• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2361
  • سه شنبه 1385/12/8
  • تاريخ :

امروز در تاریخ( 8 اسفند 85 )


امروز ، سه شنبه هشتم اسفند ماه 1385 هجری شمسی ، برابراست با نهم صفر 1428 هجری قمری و بیست و هفتم فوریه 2007 میلادی . رویدادهای مهمی که در طول تاریخ ، درچنین روزی ، بوقوع پیوسته از این قرارند:

***


تولد كنستانتین امپراتور روم

1727 سال پیش در چنین روزی در سال 280 میلادی ، كنستانتین به دنیا آمد. وی با اقتدار تمام از 306 تا 336 میلادی ، بر امپراتوری روم حكومت كرد.

کنستانتین پس از کناره گیری دیوکله سیانوس به امپراتوری رسید و با قبول دین مسیحیت این دین را مورد احترام ویژه ای قرار داد .

پیش از این مسحیان مورد آزارواذیت بسیار امپراتور روم قرار داشتند . وی همچنین با ساخت شهر قسطنطنیه نام خود را در تاریخ جاودانه ساخت . ساخت این شهر در سال 330 میلادی در محل بندر بیزانسیوم از بنادر کهن یونان آغاز شد . او همچنین با تنظیم طرز و شیوه حکومت داری در این مسیر گامهای ویژه ای بر داشت .

***


شهادت عمار و خزیمه

1391 سال پیش در چنین روزی در سال 37 ه. ق ، عمار یاسر به سن 93 سالگی و خزیمه بن ثابت در جنگ صفین به شهادت رسیدند (1)

عمار یاسر اصالتا یمنی بود . ایمان آوردن پدر و مادر عمار در تاریخ صدر اسلام مثال زدنی است .پدر عمار یاسربن عامر است ، و او اول مردی بود که در مکه به دست مشرکین به شهادت رسید .

مادر عمار سمیه نام دارد که بر اذیت وآزار کفار مکه بسیار صبر کرد ، و اولین زن شهیده در راه اسلام بود که به دست ابوجهل به شهادت رسید .

عمار یاسر نیز از یاران صدیق پیامبر اکرم ( ص ) و حضرت علی ( ع ) بود و در مسیر دفاع از ولایت سختی های بسیار دید . حضرت رسول ( ص ) در باره او فرمود:عمار از سر تا پا ، سرشار از ایمان است وتوحید با گوشت وخون او عجین شده است.

سرانجام عمار به دست ابوالعادیه و ابوحوأسکسکی شهید شد .زمانیکه خبر شهادت او به امیرالمومنین (ع) رسید بسیار محزون شد و بر بالین عمار آمد و سر او را بر زانو نهاد و با حزن و اندوه اشعاری را در بی وفایی دنیا و دوری از دوستان قرائت نمود .

سپس فرمود :« هرکس بر قتل عمار غمگین نباشد او را از مسلمانی بهره ای نیست .بهشت نه یک بار بلکه بارها بر عمار واجب شده است ».(2)

***


جنگ نهروان

1389 سال پیش در چنین روزی در سال 39 ه.ق ، فتح نهروان واقع شد . جنگ نهروان درمحلی به همین نام روی داد.

این جنگ که میان سپاه اسلام به فرماندهی امام علی ( ع ) و سپاه خوارج در گرفت و در نهایت نیز خوارج شکست خوردند . ودرنتیجه ذوالثدیه رئیس خوارج به درک و اصل شد .(3)

اما ماجرای نهروان و نهروانیان از این قرار بود که پس از جنگ صفین و در هنگام بازگشت به سوی کوفه در حدود دوازده هزار تن از سپاه على (ع) جدا شده و با بقیه سپاهیان آنحضرت مشاجره كرده و همدیگر را تكفیر مینمودند . پس از ورود بكوفه این گروه تحت فرماندهى عبد الله بن وهب بحروراء رفته و از سپاهیان على علیه السلام كناره‏گیرى نمودند! این قبیل اشخاص عقیده داشتند كه على (ع) و معاویه هر دو باطلند و حكم مخصوص خدا است . در حالی که خود باعث حکمیت بودند .

شعار این عده كه خوارج نامیده میشدند این بود كه:لا حكم الا لله.این گروه بظاهر عباد و زاهد بودند و پیشانى آنها از كثرت سجود پینه بسته بود ولى در اثر حماقت و اشتباه نمیدانستند كه چه میكنند،على علیه السلام درباره آنان فرمود اینها حق را در ظلمات باطل میجویند ! امام علی (ع) که در تدارک سپاهی به سوی شام بودند برخى از یاران اهل سخن و بیان خود، مانند عبدالله‏ بن ‏عباس و صعصعة بن ‏صوحان را به نزد خوارج فرستاد، تا با آنان به تفصیل گفت‏وگو كنند. ولى از این راه نتیجه مطلوبى به دست نیامد.

منافقان، براى امام على(ع)مزاحمت‏هاى زیادى به عمل آورده و هر روز مرتكب جنایت دیگرى مى‏شدند . از جمله چند تن از مؤمنان و هواداران حضرت على(ع)، مانند عبدالله‏ بن ‏خبّاب و همسرش و عدى ‏بن ‏حارث را ناجوانمردانه به شهادت رسانیدند.

منافقان كه ضدیت خود با امام على(ع) را شدت بخشیده بودند، از حرورا خارج شده و به منطقه‏اى به نام "نهروان" رفته و در آن جا، همه منافقان و دشمنان آن حضرت را گردآورده و اعلان جنگ نمودند.

حضرت على(ع) كه همیشه از خون‏ریزى میان مسلمانان گریزان بود، تلاش زیادى به عمل آورد كه بار دیگر، آتش جنگ شعله‏ورتر نگردد. اما درجه نفاق این گروه به هیچ وجه اجازه تفکر به ایشان نمی داد و جملگی بع دنبال جنگ بودند.

آنان به حدی نسبت به اعمال خود پافشاری نمودند كه صحنه را بر آن حضرت، تنگ كرده و آن حضرت را ناچار به مقابله نمودند. آن حضرت اعلام بسیج عمومى كرد و با فراهم آورى لشكرى توانمند به سوى نهروان حركت كرد.

امام على(ع) در آغاز، از آنان درخواست كرد كه قاتلان عدى‏ بن ‏حارث، عبدالله‏ بن ‏خبّاب و همسرش را به آن حضرت تحویل داده، تا به كیفر جنایات خود برسند.

ولى خوارج از تحویل قاتلان و جنایت‏كاران امتناع كرده و در پاسخ آن حضرت گفتند: همه ما قاتل آنان هستیم!

امام على(ع) خود، با آنان چندین بار گفت‏وگو كرد و سرآخر در میدان نهروان، ضمن خطبه‏اى با آنان اتمام حجت كرد و آنان را از آتش‏افروزى و خون‏ریزى بى‏حاصل مسلمانان برحذر نمود.

امام (ع) خود بسوى آنها رفت و به حال نصیحت به آنها فرمود : من هم مثل شما خواهان اجراى حكم قرآن هستم و براى همین منظور با معاویه جنگ میكردم و خود شما دیدید كه من با متاركه جنگ و انتخاب ابوموسى بحكمیت مخالف بودم ولى در اثر فشار و اصرار خود شما جنگ خاتمه یافت و ابوموسى را هم علیرغم عقیده من خودتان براى حكمیت انتخاب كردید و اكنون هم ما بر سر رأى اولى هستیم و در صدد حمله مجدد بشام می باشیم پس شما هم ما را كمك كنید .

نگامى كه سخنان آن حضرت به پایان آمد، شیون و صداى گریه و ناله تعداد زیادى از منافقان برخاست و از آن حضرت عذرخواهى كرده و توبه نمودند و سپاه نفاق‏پیشه نهروان را ترك كرده و به آن حضرت پیوستند.

اما سران خوارج در پاسخ گفتند تو و ما كافر شده بودیم ما توبه كردیم ولى تو بهمان حال باقى مانده‏اى اول باید تو هم توبه كنى آنگاه ما هم مجددا ترا یارى میكنیم!!

آن حضرت به یاران خود فرمان داد كه آغاز حمله نكنند و منتظر هجوم دشمن باشند. ولى سران خوارج كه وضعیت را به زیان خود مى‏دیدند و دوسوم نیروهایشان به امام على(ع) پیوسته و ضربت مهلك روانى بر آنان وارد شده بود، تحمل را از كف داده و دستور حمله را صادر كردند.

نیروهاى خوارج، در مقابل سپاهیان حضرت على(ع) پس از ساعتى نبرد تن به تن، توان خویش را از دست داده و به شكست قاطع و شكننده‏اى مبتلا گردیدند. به طورى كه تمامى جنگ‏افروزان خوارج، در این صحنه بى‏امان به هلاكت رسیدند و تنها نُه نفر از آنان، از میدان نبرد گریخته و جان سالم به در بردند.

***


درگذشت ابوعلی احمد مُسكویه

996سال پیش درچنین روزی درسال432 ه.ق ، « ابوعلی احمد مُسكویه» ازجمله بزرگترین فلاسفه، حكما و مشاهیردانشمندان اسلامی درگذشت.

او درلغت، منطق، ادبیات، فنون شعری، ریاضیات، فلسفه و حكمت استاد بود و بعد ازارسطوو فارابی به معلم ثالث شهرت یافته بود. ازآثارابن مسكویه «تَجاربُ الاُمَم، جاویدان خرد و تَهذیبُ الاَخلاق و تَطهیرُالاَعراق» را می توان نام برد.

***


صلح با عثمانی پس از دو سال جنگ در قفقاز

428 سال پیش در چنین روزی در سال 1579 میلادی ، پس از دوسال جنگ ، میان ایران و عثمانی یك پیمان صلح امضاء شد.

بیشتر صحنه های این جنگ در قفقاز بود. سپاهیان ایران در قره باغ، شماخی و دربند قفقاز عساكرعثمانی را شكست داده بودند.در این جنگها حمزه میرزا صفوی نیروهای ایران را فرماندهی می كرد. در این رشته جنگها، تعرض از جانب عثمانی ها بود كه نیروهای ایران دست به حمله متقابل می زدند.

تاریخچه جنگهای ایران و عثمانی را بیشتر اختلافات مذهبی دانسته اند . در دوران قبل از اسلام آناتولی محل رقابت دو امپراتوری ایران و روم بود و هر یك تلاش می كردند با تسلط یافتن بر آن، قدرت فائقه جهان شوند. جنگ های متعدد ایران و روم گواهی بر این موضوع است. ظهور اسلام و مسلمان شدن ایرانیان این روند را تغییر داد و سبب شد مدتی مرزهای غربی ایران دور از جنگ و درگیری باشد.ظهور دولت صفوی و عثمانی در ایران و آناتولی و تحولات پس از آن سبب گردید كه روند حوادث به گونه ای شكل بگیرد كه در نهایت ایران(تبریز) به مركز تشیع و عثمانی(استانبول) به مركز تسنن تبدیل شوند و رقابت های گذشته در قالبی دیگر فرصت ظهور بیابند. وقوع جنگ های متعدد میان دو كشور ضمن این كه سبب تضعیف ایران و عثمانی گردید از روند تأثیرگذار مثبت دو كشور بر یكدیگر كاست.

***


فرار لویی فیلیپ شاه انتخابی فرانسه ، به انگلستان

159 سال پیش در چنین روزی در سال 1848 میلادی ، لوئی فیلیپ پادشاه فرانسه سه روز پس از كناره گیری به لندن گریخت.

وی پس از دو سال زندگی در انزوا در انگلستان در این كشور درگذشت . فرانسویان در جریان انقلابات سال 1848 اروپا از 23 فوریه شعار تظاهرات خودرا بركناری لویی فیلیپ قرارداده بودند و او عصر روز بعد ( 24 فوریه ) كناره گیری كرد.

در پی كناره گیری لویی ناپلئون، در این كشور جمهوری دوم برقرار شد. نظام جمهوری فرانسه پس از انقلاب اواخر قرن 18 این كشور دوباره سلطنتی شده بود.

لویی فیلیپ از جمله شاهزادگانی بود كه در 1789 از انقلاب فرانسه حمایت كرده بود و یك بار در زیر پرچم انقلاب به نام ژنرال فرانسه با اتریش به جنگ پرداخته بود. انقلاب فرانسه عنوان دوك دو ارلئان را از لویی فیلیپ نگرفته بود.

پس از سقوط امپراتوری ناپلئون كه با رای مستقیم فرانسویان امپراتور آنان شده بود ، لویی فیلیپ با بازگشت فرانسه به دوران اشراف ( دارای لقب ، ولی بعضا بدون ثروت زیاد) مخالفت كرد و این مبارزه ، او را عملا در كنار بورژواها ( توانگران بدون لقب ) قرارداد كه پس از فرار شارل دهم جانشین لویی 18 از فرانسه با كمك همین بورژوا ها پادشاه فرانسه شد.

وی برای این كه به پادشاهی خود مشروعیت بدهد شرط پادشاه شدن را رای پارلمان قرار داد و پارلمان كه در صدد رفع بحران ناشی از فرار شارل دهم به انگلستان بود رای به پادشاه شدن لویی فیلیپ داد .

لویی فیلیپ به دلیل حمایت از بورژوا ها به تدریج علاقه و حمایت كارگران و روشنفكران را از دست داد و سرانجام بر اثر فشار آنان مجبور به كناره گیری و فرار شد. وی نزدیك به 18 سال پادشاه مشروطه فرانسه بود.

***


قتل عام در ورشو

146 سال پیش در چنین روزی در سال 1861 میلادی ، در ورشو قتل عام گسترده ای به وقوع پیوست .

در این میان مردم روسیه علیه قواعد گسترده ای که علیه لهستان وضع شده بود اعتراض کردند . این اعتراض دولت روسیه را خوش نیامد و سرانجام بر روی تظاهر کنندگان تیر گشودند .

***


اخذ وام جهت تکمیل مخارج سفر اول ناصرالدین شاه به فرنگ

138سال پیش درچنین روزی درسال 1290 ه.ق ، دولت ایران برای تكمیل مخارج سفراول ناصرالدّین شاه قاجاربه خارج ازكشورمبالغی ازبارون ژولیوس دورویتر ، وام گرفت.

با رون دورویتر دربرابر پرداخت این وام امتیازات بسیاری به مدت70سال ازدولت ایران دریافت كرد. تأسیس بانك و استخراج همه معادن طبیعی ایران به جزطلا و نقره ازجمله این امتیازات بود. بدین ترتیب تأمین مخارج سفرناصرالدّین شاه آسیب های شدیدی برپیكره اقتصادی و مالی ایران وارد آورد.

***


اعطا امتیاز استخراج نفت به دارسی توسط مظفرالدین شاه

109 سال پیش درچنین روزی درسال 1319 ه.ق ، امتیازاستخراج نفت درایران به ویلیام فاكس دارسی انگلیسی واگذارشد.

دارسی سرمایه دار انگلیسی پس ازتحقیق درباره معادن نفت ایران و اطمینان ازسختی بودن غنی بودن آنها پیشنهاد ناعادلانه خود را توسط وزیرمختارانگلیس درایران به مظفرالدّین شاه قاجارارائه كرد. این شاه بی كفایت نیزبدون درنظرگرفتن منافع ملت و كشور، این امتیازرا به دارسی واگذاركرد.

طبق این قرارداد تمام ایران، به استثنای پنج ایالت شمالی، به امتیاز سرمایه های انحصاری نفتی انگلیس داده شد. قرارداد دارسی ابتدا قرارداد یک شرکت خصوصی بود. در سال 1914 این قرارداد به تملک دولت انگلیس در آمد و شرکت انگلیسی غاصب سابق نفت، به عنوان اولین انحصار نفتی دولتی، به اهرم عمده غارت و سلطه امپریالیستی بر ایران تبدیل گردید.

از این پس امپریالیسم انگلیس یکه تاز میدان سیاست و غارت ایران شد. شرکت غاصب انگلیسی نفت به دولت واقعی در دولت ایران تبدیل گردید. حتی حوادث عظیمی نظیر انقلاب مشروطه، جنبش های انقلابی و ملی در ایران، پس از پیروزی انقلاب اکتبر، نیز نتوانست ایران را از سلطه شرکت غاصب سابق نفت و امپریالیسم انگلیس رها سازد.

***


استقلال دومینیکن

83سال پیش درچنین روزی در سال 1924 میلادی ، كشور دومینیكن به استقلال كامل رسید؛ و بدین ترتیب سلطه كشورهای اسپانیا، فرانسه و اِمریكا بر این سرزمین پایان یافت.

امریكا، دومینیكن را در سال 1916 میلادی اشغال كرد زیرا این كشور به امریكا مقروض بود؛ اما به موجب معاهده سال 1924 میلادی نیروهای امریكایی به تدریج از دومینیكن خارج شدند، ولی تا مدتها بر امور گمركی این كشور نظارت داشتند.

***


تصویب تقویم رسمی ایران

81 سال پیش در چنین روزی در سال 1304 ه.ش ، تقویم رسمی ایران در مجلس شورای ملی تصویب شد و به موجب آن طول و نام ماههای سال اصلاح شد.

طول ماهها که در هر سال متغیر بود و از 29 روز تا 32 روز تغییر می‌کرد به شش ماه 31روزه، پنج ماه 30 روزه و یک ماه 29 روزه (که در سالهای کبیسه 30 روز می‌شود) دقیق شد و نام ماهها از نام صورتهای فلکی به نامهای امروزی آن (فروردین تا اسفند) تغییر کرد.

این تقویم هجری خورشیدی و بر اساس تقویم جلالی است ولی مبدأ این تقویم نوروز سال هجرت محمد، پیامبر اسلام(ص) از مکه به مدینه است.

در این تقویم معیار شروع سال ، سال شمسی حقیقی است ولی مکانی که باید مبدأ محاسبه? تقویم قرار گیرد مشخص نشده است.

بعضی (از جمله ایرج ملک‌پور) نصف‌النهار5 ،52 درجه? شرقی را مرجع محاسبات این تقویم گرفته‌اند و برخی دیگر (از جمله راین‌گولد و درشوویتز در CALENDRICAL CALCULATIONS) تهران را.

این دو مبدأ تا حدود سال 1469 هجری شمسی اختلافی در تقویم ایجاد نمی‌کنند ولی برای تعیین کبیسه بودن یا نبودن سال 1469، لازم است مبدأ این تقویم مشخص شود.

***


بازداشت سرلشکر قرنی ، رییس رکن 2

49 سال پیش در چنین روزی در سال 1336 ه.ش ، سرلشکرمحمد ولی قرنی معاون ستاد مشترک ارتش و رئیس رکن 2 بازداشت شد . طبق گزارشهایی که در تهران انتشار یافت وی را در یک محکمه نظامی محاکمه می کردند .گفته می شد وی قصد انجام کودتا در کشوررا داشته است.

سرلشکر قرنی در مسیر انقلاب اسلامی تلاش های فراوانی کرد و پس از انقلاب اسلامی نیز نخستین رییس ستاد مشترک ارتش بود .

قرنی در بحبوحه انقلاب دستور پایین آوردن عکس های شاه و خانواده او را صادر کرده و گفته بود :« ما اینک وارث ار تش از هم پاشیده ای هستیم که اسمش ارتش شاهنشاهی بود و مدعی بود که مجهز ترین ارتش دنیاست . شاید هم از جهت تجهیزات و اسلحه و مهمات این طور بود اما آنچه این ارتش احتیاج داشت ایمان و وجدان و آرمان بود که فاقد آن بود . در شهریور ماه 1320 که فرماندهان ارتش مدعی شاه پرستی بودند و می گفتند که حاضرند خود و فرزاندنشان را زیر ماشین شاه قربانی کنند در برابر ارتش جوان شوروی پا به فرار گذاشتند و امروز همان ارتش پر مدعا در برابر مشتی جوان بی سلاح یا گروهی با سلاح اندک پا به فرار گذاشتند و نابود شدند زیرا این جوانان ایمان داشتند و ارتش فاقد آن بود .»

سپهبد قرنی ، اولین رییس ستاد مشترك ارتش جمهورى اسلامى ایران ، در سوم اردیبهشت سال 1358 به دست گروهگ فرقان به در جه رفیع شهادت نایل آمد .

***


روز امور تربیتی و تربیت اسلامی

26 سال پیش در چنین روزی در سال 1359 ه.ش ، به همت شهیدان رجایی و باهنر امور تربیتی به عنوان یکی بخش جدایی ناپذیر از تعلیمات تاسیس شد .

پس از انقلاب اسلامی یکی از مهمترین دغدغه های مردم و مسوولان ایجاد روحیه دینی و تقویت نمادهای در میان دانش آموزان به عنوان نسل نوپای جامعه بود. به همین دلیل نام آموزش و پرورش باید در پرورش دینی نیز تجلی می یافت. به همین دلیل مسوولان امر تصمیم گرفتندنهاد امورتربیتی دروزارت آموزش و پرورش راباهدف پاسداری از اصول و ارزشهای و دستاوردهای انقلاب اسلامی ، برنامه ریزی و ایجاد هماهنگی بین نهادهای مختلف فرهنگی کشور، تلاش در جهت اشاعه فرهنگ اسلامی در میان دانش آموزان ، نظارت بر فعالیت های پرورشی مدارس و استفاده از دبیران و افراد خبره در تربیت دینی نسل جوان جامعه و... تشکیل دهند.

هر نهاد تربیتی در مدارس از سه عضو مدیر مدرسه ، مربی تربیتی ، و یکی از معلمان دلسوز تشکیل می گردد .

***


درگذشت غلامحسین بنان

21سال پیش درچنین روزی در سال 1364 ه.ش ، غلامحسین بنان از استادان مسلّم و توانای آواز ایران بعد از یك دوره بیماری طولانی بر اثر ضعف در جهاز هاضمه درگذشت .

او را در امامزاده طاهر كرج به خاك سپردند. پدرش کریم بنان الدوله نوری ومادرش دختر شاهزاده محمدتقی میرزا رکنی (رکن الدوله) بود.

وی از شش سالگی بنا به سفارش استاد" نی داوود" به خوانندگی و نوازندگی پیانو پرداخت . بنان از کودکی نغمه های دل انگیز می خواند . وی به نزد موسیقیدان خوش آوازی به نام ضیاء الذاکرین در آمد و با موسیقی ملی ایرانی آشنا شد . و سپس برای تکمیل فن خوانندگی از محضر ناصر سیف بهره های فراوانی برد .

استاد بنان از سال 1320 شمسی همكاری خود را با رادیو آغاز كرد و بعد از تأسیس انجمن موسیقی ملی در سال 1323 در این مركز به تعلیم هنرجویان پرداخت.

نقل است روزی که بنان با عبدالعلی وزیری جهت امتحان به رادیو می روند در دفتر روح اله خالقی، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده، از بنان میخواهند که برای ایشان قطعه ای بخواند و او «درآمد سه گاه» را آغازمیکند و صبا هم باویلن او را همراهی می کند. هنوز «درآمد» تمام نشده بود که خالقی به صبا می گوید:«شما نواختن ویلن را قطع کنید» و به بنان اشاره می کند «گوشه حصار» را بخواند و بنان بدون اندک مکثی ، با چنان مهارت و استادی «درآمد حصار» را می خواند و به «سه گاه» فرود می اید که روح اله خالقی بی اختیار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می بوسد و آینده وی را در هنر آواز درخشان پیش بینی می کند.

حاصل همكاری استاد بنان با رادیو بیش از 375 برنامه با همکاری استادان تراز اول موسیقی سنتی چون روح الله خالقی، ابوالحسن صبا، مرتضی محجوبی، احمد عبادی، حسین تهرانی، علی تجویدی،و ... بود كه در عرصه موسیقی ملی ایران جاوید و به یادگار خواهد ماند.

وی در سال 1332 به پیشنهاد خالقی به اداره کل هنرهای زیبای کشور منتقل شد وبه سمت استاد آوز هنرستان موسیقی ملی به کار مشغول شد ودر سال 1334رئیس شورای موسیقی رادیو شد.

غلامحسین بنان مدتها بود که مبتلا به ناراحتی جهاز هاضمه شده بود از طرف دیگر حنجره اش نیز آمادگی بیان نیازهای درونیش را نداشت و به همین دلیل اندک اندک از خواندن اجتناب ورزید و از صحنه هنر کناره کشید و دیگر حدود بیست سال آخر عمر را تقریبا فعالیت چشم گیری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز هاضمه او را بیشتر رنجور می کرد . سرانجام غلامحسین بنان ، استاد مسلم موسیقی ایران ، درساعت 7 بعدازظهر پنجشنبه هشتم اسفندماه سال 1364 خورشیدی در بیمارستان ایرانمهر قلهک جهان را بدرود گفت.

***

پی نوشت:

1- توضیح المقاصد- مراقدالمعارف :ج 2

2-تتمة المنتهی

3-بحارالنوار :ج56

منابع :

 روزنامک

 ویکی پدیا

 مهر

تقویم شیعه

ایرانگار

صداوسیما

پردیس

 صحنه ها

 سایت امام علی

 تبیان

 سایت ترکیه

UserName