• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 16786
  • يکشنبه 1382/6/9
  • تاريخ :

پرورش مسئولیت در كودكان ( قسمت اول )


وجود انسان های سرد و بی تفاوتی كه در تمدنی بی بند و بار و بی هدف غوطه می خورند ناشی از تربیتی است كه در آن احساس مسئولیت مطرح نبوده است .

با اندك تعمقی می توان دریافت كه علت اساسی بی توجهی به دردها و نابسامانی ها ، عدم نظارت عمومی، ‌وجود تكیه  گاه های فكری خطرناك چون عیسیبهدین خود و موسی بهدین خودنیست ،بلكه ناشی از بی مسئولیتی و بهتر بگوییم  فرار از مسئولیت و شانه خالی كردن از زیر بار آن است .

حقیقت این است كه ما مسئولیت خود را در برابر مسائل و واقعیت ها فراموش كرده ایم،آن چنان كهگویی اصلاً ما را تعهد و وظیفه ای نیست .

آن كس كه دور از مردم و تنهای تنها سرگرم مكاشفات و استغراقات خویش است فردی بی تعهد است،اگر چه یكانسان وارسته  و یا یك عارف بنام باشد .

آن كس  كه در برابر دردها سرگرم ظاهر سازی خویش و گرفتار درد" به من چه و به تو چه" است  بیمار است ، بیمار بی تعهدی و بی مسئولیتی.

آن كس كه ایده های عالی را فدای ایده های شیطانی كرده و برایبهچاه انداختن دیگران و نجات شخص خود نقشه می كشد هم گرفتار است ،‌ گرفتار بی تعهدی .

امروزه چه بسیار افرادی را شاهدیم كه از خود سلب مسئولیت می كنند تا از كشمكش های ذهنی ، خود رارهایی بخشند و از قید تلاش ها و فعالیت های خسته كننده،خویش را نجات دهند  .

و بالاخره در جهتی نباشند كه منجر بهمُنقّص (تیره) شدن عیششان گردد . فرار از مسئولیت بهجلوه های گوناگون است و در عین حال برای خود آدمی بدون علت و بهتربگوییم بدون دلیل تراشی نیست .

بعضی مردم از  مسئولیت می گریزند  تحت این دلیل تراشی كه زمینه مساعد نیست؛ بعضی به این عنوان كه اكنون مصلحت نیست و بالاخره  عده ای تحت این عنوان كه دیگر تلاش هامؤثر نیست .

بههرحال غرض، شانه خالی كردن از زیر بار تعهد است و گرنه آن كس كه دید و بینش انسانی  دارد نمی تواند با هیچ بهانه ای آنی خود را از مسئولیت دور و بر كنار بداند .

دامنهیاین بی مسئولیتی حتی والدین را در زمینه تربیت فرا گرفته و پدر و مادر از این كه فرزندان مسئول و متعهد نمی پرورندمتأثر هستند. آنها معیارها را در سلامت و نقص كودكاناشتباه  گرفته اند ، كمبودهای جسمی  را به حساب می آورند ولی كمبودهای اخلاقی و روانی را نقص به حساب نمی آورند . اگر مادری فرزند خود را بر اثر حادثه ای دست و پا عاجز و یا كور و كر ببیند،بیتابی می كند ونالهسر می دهدوهمیشه اندوهگین  و دلشكسته است ؛ولی همین مادر از این كه فرزندش دچار ورشكستگی اخلاقی است و از لحاظ مسئولیت و تعهددچارنارسایی،متأثر نیست و این در جنبهیارزیابی درك و فهم والدین و طرز برداشت و تلقیآنها دردناك است.

در طریق ایجاد مسئولیت

قبل از بررسی مسئولیت  باید ببینیم زندگی چیست و رابطه اش با وظیفه و مسئولیت كدام است ، آیا زندگی با فكر بی تعهدی و بی مسئولیتی  سازگاری دارد یا نه ؟

در باره زندگی تعاریف و اظهارنظرهای بسیاری شده است .

گروهی آن را خواب و سراب خوانده اند .

عده ای آن را جریانی بی هدف ذكر كرده و كوشش ها را بر اساس هر چه پیش آید،خوش آید استوار می دانند .

بعضی آن را برنامه ای توأم با رنج و شكنجه كه آدمی مجبور به تحملآن باشد ذكر كرده اند .

ولی اگر بخواهیم زندگی را با بینش اسلامی تعبیر و از آن تعریف كنیم بایدبگوییم  زندگی چیزی جز وظیفه نیست ، وظیفه ای كه آدمی در برابر  خود و دیگران دارد و آن از زندگی و حیاتش هرگز جداشدنی نیست .

وقتی  زندگی وظیفه باشد  آدمی نه به هنگام قدرت و دارائی از خود بی خود است ونهدر موقع تهیدستی،بیقرار . نه در برابر مشقات،دلشكسته است و نه در برابر دردها و نابسامانی ها،بی تفاوت .

وقتی زندگی وظیفه باشد تلاش های انسانی جهت دارد.آدمی حاضر است با حفظ امانتداری در عین فقر زندگی كند وآقایی با خیانت را كه نوعی بردگی  است نپذیرد .

مسئولیت ناشی از این احساس است كه زندگی را وظیفه ای بدانیم، در آن صورت است كه مفهوم موقعیت ، سعادتو پیروزی در انجام وظیفه و یا مسئولیت خلاصه می شود .

دو نكته مهم در ایجاد مسئولیت :

1- تعالیم مربوط به مسئولیت،اكتسابی است و رمز ارسال رسل در آوردن این همه تعلیمات ، هدایت بشر به انجام وظیفه خویش خلاصه و تعیین می شود.

2- انجام مسئولیت،تلاشی پیگیر و مداوم ، ‌مجاهدت و عملی همیشگی لازم دارد و انسان با كوشش دو یا چند روزه یخودرها از مسئولیت نمی شود .

پرورش مسئولیت

بر این اساس كه تصویر شد مسئولیت مهمترین شغل و وظیفه ماست . وظیفه ای كه از بدو زندگی تا مرگ با ما همراه است و هیچ گاه از ما جداشدنی نیست،بدین سان بایدبهگونه ای با ما همراه باشد  كه درآن احساس رنج نكنیم و یا كمتر احساس درد كنیم و این،نیاز به عاملی بهنام تربیت دارد .

تربیت به مفهوم تعالی و رشد و نمو دادن،از هدف های عمده هر مربی است و ما را از این تعالی دو مفهوم و مقصود است .

1- هدایت فرد بهسوی غایاتی اندیشیده و اهدافی كه سزاوار مقام و طبیعت انسانی باشد .

2- همراهی و معاونت كودك ، بدین گونه كه دست او را بگیریم و پای او را به نقطهیمورد نظر برسانیم . بهعبارت دیگر در رساندن طفل  به هدف، مداخلهیمستقیم نداشته باشیم ، بلكه شرایط و امكانات رشد او را فراهم آوریم .

شك نیست كه از مهمترین غایات ، پرورش  و ایجاد روحمسئولیت در فرد است ، امری كه انسانبهشرط واجد بودن آن،انسان نامیده می شود و بار آن،چنان سنگین است كه دیگر آفریده های خداوندی از پذیرش آن سرباز زده اند.

این كه گفتیم تعالیم مربوط بهمسئولیت یاد گرفتنی و اكتسابی است سخنی است روشن. انبیاء‌ الهی می آیند و خطوط اصلی این مسئولیت  را ترسیم می كنند و آن را به وی می آموزند ( یعلمهم الكتاب و الحكمه ) و وی را وادار به رعایت آن می كنند .

ضرورت پرورش مسئولیت

بحث این است كه آیا لازم است مسئولیت بهعنوان یكی از غایات تربیتیبهافراد آموخته شود یا نه ؟ گمان می كنم با آنچه كه گذشت پاسخ اینسؤال مثبت باشد ولی ما ذیلاً ضرورت آن را ازدیدگاه های گوناگون نیز مورد بررسی قرار می دهیم .

از لحاظ فردی :

پرورش مسئولیت از لحاظ فردی ضروری است، ازاین نظر كه هر كودكی برای سلامت زندگی حال و آینده اش نیازمند است به مسئولیت ها و تعهداتی پایبند باشد.  بر اساس آنچه كهمی بینیم و مشهود ماست،بی بند و باری اگر چه همراه با خوشگذرانی باشد سعادت آفرین نیست. گذران زندگی با این روش كه دلم می خواهد ، نمی تواند ما رابهخوشبختی سوق دهد. كودك نیازمند استكهاز همان دوران كودكی خود را به مقرراتی پایبند و بهاصولی وابسته و بهانجام اموری متعهد بداند واین ضروری زندگی حال و آینده اوست .

از لحاظ اجتماعی:

افراد هر جامعه همچون پیچ و مهره های ماشین اجتماع اند كه اگر هر كدام در چهار چوب خودوبر اساس  نقش محولیا محقق كار نكنند،چرخ جامعه نیكو نمی گردد .  ارتقاء هر كشور بسته به مسئولیت شناسی اعضای ملت است. در كشوری كه مردم وظیفه خود را ندانند و عمل نكنند امیدی به خیر و سعادت آن كشور نیست .

از سوی دیگر مسئولیت شناسی درهر جامعه باعث تنظیم  روابط اجتماعی و انسانی می شود . بر اساس  آن،افراد خود را نسبت به هم وابسته احساس می كنند و بهگونه ای سالم و انسانی بهادامه حیات می پردازند .

از لحاظ مذهبی :

  زندگی را وظیفه معرفی كردیم بدین سان آنچه را كه خود به عنوان مسئولیت پذیرفتیم باید به فرزند خود منتقل كنیم .

اساس فكر ما در ایجاد و پرورش مسئولیت این است كه :

اولاً كودك ملك خدا و امانتی از او در دست ما و خود و دیگران است.در جهت دادن این امانت بهسوی مدارجی كه صاحب امانت  خواسته است كودكان را حقی و والدین و دیگران را تكلیفی است .

ثانیاً اطفال اگر چه امروز كودك اند ولی جزو جامعه ای هستند كه باید روابط و اصولی برای همزیستی و بهزیستی  بر آن حاكم باشد و طفل باید برای عضویت در آن جامعهیمذهبی و الهی و حتی بهتر بگوییم  جامعه ایدئولوژیكی آماده گردد .

بهطور خلاصه باید بگوییم پرورش مسئولیت ضروری است،از آن باب كه در جامعه بدون احساس مسئولیت نه صداقتی است و نه فداكاری ، نه امانت است و نه جانبازی؛نه پاكدامنی است ،‌ نه عشقو نه احساس .

منشاء تعالیم مربوط به مسئولیت

ریشهیمسئولیت پذیری فطری است؛زیرا آدمی به حكم عقل و وجدان،خود را موظف به انجام برخی از اعمال و رفتار در طول حیات می بیند و این خود زمینه ای برای احساس و پذیرش مسئولیت است .

اما تعالیم مربوط به مسئولیت را از كجا اخذ كنیم؟

عده ای قائلند كه باید از علم و تجربه اخذ شود . پس در بررسی های مربوط به این نظر در می یابیم كه این امر عقلانی  و علمی نیست زیرا :

اولاً:علوم در طریق  تكامل اند وعلوم ثابتیكه لااقل  برای یك دوره حیات آدمی  قابل اعتماد و اتكا باشد در دست نیست .

ثانیاً: علوم برمبنای حس و تجربه اند و بسیاری از مسائل مورد نیاز و استناد انسان او را از دسترسی به ادراك مخصوصاً  به مفاهیم مجرد و جنبه های متافیزیكی دور می دارند،ضمن این كه باید خطای ادراك هم مورد نظر باشد .

ثالثاً: برداشت ها،تلقی ها و دریافت های علمی عالمان ، صورت واحدی ندارد و بنابراین تبعیت از نظر یكی از آنها نمی تواند قانع كننده و اجتناب ناپذیر باشد و در نهایت نتیجهیآن دوری و پراكندگی است .

رابعاً: آینده نگری علوم بهمانند آگاهی آن از قبل ، جای تردید است و اظهار نظرها در حدود احتمال و شك است .

و دلائل دیگری هم از نارسایی علم  و تجارب-چون محدودیت جولانگاهش ،  و دوری از انعطافش-مطرح است كه ذكر همهیآنها در این بحث امكان پذیر نیست .

اما نظرات فلاسفه و صاحبان مكاتب هم نمی توانند قابل اعتماد باشند؛از آن بابت كه آگاهی اغلب آنها از طرق فوق و یا مبتنی بر مبانی استدلالی قیاسی است، امری كه در مسائل انسانی كمتر قابل ارزش است . صاحبان مكاتب اشتباه كارند ، بینش فلسفی آنها آن چنان عمقی ندارد كه  آینده را آن چنان ببیند كه گذشت زمان نتواند بر آن انگشت بگذارد ، و نیز در دیدن ابعاد وجود آدمی دچار اشتباهات بزرگ شده اند و نتیجه همین است كه می بینیم . مكتبی مكتب دیگر را می بلعد و بافته های آنها را رشته و نخ می كند .

تعالیم مربوط  به مسئولیت باید از سوی خدا باشد ، خدایی كه آفریدگار بشر است.این امر مورد تأیید عقل و فطرت است؛ زیرا این دو می گویند سازنده ماشین به اظهار نظر دربارهیآناولیاست . وجود ما را خدا ساخته،پیچ و مهره های  وجود ما را او به وجود آورده است ، و او در تعیین وظایف  این مهره ها صاحب نظرتر است  و نظر و دستورش بیشتر قابل تبعیت است .

بخشی از تعالیم ربانی در زمینه اخلاق است كه موضوع آن بحث و بررسی در باره تعهدات فردی و جمعی انسان ، خیر و شرّ وظایف  و مسئولیت هاست. جهت این تعالیم، خیر و صلاح بشریت و برای احترام به انسانیت است .

بر این اساس بحث در باره مسئولیت از یك سو بحث مذهبی است و از سوی دیگر بحث اخلاقی و از جهت سوم بحث تربیتی و روانی .

اظهار نظر در باره آن باید از سوی كسی  باشد كه ضمن آینده نگری و عمق  در آن بدخواه نباشد و به گفته ی انیشتین،زیرك باشد و حسود نباشد و چنین وجود جز خدا نیست . پس منشاء تعالیم مربوط به مسئولیت باید از سوی خدا باشد و بس .

نوع مسئولیت ها

كودكی در كنار ما و تحت مسئولیت و سرپرستی ماست،چه نوع مسئولیت و تعهدی بدو بیاموزیم ؟

برای پاسخ به این سؤال لازم است ببینیم كه بر اساس بینش اسلامی برای حال و آینده جامعه خود بهچه نوع انسانهایی نیازمندیم ؟ ما برای داشتن یك جامعه  انسانی نیازمند به انسانی هستیم كه لااقل در جنبه فردی :

-خود را بشناسد و به ارزش خویش واقف باشد .

-خود را دوست بدارد و برای خود شخصیت و احترامی قائل باشد.

-زندگی اش را بر اساس یك ایدئولوژی راستین بنا نهد .

-راه خوب زیستن را بداند و زندگی راارزان از دست ندهد.

-به پای خویش استوار باشد نه بهپای دیگران.

-بار زندگی  خود را شخصاً بر دوش كشد .

-خود  را مسئول حفظ آزادی و عقیده خود بداند .

-قانون شناس و عامل به قانونو مقررات حق باشد .

-در راه هدف،استقامت و ایستادگی به خرج دهد .

-در مسابقهیانجام وظیفه كوتاه نیاید .

-استقلال فكری و عملی خود را از دست ندهد.

-قدر خود و گفتار و وعده های خود را بداند.

-اگر اندیشیده"آری" گفت یا"نه" در پای آن تا حفظ جان بایستد.

-عفیف ،‌ وفادار،با حمیت ، فداكار ، با عاطفه و احساس و جوانمرد و ... باشد .

پرورش مسئولیت از چه سنی ؟

در پرورش مسئولیت باید حدود سنی را در نظر داشت و رعایت كرد ،  از آن باب كه هر سنی مقتضایی دارد . فی المثل ممكن است طفلی از زیر بار مسئولیتی كه بر عهده اش گذارده شده شانه خالی كند و این امر والدین را عصبانی نماید و طفل را متهم به بی ثباتی ، بی تعهدی و وظیفه شناسی كنند . در حالی كه اگر بهخصایص مراحل سنی كودك آشنا باشند ، درمی یابند كه این امر ناشی از اَغراض معیّن نیست بلكه گاهی شئون سنی كودك ایجاب می كند كه طفل در پذیرش  مسئولیت بهگونه ای معیّن و خاص باشد . در چنان وصفی تنبیه  نمی تواند او را درست كند و سرسختی والدین نمی تواند نقشی سازنده برای كودك  داشته باشد .

دربارهیآغاز پرورش مسئولیت  در كودك باید بگوییم كه از نظر علمی نمی تواند وقت و سن معینی را كه اجتناب ناپذیر باشد  برای او معین كرد و یا لااقل این كه تا حال،نظر صریحی در این باره اعلام نشده است ولی آنچه را كه تجارب و توصیه ها به دست می دهند این است كه پرورش مسئولیت از همان سال اول زندگی ، ‌باید شروع شود و كودك در این سن آماده پذیرش آن است؛ مسائلی چون میل كودك به استقلال در خوردن غذا و نوشیدن آب ، خودداری ازخیس كردن رختخواب ، صبركردن برای فراهم شدن غذا ، دست نزدن به اشیاء ممنوعه ، خودداری از جیغ و فریادها كه به دستور والدین انجام می گیرد ، و... ،جلوه هایی از مسئولیت پذیری كودك در همان سال اول زندگی است .

مربیان توصیه می كنند كودك در هر سنی به محض كه آمادگی یافت باید مسئولیت در اختیارش قرارگیرد و هرگز به این بهانه كه كار و فعالیت معینی برای كودك زود است نباید او را از پذیرش مسئولیت محروم كرد . مثلاً طفل از حدود 15 ماهگی و شاید  هم زودتر سعی دارد كه غذای خود رابه تنهایی  بخورد و كسی مراقبش نباشد، این جلوه ای از مسئولیت پذیری است. پس چه بهتر كه والدین هم با رعایت احتیاط هایی از این آمادگی استقبال كنند و بدو اختیاراتی تفویض كنند . گو این كه این امر ممكن است باعث آلودگی لباس و فرش و اشیای خانه شود و زحمت مادر را دو برابر كند ، ولی تجارب نشان داده است  كه بازده آن بیش از این لطمه و ضرر است .

بررسی ها نشان داده است كه اگر طفل مسئولیت ها را تا سنهفت سالگی فرا نگیرد ، بعد به دشواری قادر خواهد بود كه مسئولیت بپذیرد. بدین سان این فاصله سنی نقش حیاتی برای زندگی حال و آتیه كودك ، خواهد داشت .

مراحل سنی در پذیرش مسئولیت ها

تحقیقات روانشناسان رفتاری نشان می دهد كه آمادگی پذیرش مسئولیت در برخی سنین بیشتر و در برخی كمتر است  و هر سنی خصوصیتی دارد كه آگاهی به آن،راه و روش مربی را در واگذاری مسئولیت به كودك جهت می دهد مثلاً :

سن 5/1 سالگی:سن منفی بافی و مخالفت است – به كودك می گوییم :" بیا اینجا". او ممكن است عقب عقب برود ،‌ می گویید برو و آشغال را در ظرف خالی كن  - ممكن است او بر عكس،آشغالها را جای دیگر بریزد و آشغال دانی را هم خالی كند . در این سن او كلمه"نه"  زیاد بهكار می برد،رابطه اش با دیگران  بر اساس گرفتن است،نه تحویل دادن و كلاً وارونه كار می كند .

سندو سالگی : بیشترمسئولیت می پذیرد ، حاضر است خود لباس بپوشد ، ظرفی را جا بهجا كند.دستوری را اجرا نماید ، ‌چیزی را به كسی بدهد ، بیاوردو ببرد. دادن مسئولیت های سریع الوصول و فوری برای او مناسب است .

سنسه سالگی :‌ مسئولیت پذیری در او قوی است ، استقلال طلبی دارد ،‌ می گوید : خودم می كنم ، خودم می پوشم ، خودم به حیاط می روم. مسئولیت كوچك را می توان به او واگذار كرد ،‌ مثلاً جا سیگاری خالی كند ، ظرف شسته را خشك كند. تمایل این كه كار را به صورت كامل انجام دهد در او بسیار است.  می شود به او گفتكهحرف نزند ، نخندد ، نرود و ...

سن چهارسالگی : می تواند مسئولیت هایی را بپذیرد ، ‌لباس بپوشد ، بند كفشش راببندد ، صورتش رابشوید ، از دستورات تخلف می كند؛ مایل به تماس با دنیای خارج است؛حاضر است به خانه همسایه برای انجام رسالتی برود ؛ از مغازه همسایه خرید كند و ....

سن پنج سالگی : كاری كه در قدرت اوست خوب انجام می دهد ، به قدرت خود مطمئن است.عجله دارد ؛ می خواهد از والدین جلو بزند؛ می تواند سفره غذارا پهن كند، لباس خود را منظم كند  و از انجام كار،احساس رضایت نماید . در این سن می توان حقوق دیگران را به او آموخت .

سن شش سالگی : سن توسعه است و طفل آمادهیهر چیز وهر كار ، مایل به فعالیت اجتماعی است. علاقه به كار در او پرورش پیدا می كند ، می خواهد او را به حساب آورند ، تا حدودی از وظایف خود  شانه خالی می كند ، طفره می رود ،‌ بهانه تراشی می كند ، زیر قولش می زند .

سن هفت سالگی : سن اعتماد است ، سن استقلال طلبی است ، می خواهد اطاق مخصوص ، قفسه مخصوص داشته باشد ، از خودش بسیار متوقع است ، اگر مسئولیتی را بهاو بسپارند نسبتاً خوب انجام می دهد و از این باب قابل اعتماد است.

سن هشت سالگی : هیچ كاری را مشكل نمی داند ، تصور او از قدرت،فوق واقعیت است،به همین نظر دو چیز برای او خطرناك است :

1- دستزدن به هر شیئی 

2- سرزنش بسیار در حین شكست كه ممكن است او را از زندگی مأیوس  و وادار به انتقام گیری های سخت كند .

سن نهسالگی : میل به استقلال دراو قوی می شود ، می تواند تا حدودی به كارهای آشپزی كمك كند ؛فرمان های كوچك را انجام دهد؛‌ مراقب خانه باشد؛ می خواهد عضو هیئت ها باشد،‌ درعین حال نافرمان است؛ بدبین است؛ طاغی و خود رأی است؛از امر و نهی نگرانو تنوع طلب است مخصوصاً در مسئولیت .

سن ده سالگی : سخن والدین  برای او چون قانون است ، روح پذیرش مسئولیت در او قوی است؛خواهان انجام كارهای مهم تر است مثل آشپزی برای همه؛ می تواند كار كند؛ می تواند مأموریتی را بپذیرد و انجام دهد؛‌مسئولیت دینی را بپذیرد واز عهده بر آید .

سن یازدهسالگی : قدرت و رشد او زیادتر می شود.كم كم با روابط علت و معلولی وسیع تری آشنا می گردد. به وظایف اجتماعی پی می برد ولی كمتر بدان تن در می دهد .  بلند پرواز است ، كمتر می خواهد خود را در قید و بند گرفتار كند ، در عین حال به مسئولیت اجتماعی علاقهمند است .

سن دوازدهسالگی : مایل است عضو انجمن هایی باشد ، ‌انجمن ادبی ، ورزش ، ‌و .. در مجالس حاضر گردد و شركت كند و رعایت آداب و رسوم را بنماید ، خودش ناخن بگیرد ،‌ مراقب لباس پوشیدنو حفاظت كودك دیگر باشد ، در امور خانه شركت كند و در این كار بی میل نیست  ، باید مسئولیت به او داد و كنترل كرد .

سن سیزدهسالگی : مسئولیت می پذیرد ولی قید و بند نمی پذیرد .

سن چهاردهسالگی : مسئولیت های متعددی را می تواند  بپذیرد ولی تصمیم گیری در انتخاب  برای او مشكل است.

سن پانزدهسالگی : كاملاً می تواند بهخود برسد ، مواظب خود باشد ، ‌زمینه تخصصی معینی را برای خود بپذیرد.

پانزدهسالگی سن مهم و پر معنی است ، نوجوان قادر به تحلیل و تفسیر مسائل است ، می توان اجازه اش داد در اتخاذ تصمیم و مذاكرات  خانوادگی شركت كند و وظائف معمولی خانه را انجام دهد.

به طور خلاصه می توان گفت در سنین نوجوانی مسئولیت پذیری در كودك قوی است ، اگر آن را پذیرفت  انجام می دهد اگر چه به قیمت جانش تمام شود .

از حدودچهارده سالگی ،وضع واگذاری مسئولیت باید به گونه ای باشد كه آدمی بتواندازخودمراقبت كند ، ‌زبان و دست و پایش  را تحت مهار آورد و قادر به انجام كاری مفید باشد .

پرورش مسئولیت دركجا انجام گیرد :

برای پرورش مسئولیت ، مخصوصاً در سنین كودكی دو مركز عمدهیخانه و مدرسه وجود دارد ، گو این كه مراكز اجتماعی دیگر هم گاهی هشدار دهنده و پرورنده است؛ولی هرگز تأثیر و نفوذ آنها به اهمیت مدرسه نیست و نیز هرگز نفوذ و تأثیر مدرسه به اهمیت خانه نیست .

خانه : كارهای خانه هر قدر هم فنی و اتوماتیك باشد باز هم بهگونه ای هست كه كودك بهصورتی در آن سهیم گردد . فی المثل طفل می تواند مسئولیت آب دادن گلدانها ، دانه دادن به پرندگان ،‌ ردیف كردن اسباب بازی ها را به عهده گیرد . هرگز به این بهانه كه این مسائل كوچك و غیر قابل ذكرند نباید از واگذاری مسئولیت به كودكان خودداری كرد .

مدرسه : گو این كه همكاری طفل  در خانه به ایجاد روح مسئولیت در كودك كمك می كند ولی نقش مدرسه هم در این زمینه اندك نیست ، كودك در مدرسه می تواند اجرای مسئولیت هایی را به عهده گیرد كه در آینده بهنحوی  او را به كار آید؛مثل مسئولیت  نظم و انضباط كلاس ، ‌نظم حیاط مدرسه ، مسئولیت حضور و غیاب دانش آموزان ، مسئولیت جمع كردن نمرات هفتگی كلاس ، ‌كمك به كارهای دفتری اداره فروشگاه ، عضویت دادگاه كودكان، همكاری با شاگردان ضعیف ، حفظ حدود و حقوق همكاران و ...

در برخی از كشورها كودكان مدرسه،هفته ها و گاه  ماههایی از سال تحصیلی را عملاً به انجام كار و مسئولیتی می پردازند و حتی كاری تولیدی را بر عهده می گیرند ولی مسئله این است كه  برای یك كلاس چهل نفری در مدرسه باید چهل گونه مسئولیت تراشید و كودكان را بهنوبه عهده دار آنها كرد .

ادامه دارد ...

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
مسئولیت را چگونه به كودكان بیاموزیم

مسئولیت را چگونه به كودكان بیاموزیم

مسئولیت را چگونه به كودكان بیاموزیم
مسئولش کنید تا بزرگ شود

مسئولش کنید تا بزرگ شود

مسئولش کنید تا بزرگ شود
مدیریت پول در کودکان

مدیریت پول در کودکان

مدیریت پول در کودکان
پرورش مسئولیت پذیرى در کودکان

پرورش مسئولیت پذیرى در کودکان

پرورش مسئولیت پذیرى در کودکان
UserName
عضویت در خبرنامه