تعداد مطالب : 803
تعداد نظرات : 477
زمان آخرین مطلب : 11ساعت و 15دقيقه قبل

راوی می گوید:‌ با روم می جنگیدیم پس به یکی از کلیساهای ایشان وارد شدیم .پس در آن سنگی بود که روی آن نوشته شده بود : آیا امتی که حسین را می کشند شفاعت جد او را در روز قیامت امید دارند؟

2874 - حدثنا محمد بن عبد الله الحضرمی ثنا محمد بن غورك ثنا أبوسعید التغلبی عن یحیى بن یمان عن إمام لبنی سلیم عن أشیاخ له غزو الروم فنزلوا فی كنیسة من كنائسهم فقرأوا فی حجر مكتوب
 أیرجوا معشرا قتلوا حسینا * شفاعة جده یوم الحساب
فسألناهم منذ كم بنیت هذه الكنیسة قالوا قبل أن یبعث نبیكم بثلاث مائة سنة قال أبو جعفر الحضرمی وثنا جندل بن والق عن محمد بن غورك ثم سمعته من محمد بن غورك
____________________________________

المعجم الكبیر(20جلد) ، الطبرانی(م360)، تحقیق : تحقیق وتخریج : حمدی عبد المجید السلفی، طبع الثانیة ، مزیدة ومنقحة، 1404 - 1984 م، دار إحیاء التراث العربی، ج3ص124

 

چهارشنبه 29/6/1396 - 3:3

دوستی در صفحه اجتماعی خود با عنوان (ما و عصر مردگان) نوشته اند:
(ما همیشه برای زنده های خود مرگ و برای مرده های خود زندگی آرزو می كنیم. این گونه است كه همیشه در عصر مردگان به سر می بریم.تا این روحیه بر ما حاكم باشد، توسعه و ترقی برای ما خوابی بیش نخواهد بود.)
در تأیید گفته ایشان بزرگی می گفت:
رسم و عادت ما این است که زنده ها را (تحلیل) و مرده ها را (تجلیل) می کنیم
یعنی تا وقتی در قید حیاتیم رفتار و گفتار و سکنات و اعمال و همه چیز همدیگر را زیر ذره بین قرار می دهیم و نه (خوشبینانه) و نه (واقع بینانه) بلکه متأسفانه (بدبینانه) درباره اش قضاوت می کنیم بدیهایش را برجسته و خوبیهایش را حتی المقدور کمرنگ می کنیم و نادیده می گیریم احتمالا بخاطر رقابت ، حسادت و چشم و همچشمی و یا امراض دیگر ...بعد از مرگ هم ، باب تجلیل گشوده میشود بدیهایش را بکلی نادیده می گیریم و حتی خوبیهای نبوده اش را برجسته می کنیم اینجاهم نه بد بینانه و نه واقع بینانه بلکه خوش بینانه قضاوت می کنیم ...البته پرداختن به این موضوع حوصله و مجال بیشتری می طلبد اما توصیه این است که باید قدر همدیگر را تا زنده هستیم بدانیم .فراموش نکنیم که همه ما انسانهای خطاکار هستیم معصوم نیستیم اما خوبیهایی هم داریم که نباید نادیده گرفته شود و کوتاه و مختصر این شعر در این قسمت گویاست:
بیخبر از هم دگر آسوده خوابیدن چه سود؟!
بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟!
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید
ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود؟!
گر نرفتی خانه اش تا آن دمی که زنده بود
خانه صاحب عزا تا صبح خوابیدن چه سود ؟
گر نکردی یاد من تا آن دمی که زنده ام
بعد مرگم اشک و آه و نالیدن چه سود !!!؟

سه شنبه 28/6/1396 - 5:54


حافظ، ابو المؤید، ابو محمد، موفق بن احمد بن ابى سعید اسحاق بن مؤید مکى حنفى، معروف به «اخطب خوارزم». (568 -484) فقیهى دانشور، حافظى مشهور، صاحب حدیثى با اسناد فراوان، خطیبى پرآوازه، آگاه از سیره و تاریخ، شاعر و ادیب، بوده است. خطیب بزرگترین عالم حنفی است که درباره‏ امام حسین علیه ‏السلام قلم زده و کتاب عظیم و بزرگ «مقتل الحسین علیه‏ السلام» را نگاشته است. مقتل الحسین ، مهم‏ترین کتاب او است که بر جای مانده است. این کتاب با عنوان «شرح غم حسین(ع)» به فارسی ترجمه و منتشر شده است.
مؤسسه آموزشی پژوهشی مذاهب اسلام (mazaheb.com) با اندک تصرف و تغییر می توانید این کتاب را از لینک زیر دانلود کنید

http://cdn.ahlolbait.com/files/12/download/sharhe-ghame-hoseyn.pdf

 

سه شنبه 28/6/1396 - 5:13


آیه ذیل یكی از آیاتی است كه در باره توسل به رسول خدا صلی الله علیه وآله وارد شده وعلمای شیعه واهل سنت به آن استناد كرده اند: وَلَوْ أنَّهُمْ إذْ ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحیماً(نساء/64) اگر ایشان وقتی به خودشان ظلم كردند نزد تو آیند پس از خداوند طلب بخشایش كنند ورسول خدا هم برای ایشان طلب بخشایش كند مسلما خداوند را توبه پذیر وبخشنده خواهند یافت. رفتن به نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله برای طلب بخشایش در این آیه عام است ؛ شامل حیات ایشان و بعد از مرگ ظاهری می شود .
علمای اهل تسنن در مورد این آیه كلمات بسیار جالبی دارند. نووی در بحث زیارت رسول خدا صلی الله علیه وآله می نویسد: ... نزد قبر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بودم كه بیابانگردی آمد وگفت سلام بر تو ای رسول خدا . از خداوند شنیدم( كلام خدا در قرآن) كه اگر ایشان وقتی به خودشان ظلم كردند نزد تو آیند پس از خداوند طلب بخشایش كنند ورسول خدا هم برای ایشان طلب بخشایش كند مسلما خداوند را توبه پذیر وبخشنده خواهند یافت . ومن به نزد تو آمدم واز گناه خود طلب بخشش كرده و تو را شفیع نزد پروردگارم قرار می دهم .سپس این شعر را خواند كه ای بهترین كسی كه دربهترین جایگاه دفن شده است كه ازبوی خوش آنجاهمه جابوی خوش گرفته است . جانم فدای قبری كه تو ساكن آن هستی كه در آن اسوه كامل در عفت وجود وكرم مدفون است سپس بازگشت . پس چشمانم سنگین شده در خواب رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم را دیدم پس فرمودند كه ای عتبی به سراغ اعرابی برو و به او بشارت بده كه خداوند گناهان او را آمرزید.(1)
دمیاطی می نویسد: بعد از زیارت ابو بكر و عمر برای سلام به فاطمه زهرا به بیت وی كه در داخل ضریح است می روی چون بنا بر قولی در آنجا مدفون است ولی قول برتر آن است كه در بقیع دفن است .پس می گویی سلام بر تو ای دختر رسول برگزیده ...پس به وسیله وی بر پدرش توسل می جویی سپس به همان جای اول  در روبروی صورت شریف- بازگشته می گویی الحمد لله رب العالمین خدایا بر سرور ما محمد وبر آل وی درود فرست . سلام بر تو ای رسول خدا. خداوند به درستی بر تو كتاب خود را نازل كرد كه در آن گفت : كه اگر ایشان وقتی به خودشان ظلم كردند نزد تو آیند پس از خداوند طلب بخشایش كنند ورسول خدا هم برای ایشان طلب بخشایش كند به تحقیق خداوند را توبه پذیر وبخشنده خواهند یافت (آیه 64 نساء) پس من به نزد تو آمده ام در حالیكه از گناهانم طلب بخشایش می كنم واز تو طلب شفاعت به نزد خداوند می كنم . (2)
و ابن قدامه گوید:
سپس به نزد قبر رفته پس پشت خود را به سمت قبله می كنی ورو به سمت قبر ومی گویی سلام بر تو ای پیغمبر ورحمت خدا و بركات وی ....خداوندا تو گفته ای وكلامت درست است كه اگر ایشان وقتی به خودشان ظلم كردند نزد تو آیند پس از خداوند طلب بخشایش كنند ورسول خدا هم برای ایشان طلب بخشایش كند به تحقیق خداوند را توبه پذیر وبخشنده خواهند یافت (آیه 64 نساء).بدرستیكه من به نزد تو آمده ام در حالیكه از گناهانم طلب بخشایش می كنم و از تو می خواهم كه در نزد پروردگارم شفیع من باشی ...سپس كمی جلوتر رفته ومی گویی سلام بر تو ای ابو بكر ...(3)
___________________________________
(1) كنت جالسا عند قبر رسول الله صلی الله علیه وسلم فجاء أعرابی فقال السلام علیك یا رسول الله سمعت الله یقول ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما ) وقد جئتك مستغفرا من ذنبی مستشفعا بك إلی ربی ثم أنشأ یقول یا خیر من دفنت بالقاع أعظمه فطاب من طیبهن القاع والاكم نفسی الفداء لقبر أنت ساكنه فیه العفاف وفیه الجود والكرم ثم انصرف فحملتنی عینای فرأیت النبی صلی الله علیه وسلم فی النوم فقال یا عتبی الحق الاعرابی فبشره بان الله تعالی قد غفر له
 (المجموع - محیی الدین النووی - ج 8 - ص 274)

(2) ثم بعد زیارة الشیخین یذهب للسلام علی السیدة فاطمة رضی الله عنها فی بیتها الذی داخل المقصورة للقول بأنها مدفونة هناك ، والراجح أنها فی البقیع فیقول : السلام علیك یا بنت المصطفی ... ویتوسل بها إلی أبیها ( ص ) . ثم یرجع إلی موقفه الأول قبالة وجهه الشریف ، فیقول : الحمد لله رب العالمین . اللهم صل علی سیدنا محمد ، وعلی آل سیدنا محمد . السلام علیك یا سیدی یا رسول الله . إن الله تعالی أنزل علیك كتابا صادقا ، قال فیه : (ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاؤوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما) وقد جئتك مستغفرا من ذنبی مستشفعا بك إلی ربی .
إعانة الطالبین - البكری الدمیاطی - ج 2 - ص 357
(3) ثم تأتی القبر فتولی ظهرك القبلة وتستقبل وسطه وتقول السلام علیك أیها النبی ورحمة الله وبركاته ... اللهم انك قلت وقولك الحق ( ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحیما ) وقد اتیتك مستغفرا من ذنوبی ، مستشفعا بك إلی ربی ... ثم یتقدم قلیلا ویقول السلام علیك یا أبا بكر.
المغنی - عبد الله بن قدامه - ج 3 - ص 590 - 591

سه شنبه 28/6/1396 - 5:5

 قرآن کریم می فرماید: وَتَوَلَّى عَنْهُمْ وَقَالَ یَا أَسَفَى عَلَى یُوسُفَ وَابْیَضَّتْ عَیْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِیمٌ ﴿یوسف/۸۴﴾ و از آنان روى گردانید و گفت اى دریغ بر یوسف و در حالى كه اندوه خود را فرو مى ‏خورد چشمانش از اندوه سپید شد. می دانیم حضرت یعقوب چندین سال عزادار و سوگوار یوسفش بود... همچنین می فرماید: لا یُحبُّ اللهُ الجَهْرَ بالسُّوء مِنَ الْقَولِ إِلاّ مَن ظُلِم.( سوره نساء، آیه 148.) خداوند متعال فریاد زدن به بدگویی را دوست ندارد، جز برای کسانی که مورد ستم قرار گرفته اند. در این آیه شریفه دو فراز وجود دارد؛ نخست می فرماید: لا یحبّ الله ... خداوند متعال بدگویی و افشای عیوب دیگران را دوست ندارد؛ جز کسانی که به حقوقشان تجاوز شده است و این گونه افراد استثنا شده اند. دوّم: الاّ مَن ظلم، این فراز هشداری است به همه ستمگران که خداوند متعال نه تنها به مظلومان اجازه فریاد و افشاگری داده، بلکه چنین فریادی محبوب الهی قرار گرفته است. همچنین در سوره حج آیه32 می فرماید: وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائِرَ اللهِ فَاِنَّها مِنْ تَقَوَی الْقُلُوبِ. بی شک تعظیم و بزرگداشت شعائر الهی از دستورات اساسی دین اسلام است.(1) برپایی مراسم عزای حسینی از جمله شعائر الهی است... بنابراین، به طور عموم می توان استفاده نمود که هر زمان، یا در هر مکان، فعل یا عملی که یاد خدا و زمینه تقوا و رشد معنوی و روحی را فراهم آورد، در صورتی که در چهار چوب قوانین و دستورات اسلام قرار داشته باشد، جزو شعایر الهی به شمار می آید. نماز، روزه و ... هر کدام به نحوی از مصادیق شعایر الهی می باشند، بنابراین با توجّه به دلایلی که عزاداری ها را مشروع دانسته، به طور مسلّم مراسم عزا برای بندگان خاص خداوند که بحقّ، قرآن ناطق و حج مجسّم بودند و برای اعتلای کلمه توحید جان خود را قربانی ساختند، از بارزترین نشانه ها و شعایر است؛ زیرا در این مراسم جز فراگیری مسایل دین و یادآوری شهامتها و ایثارگریهای شهیدان بزرگ اسلام، سخن دیگر طرح نشده و سخن از دشمنی با دشمنان خدا و دوستی با دوستان خدا گفته می شود و همان گونه که قربانی در عید قربان از سنت های اسلامی و از شعایر به شمار می رود، یادآوری حزن آلود یاد قربانی کربلا و سایر قربانیانی که جان خود را در راه خدا قربانی نمودند از شعایر بزرگ الهی خواهد بود. با توجّه به مطالب گفته شده: چگونه می توان گفت برپایی مجالس برای کسانی که در راه خدا و گسترش دین او شهید شده و جانبازی نمودند از شعایر الهی به شمار نمی آید؟ آیا یادآوری ایثارگری و اخلاص شهدای کربلا دلهای عزادار را به سوی خداوند بزرگ رهنمون نمی سازد؟ بنابراین مسلمانان و موحدان وظیفه دارند که این شعایر را حفظ کنند. عزاداریها نیز در اقسام و صورت های مختلف هر یک به نحوی حافظ و نگهبان آن ارزش هاست.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
 (1) شعائر در لغت به معنای علامت آمده است، شعائر از شِعار یعنی علامت، و به معنای ندا نیز آمده است؛ و العید، شعاره من شعائر الاسلام. همچنین شعایر از شعیره به معنای علامت و اعلام حج و اعمال آن نیز آمده است.( اساس البلاغه زمخشری، ص 239، ماده شعر.) در مصداق شعایر بین علما اختلاف است: 1. برخی گفته اند شعایر، قربانی حج است که علامت گذاری شده باشد؛ 2. برخی دیگر عقیده دارند که شعایر، شامل تمام مناسک و اعمال حج است؛ 3. گروهی می گویند شعایر موضع و جایگاه اعمال و عبادات حج است؛ 4. و گروهی دیگر اعتقاد دارند شعایر به معنای نشانه های دین و طاعت خداوند بزرگ است.( عوائد الایام، نراقی، ص 31، عائده 2.) هر چند در روایات، شعایر به هر سه معنای اوّل تطبیق شده است، امّا عموم لفظ و معنای لغوی آن دلالت بر معنای چهارم دارد و آنچه در روایات بدان اشاره شده از مصادیق کامل شعایر الهی به شمار می آید. بنابراین مقصود از بزرگداشت شعایر الهی، بزرگداشت نشانه های دین و اطاعت خداوند و آیین ابراهیمی است که در اسلام تبلور پیدا نموده است و هر یک از مناسک حج علامت و مصداق کامل شعایر می باشد، چندان که در آیات قرآن، طواف، سعی بین صفا و مروه، رمی جمرات، قربانی و ... هر کدام علامت و نشانه ای است که انسان را به سوی تقوا و در نهایت توحید خالص و ناب رهنمون می شود. میان علامت های الهی و تقوای دلها رابطه خاصی وجود دارد، برخی از علمای شیعه و سنّی به عمومیّت و شمول شعایر اشاره کرده اند مثلا: صاحب جان هندی حنفی از علمای اهل سنت در ذیل آیه شریفه می نویسد: شعایر جمع شعیر به معنای علامت است و هر چه که از دیدن آن خدا به یاد آید، شعایر خداست و شعایر الله اختصاص به صفا و مروه ندارد چنان که در کتاب حجت الله البالغه از دهلوی نقل شده است: بزرگ ترین شعایر و نشانه های خدا چهار چیز است: قرآن، کعبه، پیامبر و نماز. در کتاب الطاف القدس نیز آمده است که: محبت شعایر اللّه عبارت است از محبت قرآن، پیامبر و کعبه؛ بلکه هر چیز که به خدا منتسب باشد، حتی اولیای خدا.( حجة البالغه، شاه ولی الله دهلوی، ص 69 به نقل از اصول الاربعه فی تردید الوهابیه، صاحب جان هندی حنفی، ص 30.)

دوشنبه 27/6/1396 - 4:39

ام الفضل دختر حارث روزى حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شده عرضه داشت دیشب خواب وحشتناكى دیدم . ... در خواب دیدم مانند آن كه قطعه از بدن شما جدا شد و در دامن من افتاد . رسول خدا فرمود : خواب بسیار خوبى دیدى . به زودى فاطمه (علیها السلام) فرزندى خواهد آورد و آن فرزند در دامن تو خواهد بود و چون حسین (علیه السلام) متولد شد آن حضرت در دامن من قرار گرفت . روزى همچنان كه حسین (علیه السلامم) در دامن من بود به رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) وارد شدم . حضرت نگاهى به حسین نمود و دیدگانش اشك آلود شد . عرضه داشتم پدر و مادرم فداى شما باد چرا گریستید ؟ فرمود : هم اكنون جبرئیل بر من نازل شد و خبر داد امت من به زودى همین فرزند مرا شهید مىكنند و خاكى از خاك سرخ رنگ او براى من آورد . حاکم نیشابوری بعد از نقل حدیث می گوید :هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه .
__________________________________
 كتاب : المستدرك، نویسنده : الحاكم النیسابوری، جلد : 3، وفات : 405، تحقیق : إشراف : یوسف عبد الرحمن المرعشلی، توضیحات : طبعة مزیدة بفهرس الأحادیث الشریفة، ص176 به نقل از: (مجموعه مقالات و گفتار علمای اهل سنت) پدید آور: مولوی کاشانی ، مولوی عبدالرحمان چابهاری ، مولوی محمد یوسف حسین پور و مولوی مقیمی ناشر: آثار نفیس چاپخانه : شریعت چاپ اول زمستان 1388 مؤسسه آموزشی – پژوهشی مذاهب اسلامی و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 196 – 197 و البدایة والنهایة ، ابن كثیر ، ج 6 ، ص 258

 

يکشنبه 26/6/1396 - 5:44

درگذشت حضرت ابوطالب، عموى با ایمان و حامى عزیز پیامبر، نیز بر آن حضرت بسیار گران آمد، حضرت على ( ع ) مىفرماید: چون خبر رحلت پدرم ابوطالب را به پیامبر دادم، ایشان گریست و آنگاه فرمود: « اذهب فاغسله و كفّنه و واره غفراللَّه له و رحمه؛ او را غسل دهید و كفن كنید و به خاك بسپارید، خداوند او را بیامرزد و مورد رحمت خویش قرار دهد. »
__________________________________________
 الطبقات الكبرى، ابن سعد، دار صادر – بیروت،  ج 1 ص 123.
عمدة القاری، العینی، جلد8، بیروت - دار إحیاء التراث العربی، ج8ص55
خصائص أمیر المؤمنین ( ع )، النسائی، تحقیق وتصحیح الأسانید ووضع الفهارس : محمد هادی الأمینی، مكتبة نینوى الحدیثة – طهران، ص38

 

يکشنبه 26/6/1396 - 5:38

از ام سلمه روایت شده كه گفت : حسن و حسین علیهما السّلام در خانه من و در برابر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به بازى مشغول بودند . در این هنگام جبرئیل نازل شد و گفت : اى محمد ! پس از رحلت تو ، امتت این فرزند را (و اشاره به حسین علیه السلام كرد) شهید مى ‏كنند . رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله گریست و حسین علیه السلام را به سینه چسبانید . سپس رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله تربتى را كه جبرئیل از مرقد شریف حسین علیه السلام آورده بود در دست گرفت و بویید و فرمود : بوى كرب و بلا از آن به مشام مى ‏رسد . آنگاه آن خاك را به دست ام سلمه سپرد و فرمود : اى ام سلمه ! مواظب باش و بدان كه هر گاه این تربت مبدل به خون گردید ، فرزندم ، حسین (علیه السلام) به شهادت رسیده است . ام سلمه ، تربت را در شیشه ‏اى ریخت و هر روز به آن تربت‏ نگاه مى‏ كرد و مى‏ گفت : اى خاك ! روزى كه به خون تبدیل گردى آن روز ، روز عظیمى خواهد بود .
عن أم سلمة قالت كان الحسن والحسین یلعبان بین یدی رسول الله صلى الله علیه وسلم فی بیتی فنزل جبریل فقال یا محمد إن أمتك تقتل ابنك هذا من بعدك وأومأ بیده إلى الحسین فبكى رسول الله صلى الله علیه وسلم وضمه إلى صدره ثم قال رسول الله صلى الله علیه وسلم یا أم سلمة ودیعة عندك هذه التربة فشمها رسول الله صلى الله علیه وسلم وقال ویح وكرب وبلاء قالت وقال رسول الله صلى الله علیه وسلم یا أم سلمة إذا تحولت هذه التربة دما فاعلمی أن ابنی قد قتل قال فجعلتها أم سلمة فی قارورة ثم جعلت تنظر إلیها كل یوم وتقول إن یوما تحولین دما لیوم عظیم .
تهذیب التهذیب ، ابن حجر ، ج 2 ، ص 300 – 301
و تهذیب الكمال ، المزی ، ج 6 ، ص 408 – 409
و تاریخ مدینة دمشق ، ابن عساكر ، ج 14 ، ص 192 – 193
و ترجمة الإمام الحسین (ع) ، ابن عساكر ، ص 252 – 253
و مجمع الزوائد ، الهیثمی ، ج 9 ، ص 189 و ...
ابن حجر عسقلانی بعد از نقل این حدیث می گوید : و فى الباب عن عائشة و زینب بنت جحش و أم الفضل بنت الحارث و أبى أمامة و أنس بن الحارث و غیرهم‏ . در این باره روایاتی از عایشه ، زینب بنت جحش ، ام فضل دختر حارث ، ابو امامه ، انس بن حارث و دیگران ، نیز نقل شده است .

 

يکشنبه 26/6/1396 - 4:49

احمد بن حنبل در مسندش گفته است ... راوی همراه علی می رفت وظرف آب حضرت را همراه داشت . پس وقتی به نینوا رسید – در حالیکه به صفین می رفت – پس صدا زد که ای ابا عبد الله در شط فرات صبر کن . گفتم این چه معنی دارد ؟ فرمودند : به نزد رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم رفتم وحال آنکه دو چشم ایشان (مانندچشمه) می جوشید . پس به من فرمودند که جبرئیل در کنار من ایستاد وگفت که حسین در کنار شط فرات کشته می شود . وگفت آیا می خواهی که بوی تربت وی را احساس کنی ؟ گفتم آری ، پس کفی از خاک وی را گرفته به من داد ، پس نتوانستم که جلوی اشک چشم خود را بگیرم ...
____________________________

وقال الإمام أحمد فی مسنده ثنا محمد بن عبید ثنا شرحبیل بن مدرك عن عبد الله بن نجی عن أبیه أنه سار مع علی وكان صاحب مطهرته فلما حاذی نینوی وهو سائر إلی صفین فنادی اصبر أبا عبد الله بشط الفرات قلت وما ذاك قال دخلت علی النبی صلی الله علیه وسلم وعیناه تفیضان فقال قام من عندی جبریل فحدثنی أن الحسین یقتل بشط الفرات وقال هل لك أن أشمك من تربته قلت نعم فقبض قبضة من تراب فأعطانیها فلم أملك عینی أن فاضتا وروی نحوه ابن سعد عن المدائنی عن یحیی بن زكریا عن رجل عن الشعبی أن علیاً قال وهو بشط الفرات صبراً أبا عبد الله وذكر الحدیث
مسند أحمد(وفات 241)، الإمام أحمد بن حنبل، جلد1، دار صادر - بیروت – لبنان ، ص85

 

 

شنبه 25/6/1396 - 5:43

عبدالجلیل رازی که کتاب خود را در حدود سال ۵۶۰ نگاشته است، در پاسخ یک نویسنده‏ سنی اطلاعات با ارزشی درباره‏ سابقه عزاداری اهل سنت برای امام حسین علیه ‏السلام آورده است. ابتدا به نقل از آن نویسنده‏ سنی می‏نویسد: این طایفه روز عاشورا اظهار جزع و فزع کنند، و رسم تعزیت را اقامت کنند. و مصیبت شهدای کربلا تازه گردانند بر منبرها، و قصه گویند، و علما سر برهنه کنند و عوام جامه چاک کنند و زنان روی خراشند و مویه کنند. عبدالجلیل در پاسخ می‏نویسد: اولا معلوم جهانیان است که بزرگان و معتبران ائمه‏ فریقین از اصحاب امام مقدم ابوحنیفه، و امام مکرم شافعی، و علما و فقهای طوایف، خلفا عن سلف، این سنت را رعایت کرده‏ اند، و این طریقت نگاه داشته. اولا خود شافعی که اصل است و مذهب بدو منسوب است بیرون از مناقب، او را در حسین و شهدای کربلا مراثی بسیار است و یکی از آن قصیده ‏ای است که می‏گوید:
أبکی الحسین و أرثی منه جحجاحا * من أهل بیت رسول‏ الله مصباحا
تا آخر قصیده با مبالغتی تمام و کمال، و دیگر قصیده‏ای است که می‏گوید:
تاوب همی فالفؤاد کئیب *و أرق نومی فالرقاد عجیب. (کامل این قصید را خوارزمی حنفی در کتاب مقتل الحسین، ج ۲، ص ۱۳۶ آورده است.) تا آخر، همه‏ مرثیه‏ اوست به صفتی که بر چنان معانی دگران قادر نباشند. و مراثی شهدای کربلا که اصحاب بوحنیفه و شافعی را هست، بی‏عدد و بی‏نهایت است. پس اگر عیب است اول بر بوحنیفه است و بر شافعی و اصحاب ایشان؛ آنگه بر ما.

جمعه 24/6/1396 - 19:43