• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 9
تعداد نظرات : 0
زمان آخرین مطلب : 7روز قبل

 

برای رهایی از انرژی های منفی، باید از منفی بافی هایی که بعضا الکی است. پرهیز کنیم. باید قبول کنیم که هرچه بیشتر منفی‌بافی می‌کنیم، راهی هم برای رهاساختن آن نمی‌یابیم و انرژی خود را راکد نگه می‌داریم.

منفی بافی، یکی از نتایج زیان باری که همیشه به همراه دارد، خاصیت سلب اعتماد به نفس (self-efficiency)‌ و در گیر شدن با اضطراب های بی جا خواهد بود. وقتی منفی بافی رواج پیدا کند. افراد محافظه کار می شوند و این محافظه کاری وقتی بر پایه مستندات و استدلال های منطقی نباشد، مهارت های ارتباطی شخص را زایل می کند.

زایل شدن مهارت های ارتباطی و اعتماد به نفس و اعتماد به دیگران، خود امری تهدید آمیز برای موفقیت های گوناگون کار و زندگی به شمار می رود که باید به آن اهمیت داده شود.

باید تلاش کنیم برای فرار از انرژی های منفی، تفکرات و ذهنیت هایی که پایه و ادله درست و منطقی ندارد را حتی به طور موقت هم که شده، از ذهن دور کنیم تا به تحقیق و ممارست و جمع آوری اطلاعات و فرهنگ تفکر، روی بیاوریم.

کسانی که منفی باف هستند، تلاش می کنند از واقعیت ها دور بشوند. از جمع آوری اطلاعات و تحقیق بیش تر طفره بروند و هزینه مواجه شدن با واقعیت ها را پرداخت نکنند. آن ها شنیده اند که فلان راه خطر ناک است، شنیده اند که فلان جا خیلی سرد است. شنیده اند که فلان کس با فلان محدویت طرف است. شنیده اند که فلان بازار، ‌مخصوص فلان قشر از جامعه است فقط، شنیده اند که فلان رشته بازار دارد یا ندارد . . .

یکی از خاصیت های بد منفی بافی، کاهش لذت شاد زیستن و تفکر مثبت است. منفی بافی، مانع تفکر مثبت و از همه مهم تر، شفاف اندیشی (CLEAR THINKING) می شود. فراموش نکنیم وقتی منفی‌بافی می‌کنیم ممکن است بخواهیم نسبت به خودمان احساس خوبی داشته باشیم ولی هنوز گرفتار احساس گناه و بی‌ارزشی هستیم. ما نمی‌توانیم خلوص، معصومیت و خوبی را که حاصل آن است احساس کنیم.

شنبه 28/12/1395 - 15:46

اندر دل من مها دل‌افروز تویی

یاران هستند و لیک دلسوز تویی

شادند جهانیان به نوروز و به عید

عید من و نوروز من امروز تویی

مولانا 

 

شنبه 28/12/1395 - 15:42
شنبه 28/12/1395 - 15:26
شنبه 28/12/1395 - 15:16
شنبه 28/12/1395 - 15:2
شنبه 28/12/1395 - 14:59

بهار

 

امسال نیز – یکسره سهم شما بهار

 

مارا در این زمانه چه کاریست با بهار

  

از پشت شیشه های کدر – مات مانده ام

 

کاین باغ رنگ ، کار خزان است یا بهار

 

حتی تو را ز حافظه ی گل گرفته اند

 

ای مثل من غریب در این روز ها – بهار !

 

دیشب هوایی تو شدم باز ، این غزل

 

صادق ترین گواه دل تنگ ما ، بهار

 

گل های بی شمیم به وجدم نمی کشند

 

رقصی در این میانه بماناد تا بهار

 

شنبه 28/12/1395 - 14:58

دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی است

 

تو مرا باز رساندی به یقینم، کافیست

 

قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو

 

گاه گاهی که کنارت بنشینم، کافیست

 

گله ای نیست، من و فاصله ها همزادیم

 

گاهی از دور تو را خوب ببینم، کافیست

 

من همین قدر که با حال و هوایت-گهگاه-

 

برگی از باغچه ی شعر بچینم، کافیست

 

فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز

 

که همین شوق مرا، خوبترینم! کافیست

 

شنبه 28/12/1395 - 14:51

واژه ها یتیم شدند

پدرشان پر کشید

ناگهانی

دیگر نیست تا بر غربتشان معنا ببخشد و با روحش حیاتشان دهد ...

استاد عزیزم پر کشید ...  

دلنوشته خودم تقدیم به استاد عزیزم دکتر افشین یدالهی 

چهارشنبه 25/12/1395 - 14:51