• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعداد مطالب : 22
تعداد نظرات : 29
زمان آخرین مطلب : 26روز قبل

 

ائمه ی جمعه ی استان ، زیرک باشند!


—---

ائمه محترم جمعه استان مازندران روز 29 آذر 95 ، اجلاسیه شان را در مجتمع فرهنگی یاس به میزبانی اداره کل اطلاعات  استان مازندران  و با حضور وزیر اطلاعات ، برگزار نمودند.
ضمن آرزوی توفیق بیشتر برای این بزرگواران ، نکاتی را متذکر می شوم :

1.مبادا ائمه ی محترم جمعه ، دیدار این وزیر با راس فتنه یعنی سیدمحمد خاتمی را فراموش کرده باشند! این هفته یقینا ائمه جمعه راجع به حضور در راهپیمایی 9 دی سفارش می کنند و رئوس فتنه از جمله خاتمی را ملامت می کنند که باید هم بکنند اما آیا ائمه جمعه ی ما به آقای وزیر بابت دیدار و بگو و بخندش با راس فتنه بعد وزارتش ، تذکری دادند؟ مبادا میزبانی وزیر ، موجب غفلت بشود!


2.مسئله ی عجیب و مهم دیگری که در تصاویر این دیدار ، چشم ها را خیره می کند لقب بزرگ ( عالم جلیل القدر !! ) و ( آیت الله !! ) برای وزیر اطلاعات در بنر های جلسه می باشد! ما از ائمه ی جمعه ی استان می خواهیم همچون حضرت آقا زیرک باشند. آنها نمایندگان آقا در بلاد هستند. آیا ( آقا ) لقب بزرگ ( آیت الله ) و ( عالم جلیل القدر) را برای هرکسی – هرچند که عضو خبرگان باشد- بکار می برند؟ لطفا افراد را در حدی که هستند معرفی کنید تا روزی ترکیدن حباب های ساختگی ، آسیبی به خودشان و اعتماد مردم به شما ، نزند.


با تشکر
رضوان حسن زاده آهنگر
 

 

 

پنج شنبه 2/10/1395 - 21:59

 

 

 

 

آقا رسول الله صلوات الله علیه و آله فرمودند :

 

هلاك پیشینیان شما از آنجا بود كه #دزد_معتبر را رها میكردند و #دزد_ضعیف را #مجازات میدادند.

 

 

( نهج الفصاحه / ح 943 )

#حقوق_نجومی #اختلاس

پنج شنبه 4/9/1395 - 22:8

 

 

آنسان که خواستم برایت قلم برانم ؛ تازه فهمیدم که در فهمت چقدر نادانم ...!

 

قلم چموشم رام تر از هر زمانی در دستم در انتظار جنبشی است اما افکارم پریشان و هر یک با دیگری دست در گریبان که من برای وصف ابرمرد تاریخ جهان ، پیامبر آخرالزمان ، دلاویزترم.

 

یکی از رحمت گوید و دیگری معرفت ؛ یکی از علم و دیگری حلم ؛ یکی خنده با کودکان یکی ضجّه های شبان ؛ یکی از سفر به سماء یکی وعده گاهش حرا !

 

یکی یکی صاعقه وار می آیند اما من  ، این جوانِ پُرتوان ، از عهده ی درک آن ناتوانم.

 

اما خوب می دانم که به از من می دانی ؛

 قرآن! خود گویاترین زبان برای درک رحمه للعالمین ، پیام آورِ آخِرین ، محمّد امین ، صلوات الله علیه و آله الطاهرین می باشد.

 

 

 

 

دوشنبه 1/9/1395 - 21:6

 

گلایه شدید امام جمعه گتاب بابل از رئیس قوه قضائیه :

 

اگر در زمینه مفاسد اقتصادی نمی توانید کاری انجام دهید ؛ بروید کنار! شما لااقل آبروی رهبر را نبرید! 

( منبع سایت نمازجمعه گتاب / 14 آبان 1395 )

 

 


 

سه شنبه 18/8/1395 - 12:41

 

حجت الاسلام دکتر حسین تقی پور ، امام جمعه گتاب :

 

به نظر ما در پرونده ی مفاسد اقتصادی ، قوه قضائیه حرف رهبری را زمین انداخت و رئیس قوه قضائیه باید پاسخگو باشد. 

 

 

 
منبع : سایت نمازجمعه گتاب // خطبه دوم 14 آبان 1395

 

سه شنبه 18/8/1395 - 11:21

بسم الله الرحمن الرحیم

در مطالب زیر سعی شده یک شبهه اینترنتی و پاسخی اجمالی به آن طرح شود :

متن شبهه و مغالطه:

حسین را درسه ماه آخر زندگیش نباید خلاصه کنیم.او در طول 57سال چهره ی نجیب زاده ای را به نمایش گذاشت که در آن خبری از جنگ طلبی نیست.

 تا آخر برای حفظ جان خلیفه سوم تلاش کرد.

در ماجرای صلح امام حسن با معاویه با برادرش همراهی کرد.و ده سال بعد از برادرش همچنان به پیمان صلح وفادار ماند.

در ماجرای دفن برادرش به خاطر آن که درگیری شدت نگیرد به دفن برادرش حسن در بقیع رضایت داد.

در ماجرای فشار یزید برای بیعت برای جلوگیری از جنگ در مکه از این شهر خارج شد.

در آخرین مذاکرات با سپاه یزید به آنها پیشنهاد داد که اگر با رفتنش به کوفه و برگشتنش به مدینه مخالفند بگذارند به مکان سومی برود تا جنگ سر نگیرد.

و در یک کلام حسین نه یک شورشی انقلابی بلکه نجیب زاده ای بود که به حرمت آزادگی تن به بیعت اجباری و ذلت بار نداد.

عاشورا روز به خاک وخون کشیدن نجیب زاده ای بود که مرامش آزادگی بود.

 

پاسخ به شبهه و مغالطه:

در ارتباط با مطلب فوق که صفحه رسمی مجمع اصلاح طلبان ایران در تلگرام ، آن را هم منتشر کرده  توجه به چند نکته ضروری است ؛ که مهمتر از همه آن است که در چنین مطالبی با استفاده از فنون مغالطه و جدل ، اولا جملاتی را بعنوان افکار افراد مقابل خود طرح می کنند و ثانیا در صدد پاسخگویی به ایرادات این جملات بر می آیند و آن را پاسخی به کج اندیشی های طیف مقابل خود جا می اندازند. که البته مخاطبینی که بیدارند و ساده اندیشی نمی کنند در تورها و دام هایشان اسیر نمی شوند.

حال بپردازیم به تک تک جملات متن فوق :

1.جمله اول این مطلب به خواننده القا می کند که "دارند امام حسین علیه السلام را در 3 ماه آخر عمرش تفسیر میکنند" و این در حالی است که یقینا همگان معتقد به این حدیث حضرت آقا رسول الله صلوات الله علیه و آله هستیم که فرمودند : (( حسن و حسین دو امام هستند، قیام كنند یا قعود [و صلح ] كنند. )) و کسی نگفته است که فقط چند ماه آخر عمر شریف امام حسین علیه السلام الگو است.

2.سپس این مطلب می افزاید : " او در طول 57سال چهره ی نجیب زاده ای را به نمایش گذاشت که در آن خبری از جنگ طلبی نیست." و این در حالی است که اولا کسی نگفته است که نعوذ بالله امام مسلمین فردی جنگ طلب است. و ثانیا در همین مدت هم هر زمان ، امر امام زمانش اقتضا به نبرد با کفار داشت ؛ امام حسین علیه السلام رزم جامه بر تن داشت و در صفوف مقدم پیکار با دشمن بود. از جمله آن حضرت در جنگ های جمل و صفین که تقریبا 25 سال قبل از عاشورای 61 قمری رخ داده بود ایشان از افراد بسیار تاثیر گذار سپاه ولی زمان خود ، امیرالمومنین علیه السلام ، بودند. پس از شهادت مولی الموحدین علی بن ابی طالب علیه السلام هم ایشان در صف یاران حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام بودند و مشغول به جمع آوری اعوان و انصار برای سپاه حضرت امام مجتبی علیه السلام در مقابل معاویه بودند تا اینکه امام علیه السلام بنا به مقتضیاتی صلح را پذیرفتند که امام حسین علیه السلام نیز تسلیم امر مولایشان شدند. پس می بینیم که نبرد با کفار و خصم فقط مخصوص 3 ماه آخر عمر پر برکت آن حضرت نمی باشد.

3.سپس مطلب فوق بیان می دارد که " {امام حسین علیه السلام} تا آخر برای حفظ جان خلیفه سوم تلاش کرد. در ماجرای صلح امام حسن با معاویه ، با برادرش همراهی کرد. و ده سال بعد از برادرش همچنان به پیمان صلح وفادار ماند. در ماجرای دفن برادرش به خاطر آن که درگیری شدت نگیرد به دفن برادرش حسن در بقیع رضایت داد." و اینها را بعنوان دلایلی بر روحیه ی عدم اهل قتال و محاربه با کفار بودن حضرت اباعبدالله علیه السلام جلوه می دهند. البته امید است که این از بدبینی ما باشد و نه آنچه که حقیقتا آنها در سر دارند. به هر حال مسلم آن است که اینها را دلایلی بر روحیه ی غیرمجاهدانه ی حضرت ثارالله علیه السلام جلوه می دهند. در حالی که حق آن است که بگوییم اینها که گویی با برخی از موارد بند 2 ، ناسازگاری دارند ؛ همه موید و دلایل محکم بر ولایت پذیری آن امام هستند. چه زمانی که علی علیه السلام امام باشد و چه زمانی که حسن علیه السلام امام باشد ؛ هر چه امر کنند برای امام حسین علیه السلام لازم الاجرا است. چه امر به قیام کنند و چه امر به سکوت. و البته حسین علیه السلام تابع ولی است و در برابر اوامرش چون و چرا نمی کند.

4.و بعد از آن، در این مطلب آمده است : " در ماجرای فشار یزید برای بیعت برای جلوگیری از جنگ در مکه از این شهر خارج شد." که در پاسخ به این جمله باید گفت : حفظ حرمت حرم امن الهی واجبی خدایی است که امام حسین برای رعایت این واجب از مکه خارج شدند و البته مسلم است که به قصد کوفه و قیام علیه یزید خارج شدند نه خدای ناکرده سازش و ....!

5. در ادامه ی این مطلب آمده است "در آخرین مذاکرات با سپاه یزید به آنها پیشنهاد داد که اگر با رفتنش به کوفه و برگشتنش به مدینه مخالفند بگذارند به مکان سومی برود تا جنگ سر نگیرد." واز این مطلب استفاده می کنند تا بگویند امام سرجنگ با یزید نداشت. البته امام در گفتگوی با حر و عمر سعد فرمود: به جهت اینکه مردم کوفه از من دعوت کرده اند آمده ام، حال اگر به این امر وفادار نیستند بر می گردم، اما حرف امام معنایش این نیست که دست از اهداف خود بر می دارد، دیگر امر به معروف نمی کند و در برابر حکومت سکوت می نماید. امام در برابر دشمن چنین جوابی را داد و این جواب هم منطقی بود، زیرا کوفیان بودند که امام را دعوت کرده بودند. امام با این حرف آنان را سرزنش نمود. حال که مهمان نمی خواهید من به شهر شما نمی آیم. نه این که با یزید بیعت می کنم. والبته منطق امام همان بود که فرمودند : فردی مثل من ، با فردی مثل یزید بیعت نمی کند. و نیز فرمودند : هیهات من الذلّه!

6.  و در آخر این مطلب آمده است : "و در یک کلام حسین نه یک شورشی انقلابی بلکه نجیب زاده ای بود که به حرمت آزادگی تن به بیعت اجباری و ذلت بار نداد. عاشورا روز به خاک وخون کشیدن نجیب زاده ای بود که مرامش آزادگی بود." در پاسخ به این بخش هم اولا باید عرض کرد چه کس گفته است که امام حسین علیه السلام شورشی است؟ جز یاران بنی امیه؟ ثانیا درست است که شورشی نیست اما چرا انقلابی بودن را منتفی می کنید؟ اگر انقلابی بودن به این معناست که امام تا لحظه آخر برای برپایی حکومت عدل برجای ننشیند و با مستکبرین دست دوستی ندهد و لبخند مسالمت نزند ؛ حسین علیه السلام تا آخر اینچنین است و یک انقلابی است که به جایش قیام می کند و به جایش صلح. ثالثا در رابطه با اینکه مکررا از امام با عنوان "نجیب زاده" یاد می شود ؛ باید گفت : اینکه امام نجیب زاده است ؛ صحیح است اما واقعیت آن است که نجیب بودن خودش دلیل و معیار تقدس آن بزرگوار شده است. و هر کس دیگری چون ایشان مطیع ولی زمان خود باشد با قداست یاد خواهد شد همچون "جون" غلام ابوذر علیهماالسلام.

رضوان حسن زاده آهنگر

10 آبان 1394

يکشنبه 10/8/1394 - 10:57

 


به گزارش بلاغ حجت الاسلام والمسلمین دکتر حسین تقی پور با اشاره به سفری که کاترین اشتون ، مسئول سیاست خارجه اتحادیه اروپا ، به تهران داشت،اظهار داشت: در پرونده ی فعالیت های اشتون ،دخالت کردن در امور داخلی کشورها ثبت شده است.

اگر نگاهی به قضایای پیش آمده در اوکراین داشته باشید می بینید که خانم اشتون ، قبل از اینکه رئیس جمهور قانونی اوکراین ، برکنار شود به اوکراین می رود و مخالفان رئیس جمهور قانونی را تشویق می کند و حتی همراه با آنها در راهپیمایی هم شرکت می کند. با همه ی این اوصاف اروپایی ها و آمریکایی ها با وقاحت می گویند که ما در مسائل اوکراین دخالتی نکردیم!

وی افزود : اینها آدم های فضولی هستند و مکرر کارهای خلاف عرف های دیپلماتیک انجام می دهند. چندی قبل از سفر اشتون هم هیئت پارلمانی اروپا با دخالت در مسائل داخلی جمهوری اسلامی ایران ، بصورت غیر قانونی با برخی از متهمین فتنه 88 دیدار کرده بودند و علی رغم دیدار با برخی از بلندپایه ترین مقامات کشورمان ، پس از بازگشت از تهران ، دیدار با فتنه گران را مهمترین بخش سفر خود عنوان کرده بودند.

دکتر تقی پور تصریح کرد: اینبار هم خانم اشتون در ملاقاتی خارج از عرف سفرهای دیپلماتیک ، با نرگس محمدی از محکومین امنیتی که 6 سال حبس تثبیت شده دارد دیدار کرد.

امام جمعه بخش گتاب گفت: خانم محمدی از اعضای کانون مدافعان حقوق بشر است که وظیفه اصلی خود را دفاع از متهمان سیاسی – عقیدتی قرار داده و در سال 1382 به عضویت رسمی فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر ،مستقر در پاریس ، در آمد. البته عمده فعالیت های این کانون مخالفت با برخی از قوانین و احکام اسلامی و حمایت از محکومین امنیتی و مخالفان نظام است. جالب است بدانید که او در سال 78 با تقی رحمانی که او هم از محکومین امنیتی است ، ازدواج کرد.

وی با انتقاد از عملکرد نامناسب دستگاه دیپلماسی دولت یازدهم گفت : هرچند رئیس دولت و وزرای ما از فتنه و فتنه گران ، برائت جستند و در حالی که تصور می شد که دستگاه های مربوطه خصوصا وزارت امور خارجه و وزارت اطلاعات ، از ماجرای سفر قبلی اروپایی ها و آن دیدار های کذایی درس بگیرند و از یک سوراخ ، دوبار گزیده نشوند اما متاسفانه باز هم چنین اتفاق غیر دیپلماتیکی رخ داد. تا جایی که اشتون با گستاخی در داخل کشور ما مصاحبه می کند و می گوید : این عجیب نیست که من با زنانی صحبت کنم که حقشان به آنها داده نمی شود!

حجت الاسلام دکتر تقی پور متذکر شد : ما هیچ وقت حاضر نیستیم که عزت و شرفمان را در اهمال و سهل انگاری برخی از مسئولین ، از دست بدهیم. ما از وزارت اطلاعات و وزارت خارجه مطالبه داریم که پاسخی قاطع و محکم و درخور عزت جمهوری اسلامی ایران ارائه کنند.

وی در جمله پایانی از وزارت اطلاعات ، وزارت امور خارجه ، مجلس و قوه قضائیه خواست که با ملاحظه خون شهدا ، حرمت اقتدار ایران اسلامی را نگه دارند

 

دوشنبه 26/12/1392 - 20:45

 

حجت الاسلام دکتر حسین تقی پور ، شیوه های دهگانه قرآن در تبیین اهمیت نهاد خانواده را معرفی کرد. 

img_0573

به گزارش روابط عمومی ستاد نماز جمعه بخش گتاب، نمازعبادی سیاسی جمعه مورخ 16 اسفند 1392 بخش گتاب ، با حضور مردم ولایتمدار و مومن این بخش و به امامت حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسین تقی پور ، برگزار شد.

گزیده ای از بیانات امام جمعه محترم در خطبه اول در ادامه خواهد آمد :

حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسین تقی پور در ابتدای این خطبه همگان را به رعایت تقوای الهی سفارش نمودند و افزودند : تقوا یعنی دستورات الهی که در قرآن و روایت آمده را در زندگی پیاده کنیم. تقوا یعنی هرآنچه از آموزه های نبوی و علوی است را جامه ی عمل بپوشانیم.

حاج آقا تقی پور در ادامه سلسله مباحثشان با موضوع سبک زندگی اسلامی در خانواد های ایرانی، به تکمیل بحث مطرح شده در هفته گذشته پرداختند. ایشان در خطبه اول هفته گذشته بیان داشتند که قرآن کریم از شیوه های گوناگونی برای بیان اهمیت نظام خانواده استفاده می کند که یکی از آنها شیوه "تصریح در بیان" است. امام جمعه محترم بخش گتاب در این هفته اضافه کردند :

تا آنجایی که بنده استقراء کردم 10 شیوه دیگر علاوه بر "تصریح" -که در هفته گذشته بطور مفصل در ارتباط با آن صحبت شد- در قرآن کریم برای بیان اهمیت خانواده بکار گرفته شده است.

دومین شیوه ، اشارات قرآن کریم است به برکات خانواده ؛ خداوند در آیه 21 از سوره روم می فرماید : **وَ مِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْوَاجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذٰلِکَ لَآیَاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ‌** و از نشانه‏هاى او اینكه از [ نوع ] خودتان همسرانى براى شما آفرید تا بدانها آرام گیرید ، و میانتان دوستى و رحمت نهاد . آرى ، در این [ نعمت ] براى مردمى كه مى‏اندیشند قطعاً نشانه‏هایى است .(الروم‏، 21) اگر انسان همسرش از جنس خودش نبود و انسان محتاج به آن هم بود ؛ خیلی کار سخت می شد. اما خداوند می فرماید : همسران شما را از جنس شما قرار دادم. و در میان شما زوجین اولا مودت قرار دادم و ثانیا رحمت. 3 فرق بین مودت و رحمت ذکر شده که اگر هرکدامش نباشد ؛ زندگی لنگ است. برخی گفته اند : مودت مربوط به آغاز زندگی است که همسران بسیار شاد و خوشحال هستند اما کمی که از زندگی میگذرد و برخی ناتوانی ها بوجود می آید ؛ اینجا وجود رحمت مهم است. مودت برای آغاز زندگی و رحمت برای بعد از نیمه ی زندگی است. اگر رحمت نباشد ؛ بگو و مگو ها شروع می شود. برخی دیگر گفته اند : مودت برای بزرگتر هاست و رحمت به کودکان تعلق دارد. برخی دیگر گفته اند : مودت جنبه احترام متقابل است. آنجا که هم گل میگویید و هم گل می شنوید اما رحمت ، یعنی حالت ایثارگرانه ی یک طرفه.

قرآن خواهان آرامش خانواده است. یک خانواده قرآنی اگر 1000 گونه مشکلی در بیرون از خانواده برایشان پیش بیاید ؛ در میان اعضای خانواده آرامش دارند.

امام جمعه محترم گتاب سومین شیوه ی قرآن کریم در بیان اهمیت خانواده را ، ستایش از عمل انبیاء و مومنانی که مراقب خانواده خود بودند ؛ معرفی کرده و با استناد به آیات 54 و 55 از سوره مریم ، از حاضرین خواستند که به فکر هدایت خانواده ، باشند. **وَ اذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَ کَانَ رَسُولاً نَبِیّاً (54) وَ کَانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاَةِ وَ الزَّکَاةِ وَ کَانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیّاً (55)** و در این كتاب از اسماعیل یاد كن ، زیرا كه او درست‏وعده و فرستاده‏اى پیامبر بود . و خاندان خود را به نماز و زكات فرمان مى‏داد و همواره نزد پروردگارش پسندیده [ رفتار ] بود . (مریم‏، 54 و 55)

ایشان چهارمین شیوه قرآن کریم در بیان اهمیت جایگاه خانواده را از آیه 74 سوره فرقان استخراج نموده و در این رابطه بیان داشتند : نقل نیایش انبیای الهی که در آن طلب خانواده می کردند از اهمیت و جایگاه والای خانواده حکایت دارد. در این آیه می بینید که پیامبران خواستند که بچه هایشان اشک شوق به چشمانشان بیاورند. ( که اشک سرد است و اشکی که از روی حسرت و مانند آن باشد ؛ اشک گرم است) و آن فرزندانی اشک شوق به چشمان می آورند که ذریه ی طاهره باشند. **وَ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَ ذُرِّیَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِینَ إِمَاماً ** و كسانى‏اند كه مى‏گویند : « پروردگارا ، به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه مایه روشنىِ چشمان [ ما ] باشد ، و ما را پیشواى پرهیزگاران گردان . » (الفرقان‏، 74)

پنجمین شیوه قرآن کریم این است که به ارکان خانواده سفارش می کند. پدر و مادر و فرزندان ، ارکان یک خانواده اند. ** ... فَلاَ تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ ...** ... به آنها [ حتى ] « اوف » مگو ...(الإسراء، 23) این سفارش به فرزندان نسبت به والدین بود. بلکه حتی می فرماید اگر پدر و مادر شما کافر بودند هم باید با آنها رفتار مناسبی داشته باشید. **صَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفاً ** ... در دنیا به خوبى با آنان معاشرت كن ... (لقمان‏، 15) البته به پدر و مادر هم گفته می شود که حرص بچه ها را در نیاورید! و آنها را از کشتن بچه ها ، نهی می کند. **وَ لاَ تَقْتُلُوا أَوْلاَدَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاَقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْأً کَبِیراً** و از بیم تنگدستى فرزندان خود را مكشید . ماییم كه به آنها و شما روزى مى‏بخشیم . آرى ، كشتن آنان همواره خطایى بزرگ است .(الإسراء، 31) حجت الاسلام دکتر تقی پور در همین رابطه افزودند : شاید برخی بگویند این کار متعلق به دوران جاهلیت بود؛ اما با نهایت تاسف باید گفت که امروزه بصورت مدرن و با تزریق یک آمپول ، بچه ها را سقط می کنند و می کشند. در همین بابل ما ، بچه 2ماهه ، 3ماهه حتی 4 ماهه را می کشند. چرا برکت ها رفت؟ آتش که آمد خشک و تر نمی کند. حتی اگر فرزند ، نطفه باشد ؛ سقط آن دیه دارد چه رسد به این موارد. ان شاءالله یک روز در ارتباط با این مباحث مطالبی را به شکل کامل عرض خواهم کرد.

ششمین شیوه قرآن کریم در بیان اهمیت خانواده ، سفارش به نیک رفتاری با والدین است. **وَ بَرّاً بِوَالِدَیْهِ وَ لَمْ یَکُنْ جَبَّاراً عَصِیّاً** و با پدر و مادر خود نیك رفتار بود و زورگویى نافرمان نبود .(مریم‏، 14) **وَ بَرّاً بِوَالِدَتِی وَ لَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّاراً شَقِیّاً** و مرا نسبت به مادرم نیكوكار كرده و زورگو و نافرمانم نگردانیده است ،(مریم‏، 32)

هفتمین شیوه قرآن کریم ، هشدار به جدایی و حتی فرار افراد خانواده ها از هم در هول قیامت است. وقتی می خواهد بزرگی روز قیامت را برساند می فرماید : آن روز والدین و فرزندان از هم فرار می کنند. **یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ‌ (34) وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ‌ (35) وَ صَاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ‌ (36)** روزى كه آدمى از برادرش ، و از مادرش و پدرش . و از همسرش و پسرانش مى‏گریزد (عبس‏، 34 و 35 و 36) لذا باید انسان مراقب باشد که آنجا هم اعضای خانواده با هم باشند. اینجا به یک سوالی که برخی مطرح می کنند هم پاسخی بدهم ؛ گاهی سوال می کنند که چرا به زنان وعده حورالعین ، نداد؟ پاسخ این است که همانطور که ادب اقتضا نمی کند که شما به 10 نفر بگویی که می خواهم دخترم را شوهر ، بدهم در حالی که برای پسرت می گویی ؛ قرآن کریم هم که به قول علامه حسن زاده آملی حفظه الله ، ادبستان و مادبه است ؛ اقتضای ادبش همینگونه بود.

هشتمین شیوه قرآن کریم در بیان اهمیت جایگاه خانواده این است که اطاعت از پدر و مادر تا سرحدی که از خط قرمز الهی نگذرند ؛ لازم است. **وَ إِنْ جَاهَدَاکَ عَلَى أَنْ تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلاَ تُطِعْهُمَا** و اگر تو را وادارند تا در باره چیزى كه تو را بدان دانشى نیست به من شرك ورزى ، از آنان فرمان مبر (لقمان‏، 15)

 نهمین شیوه قرآن کریم در بیان اهمیت جایگاه خانواده بیان حقوق مشترک است. **...لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ...** و مانند همان [ وظایفى ] كه بر عهده زنان است ، به طور شایسته ، به نفع آنان [ بر عهده مردان ] است (البقرة، 228)

وبالاخره دهمین شیوه قرآن در بیان اهمیت جایگاه خانواده آن است که قرآن می فرمایند هدایت جامعه ایمانی با هدایت فرد و خانواده آغاز می شود (شعراء214) وَ أَنْذِرْ عَشیرَتَکَ الْأَقْرَبینَ (و خویشاوندان نزدیکت را انذار کن! )

حجت الاسلام دکتر تقی پور پس از بیان نهمین شیوه قرآن کریم در بیان اهمیت جایگاه خانواده ، یاد آور شدند : دشمن هم امروز اهمیت خانواده را فهمیده است و لذا به آن حمله می کند. ان شاءالله یک روزی آمار می دهم که رسانه های دشمن چه می کنند علیه خانواده. شاید باورتان نشود که در همین بابل ما ، زندگی مجردی برای برخی مایه فخر شده است.

 

 

www.njgatab.ir

 

يکشنبه 18/12/1392 - 18:10

 

 

حضرت آیت الله حاج شیخ محمد فاضل در جلسه درس اخلاق مورخ 7 اسفند 1392 که در مسجد حوزه علمیه فیضیه مازندران برگزار شده بود به ادامه ی شرح سفارشات نبی مکرم اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم به جناب ابوذر رضوان الله تعالی علیه ، پرداختند.

 ایشان در مقدمه بیان داشتند : اباذر یار صمیمی و مخلص و دوست داشتنی حضرت آقا رسول الله و تقریبا یکی از صحابه های استثنائی بود تا جایی که حضرت خاتم الانبیاء صلوات الله علیه و آله در رابطه با ایشان فرمودند : تو را به اندازه خودم دوست دارم. ابوذر روستایی و روستایی زاده بود اما همت داشت و به چنین قربی رسید.

 ... در ادامه ی این حدیث ، حضرت آقا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید : یا اباذر! فاصله ی طبقات و درجات بهشت ، مثل فاصله ی زمین تا آسمان است. بنده ی بهشتی اگر چشم به مقامات و طبقات بالا بیاندازد نوری خیره کننده می بیند که وحشتش می گیرد و می پرسد این از چیست؟ پاسخ می دهند :( هذا نور اخیک ) این نور همدرسی ، هم بحثی ، آشنا و همسایه ات است. بعد این فرد بهشتی با تعجب می پرسد : ( فیقول : اخی فلان؟ ) بله آقا! میان ماه من تا ماه گردون ** تفاوت از مین تا آسمان است ........ هر دو یک مقدار عمل داشتید ولی او اخلاصش بیشتر بود. او اعمالش از تو اکثر نبود ولی افضل بود چون قلبی بود. سنگ 10 گرمی با یک مروارید 10 گرمی از نظر جرم مساوی اند اما از نظر ارزش و بها قابل مقایسه نیستند. دوستت رضایت از خدا را بر خود تلقین و تزریق می کرد. مثلا وقتی بهتر از خودش را می دید می گفت : من مقصرم که پایین ترم. مگر من چه طلبی از خدا دارم؟ اگر خدا را قابل اعتماد بدانیم ؛ چنین می شویم.

یا اباذر! الدنیا سجن المومن و جنه الکافر .... ای اباذر! دنیا با تمام دارائیش زندان مومن و بهشت کفار است. دنیای مادی فناپذیر و محدود است. فردی یهودی بدبخت و گرفتار بود ؛ امام حسن مجتبی علیه السلام را دید که لباس شیک به تن داشت. ( فراخور زمان ، چنین لباسی را اقتضاء می کرد. ) آن یهودی جلوی امام حسن مجتبی علیه السلام را گرفت و گفت : شما می گویید که دنیا زندان مومن است؟ امام فرمود : بلی! گفت : من در زندان هستم یا تو؟ امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود : تو اگر آخرتت را ببینی ؛ می فهمی که الان در بهشت قرار داری و اگر من آخرتم را ببینم متوجه می شوم که الان در زندان به سر می برم. تو آرزوی مرگ نمی کنی ولی من از مرگ ناراضی نیستم.

حضرت آیت الله فاضل همچنین افزودند : مومن همیشه از دنیا و اوضاع آن با تمام امکاناتش نگران است. چرا غمگین و نگران نباشد؟ جهنم رفتنش قطعی است ولی برگشتن مشکوک! جهنم رفتن برای پیر و جوان و حتی معصومین علیهم السلام قطعی است ولی آنها که نمی سوزند.قرآن کریم می فرماید : **وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلاَّ وَارِدُهَا کَانَ عَلَى رَبِّکَ حَتْماً مَقْضِیّاً** و هیچ كس از شما نیست مگر [ اینكه ] در آن وارد مى‏گردد . این [ امر ] همواره بر پروردگارت حكمى قطعى است .(مریم‏، 71) خداوند تهدید کرد که جهنم رفتن جدی است و ما باید سرمایه گذاری کنیم تا خداوند ما را بیرون بیاورد. خوشبختی و نعمت ، سرمایه گذاری می خواهد و الا بیماری و بی سوادی و مثل اینها که سرمایه گذاری نیاز ندارد. **ثُمَّ نُنَجِّی الَّذِینَ اتَّقَوْا وَ نَذَرُ الظَّالِمِینَ فِیهَا جِثِیّاً** آن گاه كسانى را كه پرهیزگار بوده‏اند مى‏رهانیم ، و ستمگران را به زانو درافتاده در [ دوزخ ] رها مى‏كنیم .(مریم‏، 72)

اگر از دنیا فاصله گرفتید ، نتیجه اش راحتی در قبر و قیامت است. این معنایش این نیست که خودکشی کند. بلکه باید در این دنیا بود ولی استرس و اضطراب نداشت. باید از خدا راضی بود و به او اعتماد داشت. مریضی و فقیری با اختیار که خوب نیست. ائمه علیهم السلام خیلی دارایی داشتند ولی کم می خوردند. دین امد که دنیای ما را سالم و تامین کند. اگر دین به نفع مردم نبود که خدا نمی فرستاد. صبر کن که عاقبتش شیرین است. افراد موفق و خوشنام و سرشناس در اثر صبر به جایی رسیدند. نباید بی تابی و اعتراض داشته باشیم.

یا اباذر! هیچ عبادتی بهتر از نگران از عاقبت امو بودن و اندوه از اینکه چرا بهتر این کار را انجام ندام ؛ وجود ندارد...... ما در دنیای خودمان هم می بینیم که اگر کسی نگران سلامتی اش باشد ؛ ناپرهیزی نمی کند. لذا می گویند که کار خوب را فراموش کن ولی گناه را فراموش نکن. کار خیر را کوچک بشمار. انسان اگر دچار تنبلی یا کم کاری یا گناه و ... شد باید آنها را پیش چشم خودش مجسم کند.

استاد گرامی اخلاق ، حضرت آیت الله حاج شیخ محمد فاضل ، ادامه دادند : آقا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید : یا اباذر! علمی که دل را نشکند و اشک را جاری نکند ؛ فایده ای ندارد. .... لذا ما در ادعیه داریم که اللهم انی اعوذ بک من علم لاینفع .... خیلی از علوم به درد نمی خورد. متاسفانه امروز بلد بودن یا نبودن ، معیار شده است نه مفید بودن یا غیرمفید بودن!

خداوند علما را در قرآن معرفی کرده است : **قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لاَ تُؤْمِنُوا إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إِذَا یُتْلَى عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّداً** بگو : « [ چه ] به آن ایمان بیاورید یا نیاورید ، بى‏گمان كسانى كه پیش از [ نزول ] آن دانش یافته‏اند ، چون [ این كتاب ] بر آنان خوانده شود سجده‏كنان به روى درمى‏افتند . »(الإسراء، 107)

علم بیشتر باید تواضع بیشتر را بدنبال داشته باشد. درختی که بار بیشتر داشته باشد در دسترس قرار می گیرد. عالم باید در دسترس همه باشد. در برابر خداوند باید اشک جاری شود و گریه کرد و اگر هم اشک جاری نشد اندوه را باید به دل خود راه داد. انسان نباید بی باک باشد. باید چهره گریان به خود بگیرد. ببینید که چطور سنگ از قطرات باران اثر می پذیرد. متاسفانه برخی از دلها از حرف شنوی دورند.

باید یاد خدا را به خود تزریق و تلقین کنیم. یاد خدا دل را نرم می کند. ما حوزوی ها خیلی باید با بیرونی فرق داشته باشیم. امسال که خانه می روید با سال قبلتان باید فرق داشته باشید. حوزوی ای که به آداب و رسوم خدایی حوزه پایبند نباشد ؛ ذلیل است. از چشم می افتد.    

 



 

يکشنبه 11/12/1392 - 23:7

 

حجت الاسلام دکتر حسین تقی پور ، 14 مورد از شواهد فاصله گرفتن خانواده های ایرانی ازسبک زندگی اسلامی را برشمرد.

 

باید عرض کنم که ایران عزیز ما به 14 دلیل از معیارهای اصلی خانواده اسلامی ، فاصله گرفته است. با این حرف ها درصدد ناراحت کردن یا ناامید کردن یا ضربه زدن نیستیم بلکه آسیب ها باید برای رفع و چاره جویی ، مطرح شود.

1.اولین آسیبی که باید مورد توجه قرار بگیرد آن است که از تمایل به تشکیل خانواده در جامعه کاسته شده است. متاسفانه امروز ازدواج را تا دستیابی به موقعیت مناسب اجتماعی و مالی به تاخیر می اندازند و این در حالی است که اسلام عزیز می فرماید که با خانمت رشد کن. پدربزرگ ها چند ده سال ، کارکردند و حالا نتیجه اش شد این خانه و زندگی آبرومندانه. اما جوان امروز ما می خواهد ماشین و خانه و کارعالی و ... داشته باشد بعد برای ازدواج اقدام کند. البته ما منکر این نیستیم که زمینه اولیه باید وجود داشته باشد و اگر حداقل ها وجود نداشت به فرموده قرآن کریم باید عفت پیشه کنند. **وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لاَیَجِدُونَ نِکَاحاً حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ**وكسانىكه [ وسیله ] زناشویى نمى‏ یابند،بایدعفت ورزند تا خدا آنان را ازفضل خویش بى‏ نیاز گرداند  (النور، 33)

2.تمایل به تک زیستی و مجرد زیستی. و از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن. که اینها سبب زیاد شدن خانه های مجردی در تهران و بابل خودمان شده است.

3.نظام تحصیل موجود و فرهنگ مدرک گرایی یکی از موانع اصلی امروز برای تشکیل خانواده است. خودتان شاهدید که اولین دلیل برای رد خواستگار این است که دخترمان می خواد درس بخواند. این در حالی است که با همت و غیرت ، مشکلی برای درس در بعد از ازدواج پیش نمی آید. چه بسیار دختران دانشجو یا طلبه ای که ازدواج کردند و موفق هم بودند.

4.کاهش قبح طلاق ... به راحتی می گویند : حاج آقا ما تفاهم نداریم! به همین راحتی! آقایان گرامی! کدامیک از شما بطور 100% با زنش هماهنگ است؟ در عالم غیر از امیرالمومنین و حضرت فاطمه سلام الله علیهما که هر دو معصوم بودند ؛ بقیه باید ایثار و گذشت به خرج دهند. متاسفانه امروزه پدر و مادر ها هم به طلاق کمک می کنند.

5.معضل دیگر تحلیل غلط برخی هاست که افزایش طلاق را به فهمیدگی زن و افزوده شدن سطح علم و آگاهیش تفسیر می کنند. و آنجا این معضلات دوچندان می شود که طلاق های امروزی ما ، طلاق رجعی نیست بلکه طلاق بائن است. با طلاق رجعی تا زمان عده ، راه برگشت وجود دارد. اینها را ان شاءالله بعدا برایتان باز خواهم کرد.

6.حجت الاسلام دکتر  حسین تقی پور امام جمعه محترم بخش گتاب ، عدم آشنایی سرپرست خانواده به وظیفه یخودش را یکی از نشانه های دیگر فاصله گرفتن خانواده ها ازسبک زندگی اسلامی برشمرد و افزود : باید به یاد داشت که نان آوری به عهده ی مرد است و متاسفانه برخی به وظیفه ی مردانه ی خود آشنا نیستند.

7.از دیگر دلایل بسیار مهم این است که امروز در جامعه ی ما فرهنگ مسلط این شده است که اگر زن ، مرد را تمکین کند ؛ ذلت است. می گویند مگر ما گارسون هستیم؟ امروز ، زنان ، خانه داری را جهاد نمی دانند در حالی که آقا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : خانه داری زن جهاد است. الان زنان می گویند : مگر من گارسونم که غذا بیاورم یا لباس بشورم و ..؟ البته اینها بر زن واجب نیست اما پس صفا و صمیمیت کجاست؟ واجب نبودن ، خط قرمز نظام اسلامی است اما انسان که همیشه روی خط قرمز راه نمی رود.

8.استقلال طلبی فرزندان

9.قوانین حاکم بر جامعه که زنان را از خانواده به کارخانه می کشاند. چون کارفرما با قیمت کمتر و کار بیشتر از خانم ها استفاده می کند. در همین شهرستان بابل هم چنین کارفرمایانی هستند. (البته کارفرمایانی هم داریم که از مردان که نان آور زن و فرزند هستند ، استفاده می کنند) برخی کارفرمایان بجای استفاده از مردان که نان آور خانواده هستند زن ها را به کار می گیرند تا بیشتر کار کنند و کمتر پول بگیرند.

10.افزایش خشونت های لفظی و فیزیکی و تخاصم های خانوادگی .... شما پدران یادتان هست که ساده ترین غذاها را می خوردید اما صفا و صمیمیت وجود داشت ولی حالا غذاها فست فودی شده و ...

11.غیر کارآمدی سیاست های حمایتی همه دولت ها .... متاسفانه همه دولت ها در زمینه حمایت از امر ازدواج طرح جانانه ای ندادند.

12.تضعیف جایگاه والدین ... متاسفانه طوری شده که بوسیدن دست پدر و بوسیدن پای مادر که عبادت است ، به فراموشی سپرده می شود.

13.تهاجم رسانه ای ... شبکه های VOA   ، BBC ، من و تو ، اختلاط زن و مرد ، تبلیغ عریانی و عدم توجه به محرم و نامحرم

14.نظریه های فلسفی علوم انسانی و اجتماعی امروز که می گوید : خانواده در دهه های اخیر ، نابسامانی اش معلول جبر تکنولوژی است! پس تلاش نکنید! چون جامعه می رود بسوی ناهنجاری ها!

 برگرفته از بیانات امام جمعه محترم بخش گتاب در خطبه های 25 بهمن 1392

يکشنبه 27/11/1392 - 23:58