• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1807
  • يکشنبه 1386/1/5
  • تاريخ :

امروزدرتاریخ(5فروردین86)


امروز ، پنجم فروردین ماه 1386 هجری شمسی ، برابراست با 5 ربیع الاول 1428 هجری قمری و 25 مارس 2007 میلادی . رویدادهای مهمی که در طول تاریخ ، درچنین روزی ، بوقوع پیوسته از این قرارند:

***


یزدگرد دوم به امپراتوری روم اعلان جنگ داد

1566 سال پیش در چنین روزی در سال 441 میلادی ، یزدگرد دوم شاه ساسانی ایران و پسر بهرام پنجم ( بهرام گور ) به امپراتوری روم که پس از ناپدید شدن بهرام ، در مرزهای شمال غربی ایران دست به تمرکز نیرو زده بود و مرزنشینان را تحریک به نافرمانی می کرد اعلان جنگ داد.

بهرام پنجم در جریان شکار گور ناپدید شده بود و مدتی ، ایران بدون رئیس کشور بود. ظاهرا بهرام هنگام تعقیب گور در باتلاق فرو رفته و ناپدید شده بود. پس از بی نتیجه ماندن جستجو برای یافتن او و یا جسدش ، بزرگان ایران یزدگرد دوم، پسر بهرام گور شانزدهمین پادشاه ساسانى، را بعد از پدر به تخت نشاندند .

در این اوان مذهب عیسوى در ارمنستان انتشار مى یافت و یزدگرد مى خواست آن را در مذهب زرتشتى نگاه دارد تا از ایران جدا نشود. او اندرزهای موبد موبدان ( روحانی ارشد آیین زرتشت ) را بی چون و چرا به اجرا در می آورد .

تعصب مذهبی یزدگرد دوم باعث درگیری هایی در ارمنستان شد که ایالت خودمحتار ایران بود و این درگیری ها چند سال ادامه داشت. سختگیری او نسبت به پیروان مسیحیت سبب شد که لئون ، پاپ وقت ، برضد آیین هایی که از ایران برخاسته و در اروپا گسترش یافته بودند مخصوصا اندیشه مانوی دست به اقدام بزند.

در پی اعلان جنگ یزدگرد دوم به رومیان و بسیج نیرو، امپراتور روم از در سازش وارد شد و یزدگرد دوم هم به عقب راندن هپتالها سرگرم شد. به خواست موبد موبدان که عقیده داشت هپتالها باید از مرزهای ایران فاصله زیاد داشته باشند ، یزدگرد سالها در نواحی شمال شرقی سرگرم جنگ با این قوم بود.

از وقایع سلطنت یزدگرد عهدنامه ایست كه با روم شرقى بست و به موجب آن تئودوس متعهد شد كه رومیها استحكاماتى در نزدیكى حدود ایران بنا نكنند و نیز قبول كرد سالیانه مبلغى بپردازد تا دولت ایران یك ساخلو قوى در دربند (قفقاز ـ كنار دریاى خزر) نگاهدارد و نگذارد مردمان شمالى به طرف ایران و روم شرقى تجاوز كنند. یزدگرد در جنگهاى خود با هیاطله بهره مندى بهرام گور را نداشت ولیكن با وجود این موفق شد كه از تاخت و تاز آنها در حدود ایران جلوگیرى كند.

***


وفات حضرت سکینه (س)

1311 سال پیش درچنین روزی در سال117ه.ق ، حضرت سکینه (س) دختر امام حسین (ع) در مدینه وفات کرد .(1)

مادر ایشان حضرت ربابه است که باهم در واقعه ی کربلا حضور داشتند ، و همراه با اسرا به کوفه و شام رفتند . طبق روایت مورخان حضرت ربابه یك سال بعد ازآن واقعه رحلت كرد.

حضرت سكینه(س) درسفرامام حسین(ع) به كربلا همراه ایشان بودند و به اتفاق اهل بیت آن حضرت به اسارت دشمن درآمدند. این بزرگواربانویی فاضل و ادیب بود و منزلش مركزتجمع علما و اهل ادب آن روزگاربشمارمی رفت. همچنین برخی ازمورخان اشعاری زیبا به حضرت سكینه (س) نسبت داده اند.

در صبح روز رحلتش محمد بن عبدالله چهارصد دینار عطر و عود خرید و پیرامون تابوت آن حضرت را در مجمر سوزانید .

خالد بن عبدالمالک حاکم مدینه که درنظر داشت با به تعویق افتادن تشییع جنازه بر اثر گرمی هوا به بدن مطهر جسارت شود ، گفت :«صبر کنید من برای نماز خواندن بر جنازه می آیم »ولی نیامد .

لذا جنازه ی مبارک آن حضرت تا شب دفن نشد . پس از آن حضرت سجاد (ع) - بنابر قولی یحیی بن حسن (ع) و به قولی محمد بن عبدالله نفس زکیه – بر جنازه ی آن حضرت نماز خواندند و آن حضرت را با احترام به خاک سپردند .(2)

***


درگذشت احمد بن محمد بن ابراهیم

852 سال پیش درچنین روزی در سال576هجری قمری ، « احمد بن محمد بن ابراهیم» مشهوربه« سُلَفی» ازفقیهان، محدثان و حافظان برجسته قرآن مجید درقرن6 هجری قمری درگذشت.

این فقیه شافعی مذهب برای كسب علم سفرهای متعدد كرد و سرانجام پس ازسالها علم آموزی درلغت و فقه دانشمندی توانا شد. سُلَفی علاوه برتدریس درمدرسه اسكندریه آثاربسیارتألیف كرد كه ازآن میان «اَلاربعینُ البُلدانیّه» را می توان نام برد.

***


معاهده دوور

337 سال پیش درچنین روزی درسال 1670 میلادی ، معاهده تاریخی" دوور "در بندری به همین نام در جنوب انگلستان میان دو کشورانگلستان و فرانسه امضا شد . مبتكر این معاهده ،شارل دوم پادشاه معروف انگلستان در قرن هفدهم بود كه قصد داشت در مقابل وعده اتحادی كه به فرانسه میداد ،مبالغی از آن كشور وام بگیرد .به موجب معاهده دوور شارل دوم تعهد میكرد علاوه بر اتحاد با فرانسه علیه هلند ،به مذهب كاتولیك نیز ایمان بیاورد.

***


بپاخیزی یونانیان برای کسب استقلال میهن

186 سال پیش در چنین روزی در سال 1821 میلادی ، برای پایان دادن به سلطه عثمانی که چند قرن ادامه داشت بپاخیزی مسلحانه خود را آغاز کردند که بیش از هفت سال طول کشید تا به ثمر رسید.

این بپاخیزی از " پاتراس " آغاز شد و استقلال طلبان دژ عثمانی ها در " مورین " را متصرف شدند و دولت عثمانی مجبور شد برای جنگ با آنان از آلبانی و نقاط دیگر نیرو به یونان بفرستد. استقلال طلبان سپس جزایر " سپتسای " و " پسارا " را آزاد کردند و پس از تصرف نقاطی دیگر ،در 13 ژانویه سال 1822 اعلام استقلال کردند و برای کشور خود قانون اساسی نوشتند . اما عثمانی بر شدت سرکوبی آنان افزود و چند بار دست به قتل عام زد تا به تدریج اروپائیان به کمک یونانیان شتافتند و دولتهای روسیه ، فرانسه و انگلستان در باطن برای رسیدن به هدفهای خود و در ظاهر به خاطر کمک به یونانیان به دولت عثمانی اخطار کردند که یونانیان را به حال خود بگذارد و از این کشور خارج شود که عثمانی به این اخطار اعتنا نکرد و سه قدرت اروپائی بر ضد عثمانی دست به عملیات نظامی زدند و روسیه در بالکان چند شکست شدید به عثمانی وارد ساخت. یکی از صحنه های جنگ در 20 اکتبر 1827 در " ناوارینو " روی داد که مشهور است. عثمانی در یونان شکست خورد و محمد دوم سلطان آن 14 دسامبر استقلال یونان و مرزهای آن را برسمیت شناخت.

***


در گذشتبتهوون

181 سال پیش درچنین روزی درسال 1826 میلادی ، لوودویک وان بتهوون مشهورترین و اسرارآمیزترین آهنگسازان تاریخ، در سن 57 سالگی درگذشت .

بتهوون در شهر بن آلمان متولد شد. پدرش یوهان وان بتهوون اهل هلند (فلاندر آن زمان) بود و مادرش ماگدالِنا کِوِریچ وان بتهوون تبار اسلاو داشت.

خانواده او در اصل بلژیکی بودند ، پدرش یک خواننده و آهنگساز لااُبالی بود که همیشه تلاش می کرد از راههای آسان ، هزینه زندگی خانواده اش را تامین کند ؛ اما مادرش زنی آرام بود که به فرزندانش عشق می ورزید. خانواده بتهوون از 5 کودک تشکیل می شد، اما در میان آنها تنها 3 پسر شانس ادامه حیات یافتند. لودویگ همواره درباره زمان دقیق تولدش تردید داشت . او در شرایطی به دنیا آمد که والدینش داغدار مرگ برادرش "لودوینگ ماریا" بودند و این غم تا پایان عمر بر زندگی "بتهوون" سایه افکند .

نخستین آموزش های موسیقی او در سن 5 سالگی نزد پدرش آغاز شد. بعد از آن بتهوون تحت آموزش کریستین گوت‌لوب نیفه قرار گرفت. همچنین بتهوون تحت حمایت مالی شاهزاده اِلِکتور (همان درباری که پدرش در آن کار می‌کرد) قرار گرفت. بتهوون در سن 17 سالگی مادر خود را از دست داد و با درآمد اندکی که از دربار می‌گرفت مسئولیت دو برادر کوچک‌ترش را بر عهده داشت. بتهوون در سال 1792 به وین نقل مکان کرد و تحت آموزش ژوزف هایدن قرار گرفت. ولی هایدن پیر در آن زمان در اوج شهرت بود و به قدری گرفتار، که زمان بسیار کمی را می‌توانست صرف بتهوون بکند. به همین دلیل بتهوون را به دوستش یوهان آلبرشت‌برگر معرفی کرد. از سال 1794 بتهوون به صورت جدی و با علاقه شدید نوازندگی پیانو و آهنگسازی را شروع کرد و به سرعت به عنوان نوازنده چیره‌دست پیانو و نیز کم‌کم به عنوان آهنگسازی توانا، سرشناس شد.

بتهوون بالاخره شیوه زندگی خود را انتخاب کرد و تا پایان عمر به همین شیوه ادامه داد . به جای کار برای کلیسا یا دربار (کاری که اکثر موسیقیدانان پیش از او می‌کردند) به کار آزاد پرداخت و خرج زندگی خود را از برگذاری اجراهای عمومی و فروش آثارش و نیز دستمزدی که عده‌ای از اشراف که به توانایی او پی برده بودند و به او می‌دادند، تأمین می‌کرد.

وی یکی از بزرگ‌ترین و تأثیر گذارترین شخصیتهای موسیقی در دوران کلاسیک و آغاز دوره رومانتیک بود. بتهوون به عنوان بزرگ‌ترین موسیقیدان تاریخ همیشه مورد ستایش قرار گرفته. آوازه او موسیقیدانان، آهنگسازان، و شنوندگانش را در تمام دوران تحت تأثیر عمیق قرار داده.

وی در اواخر عمر از شدت تنگدستی قصد داشت سمفونی شماره نه خود را تنها در ازای چند لیره به انجمن فیلارمونیک لندن بفروشد.

بتهوون از سلامت کمی برخوردار بود، مخصوصاً بعد از سن 20 سالگی، زمانی که درد شکم شروع به آزار دادنش کرد. اما علاوه بر این مشکلات جسمی، او درگیر چندین مشکل روحی نیز بود، که ناکامی در یک سری روابطه عشقی از جمله آن‌ها بود.

پس از مرگ وی نامه‌ای عاشقانه توسط دوستش در وسایل او پیدا شد. این نامه خطاب به زنی ناشنــاس نوشته شده‌است كه بتهــــوون او را تنهــا بــا لقب «محبـــــــوب ابدی» خطاب کرده است.

شاید جهانیان هرگز نتوانند این زن اسرارآمیز را بشناسند یا موقعیت و شرایط رابطه عاشقانه بتهوون و او را دریابند.

نامه بتهوون تنها چیزی است که از عشق نافرجام او به جا مانده است. عشقی که به اندازه موسیقی‌اش پراحساس بوده، همان موسیقی عمیقی که بتهــــوون را پرآوازه کرد. آثاری مانند « سونات شماره 14 یا مهتـــــاب» « سونات شماره 8 یا پاتتیك» ، « سونات شماره 23 یا آپاسیوناتا» علاوه بر بسیاری از سمفونی‌ها، دوئت‌ها و كوارتت‌های قدرتمند و پرمایه‌اش، بوضوح داستان غم‌انگیز رابطه‌ای پاك و نافرجام را نشان می‌دهند كه هیچگاه آشكار نشد.

در سال 1826 سلامت وی به شدت وخیم شده بود، تا اینکه یک سال بعد در 26 مارس 1827 از دنیا رفت.

***


تأسیس دارالفنون نخستین مدرسه ایرانی

160 سال پیش درچنین روزی در سال1268ه.ق ، دارالفنون نخستین مدرسه ایرانی به شیوه جدید تأسیس شد.

سنگ بنای دارالفنون در اوائل 1266هـ.ق در زمینی واقع در شمال شرقی ارك سلطنتی كه پیش از آن سربازخانه بود نهاده شد. نقشه آن را میرزارضای مهندس كه در زمان عباس میرزا برای تحصیل به انگلستان رفته بود كشید و محمدتقی خان، معمار باشی دولت آن را ساخت.

ساختمان قسمت شرقی دارالفنون تا اواخر 1267 هـ.ق به انجام رسید و مورد استفاده قرار گرفت و بقیه آن تا اوائل 1269 هـ. ق پایان یافت. چهار طرف مدرسه را پنجاه اطاق “منقش مذهب” هر كدام به طول و عرض چهار ذرع ساخته جلو آنها را ایوانهای وسیع بنا نمودند.

در گوشه شمال شرقی تالار تئاتر احداث شد. در ورودی دارالفنون به طرف خیابان ارك “باب همایون“ باز می‌شد. در كنونی آن در خیابان ناصر خسرو به سال 1292 هـ.ق (1254 هـ.ق) ساخته شد و مدتها پس ازاجرای ساختمان اولیه، قسمتهای دیگری به آن افزوده گشت.

آموزش عالی در فرهنگ و تمدن پویای ایرانی و اسلامی از قدمت و غنای شایسته ای برخوردار است . با شروع عصر رنسانس و پیشرفتهای علمی و صنعتی در كشورهای غربی، در كشور ما نیز عناصری از آموزش عالی مبتنی بر الگوی اروپای غربی ایجاد شد. اولین بار امیركبیر علاوه بر اعزام دانشجو به خارج، با تأسیس دارالفنون در سال 1228 هجری شمسی، ازاستادان خارجی برای تدریس در دانشكده های تخصصی فنی درالفنون دعوت كرد.

این مدرسه دارای رشته‌های مختلفی از جمله طب و داروسازی، ریاضیات، ادبیات، هنرهای زیبا، تعلیمات نظامی و اقتصاد سیاسی و پیاده نظام ، سواره نظام، توپخانه، مهندسی، جراحی، معدن شناسی و داروشناسی آغازشد. این مدرسه با استخدام معلّمین خارجی و اعزام برخی از دانشجویان به خارج درسال 1858 میلادی سهم عمده‌ای در گسترش و آموزش طب نوین ایفا نمود.از میان آنها می‌توان به علی‌بن‌ربن‌طبری، ابوبكرمحمدبن‌زكریای رازی و علی‌بن عباس مجوسی اهوازی اشاره كرد.

گفتنی است كه تأسیس دارالفنون نقطه عطفی درتاریخ آموزشی - فرهنگی و اجتماعی ایران بشمارمی رود و اگرچه با همت والای امیركبیرتأسیس شد خود امیردرزمان افتتاح این مركزدركاشان و درتبعید بسرمی برد.

***


تولد آرتور توسکانینی

140 سال پیش درچنین روزی درسال 1867 میلادی ، "آرتورو توسکانینی " موسیقیدان مشهور ایتالیایی به دنیا آمد .وی بسیاری از مشهورترین قطعات ارکسترال که هم اکنون از سرمایه های فرهنگی ایتالیا به شمار می رود را ساخته است .

***


تولد دیوید لین

99سال پیش در چنین روزی درسال 1908 میلادی ، دیوید لین کارگردان برجسته آمریکایی متولد شد .

نام اوبخاطر صحنه‌های بزرگ نمایشی مانند لورنس عربستان (برنده? اسکار 1957)، پل روی رودخانه کاوایی (برنده? اسکار 1962) و دکتر ژیواگو بخاطر سپرده شده است .

***


استقلال بنگلادش

36 سال پیش در چنین روزی در سال 1971 میلادی ، کشور بنگلادش از پاکستان مستقل شد و هند وبوتان اولین كشورهائى كه آنرا به رسمیت شناختند. به همین مناسبت این روز به عنوان روز ملی در این کشور گرامی داشته می شود .

جمهوری خلق بنگلادش در جنوب شرقی آسیا و شمال اقیانوس هند واقع شده و به رغم وسعت كم از نظر راهبردی از موقعیت خاصی برخوردار است. مردم آن از نژاد زرد وسفید اند و نزدیک به نود در صد از آنان پیرو دین اسلام می باشند . زبان رسمی این کشور بنگالی و نوع حکومت این کشور جمهوری است . این كشور عضو سازمان ملل متحد، جامعه كشورهای مشترك المنافع و انجمن همكاری آسیای جنوبی است. زبان رسمی آن بنگالی است اما گویش های قبیله ای نیز در آن به چشم می خورد. مردم این سامان به مذهب های اسلام و هندو گرایش دارند. پایتخت آن «داكا» است و از شهرهای عمده آن می توان از «چیتاگونگ، خولنا، راجشاهی، میمنگ سینگ، كامیلا سیهلت و براسال» نام برد.

اولین رهبر بعد از استقلال بنگلادش، مجیب‌الرحمان، بود که به قتل رسید و از آن پس هم دوران‌های دموكراسی و كودتا به‌طور متناوب وجود داشته است.

پس از گذشت یكسال وهشت ماه از اعلام استقلال بنگلادش یعنى در چهارم ماه نوامبر 1972 اولین قانون اساسى این كشور تصویب و از 16دسامبر همان سال به اجرا گذاشته شد.

در ابتداى آن قانون اساسى حكومت بنگلادش بر چهار ركن ناسیونالیسم، سوسیالیسم، دموكراسى و سكولاریسم بنیانگذارى شده و در آن جامعه‏اى آزاد از استثمار و استعمار پیش بینى و تبیین گردیده بود .

در قانون اساسى این كشور بر انسان و آزادى وى و عدالت اجتماعى 7 سیستم اقتصادى سوسیالیستى، سیستم آموزشى اجبارى ،منع استبداد، آزادى اندیشه، بیان و مذهب و مطبوعات تاكید شده است .

***


فیصل پادشاه کشور سعودی در کاخ سلطنتی به دست برادر زاده اش کشته شد

32 سال پیش در چنین روزی در سال 1975 میلادی ، فیصل ابن سعود پادشاه وقت کشور سعودی در کاخ سلطنتی ریاض در دفتر ویژه ملاقاتها به دست برادر زاده اش با شلیک گلوله کشته شد.

برادر زاده اش که در بیروت تحصیل می کرد به منظور اعتراض به کاهش مقرری که هر ماه به او پرداخت می شد با ملک فیصل ملاقات کرده بود.

کاهش مقرری به دلیل تنبلی در تحصیل و ولخرجی بود. قاتل پس از محاکمه گردن زده شد. در پی درگذشت ملک فیصل 70 ساله که در طول زمامداری دست به اصلاحات زده و از حامیان اتحاد اعراب بود ، خالد ، ولیعهد وقت سعودی بر جای او نشست. ملک فیصل از مخالفان سرسخت اسرائیل بشمار می رفت. وی که یک همسر بیش نداشت در گوری ناشناخته مدفون است.

***


خروج ایران ازپیمان سنتو

27 سال پیش در چنین روزی در سال 1358 ه ش ، جمهوری اسلامی ایران رسما ازپیمان سنتو خارج شد این اقدام بنا به نظرو رأی اعضای شورای انقلاب عملی شد. سِنتو یا سازمان پیمان مركزی درسال1959میلادی جانشین پیمان بغداد شد. دراین پیمان دولتهای عضوپیمان بغداد بجزعراق حضورداشتند. گفتنی است كه اِمریكا ازاعضای رسمی پیمان نبود اما درمانورهای پیمان شركت می‎كرد و بركمكهای مالی پیمان سِنتو و جریانات آن بطورمستقیم نظارت خود را اعمال می‎كرد.

پس از خروج عراق از پیمان بغداد در 24 مارس 1959 میلادی مرکز پیمان از بغداد به آنکارا انتقال یافت .

بعدها انگلستان ، پاکستان و ایران به این پیمان نظامی پیوستند . سازمان پیمان مرکزی « سنتو » عنوان تغییر یافته این سازمان پس از خروج عراق از این سازمان بود . این معاهده استعماری ابتدابا هدف های نظامی ایجاد شد اما هدف اصلی آن جلوگیرى از بسط نفوذ کمونیسم درمیان ملتهاى جهان سوم و حفظ منابع استعمارى و دراز مدت غرب بود. در بیست و دوم اسفند سال 1357 در سال امیر عباس انتظام معاون نخست وزیر و سخنگوی دولت موقت اعلام کرد قرارداد سنتو لغو شده است .

***


در گذشت اسماعیل ادیب خوانساری

به سال 1280 در شهر خوانسار از توابع اصفهان به دنیا آمد. پدرش میرزا محمود خوانساری از سلک روحانیون بود و با اندک درآمد ملکی که داشت، با بضاعت و قناعت بسیار، روزگار می گذرانید. اسماعیل تحصیلات خود را در مکتب شروع نمود، تا سن 14 سالگی به مطالعه کتب مذهبی و از آن پس به مطالعه اشعار شعرای بزرگ پارسی زبان پرداخت. او در نوجوانی با صدای خوش، خواندن آواز را تجربه نمود و رفته رفته به موسیقی علاقه مند شد. به دور از چشم پدر، گرامافونی خرید و به صفحاتی که اغلب با صدای "سید حسین طاهرزاده" ضبط شده بود، گوش جان سپرد.

از آثار او می توان به : صفحات گرامافون همراه مرتضی محجوبی –حسین یاحقی و ارسلان درگاهی –ضبط های رادیویی و خصوصی و یک دوره ردیف آوازی (همراه تار ابراهیم سر خوش )اشاره کرد

***


درگذشت محمد اسماعیل رضوانی

10 سال پیش در چنین روزی در سال 1375 ه.ش ، محمد اسماعیل رضوانی محقق تاریخ ایرانی درگذشت .وی از اساتید بنام در زمینه تاریخ معاصر و مطبوعات مشروطه بود.

***

منابع :

روزنامک

ویکی پدیا

مهر

صداوسیما

آوینی

ایرانگار

سالنامه موسیقی ایران :ج1و2

چهار مضراب

روزنامه کیهان

HADJ.IR

UserName