• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1436
  • سه شنبه 1382/6/18
  • تاريخ :

مارادونا ! خودتو آماده كن

الان می بینم كه همه چیز چقدر زود گذشت ، با تیم سبولیتا در رده 9 ، اول شدیم، سال بعد به رده 8 رفتیم و موقعی كه با این تیم 10 امتیاز از بقیه بالاتر بودیم به رده 7 رسیدیم. بعد از انجام دو بازی در این رده ، منو به رده پنجم فرستادند. پس از انجام چهار بازی در آن رده بلافاصله به رده 3 فرستاده شدم. در بازی مقابل آندی ها در زمین خودشان یك گل زدم و دو بازی دیگر هم در این رده انجام دادم كه بالاخره منو به رده یك یا همان دسته اول فرستادند. تمام این مراحل فقط یك سال و نیم طول كشید. واقعیت این است كه تمام افرادی كه بازی منو در دسته اول دیده اند باید یادشون باشه كه بازی ها در ال ماكارنا انجام می شد و نه در لاپترنال. البته تمرین من با تیم دسته اولی در زمین مخابرات انجام می شد. در یك تمرین روز سه شنبه مربی ما كه اسمش « خوان كارلوس مونتس» بود به من نزدیك شد و گفت : آماده شو كه فردا روی نیمكت ذخیره های  تیم دسته اول بنشینی. من متوجه نشدم دقیقاً چه چیزی به من می گه ، بنابراین گفتم چی ؟ چی گفتید؟ و دوباره برام تكرار كرد كه بله ، فردا قراره روی نیمكت تیم دسته اول بنشینی و خودت رو آماده كن كه وارد زمین بشی. از همانجا از زمین ارتباطات ( مخابرات ) با آخرین سرعت دویدم تا این خبر رو به مادرم بدم، قضیه رو برای مادرم تعریف كردم و فقط دو ثانیه بعد تمام محله فیوریتو این خبر رو می دانست . حالا همه فیوریتو می دانستند كه فردا قراره من در لیگ دسته اول بازی كنم. درست همین روز تیم آرژانتیوس برای من خانه ای اجاره ای در محله ویلا دل پارك فراهم كرد؛ در خیابان ارگ ریچ شماره 2746. اما هنوز یك سری چیزها را در محله فیوریتو جا گذاشته بودیم. به علاوه آنجا مادربزرگم مامادورا زندگی می كرد كه اصلاً دوست نداشت درباره اسباب كشی و رفتن به آنجا چیزی بشنوه ، در محل جدید همه به ما سر می زدند ، پسرخاله هام بتو و رائول ، برای اینكه بدانند بازی و تمرین می كنم یا نه و یا حتی جزیی ترین موردها را درباره ام بدونن، هر موقعی كه می تونستن می اومدن.

 ادامه دارد ...

UserName