• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3407
  • پنج شنبه 1385/12/3
  • تاريخ :

نمونه‌اى از پندارهاى رهزن- آیة الله جوادی آملی(19)


یكى از پندارهایى كه مانع و رهزن سیر و سلوك آدمى است، آن است كه خود را مالك و ملك مى‌داند و معرفت والا و گرانقدرى كه دین به ما مى‌آموزد و در زمینه حسن خلق و تهذیب روح، سهم مؤثرى دارد این است كه آنچه در دست ماست عاریه است و ما مالك و ملك چیزى نیستیم: "لا یملك لنفسه نفعا ولا ضرا ولا موتا ولا حیوة ولا نشورا(1)؛ قل من یرزقكم من السماء والارض امن یملك السمع و الابصار و من یخرج الحی من المیت و یخرج المیت من الحی و من یدبر الامر فسیقولون الله فقل افلا تتقون.(2) به چیزى كه در دست كسى است و مال او نیست از این جهت عاریه گفته‌اند كه آن شخص از آن عریان است. كسى كه مالك چیزى نباشد و آن را از دیگرى بگیرد، در حقیقت، خود از آن عریان و برهنه است. همه عناوین حقیقى عاریه است. با قدرى تامل بیشتر، مى‌بینیم نه تنها اموال، اولاد و اعضاى خانواده ما عاریه‌اند، بلكه اصل زندگى و بود ما نیز عاریه است. حافظ مى‌گوید:

این جان عاریت كه به حافظ سپرده دوست روزى رخش ببینم و تسلیم وى كنم

اصلا این جهان، جهان عاریه است. در این جا جز خلیفة الله كسى مظهر ملیك و مالك نیست مگر در حد بسیار ضعیف؛ ولى در بهشت جاودان، خداوند، مؤمنان صالح را مظهر ملیك و مالك مى‌كند. آن جا دیگر انسان، عریان یا عارى نیست. وعده‌اى كه به بهشتیان داده شده این است: "الا تجوع فیها ولا تعرى(3) انسان در بهشت نه گرسنه است و نه عریان و انسان مؤمن نه تنها عارى نیست و همواره جامه در بر دارد، بلكه مظهر ملیك و مالك است.

امیرالمؤمنین علیه السلام مى‌فرماید: انسان بد، لحظه‌اى از لطف خدا بیرون نیست.

عده‌اى مظهر تبارك الذى بیده الملك(4) هستند و اینان متوسطان از مؤمنانند و عده‌اى مجلاى فسبحان الذى بیده ملكوت كل شىء(5) كه اینها اوحدى از مؤمنان هستند. از این رو در بهشت، انسان هر چه بخواهد براى او حاصل است: "لهم ما یشاؤون فیها و لدینا مزید."(6) در دنیا هر چه بخواهیم، نصیبمان نخواهد شد خواه متعلق درخواست، متاع دنیا باشد یا آخرت: "لیس بامانیكم ولا امانى اهل الكتاب.(7) بسیارى از تمنیات ما حاصل نشده و نمى‌شود. ما در راه به ثمر رسانیدن بسیارى از كارها تلاش و كوشش مى‌كنیم ولى به مقصد نمى‌رسیم، ولى در بهشت، خواستن همان و تحقق مقصود، همان. خواسته خداوند همیشه محقق است؛ زیرا هیچ مانعى در برابر حكم او نیست: لا راد لقضائه(8) و در بهشت چون مؤمنان، مظهر هو الملیك و هو المالك و مظهر تبارك الذى بیده الملك(9) و فسبحان الذى بیده ملكوت كل شىء(10) هستند، ملك و ملكوت هر چیزى به دست آنهاست. چنین عالمى در انتظار ماست. آنگاه ما خود را به زباله دنیا، سرگرم مى‌كنیم! مردارى كه در گوشه‌اى افتاده، شامه‌اى را نمى‌رنجاند، ولى شامه‌اى رهگذر از بوى بد مردارى رنجور مى‌شود كه بادى وزیده، بوى بد آن را به شامه رهگذر مى‌رساند. فرستادن بادها به دست خداست: "و هو الذى یرسل الریاح"(11) و ذات اقدس اله گاهى در جوامع انسانى تحولى پیش مى‌آورد كه مانند باد، بوى بد مردار درون انسان ریاكار و سمعه‌گرا را آشكار مى‌كند و چنین انسانى، یكباره بى حیثیت مى‌شود. قرآن كریم مى‌فرماید: غیبت، خوردن گوشت برادر مرده است. انسان وقتى مردارخوار شد، در درون او انباشته مى‌شود. آنگاه بادى مى‌وزد و آن بوى بد را ظاهر مى‌كند و شخص مردارخوار رسوا مى‌شود. با همه بدی‌هایى كه داریم خدا آبروى ما را نمى‌برد. امیرالمؤمنین علیه السلام مى‌فرماید: انسان بد، لحظه‌اى از لطف خدا بیرون نیست: "بل لم تخل من لطفه مطرف عین فی نعمة یحدثها لك، او سیئة یسترها علیك او بلیة یصرفها عنك."(12) این كلام كسى است كه درون‌بین است و از باطن ما خبر دارد. حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام مى‌فرماید: "والله لو شئت ان اخبر كل رجل منكم بمخرجه و مولجه و جمیع شانه لفعلت(13) به خدا سوگند اگر بخواهم همه اسرار شما، یعنى سرگذشت و سرنوشت، ورود و خروج و آغاز و انجام هر یك از شما را بگویم، مى‌توانم. گاهى انسان بر اثر احضار و ارتباط با ارواح یا حشر با جنیان خبرهایى مى‌شنود. البته این خبرها قطعى نیست و كذب و اشتباه در آنها فراوان است؛ اما گاهى انسان از زبان مطهر معصوم علیه السلام، سخنى مى‌شنود كه یقین‌آور است. او كه از درون انسان‌ها با خبر است، مى‌فرماید: با این كه شما بد هستید، لحظه‌اى از لطف خدا بیرون نیستید ولى از او حیا نمى‌كنید.

انسان در بسیارى از موارد بر اثر نعمت بسیار، بدى را ترك مى‌كند، چنانكه فرزند جوان به مادر و پدر پیر خود احترام مى‌گذارند و از آنان اطاعت مى‌كنند با این كه از آنان ترسى ندارند. حوادث تلخ بسیارى در كمین ماست و ما نمى‌توانیم آنها را برطرف یا كنترل كنیم؛ اما به لطف خدا از ما برداشته مى‌شود ولى ما احیانا خود را طلبكار تلقى كرده و مى‌گوییم كار خیرى كرده‌ایم كه فلان حادثه پیش نیامده، در حالى كه آن كار خیر هم مشمول لطف خدا بوده اما خودخواهى نمى‌گذارد كه بگوییم خدا ما را حفظ كرده است.

انسان در بسیارى از موارد بر اثر نعمت بسیار، بدى را ترك مى‌كند، چنانكه فرزند جوان به مادر و پدر پیر خود احترام مى‌گذارند و از آنان اطاعت مى‌كنند با این كه از آنان ترسى ندارند. حوادث تلخ بسیارى در كمین ماست و ما نمى‌توانیم آنها را برطرف یا كنترل كنیم؛ اما به لطف خدا از ما برداشته مى‌شود ولى ما احیانا خود را طلبكار تلقى كرده و مى‌گوییم كار خیرى كرده‌ایم كه فلان حادثه پیش نیامده، در حالى كه آن كار خیر هم مشمول لطف خدا بوده اما خودخواهى نمى‌گذارد كه بگوییم خدا ما را حفظ كرده است. اگر ذات اقدس اله ما را این گونه مشمول نعمت‌هاى خاص خود قرار داده است كه هر آن، لطفى نسبت به ما روا مى‌دارد برخلاف حیا و ادب است كه انسان از لطف عمیم و ستر صمیم او غفلت كرده گناه كند. در كتاب‌هاى اخلاقى بابى با عنوان الادب مع الله هست كه از رعایت ادب با خدا در خلوت و جلوت بحث مى‌كند. امیرالمؤمنین علی علیه السلام مى‌فرماید: دنیا شما را فریب نداده و راستگوست؛ زیرا آنچه را دیگران داشتند به شما عرضه و آنگاه تهدید كرده كه: نیروى چشم، گوش، بازو، پست و میز و مقام را از شما مى‌گیرم و گرفت و انسان هر چه بر عمرش افزوده مى‌شود قواى خود را یكى پس از دیگرى از دست مى‌دهد، ولى متوجه نمى‌شود كه این قوا عاریه است و چون مى‌گیرند معلوم مى‌شود از آن او نیست: "ام متى غرتك؟ ابمصارع آبائك من البلى، ام بمضاجع امهاتك تحت الثرى؟... ان الدنیا دار صدق لمن صدقها و دار عافیة لمن فهم عنها و دار غنى لمن تزود منها و دار موعظة لمن اتعظ بها... فمن ذا یذمها و قد آذنت ببینها و نادت بفراقها و نعت نفسها و اهلها فمثلت لهم ببلائها البلاء...(14) و حقا اقول: ما الدنیا غرتك ولكن بها اغتررت و لقد كاشفتك العظات و آذنتك على سواء و لهی بما تعدك من نزول البلاء بجسمك والنقص فی قوتك، اصدق و اوفى من ان تكذبك او تغرك... و لئن تعرفتها فی الدیار الخاویة والربوع الخالیة لتجدنها من حسن تذكیرك و بلاغ موعظتك بمحلة الشفیق علیك و الشحیح بك... ."(15)

پی‌نوشت‌ها:

1. مفاتیح الجنان، تعقیب نماز عصر.

2 . سوره یونس، آیه 31.

3. سوره طه، آیه 118.

4. سوره ملك، آیه 1.

5. سوره یس، آیه 83.

6. سوره ق، آیه 35.

7. سوره نساء، آیه 123.

8. بحارالانوار، ج 4، ص 160.

9. سوره ملك، آیه 1.

10. سوره یس، آیه 83 .

11. سوره اعراف، آیه 57.

12. نهج البلاغه، خطبه 223، بند 9.

13. نهج البلاغه، خطبه 175، بند 3.

14. نهج البلاغه، حكمت 131.

15. نهج البلاغه، خطبه 223، بند 10.

منبع: کتاب مراحل اخلاق در قرآن، آیة الله جوادی آملی.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تا دیر نشده در این راه قدم بگذارید!!

تا دیر نشده در این راه قدم بگذارید!!

تا دیر نشده در این راه قدم بگذارید!!
یک واجب فوری

یک واجب فوری

یک واجب فوری
روزه ای برای همه حتی ناتوان ها - زمزمه ملکوت (1)

روزه ای برای همه حتی ناتوان ها - زمزمه...

روزه ای برای همه حتی ناتوان ها - زمزمه ملکوت (1)
خدا پیش خودت است عزیزم!

خدا پیش خودت است عزیزم!

خدا پیش خودت است عزیزم!
UserName