• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1888
  • يکشنبه 1385/12/27
  • تاريخ :

سكوت حكیمانه


در تحف العقول آمده است كه امام رضا علیه السلام فرمود:

"الصَّمْتُ بابٌ مِنْ اَبْوابِ الْحِكْمَةِ"؛ سكوت، درى از درهاى حكمت و دانایى و صواب اندیشى است.

و نیز فرمود :

"اِنَ الصَّمْتَ یَكْسِبُ الْمَحَبَّةَ وَ انَّهُ دَلیلٌ عَلى كُلِّ خَیْر؛ سكوت، جلب محبت مى‌كند و مى‌تواند براى دست یافتن به هر گونه خیر و سعادت، دلیل و رهنمون انسان باشد."

این سخنان سنجیده امام رضا علیه السلام یكى از نكات دقیق تربیتى و اخلاقى سازنده‌اى را گوشزد مى‌كند، چرا كه سخن گفتن گاهى ممكن است به صورت عامل و گذرگاهى براى نگونبختى ابدى و ورود انسان به آتش دوزخ در آید؛ همانگونه كه مى‌تواند عامل رهایى بخش آدمى از شقاوت و بدبختى باشد. اما باید یادآور شد كه اگر قلب آدمى زلال و پاكیزه باشد هیچ چیزى در آن صورت پاكیزه‌تر از زبان نیست؛ لكن اگر درون انسان، پلید و ناپاك باشد هیچ چیزى پلیدتر از زبان نخواهد بود.

لذا امام رضا علیه السلام سكوت را به عنوان حكمت و دانایى و فرزانگى برشمرده است. آن كسى كه به جا و به موقع، راه سكوت را در پیش مى‌گیرد، در واقع ابواب سعادت و نیكبختى را فراسوى خود مى‌گشاید.

سكوتِ به جا را مى‌توان راهى به سوى سلامت روانى و كمال اخلاقى و نیل به معارف و آگاهی‌ها دانست، به این معنى كه اگر فردى سكوت را در جاى خود بر سخن گفتن ترجیح دهد و در چنین مواردى بدان پاى‌بند باشد، در واقع قلب و درون خود را از شهوات و آفات روانى شستشو داده و براى نیل به هدفِ مطلوب، راه را در برابر خود همراه مى‌سازد.

سكوتى این چنین که از فراسَت و هوش و اندیشه و تفكر مایه مى‌گیرد نشانه قدرت و توانایى است و نباید آن را دلیل هیچ گونه ضعف و نارسایى تلقى كرد. بنابراین سكوتِ مذكور بیانگر حكمت و دانایى فرد است، به همین جهت، اگر كسى ـ منهاى حكمت و فرزانگى و دانایى ـ از قدرتِ در سخن آورى برخوردار باشد فرجام آن سقوط و بدبختى است.

مرد حكیم و دانا ساكت و آرام است، و باید گفت افراد ناآرام و پر چانه كه از عقل و فراست كافى تهى هستند با لافِ سخن، خویشتن را رسوا مى‌سازند، لذا شایسته است كه كمتر سخن گویند و سكوت خویش را فزاینده‌تر سازند كه:

تا ندارى مایه، از لافِ سخن خاموش باش                           خـنـده رسوا مى‌نماید پسته بى مغـز را

افراد خام و نارس كه از لحاظ علمى و اخلاقى و هوش و فراست دچار ضعف و نارسایى هستند، غالباً دچار افراط در سخن بوده، و قادر نیستند در جاى خود سكوت اختیار كنند:

این دیگ ز خامى است كه در جوش و خروش است                     چون پخته شد و لـذت دَمْ دید خموش است

نفس انسانى طبعاً به آزادى بى بند و بارى گرایش دارد؛ لذا به اندیشه و سكوت و آرامش رغبتى در خود احساس نمى‌كند. عاملى كه مى‌تواند سكوت به جا و سنجیده را در فرد بارور سازد ایمان به دین و قوانین دینى است.

فقط مردم با ایمان و راستینِ در تدین هستند كه با زیور سكوتِ به جا، خویشتن را مى‌آرایند و مى‌گویند: سخنى كه هیچ گونه بهره‌اى جز گناه و یا بدبختى را به ارمغان نمى‌آورد نباید بر زبان راند؛ بلكه باید از آن خوددارى كرد.

محیى الدین بن عربى مى‌گفت: اگر كسى خواهان آن است كه باطن و درونش سازندگى یابد و سخن آغاز كند، باید زبانى را كه در كامش قرار دارد به سكوت وا دارد، یعنى نیروى باطن و درون آدمى گویاتر و رساتر از نیروى زبان انسان است. علاوه بر این، زبان آدمى گاهى مى‌لغزد؛ اما باطن و درون انسان صادق است و هیچ غبارى از خلاف واقع چهره آن را نمى‌پوشاند.

همه انبیا و اولیا، به اتفاق، اعلام كرده بودند كه سكوت حكیمانه و بخردانه، سراپا خیر و سعادت است و یا به هرگونه خیر و سعادتى انسان را رهنمون است.

رسول اكرم صلى الله و آله و سلم فرمود:

"استعینوا على قضاء حوائجكم بالصّمت"؛ براى تأمین نیازها و تحقق آمالِ مشروعِ خویش از سكوت مدد گیرید.

یكى از بزرگان گفته است: سكوت را ـ همان گونه كه سخن گفتن را مى‌آموزى ـ بیاموز، اگر سخن گفتن موجب هدایت تو مى‌گردد سكوت از تو حمایت و نگاهبانى مى‌كند ... و عفت زبان عبارت از سكوت به جا و به مورد مى‌باشد.

سكوت به حق، یعنى راه نبرد و پیكار با غیبت و سخن چینى، و نوعى از ریاضت و تمرین روانى؛ چرا كه سكوت مورد نظر ما به معنى مخالفت با هواى نفس و پاسدارى از سلامت نفسانى است.

سكوت اندیشمندانه را باید راهى در سوى رسیدن به مقام قرب دانست؛ چون از طریق سكوت است كه نفس انسانى ادب‌پذیر مى‌گردد، و از انضباط برخوردار مى‌شود.

امام رضا علیه السلام مى‌فرمود:

در میان بنى اسرائیل هیچ كسى نمى‌توانست عنوان عابد را براى خود احراز كند مگر آن كه ده سال سكوت اختیار مى‌كرد، و آن گاه كه چنین مدتى را در سكوت به سر مى‌برد، عابد مى‌شد.

نقش سكوت به جا در سازندگى انسان از نظر علمى و اخلاقى بر هیچ كس خردمندى مخفى نیست. درباره سكوت و ارزش آن روایات و فراوانى جلب نظر مى‌كند و فرزانگان دین و دانش در اهمیت آن بسیار سخن گفته‌اند.

مرحوم محدث قمى اشعارى از امیرخسرو دهلوى را ضمن شرح حال امام رضا علیه السلام در كتاب خود یاد مى‌كند كه وى مى‌گفت:

سـخن گرچه هر لحظه دلكش‌تر است                       چـه بینى خـمـوشى از آن بهتر است

دَرِ فــتـنـه بستـن، دهان بستن است                        كه گیــتـى به نیـك و بد آبستن است

پــشیـمـان ز گفـتـار دیـدم بـسى                             پشـیـمان نـگشـت از خموشى كسى

شنـیـدن ز گـفتـن بـه ار دل نـهى                              كزیـن پـر شـود مـردم از وى تهى

صـدف زان سبب گشـت جوهرفروش                         كـه از پاى تـا سر همـه گشته هوش

همـه تن زبـان گـشـت شمشـیر تیز                          بـه خـون ریختـن زان كنـد رستخیز

و این مَثَل و سخن معروف است كه :

"ان كان الكلام من فضة فالسكوت من ذهب؛ اگر سخن به سان نقره [گرانقدر باشد] باید گفت سكوت و لب فرو بستن همچون زر از بها و ارزشى فزون‌تر برخوردار است.

سكوت و درنگ لطیف و خوش آیندِ امام رضا علیه السلام همزمان با سخن گفتنِ دیگران با او، و استماعِ جالبِ او به گفتار دیگران كه از درونى اندیشمند مایه مى‌گرفت یكى از ویژگی‌هاى شخصیت روانى آن حضرت بوده است كه درباره خصال این امام بزرگوار نوشته‌اند:

هرگز با سخن خویش بر كسى جفا نكرد، و تا سخن كسى به پایان نمى‌رسید لب به سخن نمى‌گشود، و كلام دیگران را قطع نمى‌كرد. (بلكه با سكوتى دلنشین به گفته‌هاى دیگران كه با وى سخن مى‌گفتند گوش فرا مى‌داد، آن گاه پس از فراغ او از گفتار، سخن آغاز مى‌كرد.)

سكوت در منطق رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم نخستین گامى بود كه طالب علم و فردى كه مى‌خواهد بینشى نسبت به حقایق به هم رساند باید آن را در راه رسیدن به هدف بردارد، و این زیربناى مهم و استوار را در جهت سامان دادنِ شخصیّت روحى و اخلاقى خویش پى‌ریزى كرده و كاخ بلند بصیرت و معرفت را بر پایه آن بنا نماید.

رسول گرامى اسلام صلى الله علیه و آله و سلم در پاسخ به سؤال مردى كه حضور او آمد و پرسید كه علم و دانش چیست فرمود:

سكوت.

عرض كرد: پس از سكوت چه كند؟

فرمود: باید براى شنیدن حقایق در خویشتن آمادگى ایجاد نماید.

عرض كرد: سپس چه راه و رسمى را در پیش گیرد؟

فرمود: شنیده‌هاى خود را نگاهبانى كند (تا مورد دستبرد نسیان و غفلت قرار نگیرد.)

عرض كرد: پس از حفظ و نگاهبانی؟

فرمود: بر طبق آن عمل كند.

به عرض رساند: از آن پس چه وظیفه‌اى متوجه او است؟

فرمود: به نشر و ترویج معلومات و معارف خود در این واپسین مرحله بپردازد. (و زبان به سخن گفتن درباره حقایق بگشاید.)

پیداست كه بر اساس این رهنمود جالب، باید سخن گفتن در پس سنگرى آغاز گردد كه پى و اساسِ آن سكوت مى‌باشد كه اِستماع و دریافت حقایق و حفظ و نگاهبانى و عمل به آنها بر چنین سكوتى مبتنى است. پس همان گونه كه امام رضا علیه السلام فرموده است، سكوت را باید درى از درهاى حكمت و خیر و سعادت دانست.

منبع: برگرفته از مجموعه آثار نخستین كنگره جهانى امام رضا علیه السلام، نوشته دكتر سید محمدباقر حجّتى.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
عشق مقدّس

عشق مقدّس

عشق مقدّس
سکینه علیهاالسلام، بانوی فضلیت ها

سکینه علیهاالسلام، بانوی فضلیت ها

سکینه علیهاالسلام، بانوی فضلیت ها
شمه‌اى از اخلاق، صفات و كرامات امام پنجم

شمه‌اى از اخلاق، صفات و كرامات امام...

شمه‌اى از اخلاق، صفات و كرامات امام پنجم
متأهل ها بخوانند !

متأهل ها بخوانند !

متأهل ها بخوانند !
UserName