• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2618
  • يکشنبه 1385/12/27
  • تاريخ :

چلچراغ هدایت مجتبوی

احادیث منتخب از امام حسن مجتبی علیه السلام


1ـ قالَ الإمامُ الْحَسَنُ الْمُجتبى (عَلَیْهِ السَّلام)

یَا ابْنَ آدْم! عَفِّ عَنِ مَحارِمِ اللّهِ تَكُنْ عابِداً، وَ ارْضِ بِما قَسَّمَ اللّهُ سُبْحانَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِیّاً، وَ أحْسِنْ جَوارَ مَنْ جاوَرَكَ تَكُنْ مُسْلِماً، وَ صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحبُّ أنْ یُصاحِبُوكَ بِهِ تَكُنْ عَدْلاً.(1)

امام حسن مجتبی (علیه السلام) فرمود: اى فرزند آدم! نسبت به محرّمات الهى عفیف و پاكدامن باش تا عابد و بنده خدا باشى. راضى باش بر آنچه كه خداوند سبحان برایت تقسیم و مقدّر نموده است، تا همیشه غنى و بى‌نیاز باشى. نسبت به همسایگان، دوستان و همنشینان خود نیكى و احسان نما تا مسلمان محسوب شوى. با افراد (مختلف) آنچنان برخورد كن كه انتظار دارى دیگران همانگونه با تو بر خورد نمایند.

2ـ قالَ(علیه السلام): وَ نَحْنُ رَیْحانَتا رَسُولِ اللهِ، وَ سَیِّدا شَبابِ أهْلِ الْجَنّةِ، فَلَعَنَ اللهُ مَنْ یَتَقَدَّمُ، اَوْ یُقَدِّمُ عَلَیْنا اَحَداً.(2)

امام حسن مجتبی (علیه السلام) به دنباله وصیّتش در حضور جمعى از أصحاب فرمود: و ما دو نفر ـ یعنى حضرت و برادرش امام حسین (علیهما السلام) ـ ریحانه رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم) و دو سرور جوانان اهل بهشت هستیم، پس خدا لعنت كند كسى را كه بر ما پیش‌قدم شود یا دیگرى را بر ما مقدّم دارد.

3ـ قالَ(علیه السلام): وَ إنّ حُبَّنا لَیُساقِطُ الذُّنُوبَ مِنْ بَنى آدَم، كَما یُساقِطُ الرّیحُ الْوَرَقَ مِنَ الشَّجَرِ.(3)

فرمود: همانا محبّت و دوستى با ما (اهل‌بیت رسول الله صلى الله علیه و آله) سبب ریزش گناهان ـ از نامه اعمال ـ می‌شود، همان طورى كه وزش باد، برگ درختان را می‌ریزد.

4ـ قالَ(علیه السلام): لَقَدْ فارَقَكُمْ رَجُلٌ بِالاْمْسِ لَمْ یَسبِقْهُ الاْوَّلُونَ، وَلا یُدْرِكُهُ أَلاْخِرُونَ.(4)

پس از شهادت پدرش امیرالمؤمنین علىّ (علیه السلام)، در جمع اصحاب فرمود: شخصى از میان شماها رفت كه در گذشته مانند او نیامده است، و كسى در آینده نمی‌تواند هم تراز او قرار گیرد.

5ـ قالَ(علیه السلام): مَنْ قَرَءَ الْقُرْآنَ كانَتْ لَهُ دَعْوَةٌ مُجابَةٌ، إمّا مُعَجَّلةٌ وَ إمّا مُؤجَلَّةٌ.(5)

فرمود: كسى كه قرآن را ـ با دقّت ـ قرائت نماید، در پایان آن ـ اگر مصلحت باشد ـ دعایش سریع مستجاب خواهد شد ـ و اگر مصلحت نباشد ـ در آینده مستجاب می‌گردد.

6ـ قالَ(علیه السلام): إنّ هذَا الْقُرْآنَ فیهِ مَصابیحُ النُّورِ وَ شِفاءُ الصُّدُورِ.(6)

فرمود: همانا در این قرآن چراغ‌هاى هدایت به سوى نور و سعادت موجود است و این قرآن شفاى دل‌ها و سینه‌‌ها است.

7ـ قالَ(علیه السلام): مَنَ صَلّى، فَجَلَسَ فى مُصَلاّه إلى طُلُوعِ الشّمسِ كانَ لَهُ سَتْراً مِنَ النّارِ.(7)

فرمود: هر كه نماز ـ صبح ـ را بخواند و در جایگاه خود بنشیند تا خورشید طلوع كند، برایش پوششی كه او را از آتش حفظ می‌كند، خواهد بود.

8ـ قالَ(علیه السلام):إنَّ اللهَ جَعَلَ شَهْرَ رَمَضانَ مِضْماراً لِخَلْقِهِ، فَیَسْتَبِقُونَ فیهِ بِطاعَتِهِ إِلى مَرْضاتِهِ، فَسَبَقَ قَوْمٌ فَفَازُوا، وَ قَصَّرَ آخَرُونَ فَخابُوا.(8)

فرمود: خداوند متعال ماه رمضان را براى بندگان خود میدان مسابقه قرار داد. پس عدّه‌اى در آن ماه با اطاعت و عبادت به سعادت و خشنودى الهى از یكدیگر سبقت خواهند گرفت و گروهى از روى بى توجّهى و سهل‌انگارى خسارت و ضرر می‌نمایند.

9ـ قالَ (علیه السلام): مَنْ أدامَ الاْخْتِلافَ إلَى الْمَسْجِدِ أصابَ إحْدى ثَمان: آیَةً مُحْكَمَةً، أَخاً مُسْتَفاداً، وَ عِلْماً مُسْتَطْرَفاً، وَ رَحْمَةً مُنْتَظِرَةً، وَ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى الْهُدى، اَوْ تَرُدُّهُ عَنْ الرَّدى، وَ تَرْكَ الذُّنُوبِ حَیاءً اَوْ خَشْیَةً.(9)

فرمود: هر كس جایگاه ـ عبادات ـ خود را در مسجد قرار دهد یكى از هشت فایده شاملش می‌گردد: برهان و نشانه‌اى ـ براى معرفت ـ، دوست و برادرى سودمند، دانش و اطلاعاتى جامع، رحمت و محبّت عمومى، سخن و مطلبى كه او را هدایت‌گر باشد، ـ توفیق إجبارى ـ در ترك گناه به جهت شرم از مردم و یا به جهت ترس از عقاب.

10ـ قالَ (علیه السلام): مَنْ أكْثَرَ مُجالِسَة الْعُلَماءِ أطْلَقَ عِقالَ لِسانِهِ، وَ فَتَقَ مَراتِقَ ذِهْنِهِ، وَ سَرَّ ما وَجَدَ مِنَ الزِّیادَةِ فى نَفْسِهِ، وَ كانَتْ لَهُ وَلایَةٌ لِما یَعْلَمُ، وَ إفادَةٌ لِما تَعَلَّمَ.(10)

فرمود: هر كه با علماء بسیار مجالست نماید، سخنش و بیانش در بیان حقایق آزاد و روشن خواهد شد، و ذهن و اندیشه‌اش باز و توسعه می‌یابد و بر معلوماتش افزوده می‌گردد و به سادگى می‌تواند دیگران را هدایت نماید.

11ـ قالَ(علیه السلام): تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ، فَإنْ لَمْ تَسْتَطیعُوا حِفْظَهُ فَاكْتُبُوهُ وَ ضَعُوهُ فى بُیُوتِكُمْ.(11)

فرمود: علم و دانش را ـ از هر طریقى ـ فرا گیرید، و چنانچه نتوانستید آن را در حافظه خود نگه‌دارید، ثبت كنید و بنویسید و در منازل خود در جاى مطمئن قرار دهید.

12ـ قالَ(علیه السلام): مَنْ عَرَفَ اللّهَ أحَبَّهُ، وَ مَنْ عَرَفَ الدُّنْیا زَهِدَ فیها.(12)

فرمود: هر كس خدا را بشناسد، (در عمل و گفتار) او را دوست دارد و كسى كه دنیا را بشناسد آن را رها خواهد كرد.

13ـ قالَ(علیه السلام): هَلاكُ الْمَرْءِ فى ثَلاث: اَلْكِبْرُ، وَ الْحِرْصُ، وَالْحَسَدُ; فَالْكِبْرُ هَلاكُ الدّینِ،، وَ بِهِ لُعِنَ إبْلیسُ. وَ الْحِرْصُ عَدُوّ النَّفْسِ، وَ بِهِ خَرَجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ. وَ الْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ، وَ مِنْهُ قَتَلَ قابیلُ هابیلَ.(13)

فرمود: هلاكت و نابودى دین و ایمان هر شخص در سه چیز است: تكبّر، حرص، حسد. تكبّر سبب نابودى دین و ایمان شخص می‌باشد و به وسیله تكبّر شیطان ـ با آن همه عبادت ملعون گردید. حرص و طمع دشمن شخصیّت انسان است، همان طورى كه حضرت آدم (علیه السلام) به وسیله آن از بهشت خارج شد. حسد سبب همه خلاف‌ها و زشتى‌ها است و به همان جهت قابیل برادر خود هابیل را به قتل رساند.

14ـ قالَ(علیه السلام): بَیْنَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ أرْبَعُ أصابِع، ما رَأَیْتَ بَعَیْنِكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیْكَ باطِلاً كَثیراً.(14)

فرمود: بین حقّ و باطل چهار انگشت فاصله است، آنچه را كه با چشم خود ببینى حقّ است; و آنچه را شنیدى یا آن كه برایت نقل كنند چه بسا باطل باشد.

15ـ قالَ(علیه السلام): ألْعارُ أهْوَنُ مِنَ النّارِ.(15)

فرمود: سرزنش و ننگ شمردن مردم انسان را، آسان‌تر است از معصیت و گناهى كه موجب آتش جهنّم شود.

16ـ قالَ(علیه السلام): إذا لَقى أحَدُكُمْ أخاهُ فَلْیُقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.(16)

فرمود: وقتى انسان برادر مؤمن ـ و دوست ـ خود را ملاقات نمود، باید پیشانى و سجده‌گاه او را ببوسد.

17ـ قالَ(علیه السلام): إنَّ اللّهَ لَمْ یَخْلُقْكُمْ عَبَثاً، وَ لَیْسَ بِتارِكِكُمْ سُدًى، كَتَبَ آجالَكُمْ، وَ قَسَّمَ بَیْنَكُمْ مَعائِشَكُمْ، لِیَعْرِفَ كُلُّ ذى لُبٍّ مَنْزِلَتَهُ، و أنَّ ماقَدَرَ لَهُ أصابَهُ، وَ ما صُرِفَ عَنْهُ فَلَنْ یُصیبَهُ.(17) وَ قالَ: مَنْ عَبَدَاللهَ، عبَّدَاللهُ لَهُ كُلَّ شَىْء.(18)

فرمود: خداوند شما انسان‌ها را بیهوده و بدون غرض نیافریده و شما را آزاد، رها نكرده است. لحظات آخر عمر هر یك معیّن و ثبت می‌باشد، نیازمندى‌ها و روزى هر كس سهمیّه بندى و تقسیم شده است تا آن كه موقعیّت و منزلت شعور و درك اشخاص شناخته گردد. و نیز فرمود: هر كسى كه خداوند را عبادت و اطاعت كند، خداى متعال همه چیزها را مطیع او گرداند.

18ـ قالَ(علیه السلام) لِبَعْضِ وُلْدِهِ: یا بُنَیَّ! لا تُواخِ أحَداً حَتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ، فَإذَا اسْتَنْبَطْتَ الْخِبْرَةَ، وَ رَضیتَ الْعِشْرَةَ، فَآخِهِ عَلى إقالَةِ الْعَثْرَةِ، وَ الْمُواساةِ فىِ الْعُسْرَةِ.(19)

به بعضى از فرزندانش فرمود: اى پسرم! با كسى دوستى و برادرى برقرار نكن مگر آن كه او را از هر جهت بشناسى و مورد اطمینان باشد، پس هنگامی ‌كه چنین فردى را یافتى در همه امور با او باش.

19ـ سُئِلَ(علیه السلام): عَنِ الْبُخْلِ؟ فَقالَ: هُوَ أنْ یَرىَ الرَّجُلُ ما أنْفَقَهُ تَلَفاً، وَ ما أمْسَكَهُ شَرَفاً.(20)

از حضرت پیرامون بُخل سؤال شد؟ در جواب فرمود: معناى آن چنین است كه انسان آنچه را به دیگرى كمك و انفاق كند فكر نماید كه از دست داده و تلف شده است و آنچه را ذخیره كرده و نگه ‌داشته است خیال كند برایش باقى می‌ماند و موجب شخصیّت و شرافت او خواهد بود.

20ـ قالَ(علیه السلام): تَرْكُ الزِّنا، وَكَنْسُ الْفِناء، وَ غَسْلُ الاْناء مَجْلَبَةٌ لِلْغِناء.(21)

فرمود: انجام ندادن زنا، جاروب و نظافت كردن راهرو و در منزل، و شستن ظروف سبب رفاه و بى‌نیازى می‌گردد.

21ـ قالَ(علیه السلام):السِّیاسَةُ أنْ تَرْعى حُقُوقَ اللهِ، وَ حُقُوقَ الاْحْیاءِ، وَ حُقُوقَ الاْمْواتِ.(22)

فرمود: ـ مفهوم و معناى ـ سیاست آن است كه حقوق خداوند و حقوق موجودات زنده و حقوق مردگان را رعایت كنى.

22ـ قالَ(علیه السلام): ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إلاّ هُدُوا إلى رُشْدِهِمْ.(23)

فرمود: هیچ گروهى در كارهاى ـ اجتماعى، سیاسى، اقتصادى، فرهنگى و ... ـ با یكدیگر مشورت نكرده‌اند مگر آن كه به رشد فكرى و عملى و ... رسیده‌اند.

23ـ قالَ(علیه السلام): اَلْخَیْرُ الَذّى لا شَرَّفیهِ: ألشُّكْرُ مَعَ النِّعْمَةِ، وَ الصّبْرُ عَلَى النّازِلَةِ.(24)

فرمود: آن خوبى كه شرّ و آفتى در آن نباشد شكر در مقابل نعمت‌ها و صبر و شكیبائى در برابر سختى‌ها است.

24ـ قالَ(علیه السلام): یَابْنَ آدَم! لَمْ تَزَلْ فى هَدْمِ عُمْرِكَ مُنْذُ سَقَطْتَ مِنْ بَطْنِ اُمِّكَ، فَخُذْ مِمّا فى یَدَیْكَ لِما بَیْنَ یَدَیْكَ، فَإنَّ الْمُؤْمِنَ بَتَزَوَّدُ وَ الْكافِرُ یَتَمَتَّعُ.(25)

فرمود: اى فرزند آدم از موقعى كه به دنیا آمده‌اى، در حال گذراندن عمرت هستى، پس از آنچه دارى براى آینده‌ات (قبر و قیامت) ذخیره نما، همانا كه مؤمن در حال تهیّه زاد و توشه می‌باشد; ولیكن كافر در فكر لذّت و آسایش است.

25ـ قالَ(علیه السلام): إنَّ مَنْ خَوَفَّكَ حَتّى تَبْلُغَ الاْمْنَ، خَیْرٌ مِمَّنْ یُؤْمِنْكَ حَتّى تَلْتَقِى الْخَوْفَ.(26)

فرمود: همانا كسى تو را ـ در برابر عیب‌ها و كمبودها ـ هشدار دهد تا آگاه و بیدار شوى، بهتر است از آن كسى كه فقط تو را تعریف و تمجید كند تا بر عیب‌هایت افزوده گردد.

26ـ قالَ(علیه السلام): القَریبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَ الْبَعیدُ مَنْ باعَدَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إنْ قَرُبُ نَسَبُهُ.(27)

فرمود : بهترین دوست نزدیك به انسان، آن كسى است كه در تمام حالات دلسوز و با محبّت باشد گرچه خویشاوندى نزدیكى هم نداشته باشد. و بیگانه‌ترین افراد كسى است كه از محبّت و دلسوزى بیگانه باشد گرچه از نزدیك‌ترین خویشاوندان باشد.

27ـ وَ سُئِلَ عَنِ الْمُرُوَّةِ؟ فَقالَ(علیه السلام): شُحُّ الرَّجُلِ عَلى دینِهِ، وَ إصْلاحُهُ مالَهُ، وَ قِیامُهُ بِالْحُقُوقِ.(28)

از حضرت (علیه السلام) پیرامون مُروّت و جوانمردى سؤال شد، فرمود: جوانمرد كسى است كه در نگهدارى دین و عمل به آن تلاش نماید، در اصلاح اموال و ثروت خود همّت گمارد، و در رعایت حقوق طبقات مختلف پا بر جا باشد.

28ـ قالَ(علیه السلام): عَجِبْتُ لِمَنْ یُفَكِّرُ فى مَأكُولِهِ كَیْفَ لایُفَكِّرُ فى مَعْقُولِهِ، فَیَجْنِبُ بَطْنَهُ ما یُؤْذیهِ، وَیُوَدِّعُ صَدْرَهُ ما یُرْدیهِ.(29)

فرمود: تعجّب می‌كنم از كسى كه در فكر خوراك و تغذیه جسم و بدن هست ولى درباره تغذیه معنوى روحى خود نمی‌اندیشد، پس از غذاهاى فاسد شده و خراب دورى نمی‌كند. و عقل و قلب و روح خود را كارى ندارد ـ هر مطلب و برنامه‌اى به هر شكل و نوعى باشد استفاده می‌كند ـ .

29ـ قالَ(علیه السلام): غَسْلُ الْیَدَیْنِ قَبْلَ الطَّعامِ یُنْفِى الْفَقْرَ، وَ بَعْدَهُ یُنْفِى الْهَمَّ.(30)

فرمود: شستن دست ها قبل از طعام فقر و تنگدستى را می‌زداید و بعد از آن ناراحتى ها و آفات را از بین می‌برد.

30ـ قالَ(علیه السلام( حُسْنُ السُّؤالِ نِصْفُ الْعِلْمِ.(31)

فرمود: كسى كه عادت سؤال و حالت پرس و جو دارد مثل آن است كه نصف علم‌ها را فرا گرفته باشد.

31ـ قالَ(علیه السلام): إنّ الْحِلْمَ زینَةٌ، وَ الْوَفاءَ مُرُوَّةٌ، وَ الْعَجَلةَ سَفَهٌ.(32)

فرمود: صبر و شكیبائى زینت شخص، وفاى به عهد علامت جوانمردى، و عجله و شتابزدگى (در كارها بدون اندیشه) دلیل بى خردى می‌باشد.

32ـ قالَ(علیه السلام): مَنِ اسْتَخَفَّ بِإخوانِهِ فَسَدَتْ مُرُوَّتُهُ.(33)

فرمود: كسى كه دوستان و برادرانش را سبك شمارد و نسبت به آن‌ها بى اعتناء باشد، مروّت و جوانمردیش فاسد گشته است.

33ـ قالَ(علیه السلام): إنّما یُجْزى الْعِبادُ یَوْمَ الْقِیامَةِ عَلى قَدْرِ عُقُولِهِمْ.(34)

فرمود: همانا در روز قیامت بندگان به مقدار عقل و درك و شعورشان مجازات می‌شوند.

34ـ قالَ(علیه السلام): إنَّ الْقُرْآنَ فیهِ مَصابیحُ النُّورِ، وَ شِفاءُ الصُّدُورِ، فَیَجِلْ جالَ بَصَرُهُ، وَ لْیَلْجَمُ الصِّفّةَ قَلْبِهِ، فَإنَّ التَّفْكیرَ حَیاةُ الْقَلْبِ الْبَصیرِ، كَما یَمْشی الْمُسْتَنیرُ فىِ الظُّلُماتِ بِالنُّورِ.(35)

فرمود: همانا در قرآن چراغ‌هاى روشنائى بخش; و شفا بخش دردها و گرفتارى هاى درونى وجود دارد، پس كسى كه (خود را) با قرآن جلى دهد چشمانش قوى و روشن می‌گردد; و قلب و درون خویش را صفا خواهد داد، چون كه تفكّر و اندیشه (در قرآن سبب) حیات قلبِ آگاه می‌باشد، همچنان كه شخص روشن دل در تاریكى ها به وسیله نور چراغ حركت می‌نماید و راه می‌رود.

35ـ قالَ(علیه السلام): ألْمِزاحُ یَأْكُلُ الْهَیْبَةَ، وَ قَدْ أكْثَرَ مِنَ الْهَیْبَةِ الصّامِت.(36)

فرمود: مزاح و شوخى ـ هاى زیاد و بیجا ـ شخصیّت و وقار انسان را از بین می‌برد، و چه بسا افراد ساكت داراى شخصیّت و وقار عظیمی ‌می‌باشند.

36ـ قالَ(علیه السلام): أللُؤْمُ أنْ لا تَشْكُرَ النِّعْمَةَ.(37)

فرمود: از علائم پستى شخص، شكر نكردن از ولى نعمت است.

37ـ قالَ(علیه السلام): لَقَضاءُ حاجَةِ أخ لى فِى اللّهِ أحَبُّ مِنْ إعْتِكافِ شَهْر.(38)

فرمود: هر آینه برآوردن حاجت و رفع مشكل دوست و برادر، از یك ماه اعتكاف، در مسجد ـ و عبادت مستحبّى، نزد من ـ بهتر و محبوب تر است.

38ـ قالَ(علیه السلام): إنَّ الدُّنْیا فى حَلالِها حِسابٌ، وَ فى حَرامِها عِقابٌ، وَفِى الشُّبَهاتِ عِتابٌ، فَأنْزِلِ الدُّنْیا بِمَنْزَلَةِ المیتَةِ، خُذْمِنْها مایَكْفیكَ.(39)

فرمود: چیزهاى دنیا اگر حلال باشد حساب و بررسى می‌شود و اگر از حرام به دست آید عذاب و عقاب دارد و اگر حلال و حرام آن معلوم نباشد سختى و ناراحتى خواهد داشت. پس باید دنیا (و موجوداتش) را همچون میته و مردارى بشناسى كه به مقدار نیاز و اضطرار از آن استفاده كنى.

39ـ قالَ(علیه السلام): وَ اعْمَلْ لِدُنْیاكَ كَأنَّكَ تَعیشُ أبَداً، وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِكَ كَأنّكَ تَمُوتُ غدَاً.(40)

فرمود: در دنیا ـ از نظر اقتصاد و صرفه جوئى و... ـ چنان برنامه ریزى كن مثل آن كه می‌خواهى همیشه دوام داشته باشى، و نسبت به آخرت به نوعى حركت و كار كن مثل این كه فردا خواهى مُرد.

40ـ قالَ(علیه السلام): أكْیَسُ الْكَیِّسِ التُّقى، وَ أحْمَقُ الْحُمْقِ الْفُجُورَ، الْكَریمُ هُوَ التَّبَرُّعُ قَبْلَ السُّؤالِ.(41)

فرمود: زیرك‌ترین و هوشیارترین افراد، شخص باتقوا و پرهیزكار می‌باشد; أحمق و نادان ترین افراد، كسى است كه تبهكار و اهل معصیت باشد; گرامی‌ترین و باشخصیّت ترین افراد، آن كسى است كه به نیازمندان پیش از اظهار نیازشان، كمك نماید.

__________________

1-نزهة النّاظر و تنبیه الخاطر: ص 79، ح 33، بحارالأنوار: ج 78، ص 112، س 8.

2-كلمة الإمامُ الْحَسَن (علیه السلام): 7، ص 211.

3-كلمة الإمامُ الْحَسَن (علیه السلام): 7، ص 25، بحارالأنوار: ج 44، ص 23، ح 7.

4-إحقاق الحقّ: ج 11، ص 183، س 2 و ص 185.

5-دعوات الرّاوندى: ص 24، ح 13، بحارالأنوار: ج 89، ص 204، ح 21.

6- بحارالأنوار: ج 75، ص 111، ضمن ح 6.

7-وافى: ج 4، ص 1553، ح 2، تهذیب الأحكام: ج 2، ص 321، ح 166.2

8-تحف العقول: ص 234، س 14، من لا یحضره الفقیه: ج 1، ص 511، ح 1479.

9-تحف العقول: ص 235، س 7، مستدرك: ج 3، ص 359، ح 3778.

10-إحقاق الحقّ : ج 11، ص 238، س 2.

11-إحقاق الحقّ: ج 11، ص 235، س 7.

12- كلمة الإمام الحسن (علیه السلام): ص 140.

13-أعیان الشّیعة: ج 1، ص 577، بحارالأنوار: ج 75، ص 111، ح 6.

14-تحف العقول: ص 229، س 5، بحارالأنوار: ج 10، ص 130، ح 1.

15-كلمة الإمام حسن (علیه السلام): ص 138، تحف العقول: ص 234، س 6، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.

16-تحف العقول: ص 236، س 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.

17- تحف العقول: ص 232، س 2، بحار الأنوار: ج 75، ص 110، ح 5.

18-تنبیه الخواطر، معروف به مجموعة ورّام: ص 427، بحار: ج 68، ص 184، ضمن ح 44.

19-تحف العقول: ص 164، س 21. بحار الأنوار: ج 75، ص 105، ح 3.

20-أعیان الشّیعة: ج 1، ص 577، بحارالأنوار: ج 75، ص 113، ح 7.

21-كلمة الإمام حسن (علیه السلام): ص 212، بحارالأنوار: ج 73، ص 318، ح 6.

22-همان مدرك: ص 57.

23ـ تحف العقول: ص 233، أعیان الشّیعة: ج 1، ص 577، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.

24ـ تحف العقول: ص 234، س 7، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.

25ـ نزهة الناظر و تنبیه الخاطر: ص 79، س 13، بحارالأنوار: ج 75، ص 111، ح 6.

26ـ إحقاق الحقّ: ج 11، ص 242، س 2.

27ـ تحف العقول: ص 234، س 3، بحارالأنوار: ج 75، ص 106، ح 4.

28ـ تحف العقول: ص 235، س 14، بحارالأنوار: ج 73، ص 312، ح 3.

29ـ كلمة الإمام الحسن (علیه السلام)، ص 39، بحارالأنوار: ج 1، ص 218، ح 43.

30ـ كلمة الإمام الحسن (علیه السلام): ص 46.

31ـ كلمة الإمام الحسن (علیه السلام) : ص 129.

32ـ كلمة الإمام الحسن (علیه السلام) : ص 198.

33ـ كلمة الإمام الحسن (علیه السلام) : ص 209.

34ـ كلمة الإمام الحسن (علیه السلام) : ص 209.

35ـ نزهة النّاظر و تنبیه الخاطر: ص 73، ح 18، بحارالأنوار: ج 78، ص 112، س 15.

36ـ كلمة الإمام الحسن (علیه السلام): ص 139، بحارالأنوار: ج 75، ص 113، ح 7.

37ـ كلمة الإمام الحسن (علیه السلام): ص 139، بحارالأنوار: ج 75، ص 105، ح 4.

38ـ كلمة الإمام الحسن (علیه السلام): ص 139.

39ـ كلمة الإمام الحسن (علیه السلام): ص 36، بحارالأنوار: ج 44، ص 138، ح 6.

40ـ كلمة الإمام الحسن (علیه السلام) ص 37، بحارالأنوار: ج 44، ص 138، ح 6.

41ـ إحقاق الحقّ : ج 11، ص 20 س 1، بحارالأنوار: ج 44، ص 30.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName