• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
    جستجو :
صائب ( Sā'eb )
درست و راست ، ‌رسا ،‌ رسانيده ، باران ريزان ، حق
صائب جمع ( Sāheb-jam` )
مأمور جمع آوري ماليات ،‌ مباشر سلطنتي
صائِم ( Sā'em )
روزه دار
صائن ( Sā'en )
نگاهدارنده ، ‌پرهيزکار
صائن الدين ( Sā'ened-din )
پرهيزکار در دين
صابر ( Sāber )
صبر، بردبار ، شكيبا ، صبور ، يكي از نام هاي خداي تعالي
صابره ( Sābere )
مؤنث صابر ، صبركننده ، شكيبا
صابري ( Sāberi )
شكيبايي
صاحب ( Sāheb )
همراه ، همسفر ، همنشين ، وزير ، خداوند
صاحب اختيار ( Sāheb-ekhtiyār )
منصبي در زمان قاجاريه ،‌ حاكم ولايات
صاحب جاه ( Sāheb-jāh )
خداوند مقام و بلندمرتبگي
صاحبداد ( Sāheb-dād )
دادخواه ، ستم ديده
صاحبدل ( Sāheb-del )
كسي كه جرئت دليري دارد ، اهل دل
صاحبه ( Sāhebe )
مؤنث صاحب ، همراه ، همسفر
صادق ( Sādegh )
راستگو ، آشكار ، لقب امام ششم ( ع )
صارم ( Sārem )
شمشير بران ، مرد  دلاور
صارم الدين ( Sāremed-din )
مرد دلاور در دين
صاعد ( Sā`ed )
صعود كننده ،‌ بالا رونده
صافي ( Sāfi )
پاكيزه ، خالص ، شفاف ، وسيله اي براي تصفيه مايعات
صافي ناز ( Sāfi-nāz )
داراي ناز و كرشمه ، اصيل  و خالص
صالح ( Sāleh )
نيكوكار، نيك ، شايسته ، پيغمبر قوم ثمود
صالحه ( Sālehe )
زن نيكوكار و شايسته
صامت ( Sāmet )
خاموش ، ساكت
صانع ( Sāne` )
سازننده ، پيشه ور ، از نام هاي باري تعالي
صانع ( Sāne` )
زرگر ، ريخته گر
صبا ( Sabā )
نسيم ملايمي كه از جانب شمال شرق مي وزد ، كودكي ، جواني
صباح ( Sabāh )
سحرگاهان ،‌ بامدادان ، ‌پدر حسن پيشواي بزرگ اسماعيليه
صباحت ( Sabāhat )
خوبرويي ، ‌زيبايي جمال ، خوشگلي
صبّار ( Sab-bār )
بسيار شكيبا و صبور
صبحي ( Sob-hi )
منسوب به صبح ، بامدادي
صبوح ( Sabooh )
پگاه ، صبح زود ، شرابي كه به هنگام صبح مي خورند
صبور ( Saboor )
صبركننده ، شكيبا ، ‌بردبار
صبورا ( Saboorā )
شكيبا ، حليم
صبيح ( Sabih )
خوبرو ، زيباروي ، نوراني
صبيحه ( Sabi-he )
زن سفيد چهر و زيباروي ، سفيدچهر ، بامداد ، صبح زود
صبيّه ( Sabiy-ye )
دخترك زيبا و خوبرو
صحبت ( Soh-bat )
گفتگو كردن
صحبت الله ( Sohbatol-lāh )
هم گفتگوي خدا
صحت ( Seh-hat )
تندرست شدن ،‌ سالم بودن
صحت يار ( Seh-hat-yār )
سلامت يار
صحر ( Sahar )
سرخي به سپيدي آميخته
صحرا ( Sah-rā )
زمين هموار ، بيابان هامون ، نامي براي دختران
صداقت ( Sedāghat )
دوستي ، ‌راستي ، درستي
صدر ( Sadr )
سينه ، بزرگ ،‌ مهتر، بالا
صدرا ( Sad-rā )
ملاصدراي شيرازي حكيم قرن 11 هجري
صدرالدين ( Sadred-din )
مقام و پيشواي دين
صدرالله ( Sadrol-lāh )
خدا ، پيشوا
صدري ( Sad-ri )
منسوب به صدر ، نوعي برنج اعلا
صدف ( Sadaf )
غلاف مرواريد ، جانوري دريايي نرم تن كه توليد مرواريد  مي كند
صديق ( Sedigh )
دوست خالص و راستگو
صديقه ( Sedighe )
زن بسيار راستگو، صديق ،‌ از القاب حضرت فاطمه (ع)
صدیف ( Sodeif )
مصغر از صدف
صراح ( Sorāh )
مي  خالص
صَریم ( Sarim )
صخره
صعوه ( Sa`ve )
پرند هاي كوچك و خوش آواز به اندازه گنجشك
صغري ( Sogh-rā )
زن كوچكتر ، جمع صغیر
صفا ( Safā )
روشني ، پاكي ، يكرنگي ، تماشا
صفار ( Saf-fār )
رويگر ، مسگر ، شغل پدر يعقوب ليث
صفدار ( Saf-dār )
دارنده صف ، ‌دارنده لشكر ، لقب حضرت علي ( ع )
صفدر ( Saf-dar )
شكننده و برهم زننده ، كنايه از دلاورشجاع
صفر ( Safar )
عقل ، نفس ، دومين ماه  قمري
صفّي ( Safi )
دوست خالص ، برگزيده
صفوان ( Saf-vān )
سنگ صاف
صفوت ( Saf-vat )
خلوص  و ويژگي ،‌ خالص ، برگزيده
صفورا ( Safoorā )
گنجشك ماده ، نام همسر موسي(ع) و دختر شعيب پيامبر
صفي الدين ( Safiyed-din )
برگزيده خالص در دين
صفي الله ( Safiyol-lāh )
لقب آدم ( ع ) برگزيده  خدا
صفيه ( Safiye )
بانوي برگزيده ، درخت خرماي پُربار
صلاح ( Salāh )
مصلحت ، آشتي كردن ، سزاواري
صلاح الدين ( Salāhed-din )
موجب  نيكي در دين
صلح جو ( Solh-joo )
آشتي خواه
صمد ( Samad )
ياري دهنده ، غني ، بي نياز ، از اسامي پروردگار
صمدالله ( Samadol-lāh )
خداوند بي نياز و پاينده
صمصام ( Sam-sām )
تيغ بُران ، شمشير بُرنده
صميم ( Samim )
خالص ، برگزيده
صندل ( San-dal )
درختي با چوب معطر
صنم ( Sanam )
الهه ، معشوق ، دلبر
صنمبر ( Sanam-bar )
دلدار خوش اندام
صنوبر ( Senow-bar )
درختي هميشه سبز ، جزو درختان زينتي
صنيع ( Sani` )
ساخته شده ، پرورش داده شده ، پرورده ، تربيت يافته و آفرينش
صنيعه ( Sani`e )
زن برگزيده ، نوظهور و تازه
صهبا ( Sah-bā )
سرخ ، سفيد ، شراب ، مي
صَواب ( Savāb )
درست ، حق ، سزاوار
صورت آرا ( Sorat-ārā )
آرايش كننده صورت
صورت آفرين ( Sorat-āfarin )
آفريننده صورت ، خالق ، نقاش
صورتگر ( Sorat-gar )
نقاش ، مجسمه ساز
صوفي ( Soofi )
پشمينه پوش ، عارف
صولت ( Sow-lat )
حمله ، غلبه ، خشم ، هيبت ، قدرت
صونا ( Sonā )
تقوي ، نگهداشتن خود از معصيت
صيّاد ( Say-yād )
شكارچي
صِیام ( Siyām )
روزه دار ، روزه گرفتن
صَیِّب ( Saiyeb )
باران