یاد لطف سرشار حضرت رضا(ع) اشك شوق ریختند. این خواهرم هنوز زنده است و در كمال سلامت به سر می برد.

اینك می گوییم: حضرت معصومه(ع) نیز بر اثر كمال عبودیت و عرفان، و دستیابی به مقامات عالی معنوی به مرحله ای رسید كه دارای چنین امتیازی شده و می تواند از مقام ولایت خود استفاده كرده و كارهای معجزه آسا و كرامت های شگفت كند. در اینجا در میان صدها نمونه نظر شما را به چند نمونه جلب می كنیم:

ـ نجات گروه سرگردان با راهنمایی حضرت معصومه(ع)

سال ها قبل از انقلاب، گروهی از مردم یكی از شهرهای دور، در فصل زمستان برای زیارت حضرت معصومه(ع) عازم قم شده بودند. شب فرا رسید، برف سنگینی در زمین نشسته بود، این گروه در چند فرسخی قم راه را گم كردند، و در بیابان بدون وسیله، سرگردان شده و در مخاطره شدید قرار گرفتند، همانجا دست به توسل به دامن حضرت معصومه(ع) زدند تا با نشان دادن راه، آن ها را از خطر برهاند.

طبق سند موثق، یكی از خدام آستانه مقدسه حضرت معصومه(ع)، مرحوم سید محمد رضوی می گوید: در آن شب( بدون اطلاع از زائران در به در و سرگردان) در حرم بودم، اندكی خوابیدم، در عالم خواب دیدم حضرت معصومه(ع) نزد من آمد و فرمود:"برخیز، چراغ گلدسته ها را روشن كن."(224)

به ساعت نگاه كردم، دیدم اندكی از نیمه شب گذشته و هنوز چهار ساعت به اذان صبح باقی است(و ماطبق معمول اندكی قبل از اذان، چراغ های گلدسته ها را روشن می كردیم).

خوابیدم، دوباره حضرت معصومه(ع) را در خواب دیدم، این بار با تندی به من فرمود:"برخیز، مگر نگفتم چراغ های گلدسته ها را روشن كن."

برخاستم و چراغ های گلدسته ها را روشن كردم، دیدم برف سنگینی آمده و همه جا را سفید پوش نموده است، ولی شگفت زده شده بودم كه چرا امشب به دستور حضرت معصومه(ع) چراغ ها را زودتر روشن نموده ام؟ آن شب به سرآمد، صبح روز بعد كه هوا آفتابی بود، از حرم عبور می كردم، شنیدم چند نفر از زائران به همدیگر می گویند:" حضرت معصومه(ع) به داد ما رسید، چقدر باید از محضر مقدسش تشكر و سپاس گزاری نماییم! اگر چراغ های گلدسته ها روشن نمی شد، ما در دل شب تاریك در بیابان پر از برف و هوای سرد، كه راه را گم كرده بودیم، جان سالمی به در نمی بردیم، اگر چراغ گلدسته ها روشن نمی شد ما جهت شهر قم را در آن تاریكی ظلمانی هرگز پیدا نمی كردیم."

راز خواب را دریافتم كه چرا حضرت معصومه(ع) به من می فرمود: برخیز و چراغ گلدسته ها را روشن كن!(225)

2ـ امام زمان(عج) در كنار حرم

از مطالب گفتنی اینكه: نقل می كنند، شخصی به نام سید عبدالرحیم كه مورد وثوق بود، گفت: در عالم خواب دیدم، در قبرستان بزرگ قم، جمعیت بسیاری هستند، در این هنگام شخص بزرگواری را كه سوار بر اسبی بود و از بازارچه می آمد، مشاهده نمودم، دیدم در پشت سر آن سوار، شخصی گفت:"این سوار حضرت حجت(عج) می باشد" تا این خبر را شنیدم، سراسیمه به دنبال آن حضرت شتافتم، دیدم آن حضرت به صحن مطهر آمد و در آنجا پیاده شد.

صحن خلوت بود، كسی را جز آن حضرت و شخصی كه همراهش بود در آنجا ندیدم، مشاهده كردم كه آنها عبور كرده تا به در صحن عتیق رسیدند، افسار اسب را به دست من دادند تا آن را نگهدارم، با خود گفتم نگهداشتن اسب خوب است یا همراه حضرت بودن؟ سرانجام همراهی حضرت را برگزیدم و افسار اسب را به دست همان شخصی كه همراه امام بود دادم و خودم به دنال حضرت روانه شودم، دیدم حضرت وارد حرم شد و در بالاسر مرقد حضرت معصومه(ع) توقف كرد، هیچ كس از خُدام نبودند، پیش خود فكر می كردم آیا به حضور حضرت بروم یا نروم؟ در كنار رواق ایستادم، صدای آن حضرت را می شنیدم، اما چیزی نمی فهمیدم، پس از مدتی آن حضرت از حرم بیرون آمد و من نیز از حرم بیرون آمدم و پشت سر او به راه افتادم، ولی ناگهان ناپدید شد و هرچه جستجو كردم دستم به دامنش نرسید و از فیض حضور آن بزرگوار محروم گشتم.(226)

3ـ شفای بیماری بی درمان

از داستان های واقعی كه نقل آن به تواتر رسیده این كه: پای مردی به نام میرزا اسدالله كه از خدام آستانه مقدسه حضرت معصومه(ع) بود بیماری شقاقلوس(یعنی یك نوع بی حسی و فلجی) گرفت، به حدی كه انگشت های پایش سیاه شده و پزشك های آن زمان از درمان او عاجز شده بودند و به اتفاق رأی گفته بودند كه باید پای او قطع شود.

یك روز قبل از آنكه موعد قطع پا فرا رسد، بیمار نامبرده با خود گفت حال كه بنا است فردا پای مرا قطع كنند، خوب است امشب در حرم مطهر حضرت معصومه(ع) بمانم و متوسل شوم.

شخصی به نام"مبارك" او را حمل كرد و به حرم برد، اواخر شب كه خدام، درهای حرم را بستند، او خود را به پای ضریح انداخت و در مورد درد و بیماری خودناله كرد و ملتمسانه از حضرت معصومه(ع) خواست كه از خدا بخواهد، پای او خوب شود، او تا صبح به توسل و سوز و گداز پرداخت، هنوز هوا تاریك بود، خدام شنیدند كه میرزا اسدالله، پشت در آمده فریاد می زند در را باز كنید، حضرت به من لطف كرد و توسط حضرت معصومه(ع) شفا یافتم، در را باز كردند دیدند میرزا اسدالله خوشحال است و بیماریش رفع شده، و او جریان شفایش را چنین شرح داد؛ بانوی بزرگواری نزدم آمد و فرمود تو را چه شده است؟ عرض كردم: بیماری پا مرا از كار انداخته، از خدا، یا شفا می خواهم یا مرگ! آن بانو گوشه مقنعه خود را چند بار بر روی پای من مالید و فرمود: خداوند تو را شفا داد احساس كردم كه خوب شدم و اصلاً درد پا ندارم.

از آن بانو پرسیدم، شما كیستید:

فرمود:"آیا مرا نمی شناسی و حال آنكه تو خادم حرم من می باشی، من فاطمه دختر موسی بن جعفر(ع) می باشم."(227)

4ـ رفع خطر شدید سیل

كسانی كه به وضع جغرافیایی شهر قم آگاهی دارند می دانند كه در وسط شهر قم رودخانه بزرگی قرار گرفته و مسیر آب باران ده ها فرسخ از زمین های قبل از رودخانه از پایین گلپایگان و دلیجان گرفته تا قم در همین رودخانه به دریاچه قم می ریزد.

در این صورت ناگفته پیداست كه هنگام بارش های شدید پی در پی، سیل های خطرناكی در این رودخانه به جریان می افتد، و چنان كه تاریخ قم نشان می دهد قرن ها پیش تا كنون چندین بار سیل رودخانه، طغیان كرده و موجب خسارت های بسیار شده است.

در یكی از این موارد نوشته اند: زمانی سیل بسیار عظیمی آمد كه اهل قم را فوق العاده ترسانده، هر لحظه انتظار می رفت كه خطر سیل ساختمان ها را ویران كند… .

در این بحران شدید مشاهده شد كه دستی نمایان گردید و به سیل اشاره كرد، و آن سیل به سوی دیگر رفته و رفع خطر نمود، از این رو شیخ زكی باغبان در آن شرفنامه معروف خود می گوید:

 

  • روزی كه سیل سیمره از رود"ناربار" دانی كه كرد دفع بلا را از این دیار؟ معصومه بود دختر موسی سرفراز

  • آمد به شهر قم زقضایای كردگار معصومه بود دختر موسی سرفراز معصومه بود دختر موسی سرفراز

ذریه رسول خدا، غمگسار قم(228)

5ـ نقاره خانه به صدا درآمد

نقل می كنند در زمان مرجعیت مرحوم آیه الله حاج شیخ عبدالكریم حائری"در حدود هفتاد سال قبل" شخصی بود كه بسیاری از مردم قم او را دیده بودند، قسمت پایین بدنش كم حس و فلج بود به طوری كه توانایی حركت نداشت، و هنگام راه رفتن پای خود را روی زمین می كشید، و از اهالی قفقاز شوروی بود برای شفای پای خود به مشهد رفته بود ولی نتیجه ای نگرفته بود، به قم به درگاه حضرت معصومه(ع) رو آورده بود تا شفا بگیرد.

در یكی از شب های ماه رمضان بودكه صدای نقاره خانه(229) بلند شد،علت پرسیدند،گفتند حضرت معصومه(ع) شخصی راكه در پا عاجز شفا داد،بعد معلوم شد، كه او همان شخص قفقازی است، وقتی اورا دیدندمثل اینكه اصلا درد پا در ا و نبوده است وخودش می گفت:" دیگر دردی در بدن وپای خود احساس نمی كنم."(230)

6ـ توسل ملاصدرا به حضرت معصومه(ع)

صدرالدین محمد بن ابراهیم شیرازی، معروف به ملاصدرا، و صدرالمتألهین از علما و حكما و فلاسفه بزرگ دوره صفویان است، او پس از مرگ پدر، از شیراز به اصفهان آمد و در آنجا ازمحضر درس شیخ بهایی و میرداماد، به ادامه تحصیل پرداخت، و خود اعجوبه زمان و افتخار حكمای دوران گردید، او مدتی از عمر خود را در روستای كَهُك(كه در چند فرسخی قم واقع شده) به سر برد و به تفكرات عمیق پرداخت، او مكرر به مكه برای انجام مراسم حج و عمره رفت و سرانجام در سفر هفتم هنگام مراجعت، در سال 1050 هـ .ق(در بصره) درگذشت، تألیف های او به زبان عربی از این قرار است: اسفار اربعه، شرح اصول كافی، كتاب الهدایه و شرح حكمه الاشراق.

دو نفر از شاگردان برجسته او به نام های ملامحسن فیض كاشانی و مولی عبدالرزاق لاهیجی ملقب به فیاض صاحب كتاب شوارق، مشارق و گوهر مراد، داماد او شدند، و خود از دانشمندان و اساتید بزرگ عصر خود بودند، نوشته اند روزی دختر ملاصدرا، همسر فیض كاشانی، به پدر گفت: خواهر من همسر فیاض كه صیغه مبالغه است(یعنی بسیار فیض بخش) می باشد، و لی من همسر فیض هستم، ملاصدرا به او جواب داد: لقب شوهر تو بهتر است، زیرا او عین فیض است.(231)

ملاصدرا(حكیم مذكور) هرگاه در مطالب علمی به مشكلات پیچیده برخورد می كرد، از روستای كهك به زیارت حضرت معصومه(ع) می آمد، و با توسل به آن بی بی دو عالم، مشكلات علمیش حل می شد، و از منبع فیض وجود مبارك حضرت معصومه(ع) مستفیض می گردید.(232)

مرحوم آیه الله العظمی شهاب الدین مرعشی نجفی(ره) مكرر می فرمود: هر وقت برای ملاصدرا مشكل علمی یا مطلب مبهمی پیش می آمد، در حرم مطهر حضرت معصومه(ع) به بی بی مكرر متوسل شده، و با استمداد از آن بانوی دو عالم، مشكلش، حل و آسان می شد.(233)

7ـ هلاكت مزدور گستاخ

در عصر رضاخان وكشف حجاب، روزی رییس شهربانی قم كه مردی گستاخ و بدزبان بود، به حرم حضرت معصومه(ع) وارد شد و در همانجا به زنان با حجاب حمله كرد، تا چادر از سرشان بگیرد، آه و ناله زنان بلند شد، در همین وقت غیرت آیه الله مرعشی نجفی(ره) كه در آنجا حضور داشت، به جوش آمد، و به آن قسمت رفته و برای جلوگیری از آن رییس، پس از بگو مگو، سیلی محكمی به صورت رییس شهربانی زد، او كه از این سیلی، سخت یكه خورده بود، آیه الله مرعشی را تهدید به قتل نموده ولی روز بعد همین رییس گستاخ وارد بازار قم گردید، از قضا قسمتی از سقف ساختمان بازار بر سر او خراب شده، و او در همان دم به هلاكت رسید و از دنیا رفت.(234)

و این حادثه هم از كرامت های حضرت معصومه(ع) است كه در حرمش، ستمگر گستاخ، به زنان با حجاب حمله كرد، و یا عالم بزرگ آیه الله العظمی مرعشی نجفی را تهدید به قتل نمود، و هم از كرامت آیه الله مرعشی به حساب می آید.

8ـ حل مشكل آیه الله نجفی به دست حضرت معصومه(ع)

آیه الله العظمی سید شهاب الدین نجفی مرعشی(وفات یافته شهریور 1369 شمسی) می فرمود: روزگاری كه جوان تر بودم، روزی بر اثر مشكلات فراوانی كه داشتم، از جمله می خواستم دخترم را شوهر دهم، ولی مال و ثروتی نداشتم تا برای دخترم جهیزیه تهیه كنم، با ناراحتی به حرم حضرت معصومه(ع) رفتم، و با عتاب و خطاب در حالی كه اشك هایم سرازیر بود گفتم:"ای سیده و مولای من، چرا نسبت به امر زندگی من اهمیت نمی دهی؟ من چگونه با این دست خالی دخترم را شوهر دهم؟" سپس با دلی شكسته به خانه برگشتم، حالت غشوه(كشف) مرا فرا گرفت در همان حال شنیدم در می زنند، رفتم و در را باز كردم، شخصی را دیدم كه در پشت در ایستاده، وقتی مرا دید گفت:"سیده تو را می طلبد" با شتاب به حرم رفتم، وقتی كه وارد صحن شریف آن حضرت شدم، چند كنیز را دیدم كه به تمیز كردن ایوان طلا اشتغال داشتند، از سبب آن پرسیدم، گفتند: اكنون سیده می آید، پس از اندكی حرم حضرت فاطمه معصومه(ع) آمد، در حالی كه در شكل و شمایل، مانند مادرم فاطمه زهرا(ع) بود(چون جده ام زهرا(ع) را سه بار قبل از آن، در خواب دیده بودم) نزد عمه ام حضرت معصومه(ع) رفتم و دستش را بوسیدم، به من فرمود:"ای شهاب! كی ما در فكر تو نبوده ایم، كه ما را مورد عتاب قرار داده و از دست ما شاكی هستی، تو از زمانی كه به قم آمدی زیر نظر ما و مورد عنایت ما بوده ای."

وقتی كه از خواب بیدار شدم، فهمیدم كه نسبت به حرم حضرت معصومه(ع) اسائه ادب كرده ام، همان دم برای عذرخواهی به حرم شریفش رفتم، از آن پس حاجتم برآورده شد و در كارم گشایشی صورت گرفت، و مشكل زندگیم حل وآسان گردید.(235)

كرامت های تازه

سابقاً كرامت هایی كه در حرم مطهر حضرت معصومه(ع) بروز می كرد، با كمال تأسف ثبت و ضبط نمی شد، ولی اخیراً با تولیت محترم جدید، كه تحولی شایان توجه در حرم، از جهات گوناگون به وجود آمده، به این امور توجه می شود، در این راستا ضمن تشكر از مقام سرپرستی حرم مطهر، نظر شما را به موارد زیر از كرامت های تازه كه در دفتر تبلیغات آستانه به ثبت رسیده و توسط حضرت حجه الاسلام آقای محمد نظری، در اخیتارم قرار گرفته جلب می كنم:

محمد محمدی اشتهاردی
چهارشنبه 2/12/1391 - 12:5

كرامت های تازه

سابقاً كرامت هایی كه در حرم مطهر حضرت معصومه(ع) بروز می كرد، با كمال تأسف ثبت و ضبط نمی شد، ولی اخیراً با تولیت محترم جدید، كه تحولی شایان توجه در حرم، از جهات گوناگون به وجود آمده، به این امور توجه می شود، در این راستا ضمن تشكر از مقام سرپرستی حرم مطهر، نظر شما را به موارد زیر از كرامت های تازه كه در دفتر تبلیغات آستانه به ثبت رسیده و توسط حضرت حجه الاسلام آقای محمد نظری، در اخیتارم قرار گرفته جلب می كنم:

9ـ شفا یافتن دختر فلج

بار دیگر شبانگاهان هنگامی كه دیدگان غفلت زده محو تماشای ظلمت خود گردیده بود دست فیاض الهی از آستین كریمه اهل بیت(ع) به درآمد و چراغی به روشنی خورشید ولایت فرا روی عاشقان دل سوخته بر افروخت. سخن از گذشته های دور نمی باشد بلكه حقیقتی است محقق در جمعه شب 23/2/1373 شمسی.

آن زمان كه دیگر درهای عالم مادی بسته می شود و تنها و تنها چشم امید به قدرت بی انتها است چاره ساز می گردد. سخن از لطف و كرامت و مهربانی و محبت است.

آری بار دیگر جمعه شب شاهد گشوده شدن خزائن غیب گشتم و نزول رحمت الهی، شامل حال مسافری گردید، اومسافری بود از راه دور، مسافری كه بْعد مسافت را طی كرده بود و درعین دوری، بسیار نزدیك بود. آری، او دختری بود چهارده ساله، از اهالی روستای شوط ماكو، از شهرهای آذربایجان، در گفتگویی مختصر شرحی از بی نهایت هستی را بر ایمان بازگو كرد و او این چنین آغاز نمود:

رـ ا... هستم، از اهالی شوط ماكو. چهار ماه پیش بر اثر یك نوع سرماخوردیگ از هر دو پا فلج شدم، خانواده ام مرا به بیمارستان های مختلف در شهرهای ماكو، خوی و تبریز بردند، ولی همه پزشكان پس از عكس برداری و انجام آزمایش ها از درمانم عاجز شدند و من دیگر نمی توانستم پاهایم را حركت دهم، تا ا ین كه چهارشنبه 21/2/73 در عالم رؤیا دیدم كه خانمی سفید پوش سوار بر اسبی سفید به طرف من آمدند و فرمودند:"چرا از همان ابتدای بیماری به قم پیش من نیامدی تا شفاعت دهم؟" با اضطراب از خواب پریدم و جریان خواب را با عمو و عمه ام در میان گذاشتم و آنها نیز بلافاصله مقدمات سفر به قم را فراهم آورند. لذا روز جمعه 23/2/73 ساعت 30/7 دقیقه بعد از ظهر به حرم مطهر مشرف شدیم. پس از نماز مشغول خواندن زیارتنامه شدم كه ناگهان صدای همان خانمی كه در خواب دیده بودم به گوشم رسید كه: بلند شو راه برو كه شفایت دادم. من ابتدا توجهی نكردم و باز مجدداً همان صدا با همان الفاظ تكرار شد. این بار به خود حركتی دادم و مشاهده كردم كه قادر به حركت می باشم و مورد لطف آن بی بی دو عالم قرار گرفته ام.

این بود مشتی از خروار الطاف بی شمار این دْر بی نظیر كه به واسطه وجود پاكش سرزمین قم تقدس یافته و مسكن و مأوای عاشقان و سالكان طریق هدایت و قبله آمال عارفان حقیقت گشته است. به امید آن كه این شرح بی نهایت شربتی باشد به كام خشكیده عاشقان دل سوخته و چراغ راهی گردد برای بیدار شدگان از خواب غفلت و بدان امید كه حضرتش همه را از ره لطف بنوازد و بر سبیل هدایت رهنمون گردد.(236)

ـ‌ نسیم رحمت بر اعصاب مبتلا به تشنج

بار دیگر دست رحمت حق از بارگاه مقدس حضرت فاطمه معصومه(ع) ظاهر گشت خسته دلی از فرزانگان عاشق را امداد نمود. دل شكسته ای كه بهار زندگی او قرین خزان شده بود به میهمانی نور آمد تا خواهر امام هشتم(ع) را به شفاعت درگاه الهی برد.

این كرامت در روز پنجشنبه 2/4/73 ایامی واقع می شود كه واپسگرایان منافق، حریم مقدس رضوی را آماج انفجار بمب قرار داده و عده ای از پروانه های سوگوار در عزای حسینی را در جوار ضریح مقدس ثامن الحجج(ع) آن هم در مقدس ترین روز مقدس ترین ساعت دراین كشور امام زمان(عج) به شهادت رساندند و یا مجروح ساختند.

خواهر پ ـ م اهل باختران در سال سوم دبیرستان مبتلا به تشنج اعصاب گشته و پس از مدت ها مداوا و معالجه نامید از همه جا به همراه خانواده قصد زیارت بارگاه رضوی را می نمایند تا شفای درد را از باب الحوائج بستانند.

اكنون به فرموده مادر ایشان به حكایت این كرامت توجه كنید:

هنگامی كه به شهر مقدس قم رسیدیم با خود گفتم خوب است اول به زیارت خواهر امام رضا(ع) بروم، اگر جواب ندادند، به مشهد می رویم، ساعت 2 بعد از نیمه شب به قم رسیدیم و اطاقی كرایه كردیم و ساعت 9 صبح به حرم مشرف شدیم، و دخترم را كه به سختی می خوابید و گاهی اگر اعصاب او متشنج می شد باعث مشكلاتی می گشت با توجه و توسل به حضرت، او را نزدیك ضریح بردم و به راحتی خوابید، پس از مدتی كه از نماز ظهر و عصر گذشت بوی عطر عجیبی حرم را گر فت و دیدم دست راست دخترم سه مرتبه به صورتش كشیده شد و رنگ او برافروخته گردید و گوشه چادر او را كه به ضریح گره كرده بودم باز شد، و دستبند پارچه ای سبز هم باز شد، و دخترم به راحتی از خواب بیدار شد و گفت: مادر كجاییم؟

گفتم: در حرم مطهر حضرت معصومه(ع) گفت مادر گرسنه ام!! من كه حسرت شنیدن این كلمه را چندین ماه داشتم بلافاصله گفتم برویم بیرون از حرم مطهر، او هم قبول كرد، همین كه می آمدیم از او پرسیدم مادر احساس ناراحتی نمی كنی، آن چنان كه سابق بودی؟ گفت: نه اَلْحُمًدْلله خوب هستم، كنار حوض صحن آمدیم و آبی به صورتش زدم و احساس كردم كه حالت او طبیعی شده و از این بابت از حضرت معصومه(ع) تشكر و قدردانی می نمایم، امیدوارم خداوند همه بیماران اسلام را شفا دهد.

ای خواهران و برادران مسلمان! با دل پاك و قلب سلیم و دوری از گناه،‌و اعتقد به قدرت الهی و با متوسل شدن به عنایات ائمه معصومین(ع) و اولیای الهی است كه می توان موفق به دریافت فیض الهی گشت.(237)

11ـ شفای دخترك مبتلا به فلج

در آستانه سال 1375 هجری شمسی كه مقارن با اول ذیقعده 1416 هجری قمری برابر با سالروز ولادت حضرت فاطمه معصومه(ع) بود، كریمه اهلبیت نور امید در دل زائرین با صفای خود تابانید، و برای زائر دل خسته و دل شكسته خود كه دخترك 11 ساله از اهالی مازندران بود از خدای متعال طلب شفا نمود.

زائری در نهایت پاك دلی و خلوص كه مدت ها در حال گلو در و حالت تهوع به سر می برد و سرانجام مبتلا به فلج در ناحیه پای راست گردیده بود پس از معالجات مكرر نزد اطبای متعدد، مأیوس گردید و در حالی كه در هاله ای از غم فرو رفته و به آینده تاریك خود فكر می كند به زیارت این بانوی مكرمه دعوت می شود.

در شب جمعه 3/12/1374 به همراه خانواده خود به حرم مطهر مشرف می شوند و در حالی كه مادر مهربان و دل سوخته او از سر شب تا به صبح در كنار فرزند دردمند خود بیدار می ماند و با خدای بزرگ راز و نیاز می نماید و حضرت فاطمه معصومه(ع) دخت گرامی امام هفتم موسی بن جعفر(ع)را به شفاعت می خواند، نزدیك اذان صبح مشاهده می كند بیمار او كه مدت ها توان ایستادن و حركت نداشت از خواب برخاسته و روی پا می ایستد! مادر با تعجب از حال او می پرسد و او را راه می برد و متوجه می شود كه سلامت فرزندش بازگشته و مورد لطف و كرامت كریمه‌ اهلبیت(ع) قرار گرفته است. پس از دو روز از این واقعه كه سلامتی این طفل تحقیق و تثبیت شد در دفتر كرامات حضرت فاطمه معصومه(ع) ثبت گردید.

آری اینجاست كه جایگاه بلند لطف و مهربانی خداوند است. اینجا است كه چنان چه با اخلاص و دلی سوخته قدم بنهی بنابر مصلحت الهی حاجت روا می گردی و این نمونه ای از هزاران عنایتی است كه از جانب خدا و از آستین محدثه آل طه، مریم آل رسول، كریمه اهلبیت(ع) فاطمه معصومه(ع) صارد گردیده، امید كه این عنایات خاصه شامل حال همه زائرین مخلص و با صفای این بارگاه نورانی قرار گیرد.(238)

12ـ جام شفا

اینجا حریم كبریایی و دریچه دلگشایی به جهان غیب است. در اینجاست كه گاه در میان آن همه راز و نیاز، نوری می درخشد و حادثه ای مبارك رخ می دهد و توجهی خاص و عنایتی از ناحیه مقدسه كریمه اهلبیت(ع) حضرت فاطمه(ع)، دردمندی و گرفتاری را دستگیر می شود و او را از انبوه غم و شدت گرفتاری رهایی می بخشد.

و این بار هم دل شكسته ای كه چندین سال به فلج پا مبتلا شده بود و این مشكل، او و خانواده او را در كویری از ناامیدی ها رها ساخته بود، به این بارگاه ملكوتی روی می آورد و به میمنت نیمه شعبان عیدی می گیرد و سرانجام با دو پای سالم به خانه برمی گردد.

چه بهتر كه شرح واقعه را از آن گرامی بشنویم:

"اینجانب الف ـ م، مازندرانی، كارمند بازنشسته و ساكن مشهد می باشم كه به مدت سه سال مبتلا به دردكمر و فلج هر دو پا شده بودم و با ایكه مخارج زیادی در معالجات كردم تأثیری نكرد. لذا از همه جا مأیوس شدم و مكرر در مجالس دعا و توسلات در حرم مطهر حضرت ثامن الحجج(ع) به قصد شفا شركت می كردم، لكن عنایت آن حضرت شامل حالم نشد.

سرانجام در اوایل ماه شعبان بود كه می دیدم همه مردم در ایام ولایت و امامت شادمان هستند، ولی خانواده من بر اثر مشكلاتی كه برای ایشان داشتم در غم و حزن به سر می برند.

این بود كه به حرم حضرت رضا(ع) مشرف شدم و با سوز دل حرف آخر را زدم و عرض كردم:"آقا! شما غیر مسلمانان را محروم نمی كنید، پس چرا به من كه شیعه و متوسل به فیض و كرم شما هستم توجه ندارید؟! آقا! یا جوابم را بدهید یا به پابوس خواهرتان می روم و شكایت می كنم و آن حضرت را واسطه می سازم!"

همان شب خواب دیدم خانم حضرت معصومه(ع) را با حجابی كامل و نقابی نورانی كه به من فرمود: به قم بیا تا درد تو را شفا دهم!! از خواب بیدار شدم و خوابم را برای خانواده نقل كردم وگفتم گویا شفای من به حضرت معصومه(ع) حواله شده باشد. ولی براثر وضع خاص و مشكلات نمی توانستم تصمیم جدی بگیرم.

چند روز گذتش. مجدداً حضرت را در خواب دیدم كه فرمود: چرا به قم نمی آیی؟! عرض كردم خانم! شما كه از حال و وضع من خبر دارید. چطور بیایم؟! اگر می شود همین جا شفایم بدهید.

فرمودند: باید به قم بیایی. از خواب بیدار شدم و تصمیم قطعی برآمدن گرفتم و در روز دوشنبه 14 شعبان مطابق با 26/10/73 شمسی ساعت 8 صبح به حرم حضرت معصومه(ع) مشرف شدم، پس از زیارت والتجاء به واسطه خستگی راه خوابم برد، مجدداً حضرت را به خواب دیدم، با چادری مشكی و نقاب سبز فرمود: پسرم! خوش آمدی، اكنون به وعده وفا كردم و تو شفا یافتی برخیز!! عرض كردم: نمی توانم؟! فرمود: این استكان چای را بخور بلند شو! چنین كردم. از خواب بیدار شدم، احساس كردم می توانم روی پایم بایستم، لذا با پای خودم به ضریح مطهر نزدیك شدم و فریاد زدم:"بابا! حضرت شفایم داد!!"

اینجا بود كه زائرین محترم مرا به دفتر آستانه مقدسه آوردند. و اكنون از حضرت تشكر می كنم و از خداوند شفای همه مریضان اسلام را می خواهم."والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته"(239)

شفای چشم طلبه نخجوانی

آیه الله العظمی ناصر مكارم شیرازی(دام ظله) نقل فرمود: پس از فروپاشی شوروی سابق، و آزاد شدن جمهوری های اسلامی از جمله جمهوری نخجوان، شیعیان نخجوان تقاضا كردند كه عده ای از جوانان خود را برای تحصیل علوم حوزوی، به حوزه علمه قم بفرستند، تا در آینده برای تبلیغ در آن منطقه، آماده گردند، استقبال عجیبی از این امر شد، از بین سیصد نفر داوطلب، پنجاه نفر كه معدل بالایی داشتند انتخال شدند، ولی در این میان جوانی با داشتن معدل بالا به خاطر اشكالی كه در چشمانش بود، انتخاب نشد، با اصرار پدر ایشان، مسؤول مربوط به ناچار او را نیز پذیرفت، هنگام فیلم برداری از مراسم بدرقه این كاروان علمی، مسؤول فیلم برداری، دوربین را روی چشم معیوب این جوان، متمركز كرد، و تصویر برجسته آن را به نمایش گذاشت، جوان با دیدن این منظره، بسیار ناراحت و دل شكسته شد، كاروان به قم رسید، و در مدرسه مربوط ساكن شد، این جوان در حرم حضرت معصومه(ع) مشرف گردید، با اخلاص تمام به حضرت معصومه(ع) متوسل شد، و در همان حال خوابش برد، در عالم خواب، عوالمی را مشاهده كرد، پس از بیداری، چشمانش را سالم یافت، به حجره اش بازگشت، دوستان و آشنایان، چشم او را سالم یافتند، و با مشاهده چنی كرامتی از حضرت معصومه(ع) تحت تأثیر شدید قرار گرفتند و دسته جمعی به حرم برای دعا و مناجات آمدند، و ساعت ها در حرم حضرت معصومه(ع) به دعا و توسل پرداختند.

هنگامی ك این خبر به نخجوان رسید، شیعیان آنجا با اصرار تقاضا كردند كه این جوان شفا یافته به آان باز گردد، تا دیدار او موجب بیداری و هدایت دیگران، و استحكام عقیده مسلمانان شود.(240)

---------------------------------------------------
(1) ـ واحد تبلیغات آستانة‌مقدسه حضرت معصومه (سلام الله علیها)، سال 1373 شمسی.
(2) ـ واحد تبلیغات آساته مقدسه حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)، سال 1373 شمسی.
(3) ـ واحد تبلیغات آستانة مقدسه قم، سال 1375 شمسی.
(4) ـ 1. واحد تبلیغات آستانة مقدسة قم، سال 1373 شمسی.
(5) ـ ضبط صوتی و تصویری این مصاحبه با آیه الله العظمی مكارم شیرازی، در واحد فرهنگی آستانه مقدسة قم موجود است.
------------------------------------
محمد محمدی اشتهاردی

 

چهارشنبه 2/12/1391 - 12:5

کرامات معصومیه از قول حضرت آیه الله العظمی شیخ محمدعلی اراكی(ره)

از طرف استانه مقدسه حضرت معصومه(ع) چند ماه قبل از ارتحال جان سوز آن فقیه فرزاونه بودكه به خدمت ایشان رسیدیم(241)و درخواست نقل كرامات حضرت فاطمه معصومه(ع) را از ایشان نمودیم. ابتدا از آنچه در مورد خود ایشان اتفاق افتاده بود پرسیدیم و آن والا مقام فرمود:

14ـ شفای بیماری دستم

1ـ دستم باد می كرد و قاش می شد. و لذا همیشه باید خاك تیمم همراهم باشد و تیمم كنم، چون وضو نمی توانستم بگیرم و معالجات هم تأثیر نمی كرد. تا اینكه به حضرت معصومه(ع) متوسل شدم، و ملهم شدم كه دستكش دستم كنم و چنین كردم، خوب شد.

5ـ شفای سید فلج

از آن حضرت راجع به كراماتی كه در مورد دیگران اتفاق افتاده است پرسیدیم و ایشان فرمودند:

2ـ سید بود در زمان مرحوم آیت الله حاج شیخ عبدالكریم حائری(ره) به نام حاج آقا جمال هژبر كه فلج شده بود و او را به دوش می گرفتند و در مجلس روضه ای كه از طرف مرحوم حاج شیخ عبدالكریم حائری(ره): در دهه عاشورا در مدرسه فیضیه منعقد می شد شركت می كرد. او را به دوش می كشیدند و از اینجا به آنجا می بردند. آقای"سید علی سیف" خادم مرحوم حاج شیخ(ره) كه مردی خدوم و صریح اللهجه ای بود روزی در مجلس روضه به آن سید(آقا جمال) گفت:"ای سید اگر راست می گویی و توسید هستی چرا مردم را اذیت می كنی؟ از حضرت معصومه(ع) بخواه تو را شفا بدهد." این حرف به سید اثر كرد و غیظش گرفت و به حرم حضرت معصومه(ع) مشرف گردید. و شال(عمامه) خود را از سرش باز كرد و به ضریح مقدس بست و عرض كرد:"پا نمی شوم تا شفا بگیرم."

خوابش برد در خواب او را شفا دادند، و كاغذی كف دستش گذاردندو به او گفتند:

"این كاغذ را به حاج سید حسین آقا علوی بده." وقتی كه از خواب بیدار شد، كاغذ را در دستش دید، جرأت نمی كرد كاغذ را از مشتش بردارد. گفته بود به حاج شیخ عبدالكریم(ره) هم نمی دهم، به هیچ كس نمی دهم. و جرأت هم نمی كرده باز كند و نگاه كند، كاغذ در مشتش بود و می گفت: تا به حاج سید حسین آقا ندهم به كس دیگری نمی دهم(حتی به حاج شیخ عبدالكریم نشان نداد) معلوم نیست در آن كاغذ چه نوشته شده بود.

16ـ سفارش حضرت رضا(ع) به حضرت معصومه(ع)

3ـ آقای حاج شیخ علی تهرانی(ره)(از علمای بزرگ كه اواخر عمر در مشهد مقدس ساكن شد در همان جا فوت نمود و در بالا سر حرم حضرت رضا(ع) دفن شد و قریب 50 سال در نجف اشرف به تحصیل علوم اسلامی اشتغال داشته و از شاگردان فاضل میرزای بزرگ محسوب می شد) ایشان برادری داشت به نام حاج علی شال فروش كه از تجار بازار بوده و در تمام مدتی كه برادرش در نجف مشغول تحصیل بود هر ماه 50 تومان(كه در آن موقع مبلغ قابل توجهی بوده) به او شهریه می داده و تخلف نمی كرده تا اینكه آن برادر تاجر فوت می كند و جنازه او را به قم حمل می كنند؛ و در یكی از مقبره های طرف قبله صحن بزرگ دفن می شود، كه مقبره اختصاصی ایشان بوده و آقای حاج شیخ علی تهرانی كه در آن موقع در مشهد سكونت داشته طی تلگرافی از فوت برادر تاجرش مطلع می شود پیش خود می گوید الآن وقت جبران خدمات برادر است لذا به حرم امام رضا(ع) مشرف می شود می رود پای ضریح حضرت امام رضا(ع) قضیه را عرض می كند. و به حضرت عرض می كند كه برادرم در این همه مدت كه به من خدمت كرده یك مرتبه هم نتوانستم جبران كنم. جز همین كه بیایم اینجا و به شما عرض كنم و از شما خواهش كنم اكنون كه برادرم فوت شده شما به خواهرتان حضرت معصومه(ع) سفارش برادر مرا بفرمایید تا به برادرم كمكی كند.

همان شب یكی از تجار كه از قضیه اطلاع نداشته، در خواب می بیند كه به حرم حضرت معصومه(ع) مشرف شده و آنجا می گویند كه حضرت امام رضا(ع) هم تشریف فرما شده اند به قم، یكی از جهت زیارت خواهرشان. و یكی جهت سفارش برادر حاج شیخ علی تهرانی به حضرت معصومه(ع). شخص خواب بیننده معانی خواب را نمی فهمد.

و برای حاج شیخ علی خواب را نقل می كند. و مرحوم حاج شیخ علی(ره) می گوید در همان شب كه تو خواب دیدی من متوسل شدم به امام رضا(ع) و به این صورت به خواب شما آمده و از رؤیاهای صادقانه است.

مرحوم آیه الله العظمی آقا سید محمد تقی خوانساری(ره) پس از شنیدن این خواب فرمود: از این خواب استفاده می شودكه قم درحریم حضرت معصومه(ع) است. باید حضرت امام رضا(ع) به قم تشریف بیاورند و سفارش برادر حاج شیخ علی تهرانی را به حضرت معصومه(ع) بفرمایند، تا حضرتش بعد از سفارش حضرت امام رضا(ع) در كار برادر حاج شیخ علی توجه كند. والا خود حضرت امام رضا(ع) مستقیماً مداخل دركار می كرد، ولی چون این در محدوده حضرت معصومه(ع) است، آن حضرت مداخله در این محیط ننمود.(242)

17ـ لطف حضرت معصومه(ع) به مداحش

4ـ آقا حسن احتشام(فرزند مرحوم سید جعفر احتشام) از منبری های قم بودند"پدر و پسر") از قول آقا شیخ ابراهیم صاحب الزمانی تبریزی(كه مرد روضه خوان با اخلاصی بود و قبل از درس مرحوم حاج شیخ عبدالكریم حائری(ره) چند دقیقه خطبه ای از نهج البلاغه و ذكر مصیبت مختصری می خواند) نقل كردند كه او گفت:

"ما اهل منبر با هم در مواقع تعطیلی دوره ای داشتیم، و دور هم جمع می شدیم و خودمان برای خودمان روضه می خواندیم. شبی من(یعنی آقا شیخ ابراهیم صاحب الزمانی) در خواب دیدم كه خواستم به حرم حضرت معصومه(ع) مشرف شوم، گفتند: ورود به حرم ممنوع است، برای اینكه حضرت معصومه(ع) با حضرت زهرا(ع) در بالای ضریح خلوت كرده اند و كسی را راه نمی دهند."

من گفتم مادرم سیده بوده است و من محرم هستم، به من اجازه دادند رفتم دیدم كه بله این دو با هم نشسته اند و در بالای ضریح با همدیگر صحبت می كنند از جمله صحبت ها این بود. كه حضرت معصومه(ع) به حضرت زهرا(ع) عرض می كند: حاج سید جعفر احتشام(روضه خوان، روضه خوان را خودم می گویم) برای من مدحی گفته است و ظاهراً آن مدرح را برای حضرت زهرا(ع) می خواند.

آقا شیخ ابراهیم این خواب را در آن جلسه دوره ای كه اهل منبر در آن جمع بودند و حاج احتشام هم حضور داشت نقل می كند، حاج احتشام می گوید از آن شعرها چیزی یادت هست گفت: بله در آخر شعر داشت"دخت موسی بن جعفر" تا این را گفت حاج احتشام زد زیر گریه و گفت: بله توی اشعار من این كلمه هست.

این احتشام از منبری های قم بود و خیلی با حال بود، هیچ منبری را ندیدم كه خودش گریه كند و ایشان خودش روضه می خواند و خودش گریه می كرد بكاء بود و گریه زیاد می كرد.

آقا حسن احتشام فرزند حاج احتشام گفت به ایشان گفتیم شعرا در آخر شعرشان تخلص دارند. شما هم برای خود تخلص تعیین كن، هر چه گفتم قبول نكرد تا با اصرار این شعر را گفت.

این فاطمه به جان عزیز برادرت بر احتشام لطف نما قصر اخضری

ایشان گفت قصر اخضر هم لطف كردند. گفتم چطور؟ گفت: همانجا كه آقای مرعشی(ره) سجاده می انداختند، آنجا را به رنگ سبز گچ كاری كردند با سنگ مرمر و قبر حاج احتشام در همان قسمت از مسجد بالا سر واقع شد.(243)

این چهار نمونه، از قول شیخ الفقهاء، حضرت آیه‌ الله العظمی شیخ محمدعلی اراكی(ره) نقل شد، كه سلمان عصر بود و تردیدی در راست گویی او نیست.

18ـ شفا در حرم حضرت معصومه(ع) با عنایت حضرت عباس(ع)

بانویی مدت ها بر اثر بیماری طولانی و شدید یكی از نزدیكانش(فرزند یا برادر و...) رنج می برد، از معالجات و درمان ها نتیجه نگرفته بود، دستش از هما جا بریده و به حرم حضرت معصومه(ع) پناهنده شد، و به آن بانوی ارجمند توسل جست، همچنان به توسل خود ادامه داد، تا این كه شبی در عالم خواب دید حضرت معصومه(ع) به بالین او آمد و فرمود:"بیمارت را به حرم من بیاور و در این مكان خاص(كه در عالم خواب نشان داد) بگذار، بنا عمویم حضرت عباس(ع) به زیارت من بیاید، شفای بیمار تو را از عمومی می طلبم."

این بانو می گوید: پس از بیدار شدن از خواب، خوشنود شدم، و به دستور حضرت معصومه(ع) عمل كردم، شخص بیمارم را به آن مكام خاص از حرم حضرت معصومه(ع) بردم، او به محض این كه در آن مكان نشست، احساس سلامتی كرد، و با خوشحالی گفت:"خوب شدم وشفا گرفتم."(244)

19ـ‌ یك كرامت تازه

آیت الله مسعودی خمینی تولیت محترم آستانه حضرت معصومه(ع) در حدود ساعت 5/9 صبح روز جمعه 21 دی سال 1380 در جلسه ای كه در سیمای تلویزیون قم كانال یك، پخش می شد چنین فرمود:

پانزده روز قبل چند نفر ترك زبان، به دفتر من آمدند، چون فارسی نمی دانستند، یك نفر مترجم خواستیم، او آمد و سخنان آنها را برایم ترجمه می كرد، ماجرا از ا ین قرار بود:

دختر پانزده ساله ای كنار مادرش، در روبروی من ایستادند، مادر گفت: ای دختر من، یك سال است كه بیمار روانی بود، و حال غیر عادی داشت.

گفتم: مدارك دارید؟ او مدارك متعدد نشان داد، همراه عكس ها و فیلم ها و نسخه ها و نظریه پزشك ها و... مدارك مورد بررسی قرار گرفت، و همه آنها صحیح بود، و بر بیماری روانی آن دختر دلالت داشت.

مادر افزود: یك شب همین دخترم از خواب برخاست و گفت:"مرا به قم ببر!"

ما در اطراف زنجان سكونت داریم، بی بضاعت می باشیم، به دخترم گفتم: پول نداریم كه خرج سفر را تأمین كنم و شما را به قم ببرم، دخترم گفت: گوشواره ام را بفروشید، من قبول كرد، گوشواره اش را فروختم و با پول آن، همراه دختر به قم سفر كردیم، صبح زود وارد حرم شدیم، كنار ضریح به حضرت معصومه(ع) متوسل شده، و باز سوز و گداز و گریه، شفای دخترم را طلبیدم، دخترم نیز همین سوز و گداز را داشت، ولی همان حالت بیماری روانی او در چهره او دیده می شد، ناگاه دیدم دخترم جیغ و فریاد زد، گفتم چه شد؟‌گفت: ده دوازده نفر مرد را در اینجا می بینم به من می گویند: برخیز، به آنها می گویم نمی توانم برخیزم، باز دختر به حالت روانی خود فرو رفت و سكوت كرد.

پس از مدتی با جیغ و فریاد برخاست و گفت: خوب شدم، آن ده دوازده نفر به من گفتند، خانمی می آید و تو به دست او شفا می یابی، آنها رفتند، و خانمی آمد و به من فرمود:"برخیز!"، گفتم: نمی توانم، فرمود:"برخیز تو دیگر بیمار نیستی".

در این هنگام دختر كه در دفتر بود، گریه كرد و گفت:"من یك سال بود، چیزی را درك نمی كردم، اكنون همه چیز را درك می كنم."

من به مادر دختر گفتم: شاید این دختر، امروز خوب شده باشد، شما بروید، و پس از یك هفته به اینجا بیایید، و گزارش كار را بدهید، آنها قبلو كردند، مخارج سفر را به آنها دادم، آنها رفتند، و پس از هفت روز از زنجان بازگشتند، و دختر گفت: از آن لحظه شفا تاكنون كاملاً خوب شده ام و هیچ گونه عارضه ندارم." در این هنگام اطمینان به شفا دادن حضرت معصومه(ع) پیدا كردیم، و گفتم: برای اطلاع مردم، نقاره را به صدا درآورند. نقاره چند روز قبل، به صدا درآمد و آنها كه در اطراف حرم بودند، صدای آن را شنیدند، و از كرامت، اطلاع یافتند.

20ـ توجه حضرت معصومه(ع) به خدمت گزاری شهدا

آقا سید ابوالفضل رضوی زاده یكی از خدمت گزاران حرم مطهر می گوید:

"در اوایل جنگ كه شهدا را برای طواف به حرم مطهر حضرت معصومه(ع) می آورند، مجلس آنها را با سینه زنی، نوحه سرایی، مداحی و هر كاری كه از دستم می آمد، برای رضای خدا گرم می كردم.

یكی از شب ها، آقای اشعری مداحل اهلبیت(ع) به من گفت:

"سید ابوالفضل! شب چهارشنبه برای دعای توسل به گلراز شیخان بیا كارت دارم."

وقتی رفتم، بعد از مراسم دعا به من گفت:

"مادر خوب پسر شهیدش را دیده. و او سراغ شما را گرفته و از مادرم پرسیده كه آیا سید ابوالفضل زنده است یا مرده؟ مادرم به برادر شهیدم گفته: حالا چرا سراغ ایشان را می گیری؟ و او در جواب گفته: وقتی به شهیدان پیوستم، همگی آنها سراغ سید را از من گرفتند و او را دعا كردند و گفتند:

"سید آدم خوبی است، چون در مراسم شهدا خیلی خدمت می كند. به همین خاطر مورد توه بی بی حضرت معصومه(ع) و امام زمان(عج) هستند و ما از او راضی هستیم."

 

چهارشنبه 2/12/1391 - 12:5

سیر تاریخی بارگاه حضرت معصومه(ع) به طور كوتاه

پس از خاكسپاری پیكر حضرت معصومه(ع) در محل فعلی، كه در آن عصر به نام بابلان نام داشت، پسران اشعری، سایبانی از بوریا، بر روی مرقد او ترتیب دادند، پس از مدتی در اواسط قرن سوم هجری قمری، حضرت زینب دختر امام جواد(ع) از مصالح آجر و سنگ و گچ، گنبد و بارگاهی بر روی مرقد مطهر حضرت معصومه(ع) ساخت.

سپس به مرور زمان دو گنبد دیگر در كنار گنبد اول ساخته شد كه سومین آنها مدفن حضرت زینب دختر امام جواد(ع) شد.

این سه گنبد تا سال 457 هـ .ق برقرار بودند، تا اینكه در همان سال میرابوالفضل عراقی(وزیر طغرل كبیر) به تشویق عالم بزرگ، شیخ طوسی(متوفای سال 460 قمری) به جای آن سه گنبد، یك گنبد مرتفعی ساخت.

 

در عصر صفویه

از آن زمان تا ظهور خاندان صوفی(245)بارگاه به همان وضعی كه نگاشتیم بود، نه ضریحی بود و نه ایوان های باشكوهی كه اكنون دیده می شود، و نه صحن كهنه و نو.

تعمیرات مهم آستانه مقدسه حضرت معصومه از زمان سلطنت خاندان صفوی شروع شد.

در سال 925 قمری شاه اسماعیل اول، ایوان قسمت شمالی(ایوان طلا) را ساخت، و شالوده صحن كهنه(كوچك) را ریخت، پس از او شاه طهماسب اول برای مرقد ضریحی از كاشی درست كرد و نیز بنای تاریخی ایوان جنوب مدرسه فیضیه را كه به صحن كهنه چسبیده است ساخت. در سال 1077 شاه صفی صحن زنانه را ـ كه اكنون به صورت محلوطه سرپوشیده به نام مسجد طباطبائی است و سابقاً سقف و گنبد نداشته است ـ ساخت كه در سمت جنوبی آستانه است، این صحن برای مقبره شاه عباس و شاه سلیمان و شاه سلطان حسین راه مخصوصی شد.

سپس شاه عباس ضریحی از فولاد سفید، ترتیب داد، و ضریح فعلی همان ضریح فولادی است كه صفحه هایی از نقره را بر آن افزوده اند.

در عصر قاجاریه

پس از پایان حكومت صفویان، دیگر تعمیرهای قابل توجهی در بارگاه و اطراف آن نشد تا وقتی كه سلطنت ایران به دست قاجاریه(246)رسید.

در سال 1218 قمری فتحعلی شاه با دوازده هزار خشت با پوشش طلا، گنبد را طلا نمود و در سال 1236 مسجد بالا سر بنا شد.

در سال 1276 ایوان شاه اسماعیل صفوی را طلا كردند.

در سال 1375 ضریح فولادین شاه عباس را نقره نمودند.

در آخر قرن 13 هجری قمری، شالوده صحن جدید(بزرگ) به وسیله آقا ابراهیم امین السلطان ریخته شد و ساختمان آن را پسرش میرزا علی اصغر خان اتابك صدر اعظم ایران در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه، در سال 1303 قمری به پایان رسانید.(247)

ظریف كاری های صنایع مختلف در این آستانه از طلاكاری و نقره و میناكاری گرفته تا آینه كاری و خطوط مختلف از نسخ، نستعلیق، شكسته، كوفی و ثلث و ده ها و صدها ظریف كاری ها در درهای گوناگون حرم مطهر و... بیش از اینها است كه ما بتوانیم در این كتاب مختصر بیاوریم.(248)

پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری مرجع عظیم الشأن امام خمینی(ره)، تحولات معنوی و ساختمانی بسیار چشمگیری در بارگاه ملكوتی حضرت معصومه(ع) از جهات مختلف به وجود آمده، از جمله مسجد اعظم قم به آستانه ملحق شده، و مرقد شریف آیه الله العظمی بروجردی(ره) در كنار مسجد بالا سر قرار گرفته، و نظم خاص روحانی درتمام امور دیده می شود، كه جداً در خور تحسین است. یكی از آنها غبارروبی حرم مطهر و داخل ضریح، با حضور مراجع و بزرگان علم و تقوا است كه تماشای صحنه ملكوتی آن در سیمای جمهوری اسلامی، انسان را به یاد غبارروبی حرم مطهرحضرت رضا(ع) برادرحضرت معصومه(ع) می اندازد.

كوتاه سخن آنكه: هم اكنون بارگاه ملكوتی حضرت معصومه(ع) با كمال جلال و جبروت، تقریباً در مركز شهر قم قرار گرفته، و همچون روحی در كالبد این سرزمین، و خورشیدی تابان در این خطه مقدسه است. و همواره زیارتگاه ده ها هزار عاشق شیفته از اكثر كشورهای اسلامی می باشد، و حرم و صحن ها و اطراف، در روزهای مخصوص مانند: عاشورا، اربعین، عید نوروز و... مملو از جمعیت است.

---------------------------------------------------
(1) ـ‌ خاندان صفوی از سال 905 قمری تا سال 1135 قمری یعنی 230 سال در ایران سلطنت كردند، پادشاهان این خاندان به این ترتیب هستند: شاه اسماعیل اول، شاه طهماسب اول، شاه اسماعیل دوم، شاه عباس اول، شاه صفی، شاه عباس دوم، شاه سلیمان، شاه سلطان حسین، شاه طهماسب دوم، شاه اسماعیل سوم، شاه عباس سوم(دایره المعارف فرهنگ و هنر، ص 778).
(2) ـ خاندان قاجاریه از سال 1200 تا سال 1339 هجری قمری در ایران سلطنت كردند، پادشاهان این خاندان به این ترتیب بودند: آقا محمدخان، فتح علی شاه محمد شاه، ناصرالدین شاه، مظفرالدین شاه، محمدعلی شاه و احمد شاه.(دایره المعارف فرهنگ و دانش و هنر، ص 778.)
(3) ـ گنجینه آثار قم، ج 1، راهنمای قم، ص 32ـ 40.
(4) ـ شرح مفصل این امور را در كتاب راهنمای قم و گنجینه آثار قم، ج 1، بخوانید.
(5) ـ مطابق این بیت، تعداد بانوان منسوب به امامان(علیه السلام) كه در كنار مرقد حضرت معصومه (سلام الله علیها) دفن شده اند هفت نفر می باشند.
(6) ـ‌ پیامبر فرمود: كسیت كه زبان خود را از آبروی مردم نگهدارد(آبروی مردم را نبرد) خداوند در روز قیامت لغزش های او را پس می گیرد.(نادیده می گیرد)
(7) ـ‌ كسی كه بین مادر و فرزندش جدایی بیندازد، خداوند بین او و بهشت جدایی می اندازد.
(8) ـ سؤال نیك كردن؛ نصف علم است.
(9) ـ‌ زنا موجب فقر و تهی دستی می شود.
(10) ـ‌ خداوند متعال یار بنده خود است تا وقتی كه بنده، یار برادر خود می باشد.
(11) ـ توضیح بیشتر را در كتاب"حضرت معصومه" چشمه جوشان كوثر، نوشته نگارنده بخوانید.
(12) ـ اقتباس از نشریه پیام آستانه، مورخه 23 آذر ش: ص 4.
(13) ـ بحار،‌ج100، ص 121.
(14) ـ هفته نامه پیام آستانه، شمارة 25، تاریخ 8/12/1380ش، ص 1 و 4.
------------------------------------
محمد محمدی اشتهاردی

چهارشنبه 2/12/1391 - 12:5

نگاهی به فضایل حضرت معصومه(ع)

ازآنجا كه شناخت، پایه دین است، و اظهار عقیده و انجام كارهای نیك از روی شناخت، به عقیده و اعمال، ارزش چندان برابر می دهد، و از آنجا كه امیرمؤمنان علی(ع) به كمیل فرمود:

"ما مِنْ حَرَكَهٍ اِلا وَ اَنْتَ مُحْتاجٌ فِیها اِلی مَعْرِفَهٍ؛

هیچ حركتی نیست مگر اینكه تو به شناخت خیر و شر آن نیازمند هستی."(188)

و حضرت رضا(ع) در مورد پاداش زیارت مرقد مطهر حضرت معصومه(ع) فرمود:

"مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِها فَلَهُ الْجَنَهُ؛

كسی كه او را در حالی كه حقش را شناخته، زیارت كند، برای او بهشت است."(189)

و در فرازی از زیارتنامه حضرت معصومه(ع) كه از حضرت رضا(ع) نقل شده می خوانیم:

"وَ اَنْ لایَسْلُبَنا مَعْرِفَتَكُمْ اِنَهُ وَلِیُ قَدِیرٌ؛

از خدا می خواهیم كه معرفت به شأن شما را از ما سلب نكند، او سرپرست توانا است."

نتیجه می گیریم كه قبل از هر چیز باید امامان(ع) و شخصیت های بزرگی چون حضرت معصومه(ع) را شناخت، و درك پاداش و درجات ارزش، بستگی به شناخت آنها دارد، از این رو در اینجا نظر شما را به ده نمونه از فضایل حضرت فاطمه معصومه(ع) كه موجب شناخت بیشتر است، جلب می كنیم:

1ـ دختر روح و جسم پیامبر(ص)

در زیارتنامه ای كه در شأن حضرت معصومه(ع) از حضرت رضا(ع) نقل شده، حضرت معصومه(ع) به عنوان:

دختر رسول خدا(ص)، دختر فاطمه و خدیجه(ع)، دختر امیرمؤمنان علی(ع)، دختر حسن و حسین(ع)، دختر ولی خدا(امام كاظم(ع))، خواهر ولی خدا(امام رضا(ع))، و عمه ولی خدا(امام جواد(ع)) خوانده شده است.

این تعبیرات، تنها بیانگر شرافت خانوادگی نیست، بلكه علاوه بر آن، بیانگر آن است كه حضرت معصومه(ع) از نظر معنوی و مقامات عالی ملكوتی، به راستی فرزند روح و جسم پیامبر(ص) وحضرت زهرا و خدیجه كبری(ع) و امام معصوم(ع) است.

2ـ مقام عصمت و طهارت حضرت معصومه(ع)

روایت شده: حضرت رضا(ع) فرمود:

"مَنْ زارَ الْمَعْصُومَهَ بِقُمْ كَمَنْ زارَنی؛

كسی كه معصومه(ع) را در قم زیارت كند، مانند آن است كه مرا زیارت كرده است."(190)

گرچه شواهد و قراین در مورد مقام عصمت حضرت معصومه(ع) بسیار است، ولی سخن فوق از امام معصوم حضرت رضا(ع) صراحت دارد كه حضرت معصومه(ع) دارای مقام عصمت بوده است، ضمناً این سخن بیانگر آن است كه: این لقب را حضرت رضا(ع) به حضرت معصومه(ع) داده است، وگرنه نام حضرت معصومه(ع) فاطمه كبری است از سوی دیگر، به فرموده حضرت رضا(ع) پاداش زیارت حضرت معصومه(ع) همانند پاداش زیارت حضرت رضا(ع) است.

یكی از قراینی كه بیانگر مقام عصمت حضرت معصومه(ع) است، این كه(چنان كه خاطر نشان شد) دو نفر نقاب دار از عالم غیب آمدند و جنازه آن حضرت را به خاك سپردند.

با توجه به این كه: ما معتقدیم، معصوم را باید معصوم دفن كند، به احتمال قوی، آن دو نفر، امام رضا(ع) و امام جواد(ع) بوده اند.

پاسخ به یك سؤال

در اینجا این سؤال مطرح می شود كه مگر غیر از پیامبران و چهارده معصوم، معصوم دیگری نیز داریم؟

پاسخ: مقام عصمت كه عالی ترین مقام معنوی و پاكی است، درجاتی دارد، در وهله اول به دو گونه است:

1ـ معصوم از خطا

2ـ معصوم از گناه، حضرت معصومه(ع) همانند حضرت زینب(ع) در یكی از درجات عصمتند، گرچه در درجات چهارده معصوم(ع) نباشند، زیرا چهارده معصوم(ع) علاوه بر عصمت از گناه عصمت از خطا نیز دارند.

به هر حال وجود ذیجود حضرت معصومه(ع) كه بانویی بسیار ارجمند، و گلی باشكوه از گلستان نبوت و امامت است، همچون روحی در پیكر سرزمین قم است، او با نورانیت معنوی خود، سرزمین قم را رونقی دیگر بخشیده است، و قدم مباركش در قم، هزاران چندان بر عظمت قم افزوده است. او سلاله پاك از خزائن امامت و ولایت، وگوهری گرانقدر و تابناك از صدف ملك امكان است كه روز به روز و ساعت به ساعت بر شكوه و شرافت قم، می افزاید، به گفته شیخ زكی باغبان در قصیده معروف خود:

 

  • قم گشته از شرافت معصومه با صفا شاهان به درگهش همه آورده التجا بی شك كه می رود به بهشت از ره عطا

  • چون روضه بهشت برین گشته پر ضیا بی شك كه می رود به بهشت از ره عطا

چند شعر از نگارنده تقدیم به حضرت معصومه(ع)

نگارنده نیز در حد بضاعت اندك خود، در این راستا چنین سروده ام:

 

  • ای سرزمین قم توكن از روی افتخار بر سایر اراضی عالم زعز و جاه برگو به آسمان كه مناز از ستارگان كاو خواهر امام بوُد دختر امام همواره شیعه از ره صدق می كند خطاب ای گوهر یگانه عصمت، دْر شرف خاك درت بْدی و بود توتیای چشم دارند فرشتگان ز سرالتجاء و صدق قربان شوند و چاكر درگاهت ای مهین از فر تواست حوزه علمیه با شكوه اندر حوادث و خطر و پستی و فراز از نور تواست دیده خفاش بی قرار زیبدكنی شفاعت ما را زروز حشر زآن روی كه شفیعه بود مر تو را لقب دارد"محمدی" زسر صدق و بندگی صبح و مساء در كنف لطف تو بهار

  • زآن گوهر خجسته و آن اخت شهریار فخر و سرور، هر دم و هر لحظه بی فكار در من ستاره شرف است و خور نهار هم عمه امام و زعصمت چو هشت و چار بر دخت مصطفی و نگهدار ذوالفقار وی منبع فضایل و معنا و اعتبار مهر رخت حكایت و مرآت نور یار اندر سرای تو سر تعظیم و روی خوار ای گوهر نُه صدف عفت و وقار از لطف تواست رونق آن جمله برقرار باشی پناه و یاور این"یار ارجدار" از كوی تواست دیده اعداء، تار و مار ای شافع شكسته دلان نزد كردگار بهر دلیل در زیارت او"اِشْفَی" بیار صبح و مساء در كنف لطف تو بهار صبح و مساء در كنف لطف تو بهار

آری حضرت رضا(ع) به ما یاد داده كه در زیارت او چنین بخوانیم:

"یا فاطِمَهُ اِشْفَعی لِی فِی الْجَنَهِ، فَاِنَ لَكِ عِنْدَاللهِ شأناً مِنَ الشَأنِ؛

ای فاطمه معصومه! در مورد رفتن به بهشت، مرا شفاعت كن، چرا كه در پیشگاه خداوند، دارای مقام و منزلتی بس ارجمند هستی."(191)

3ـ پیشگویی امام صادق(ع) از حضرت معصومه(ع) قبل از ولادتش

از اموری كه به روشنی بیانگر عظمت مخصوص مقام حضرت معصومه(ع) است، این كه امام صادق(ع) قبل از ولادت او، حتی قبل از ولادت پدر او، از او یاد كرده است، این موضوع بیانگر آن است كه این بانوی خاندان نبوت، از امتیازات و ویژگی های عمیق و ارجمندی برخوردار بوده است، و در سطح بالایی از شخصیت و ارزش های انسانی و ملكوتی قرار داشته است، به عنوان مثال:

1ـ یكی از شیعیان به محضر امام صادق(ع) آمد، دید آن حضرت در كنار گهواره كودكی، با آ‌ن كودك گفتگو می كند، تعجب كرد و گفت: آیا با كودك نوزاد سخن می گویی؟

امام صادق(ع) فرمود: اگر تو هم مایل هستی نزد این كودك بیا و با او گفتگو كن.

او می گوید: كنار گهواره آن كودك نوزاد رفتم، سلام كودكم، جواب سلام مرا داد، به من فرمود: نامی كه برای دختر تازه متولد شده ات برگزیده ای عوض كن، زیرا خداوند آن نام را دشمن دارد.(با توجه به این كه او چند روز قبل از او دارای دختر شده بود نامش حْمیرا گذاشته بود.)

آن شخص می گوید: سخن گفتن نوزاد، و اطلاع او از اخبار پنهان، و نهی ا زمنكر او، مرا بیشتر به تعجب واداشت، بهت زده شدم، امام صادق(ع) به من فرمود: تعجب نكن، این كودك فرزندم موسی است خداوند از او دختری به من عنایت كند كه نامش فاطمه است، او در سرزمین قم به خاك سپرده می شود، و هر كس(مرقد) او را در قم زیارت كند، بهشت بر او واجب است.(192)

2ـ نیز امام صادق(ع) قبل از ولادت حضرت معصومه(ع) در ضمن گفتاری در شأن او فرمود:

"وَسَتُدفَنُ فِیها اِمْرَأَهٌ مِنْ اَوْلادِی تُسَمی فاطِمَهُ، فَمَنْ زارَها وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَهُ؛

و به زودی در قم بانویی از فرزندان من به نام فاطمه دفن شود، پس هر كس او را زیارت كند، بهشت برای او واجب می گردد."

در ذیل این روایت آمده؛ امام صادق(ع) این سخن را قبل از ولادت امام كاظم(ع) فرمود.(193)

با توجه به اینكه امام كاظم(ع) در سال 128 هـ . ق چشم به جهان گشوده است، و تولد حضرت معصومه(ع) در سال 173 رخ داده، نتیجه می گیریم كه امام صادق(ع) این سخن را 45 سال قبل از تولد حضرت معصومه(ع) فرموده است.

این پیش گویی امام صادق(ع)، در سخن دیگری نیز آمده كه فرمود:

"در قم بانویی از فرزندانم رحلت می كند كه به شفاعت او همه شیعیانم وارد بهشت می گردند."(194)

این پیش گویی ها دلالت ضمنی و در عین حال عمیق و آشكار بر عظمت جلال و مقام رفیع حضرت معصومه(ع) دارند، و در ضمن دعوت شیعیان به توجه بیشتر به مقام این بانو، و آرمان های مقدس او است.

این مطلب نیز به نوبه خود حاكی از فضایل مخصوص حضرت معصومه(ع) و مقام ارجمند و ممتاز او است.

4ـ پدرش به فدایش

یكی از فضایل حضرت زهرا(ع) این است كه پیامبر(ص) در موارد متعدد، در شأن او فرمود:

"فَداها اَبْوها؛ پدرش به فدایش باد."(195)

این تعبیر بیانگر اوج مقام ارجمند حضرت زهرا(ع) است كه پیامبر اكرم(ص) در شأن او گفته است.

در مورد حضرت معصومه(ع) نیز نظیر این مطلب از پدرش امام كاظم(ع) روایت شده، در این راستا به ماجرای جالب زیر توجه كنید:

مرحوم آیت الله مستنبط(داماد اول آیت الله العظمی سید ابوالقاسم خویی) از كتاب كشف اللثالی كه نسخه خطی آن در كتابخانه شوشتری های نجف اشرف موجود است، و تألیف دانشمند محقق صالح بن عرندس دانشمند قرن نهم هجری می باشد، چنین نقل می كند:

عصر امام كاظم(ع) بود، روزی جمعی از شیعیان برای دریافت پاسخ از سؤال های خود، به مدینه وارد شدند تا به محضر امام كاظم(ع) برسند، آن حضرت در مسافرت بود، نظر به اینكه آنها ناگزیر به مراجعت بودند، پرسش های خود را نوشتند و به افراد خانواده امام كاظم(ع) تحویل دادند تا در سفر بعد، به آن نائل شوند، مدتی بعد هنگام خداحافظی، دیدند حضرت معصومه(ع) پاسخ پرسش های آنها را نوشته و آماده كرده است، آنها شادمان شدند و آن پاسخ ها را دریافت كردند و به سوی وطن رهسپار شدند، در مسیر راه به امام كاظم(ع) برخورد نمودند، و ماجرا را به عرض آن حضرت رساندند، امام كاظم(ع) آن نوشته را از آنها طلبید و مطالعه كرد، پاسخ های حضرت معصومه(ع) را درست یافت، سه بار فرمود:

"فَداها اَبْوها؛ پدرش به فدایش باد."

با اینكه حضرت معصومه(ع) در آن هنگام خردسال بود، این ماجرای جالب نیز، ما را به عظمت ویژه حضرت معصومه(ع) از نظر علم و معرفت آشنا می كند، ‌و در جای خود بی نظیر و استثنایی است.(196)

5ـ عالمه و محدثه و حجت امین امامان(ع)

سیره حضرت معصومه(ع) در تاریخ گم شده است، علت آن، خفقان شدید آن عصر، و ترس از نگارش زندگی اهلبیت(ع) بوده است، در عین حال می توان بعضی از مطالب را از آنچه به جا مانده شرح داد.

از ویژگی های حضرت معصومه(ع) این بود كه به علوم اسلام و آل محمد(ص) آگاهی داشت، و آن را برای دیگران و آیندگان، نقل می كرد، و از راویان و محدثان به شمار می آمد، چنان كه روایت نقل بیانگر این مطلب است از این رو امام كاظم(ع) فرمود:"پدرش به فدایش باد"، در حدی كه وجود شریفش حجت و امین پدرش امام كاظم(ع) بود، چنان كه در فرازی از زیارتنامه غیر معروفه او آمده:

"اَلسَلامُ عَلَیْكِ یا فاطِمَهُ بِنْتَ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ و حُجَتِهِ وَاَمِینِهِ؛

سلام بر تو ای فاطمه دختر موسی بن جعفر(ع)، و حجت و امین موسی بن جعفر."(197)

بنابراین حضرت معصومه(ع) حجت و امانت دار پدرش امام كاظم(ع) بود،‌كه در این صورت، حجت و امین خدا و حجت و نشانه اسلام و حافظ امانت الهی بود.

گرچه روایات آن حضرت به دست ما نرسیده، ولی اندكی از آن روایات را كه دست ما رسیده در اینجا می آوریم:

1ـ در كتاب ارزشمند الغدیر، به نقل از كتب متعدد اهل تسنن، حدیث غدیر و حدیث"مُنْزِلت" از آن بانوی بزرگوار نقل شده است، به این ترتیب:

"… حَدَثَتْنا فاطِمَهُ وَ زَیْنَبُ وَاُمُ كُلْثُومٍ بَناتُ مُوسی بنِ جَعْفِرٍ، قُلْنَ حَدَثَتْنا فاطِمَهُ بِنْتُ جَعْفَرِ بْنِ‌ مُحَمَدِ الصادِقِ، حَدَثَتْنِی فاطِمَهُ بِنْتُ مُحَمَدِ بنِ عَلِیِ، حَدَثَتْنِی فاطِمَهُ بِنْتِ عَلِیَ بنِ الْحُسیْنِ، حَدَثَتْنِی فاطِمَهُ وَ سَكِینَهُ اِبْنَتا الْحُسَینِ بنِ عَلِیِ، عَنْ اُمِ كُلْثُومِ بِنْتِ فاطِمَهُ بِنْتِ النَبیِ، عَنْ فاطِمَهَ بِنْتِ رَسُولِ الله و رَضِیَ عَنْها قالَتْ:

اَنَسِیتُمْ قَولَ رَسُولِ الله(ص) یَوْمَ غَدِیرِ خُمٍ"مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٍ مَوْلاهُ" وَقَوْلَهُ(ص):"اَنْتَ مِنی بِمَنْزِلَهِ هارُونَ مِنْ مُوسی(ع)؛

دختران امام كاظم(ع) فاطمه(معصومه) و زینب و ام كلثوم گفتند: روایت كرد ما را فاطمه دختر امام صادق(ع)، او گفت: روایت كرد مرا فاطمه دختر امام باقر(ع)، و او گفت: رویات كرد مرا فاطمه دختر امام سجاد، و او گفت: روایت كردند مرا فاطمه و سكینه دختران امام حسین(ع) و آنها گفتند، روایت كرد ما را اُم كلثوم دختر فاطمه زهرا(ع) دختر پیامبر(ص)، و او از مادرش فاطمه زهرا دختر گرامی پیامبر(ص) روایت كرده كه آن بانوی در برابر غاصبین خلافت علی(ع) فرمود:

آیا فراموش كردید سخن رسول خدا(ص) در روز عید غدیر خُم را كه فرمود: هر كس كه من مولا و رهبر او هستم، پس علی(ع) مولا و رهبر اوست؟ و نیز به علی(ع) فرمود: نسبت تو به من همانند نسبت هارون به موسی(ع) است."(198)

2ـ حضرت معصومه(ع) به همان سند روایت بالا، از حضرت زهرا(ع) نقل می كند كه فرمود: از رسول خدا(ص) شنیدم فرمود: هنگامی كه به معراج رفتم، وارد بهشت شدم، در آنجا قصری از دْر سفید میان خالی دیدم، كه درِ آن قصر، به د‎‎ُر و یاقوت آراسته شده بود، و بر آن در، پرده ای آویخته بود، سرم را به سوی آن بلند كردم، دیدم بر روی آن در چنین نوشته شده است:

"لا اِلهَ اِلاَ اللهُ، مُحَمَداً رسُولُ اللهِ، عَلِیٌ وَلِیُ القَوْمِ؛

خدایی جز خدای یكتا نیست، محمد رسول خداست، علی رهبر قوم است.

و به آن پرده نگاه كردم دیدم در آن چنین نوشته شده است:

"بَخٍ بَخٍ مَنْ مِثْلُ شِیعَهِ عَلِیٍ؟

به به! چه كسی همانند شیعه علی(ع)(دارای مقامات عالی) است؟"

وارد آن قصر شدم، در میان آن، قصری از عقیق سرخ میان خالی دیدم، دارای دری از نقره، آراسته به زبرجد سبز بود، و بر آن در، پرده ای آویخته بود، سرم را بلند كردم، دیدم بر روی آن در چنین نوشته شده:

"مُحَمَدٌ رَسُولُ اللهِ، عَلِیٌ وَصِیُ الْمُصْطَفی؛

محمد رسول خدا است، علی وصی مصطفی است."

سپس در آن پرده دیدم چنین

نوشته بود: "بِشِرْ شِیعهَ عَلِیٍ بِطیبِ الْمَوْلَد؛

شیعه علی(ع) را مژده بده كه پاكزاد است."

در میان آن قصر رفتم، دیدم قصری دیگری از زمرد سبز میان خالی است كه زیباتر از آن ندیده بودم، دارای دری از یاقوت سرخ، آراسته به دْر بود، پرده ای بر آن آویخته بود، سرم را بلند كردم و دیدم روی آن پرده چنین نوشته شده است:

"شِیعَهُ عَلِیٍ هُمُ الْفائِزُونَ؛

شیعیان علی(ع) كسانی هستند كه رستگار می باشند."

به جبرئیل گفتم: حبیبم جبرئیل، این قصر از آن كیست؟ گفت: این قصر از آن پسر عمو و وصی تو علی بن ابیطالب(ع) است، همه مردم در روز قیامت پابرهنه و عریان محشور می شوند جز شیعیان علی(ع)، در آن روز مردم به نام های مادرانشان خوانده شوند،‌جز شیعه علی(ع) كه به نام های پدرانشان خوانده می شوند، گفتم: ای حبیبم جبرئیل! منظور از این سخن چیست؟ گفت:

"لِاَنَهُمْ اَحَبُوا عَلِیاً فَطابَ مَولِدَهُمْ؛

زیرا شیعیان، علی(ع) را دوست داشتند از این رو پاكزاد شدند."(199)

3ـ حضرت معصومه(ع) با چند واسطه از صفیه عمه رسول خدا نقل می كند: وقتی كه امام حسین(ع) چشم به جهان گشود، رسول خدا(ص) به من فرمود: ای عمه! فرزندم را نزد من بیاور، عرض كردم: هنوز او را پاكیزه نكرده ام، فرمود: ای عمه! آیا تو می خواهی او را پاكیزه كنی؟ همانا خداوند متعال او را پاك و پاكیزه نموده است.(200)

4ـ حضرت معصومه وقتی كه در ساوه بیمار شد، فرمود: مرا به قم ببرید، زیرا از پدرم شنیدم كه فرمود:"قم مركز شیعیان ما می باشد."(201) 5ـ در كتاب اللؤلؤالثَمینه فی الآثار المنعنه المرویه(كه در سال 1306 هـ . ق در مصر چاپ شده) چنین روایت شده:

"...عَنْ فاطِمَهَ بِنْتِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ، عَنْ فاطِمَهَ بِنْتِ الصادِقِ جَعْفَرِِ بْنِ مُحَمَدٍ، عَنْ فاطِمَهَ بِنْتِ الْباقِرِ مُحَمَدِ بْنِ عَلِیٍ، عَنْ فاطِمَهَ بِنْتِ السَجادِ عَلِیِ بْنِ الْحُسَیْنِ زَینِ الْعابِدینَ، عَنْ فاطِمَهَ بِنْتِ رَسُولِ اللهِ(ص)، قالَتْ قالَ رَسُولُ اللهِ: اَلا مَنْ ماتَ عَلی حُبِ آلِ مُحَمَدٍ ماتَ شَهِیداً؛

فاطمه(معصومه) دختر امام كاظم، و او از فاطمه دختر امام صادق، و او از فاطمه دختر امام باقر، و او از فاطمه دختر امام سجاد، و او از فاطمه دختر امام حسین، و او از زینب دختر علی، و او از فاطمه زهرا دختر رسول خدا(ص) روایت كرد كه رسول خدا(ص) فرمود: آگاه باشید كسی كه با حجت آل محمد(ص) از دنیا رفت، شهید از رفته است."(202)

توجه به مضمون این پنج روایت بیانگر آن است كه حضرت معصومه(ع) با پیام های خود حقانیت تشیع را ابلاغ می كند، و نسبت به شیعیان علی(ع) ابراز علاقه می نماید، و پاداش های آنها را بیان می كند تا آنها در راستای آرمان های مقدس تشیع، استوار باشند.

ـ حرم حضرت معصومه(ع) تجلیگاه مرقد حضرت زهرا(ع)

مرجع عظیم الشأن مرحوم آیت الله العظمی نجفی مرعشی(ره) فرمود: پدرم مرحوم آیت الله علامه سید محمود مرعشی(ره) كه در نجف اشرف می زیست، بسیار علاقمند بود كه به طریقی، محل قبر شریف جده اش حضرت زهرا(ع) را بیابد، برای این مقصود، ختم مجربی(یعنی یكی از دعاهایی كه استجابت آن به تجربه رسیده كه با تكرار آن با حضور قلب و خلوص و شرایط دیگر، موجب رسیدن به مقصود است) انتخاب نمود، چهل شب به آن مداومت كرد، تا شاید از طریقی به محل مرقد شریف حضرت زهرا(ع) آگاه گردد.

شب چهلم بعد از انجام ختم و توسل فراوان، به بستر خواب رفت، در عالم خواب به محضر امام باقر(ع)(یا امام صادق) رسید، امام به او فرمود: "عَلَیْكَ بِكَریمَهِ اَهْلِ الْبَیْتِ؛ به دامن كریمه اهل بیت(ع) چنگ بزن."

ایشان تصور كرد منظور امام(ع) از این جمله، حضرت زهرا(ع) است، عرض كرد:"آری قربانت گردم، من نیز ختم را برای همین گرفتم كه محل شریف قبر آن حضرت را دقیق تر بدانم و زیارتش كنم."

امام(ع) فرمود:"منظور من قبر شریف حضرت معصومه(ع) در قم است." سپس افزود: به خاطر مصالحی، خداوند اراده نموده كه قبر حضرت زهرا(ع) برای همیشه برای همگان مخفی باشد، از این رو قبر حضرت معصومه(ع) را تجلیگاه قبر شریف حضرت زهرا(ع) قرار داده است، اگر قرار بود قبر حضرت آشكار باشد همان شكوه و عظمت مرقد حضرت زهرا(ع) را خداوند برای قبر حضرت معصومه(ع) قرار داده است.

مرحوم آیه الله سید محمود مرعشی، وقتی كه از خواب برخاست، تصمصم گرفت كه به قصد زیارت حضرت معصومه(ع) به قم مهاجرات كند. او بی درنگ با همه اعضای خانواده اش از نجف اشرف، عازم قم شد و به زیارت مرقد مطهر حضرت معصومه(ع) پرداخت.(203)

آن مرحوم، سرانجام به نجف بازگشت و در سال 1338 هـ . ق در آنجا در گذشت، ولی فرزند برومندش آیه الله العظمی سید شهاب الدین نجفی مرعشی به قم آمد و در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه(ع) می زیست تا اینكه پس از 66 سال درس و بحث و خدمات فقهی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بسیار، در هشتم صفر سال 1411 هـ . ق(مطابق با 17 شهریور 1369 شمسی) در سن 96 سالگی در قم به ملكوت اعلی پیوست، مرقد شریفش در جنب كتابخانه عظیم و بی نظیرش، در قم در خیابان آیه الله مرعشی(اِرُم سابق) قرار گرفته است.

این فراز عجیب و استثنایی نیز بیانگر ورق دیگری از مقام با عظمت حضرت معصومه(ع) است كه گویی آینه تمام نمای وجود مبارك جده اش حضرت زهرا(ع) است، كه مرقدش در این رؤیای صادقانه همچون مرقد حضرت زهرا(ع) دارای همان شكوه و جلال معنوی شده است. با توجه به اینكه مرجع تقلید این رؤیا را از پدر مجتهدش نقل می كند، و خواب دیدن امام معصوم(ع)، دلیل بر صدق آن خواب است.

7ـ زیارتنامه مخصوص

یكی از شواهد عظمت استثنایی حضرت مصعومه(ع)، زیارتنامه ای است كه به خصوص، حضرت رضا(ع) در شأن او صادر فرموده است، زیرا بعد از فاطمه زهرا(ع) تنها زیارتی كه از امام معصوم(ع) برای او نقل شده زیارت حضرت مصعومه(ع) است، حضرت زینب(ع) با آن همه مقام و منزلت زیارت مخصوص ـ نقل شده ـ از معصوم ندارد و همچنین بانوان ارجمند دیگر از خاندان عصمت طهارت.

علامه مجلسی(ره) از بعضی از كتب زیارات، از علی بن ابراهیم، و او از پدرش، و او از سعد اشعری قمی نقل می كند كه گفت در محضر امام رضا(ع) بودم، به من فرمود:"ای سعد از برای ما در نزد شما(در قم) قبری وجود دارد: سعد عرض كرد: قربانت گردم آیا مقصود شما قبر فاطمه دختر موسی بن جعفر(ع) است؟ امام رضا(ع) فرمود:

"نَعَمْ مَنْ زارَها عارِفاً بِحَقِها فَلَهُ الْجَنَهٌ؛آری كسی كه با معرفت به شأن او، او را زیارت كند، بهشت برای او است."

سپس حضرت رضا(ع) چگونگی زیارت مرقد مطهر حضرت مصعومه(ع) را برای سعد، چنین بیان كرد، وقتی كنار قبرش رفتی در نزد بالای سر آن حضرت رو به قبله بایست و 34 مرتبه اللهُ اكبر‎‎‎‎‏‏ُ و 33 بار سْبًحانُ اللهِ و 33 بار الْحُمًدْللهِ بگو، آنگاه بگو:

اَلسُلامْ عُلی آدُمُ صَفْوُهِ الله. تا آخر زیارت(204)

از ویژگی های این زیارت این است كه مطابق دستور حضرت رضا(ع) در آغاز آن 34 بار تكبیر و 33 بار تسبیح و 33 بار حمد گفته می شود، چنین دستوری در مورد زیارت های دیگر دیده نشده.

آری این سرآغاز توحیدی، برای آن است كه زائر هنگام زیارت آنخاتون ارجمند دو سرا، با توجه و حضور قلب، و توحید و تنزیه و شكر خدا وارد گردد، و بااین حالت ملكوتی با حضرت مصعومه(ع) ارتباط برقرار نماید، كه چنین حالتی، عالی ترین حال بنده خدا در برابر عظمت مقام اولیای خدا است تا با روحی پاك و قلبی صاف و دور از شوائب و آلودگی ها به زیارت بپردازد و نتیجه خوب بگیرد.

 

چهارشنبه 2/12/1391 - 12:5