تعداد مطالب : 1957
تعداد نظرات : 4775
زمان آخرین مطلب : 2روز قبل
به استقبال میلاد حضرت معصومه (س)

اولین بیت غزل واره ی ذیقعده تویی
نیکی ماه ز این مطلع زیبا پیداست

بهر میلاد تو ای دخت نکوی موسی(ع)
در مدینه به سرای پدرت جشن بپاست

مژده آمدنت حضرت صادق(ع)داده
زین جهت منتظر آمدنت ارض وسماست

مادرت نجمه بیاورده گلی کز بویش
عطر جنت به مشام همه ی اهل ولاست

عرشیان شاد زمیلاد تو غرق شعفند
فرشی از گل به زمین زیر قدومت برپاست

یک برادر شده مسرور که خواهر آمد
راضی از آمدنت ای گل معصوم، رضاست

وه چه نامی به تو بگذاشت پدر،فاطمه ای
علم وعصمت به در خانه تو همچو گداست

باز ماندست به جا گفته ی جدت صادق(ع)
زائر مرقد پاک تو بهشتی ماواست

یا که گفته ست برای من وفرزندانم
حرم امن بود قم، که همی کوفه ماست

سه در از هشت در جنت حق گردد باز
بسوی قم که در آن مرقد زیبای شماست

توئی امید همه در صف محشر بانو
بی گمان شیعه بدون تو غریب وتنهاست

روز میلاد شما کفتر دل قم آید
بهر تبریک سپس عازم درگاه رضاست

شاعر : اسماعیل تقوایی

دوشنبه 2/5/1396 - 10:5
مرغ گران

تو ای مرغ گران ما نظر کن
کمی آن قیمتت را مختصر کن

چرا از دست ما بالا پریدی
تو از این مردم آزاری حذر کن

الا ای مرغ بی بال و پر من
بیا رحمی به این بی بال و پر کن

کرم کن دست کم یکبار در ماه
میان سفره ام جانا گذر کن

کمر بشکسته ام از قیمت تو
لذیذا، فکر این درد کمر کن

نباشد قسمتم از ران و سینه
مرا با بال و بازو مفتخر کن

اگر این نیز مقدورت نباشد
مرا مهمان سوپ پا و سر کن

مرو بالاتر از این پیش چشمم
تو رحمی بر من و این چشم تر کن

بود تخم تو تسکین فراقت
عزیزا،از گرانی اش حذر کن

الا ای حسرت بیداری من
پری بگشا به خواب من سفر کن

 اسماعیل تقوایی

شنبه 31/4/1396 - 14:19
شهادت حضرت امام جعفر صادق (ع)تسلیت باد

روزهای آخر شوال بود
صادق آل خدا بدحال بود

بردلش زهری شرر انداخته
قلب مولا این شرر بگداخته

محتضرباشد میان بسترش
درد بگرفته تمام پیکرش

درد دل از درد پیکر بیشتر
زهر کین برقلب او چون نیشتر

خون دلهایی که خورده ازعدو
آید اینک از دهان واز گلو

یادش آید كآتشی افروختند
همچو زهرا خانه اش را سوختند

شعله ها را بر در بیتش بدید
مرغ خاطر سوی مادر پر کشید

یادش آید مجلس منصور را
ظلمهای حاکمی مغرور را

ظلمهایی که توانش را برید
آنچنان که پشت مولا راخمید

اهل بیتش در کنار بسترند
یاد شام آخرین حیدرند

فزت ورب گوید چو جد اطهرش
باشد او در لحظه های آخرش

مرگ را هرلحظه نیت می کند
اهل بیتش را وصیت می کند

آخرین توصیه اکرام نماز
از سبک بشمردن آن احتراز

چون وصیتهای خود ابراز کرد
مرغ روح از پیکرش پرواز کرد

این ندا پیچید در عرش خدا
قد قتل صادق زنسل مرتضی

خانه ی مولا سرای غم شده
شهر پیغمبر پر از ماتم شده

دفن شد نزد سه تن از اولیا
باقر(ع) وسجاد(ع) ومولا مجتبی(ع)

آنکه باشد شیعیانش را شفیع
هست مظلومانه در خاک بقیع

مضجع جدش همیشه غرق نور
در کنارش قبر صادق(ع) سوت وکور

ای خوشا روز ی که ما غوغا کنیم
بارگاهی بهر او بر پا کنیم

شعر:اسماعیل تقوایی
 
چهارشنبه 28/4/1396 - 15:4


پیازم من پیازم من پیازم
گران قیمت شدم بر خود بنازم

دگر من هم شدم قاطی میوه
به هر میوه فروشی در فرازم

ز چشم قشر مستضعف به قیمت
روانه اشک حسرت را بسازم

زمانی بوی من بوی بدی بود
کنون صاحب به عطری دلنوازم

دگر فاسد شدن در کار من نیست
چرا؟ چون صرف در حد نیازم

خلاصه کبک من خواند خروسی
در این بازار اسبم را بتازم

فقط ترسم برای حفظ قیمت
کسی پیدا شود امحا سازم

شاعر : اسماعیل تقوایی
دوشنبه 26/4/1396 - 12:12
سالروزفتح خرمشهر گرامی باد

الی بیت المقدس،سوم خرداد،خرمشهر
شد آزاد ورها از چنگ خصم دون بد گوهر

دلیران ازسپاه وهم بسیج وارتشی بردند
هجومی سخت بر دشمن به نام نامی حیدر

برون راندند دشمن را زخاک پاک خرمشهر
ازین روشادمان گردید قلب مردم ورهبر

هزاران دشمن بعثی اسیر وکشته وزخمی
بشد سهم تجاوزگر بخوبی این چنین کیفر

نشان دادیم باشد خاک ایران بیشه شیران
وبا این فتح کرده قدرت ما را جهان باور

درود ما به شیران شهید فتح شهر خون
به جانبازان جنگ وسایر افراد جنگاور

از آن پس سوم خرداد روز افتخار ماست
درخشان دفتر تقویم از انوار این اختر

شعر:اسماعیل تقوایی خلاصه
سه شنبه 2/3/1396 - 13:35
شب چارشنبه سوری

امشب شب چارشنبه سوری باشد
لازم زبرای ما صبوری باشد

انواع ترقه، فشفشه سهم تو است
نا خواسته ای، ولیک زوری باشد

ای وای زانفجار تی ان تی ها
زهله ترکان هر عبوری باشد

امشب به درون خانه باید بودن
بهتر که زکوچه ها دوری باشد

حتی به تماشا تو مرو جان ودلم
گر این نکنی نصیب کوری باشد

در غایله بودنت جسارت نبود
درخانه نشستنت جسوری باشد

پس تو بنشین به خانه وسیما بین
خور چای فراوان که به قوری باشد

تخمه بشکن بخور فراوان آجیل
اینگونه دلیل با شعوری باشد

البته که بی فشفشه وتی ان تی
این شب، شب شادی وسروری باشد

قاشق زنی وجهش ز روی آتش
باید زقدیم تر مروری باشد

شعر:اسماعیل تقوایی
 
سه شنبه 24/12/1395 - 11:42
به مناسبت روز بزرگداشت شهدا(22اسفند)

شهیدان در حریم کبریایی
نظر کردند بر وجه خدایی
شهیدان درقبال جان گزیدند
رضای حق میان هر رضایی
به صحرای فنا رفتند لیکن
بنوشیدند از آب بقایی
شهیدان زنده جاوید باشند
خورند از نعمت پاک خدایی
به مرغ جان پر پرواز دادند
که یابد از حصار تن رهایی
همه باشیم مدیون شهیدان
نباشد در خور ایشان ثنایی
اگر هستیم، چون کردند آنان
برای حفظ میهن جان فدایی
همیشه یادشان در یادهامان
بود همچون چراغ رهنمایی

شعر: اسماعیل تقوایی


شنبه 21/12/1395 - 15:55
ای خانه تکانی

در آخر هر سال نصیب همگانی، ای خانه تکانی
 آسیب تن و لطمه جانانه به جانی، ای خانه تکانی

هر چند نویدی به بهاران پر از گل
 بر جمله مردان تومثالی ز خزانی، ای خانه تکانی

آیی و بشویم ز خانه در و دیوار
 کف ساب زمینم نهانی و عیانی، ای خانه تکانی

پارو بکشم فرش کف آلوده ی خود را
 طوری که نماند به تنم تاب و توانی، ای خانه تکانی

بر کول بگیرم همه فرشی که بشستم
 بر بام برم با روش بار کشانی، ای خانه تکانی

بانوی عزیزم بدهد اُرد فراوان
 فرتوت ز دستش بشوم عین جوانی، ای خانه تکانی

با زحمت خود باز کنم پرده ز دیوار
 هنگام فرودم نبود خط امانی، ای خانه تکانی

بانو بکند جمع لوازم که فروشم
 باید که کنم جایگزینش به گرانی، ای خانه تکانی

نقاشی هر خانه لزومی ز وجودت
 زین کار تو جانم به لبانم برسانی، ای خانه تکانی

گر آخر اسفند نماند اثر از من
 وُراث بدانند که تو عامل آنی، ای خانه تکانی

شاعر : اسماعیل تقوایی
دوشنبه 16/12/1395 - 13:57
مادر
معدن عشق وصفا ومهربانی مادر است
بهر فرزندان همیشه یار جانی مادر است

می کشد سختی برای راحتی کودکان
بی تکلف،باتحمل،آسمانی مادر است

بهترین آغوش در عالم بود آغوش او
مامن خردی و پیری وجوانی مادر است

تا که ماند فصل عمر کودکانش در بهار
می کند ایام عمر خود خزانی، مادر است

آنکسی که بر اساس قول پیغمبر بود
زیر پای او بهشت جاودانی مادر است

در میان کل نعمت های رحمان رحیم
بهترین نعمت که گشته ارمغانی،مادر است

کس نبیند کاش هرگز بودن بی بودنش
چون صفا بخش تمام زندگانی مادر است

شعر:اسماعیل تقوایی
يکشنبه 1/12/1395 - 9:11
ا تبریک به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران

روزبیست ودو ز بهمن شور برپا می کنیم
جاگزین فصل سرما فصل گرما می کنیم

باحضور بیشمار اندر خیابان هایمان
پای بندی مان به وحدت را هویدا می کنیم

فارغ از هر دسته بندی دست در دستان هم
پیروی از رهبری آگاه و والا می کنیم

درخیابان ها سرود عشق را سر می دهیم
حیرت دشمن به دنیا را تماشا می کنیم

با تولا بر خمینی وشهیدان، ازهمه
خصم جمهوری اسلامی تبرا می کنیم

بهر محکومیت اعمال شیطان بزرگ
مرگ بر این اهرمن راسخت آوا می کنیم

هرچقدر این راه پیمایی بود پرشورتر
بیمه ای نیکو وطن را بهر فردا می کنیم

جمعه است وفاطمیه باز دارد می رسد
نام مهدی بر لب ما،یاد زهرا(س)می کنیم

شعر:اسماعیل تقوای
چهارشنبه 20/11/1395 - 14:5