• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 14679
  • يکشنبه 1382/6/23
  • تاريخ :

مسئله دروغگویی كودكان (1)


یكی ازنكات مهم تربیتیجلوگیری از دروغگویی  كودكان است . این مسئله در اغلب خانواده ها مطرح است و پدران و مادران البته نه در دوران خردسالی كودك بلكه از حدود سن تمیز از آن شدیداً رنج می برند .

پایه گذاری این لغزش و خوی ناپسند از همان دوران كودكی است . در روزهای اول كه بنا به علل اجتماعی و احیاناً غریزی طفل  دروغ می گوید و راه حیله در پیش می گیرد،والدین با موضع تشویق و خنده و شعف از او استقبال می كنند . غافلاز این كههمین امرموجب رشد و پرورش این حالت نابهنجار می شود.

تعریف دروغ

دروغ بیان سخن و مطلبی است كه مطابق با واقع و حقیقت نیست . معمولاً آن كس كه دروغ می گوید آگاهانه به تحریف حقیقت می پردازد و امریرا تأییدمی كند كه وجود خارجی ندارد . البته چنین امری همه گاه در باره كودكان صادق نیست . زیرا بعدها خواهیم دید كه بسیاری از كودكان خردسال و آنها كه در مرز سن تمیز هستند گاهی بین تخیل و واقعیت فرقی نمی گذارند  و سخنی می گویند كه به نظر ما دروغ است . دروغگوئی كودكان ممیز معمولاً  با زمینه سازی ها و تدابیری اندیشیده است و در آن نقشه كشی و حساب مطرح است و طفل  آن را به خاطر وصول به هدف و مقصدی  مورد استفاده قرار می دهد .

صورتهای دروغ

دروغگاه به صورت تحریف  حقیقت است و زمانی به صورت وارونه نشان دادن آن. گاه به صورت گزافه گویی است و گاهبه گونه ی بیان یك مسئله و زمانی به صورت سكوت در آن باره . مثلاًبه هنگامی كه درباره  كودكینزدفرد بزرگسالی  تعریفی می شود و سخنی ذكر می گردد كه او واجد آن نبوده و درعین حال بدان گوش فرا داده  و در برابرش سكوت می كند به حقیقت،او به نوعی مرتكب دروغ شده است .

هدف از دروغ

معمولاً هدف از دروغ گمراه كردن طرف مقابل و یا مشتبه كردن امری بر دیگری است تا در سایه آن به هدف و مقصدی كه مورد نظر است برسد . آن كس كه دروغ می گوید معمولاً قصد دارد  بر اثر آن به اغفال و فریب دیگران بپردازدو آنها را گول بزند ، آن چنان كه واقعیت ها را در نیابند و دست او را تا رسیدن به مقصد باز گذارند . این هدف یا اهداف ممكن است متعدد و گوناگون باشد . از جمله نجات از مجازات ، كسب منافع مورد نظر ، جلب نظر و عنایت دیگران كه  به نحوی در زندگی و سعادت او نقشی دارند . آدمی از طریق  دروغ گویی موفق می شود فردی را كه به گونه ای می تواند برایش خیر و سعادت بیافریند خام كرده و او را به خود مؤمن بسازد و به پیش رود .

دروغ نشانه چیست

؟دروغ چه در كودكوچه در بزرگسال حاكی از وجود ناامنی و اغتشاش در درون استو نشان می دهد كه فرد  در وضعی نامطمئن و نا ایمن قرار دارد؛ شخصیت  و موقعیت او در خطر است و تنها از راه  دروغ می تواند خود را ایمنی و رهایی ببخشد .

او ممكن است درمواردی دچار  احساس ضعف  یا حقارت باشد و این درد،جان او را مورد صدمه قرارداده و آزارشدهد . به همین دلیلبرای رهایی از آن و رسیدن  به تعادل و اعتدال، این راه را انتخاب كند .

آثار دروغگوئی در فرد

پریدگی رنگ،  ضربان شدید قلب ، خشك شدن دهان به گونه ای كه زبان به زحمت در دهان حركت می كند ، گرفتار شدن به لكنت ، آن چنان كه قادر به ادای سخن نیست . بیهوده گویی بدین معنی كه حرف های بی سرو ته می زندو پریشان می گوید ، عدم قدرت بر كنترل اعضاء ، نگاه های حیرت انگیز ، ‌پیدایش آثار شرم در چهره ....

البته این علائم در افرادی كه جدیداً دروغ را شروع كرده اند نمایان تر است و به تدریج كه فرد به دروغ عادت می كند،این آثار در او از میان می رود،آن چنان كه در مواردی حتی قادر می شود مظلوم نمایی كند و در عین دروغگویی بگرید و خود را محق معرفی كند و چند سوگند  دروغ  هم بخورد .

دروغ از دید شرع و اخلاق

در همه مذاهب وادیان و در همه مكاتب اخلاقی دروغ امری ناپسند و مذموم ذكر شده است . این امر در شرع مقدس اسلام بدان حد زشت و منكر شمردهشدهاست كه در قرآن كریم لعنت و نفرین خدا بر دروغگویان اعلام و ثبت گردیده است .

روایات اسلامی می گویند  مؤمن را نمی توان مؤمن  خواند مگر آنگاه كه دروغ را رها كند ، چه به صورت جدی و چه به صورت شوخی، و یا در سخنی از معصوم آمده است كه شرور و مفاسد  در مخزنی و جایی جمع شده اند و كلید آن مخزن دروغ است .

خطر و زیان دروغ

جنبه زیان بخشی و خطر آفرینی دروغ بسیار است كه به نظر ما مهمترینجنبه ی دروغگوییتبدیل  شخصیت حقیقی و واقعی  انسان  به شخصیت ساختگی و تصنعی است .آن كس كه دروغ می گوید در حقیقت می كوشد خود را از عالم واقع بیرون بكشاند و به جهان ساختگی و تصنع نزدیك سازد كه در آن صورت  به تدریج از صورت شخص به شیئی منقلب میشود .

دروغ اعتماد را از  میان برمی دارد ، آدمی را در بین جمع بیگانه  می سازد ، اوضاع و حركت جامعه را دچار  شك و تزلزل می نماید ، در مواردی باعث پیدایش  درگیری و سوء تفاهم ها می شود در بین مردم بدبینی پدید می آورد . اصول و ضوابط  ادب و اخلاق را خدشه دار می سازد وخلاصه ارزش و لذت زندگی را ازبین می برد .

ضرورت درمان

وظیفه مربیان این است كه به اصلاح و درمان  این عیب از طریق دادن آگاهی های لازم ، ارائه و عرضهیمحبت واخلاص خود در سعادتمندی او ، روشنگری  و پند و اندرز،عرضه اعتماد و اطمینان به او ، بیان این نكته كه از او حمایت خواهند كردو‌ ذكر مفاسد آن به خاطر ایجاد نفرت در درونش  نسبت به دروغ،او را از این حالت نجات دهند .

از نظر اجتماعی هم فراموش نخواهیم كرد كه كودك امروز پدر یا مادر فردای اجتماع است . اگر اصلاح نشود هم سبب وارد آمدن  ضربه ای به اجتماع خواهد شد و هم آبروی اولیای خود را خواهد برد .

یادگیری دروغ

به عقیده اكثریت  علمای اخلاق و روانشناسان،دروغ دارای جنبه اجتماعی و یادگیری است گو این كه برخی از صاحبنظران  برای آن،ریشه غریزی كه جلوه آن در حیوانات به صورت فریبكاری و استتار  وجود داردرا نیزذكر كرده اند،ولی تجربه روزانه  خلاف آن را ثابت می كند .

به عقیده ی ما كودك از خانواده و اجتماع  و از كسانی كه دراطرافشهستند دروغ را می آموزد . اصل در آفرینش او فطرت صدق است و او دروغ را از دیگران  یاد می گیرد.تحرك ذهن و فرزانگی طبیعی كودك خیلی زود او را با دروغی كه می بیند یا می شنود مأنوس خواهد ساخت .  تماس های اجتماعی  و دیدن صور و اشكال دروغ از این و آن خود سبب ورزیدگی و كسب مهارت او درآن زمینه می شود و این خود هشداری  است برای والدین در جهت كنترل گفتار و رفتار خود و بر حذر داشتن كودك از معاشرین دروغگوواجتماع آلوده و فاسد .

عوامل و انگیزه های دروغ

1- ترس از مجازات : طفل  و حتی فرد بزرگسال  دروغ می گوید  از آن بابت كه از مجازات می ترسد و اگر راست بگوید از مكافات امری  كه مرتكب شده ایمنی ندارد.بررسی های علمی نشان می دهند كه  بیش از 70% دروغهای كودكان به این علت و دلیل است، شما اطمینان دهید او را تنبیه  نخواهید كرد تا به شما راست بگوید .

2- احساس فشار: كودك اصرار دارد امری را كه مرتكب شده از نظر شما  مخفی باشد و شما در ضمنِ سؤالات بسیار، به بازجویی او می پردازید . پیداست كه او برای حفظ شخصیت خودهمچنان به دفاع و انكار خواهد پرداخت .

3- ضعف و عجز : در مواردی دیده می شود كه والدین و مربیان تكالیف شاقی را بر فرزند تحمیل كرده اند و او قدرت انجام آن تكالیفرا ندارد. بدین نظر به دروغ می گوید كه وقت ندارد ،‌ از این كار سر در نمی آورد و آن را بلد نیست ، خود را به ناخوشی میزند كه بیمارم  و ... .

این ضعف و عجز در مواردی می تواند به صورت عكس قضیه یعنی لاف زدن و گزافه گوئی در آید تا از  این طریق ضعف  خود را در انظار دیگران جبران و ترمیم نماید .

4- حسادت و رقابت :  منشاء ‌برخی از دروغهای كودكان حسادت و یا رقابت است . او می بیند كه برادر  یا خواهر كوچكش با شیرین زبانی های خود نظر پدر و مادر را جلب كرده و محبت آنها را  به صورت انحصاری در گرو خود در آورده است . او از طریق رقابت كه  در حقیقت منشائی جز حسادت ندارد  می خواهد جای پایی برای خودایجادكند و چون قدرت انجام عمل و رقابت را ندارد تن به دروغ می دهد . زمانی هم دیده می شود كه طفل  خردسال  را اذیت كرده و به گریه اش می اندازد و بعد منكر قضیه می شود .

5- جلب نظرها : گاهی شما به عنوان پدر یا مادر  در میان جمعی از دوستان خود نشسته و سرگرم بحث و گفتگو هستید  و كودكی را كه در میان جمع شماست فراموش كرده و یا او را به حساب نمی آورید . ناگهان می بینید كهكودك با بیان مسئله ای كه واقعیت ندارد لب به سخن می گشاید  و امری را با زرق و برق  و با جلوه ای خاص بیان می كند، تا توجه تان رابه سوی خود معطوف دارد .

6- كسب منافع : شما به فرزندتان اعلام می كنید كه اگر در ثلث سوم و در امتحانات آخر سال  بتواند رتبه اول  شود و یا  در فلان درس فلان نمره را بیاورد برایش فلان اسباب بازی را كه بسیار مورد علاقه اوست تهیه  خواهید كرد . حال  وضع او را در نظر آورید كه به  فلان رتبه  و نمره دست پیدا نكرده است . ولی به آن اسباب بازی علاقه مند است . طبیعی است كه با گفتن دروغ و به كار گرفتن راه خطا و نادرستی بخواهدخود را به آن منفعت  برساند .

7- خودنمائی و غرور : آدمی برای این كه در میان جمع خود را  دست كم نگیرد و نشان دهد كه او هم  كسی است به دروغ  از شخصیت خود،از اهمیت خانواده  و وضع خود صحبت می كند.

8- پوشاندن لغزش : كودك نیز  چون دیگران دارای حب ذات است . خودش  رادوست دارد و شخصیت او در نزدش عزیز است . او ممكن است د رمواردی دچار لغزش و خطا شده باشد  و می داند كه در این امر مورد طعنه و سرزنش  دیگران قرارخواهد گرفت و شخصیت او به خطر خواهد افتاد .به همین دلیلبرای پوشاندن گناه  و رهایی  از خطر سرزنش و تمسخر تن به دروغ می دهد و آماده می گردد  كه بر خلاف واقعیت حرف بزند .  البته  اگر او می دانست كه لغزش  و خطای او بخشیده می شود تن به دروغ نمی داد .

9- آرزو  ، امید  : دروغ كودك در مواردی می تواند نشان دهندهیامید و آرزوی او در وصول به هدفیومقصدی باشد . او آرزو دارد كه از فلان جوی بپرد و عبور كندپسهمان آرزو را به صورت تحقق یافتهیآن مطرح می سازد  .

10- انتقام گیری : در مواردی دروغگویی نوعی انتقام گیری است و او می خواهد با زحمت انداختن پدر و مادر كه آزارش رسانده اند ، ‌با سوزاندن دلِ آنها كه روزی دل او را سوزانده اند  انتقام بگیرد . آنها معمولاً با گفتن دروغی پدر و مادر خود را مضطرب  می سازند ، ‌و حتی در مواردی سعی دارند آبروی آنها را ببرند . از آن بابت كه روزی آنها آبروی او را نزد دوستش برده اند. این گونه رفتار در كودكانی كه ظرفیت روحی مناسبی ندارند واغلب احساس مظلومیت و ضعف وحقارت می كنند بیشتر دیده می شود . آنها اعمال این روش را برای خود نوعی دفاع و مقابله می پندارند.

11- بازی كودكانه : كودك است و بازی ،‌ تمایل به لذت بازی او را وامی دارد كه در مواردی با دروغ های خود  دیگران را هم بازی دهد .

12- تخیل كودكانه : این از مسائل مهم  و از نكات اساسی روانشناسی كودك است كه طفل در موارد بسیاری بین واقعیت و  تخیل  فرق نمی گذارد . چه بسیارند مسائلی كه او در ذهن آن را تخیّل و تصویر می كند و بعد همان  را به عنوان یك واقعیت مطرح می سازد . این امر در كودكانی كه كمتر از پنج سال دارند به فراوانی دیده می شود  و والدین ناآگاه به جای تفهیم  كودك او را به باد مسخره و سرزنش می گیرند و متهمش می سازند كه دروغ گفته است . دروغ او به واقع دروغ نیست . نوعی تصور و خیال است و گاهی هم نتیجه داستان روز قبل مادر و یا رؤیای شب قبل اوست . به خصوص كه او از بیان واقع دررؤیا و تفاوت گذاری بین این دو عاجز است .

13- ناشیگری در تربیت : بررسی ها نشان داده اند والدینی كه توانسته اند محیط  خانه را محیطی پر از صدق و صفا سازند و ضوابط  اخلاقی را در خانه رعایت كرده و هشیار باشند فرزندانشان صادق و راستگو بار خواهند آمد.

14- الگوی غلط : چشم و گوش كودك  دریچه هایی از او به سوی جهان خارج هستند.  آنها نگاه می كنند شما چه می گویید و چه می كنید.شما ممكن است دائماً فرزندان خود را نصیحت كنید كه راست بگویند ولی عمل شما خلاف آن باشد. فراموش نكنید طفل آنچه را كه از شما دیده و شنیده است میآموزد یا در اجتماع امروز یا فردای خود آن را پیاده می كند . همهیرفتار و گفتار شما سرمشق اوست و به او سرایت خواهد كرد .

15- تشویق غلط : گاهی كودكی را می بینیم كه به علت شیرین زبانی  دوران خردسالی  دروغی را كه مثلاً از كسی یاد گرفته با زبان كودكانه اش در حضور پدر و مادر می گوید  و آنها بدون توجه  به عواقب آن شروع به تشویق و بوسیدن او می كنند . طفل بی خبر از همهیمسائل،از این پذیرش شاد شده  و به ادامه راهش خواهد پرداخت و روز بعد برای این كه محبت بیشتری ببیند دروغ بزرگتری را خواهد گفت و این امر به تدریج در او به صورت عادت در می آید .

16- آزمودن والدین : گاهی كودكان دروغی را می گویند تا در سایه آن بتوانند پدر و مادر را آزمایش كرده و  موضع آنهارادر برابراین امر دریابند . می دانید فرزندان ما به علت ناآگاهی و بی تجربگی در دنیایی از معماها و چراها قرار می گیرند و نمی دانند  در برابرآنها چه موضعی اتخاذ كنند . سخنی  را به دروغ می گویند و منتظر می مانند كه عكس العمل  آنها را ببینند . اگر عكس العمل منفی  بود می گویند  شوخی كردم و دروغ بود ، اگر مثبت بود به ادامه آن راه می پردازند . براین اساس این دروغ برای كشف است نه مسئله ای دیگر .

عوامل و انگیزه های دیگری هم در این زمینه وجود دارد كه برای رعایت اختصار از ذكر آن خودداری می كنیم.

امكان اصلاح دروغگویی

این كه آیا  امكان  اصلاح و درمان كودك دروغگو وجود دارد یانه؟پاسخ،مثبت است . كودك در مرحله آغاز زندگی است و امكان  ایجاد هر گونه تحول و تغییری  در او وجود دارد و او بیش از هر سن دیگری نقش پذیر است

ادامه دارد...

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
یک تصمیم کبرای نود و چهاری!

یک تصمیم کبرای نود و چهاری!

یک تصمیم کبرای نود و چهاری!
عادت کرده ایم دروغ بگوییم!

عادت کرده ایم دروغ بگوییم!

عادت کرده ایم دروغ بگوییم!
احترام بگذار، این یک دستور است!

احترام بگذار، این یک دستور است!

احترام بگذار، این یک دستور است!
من عاشق پینوکیو شدم

من عاشق پینوکیو شدم

من عاشق پینوکیو شدم
UserName
عضویت در خبرنامه