• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3034
  • پنج شنبه 1385/11/12
  • تاريخ :

آوای سلول

نمونه‌ شعرهای زندانیان سیاسی دوران ستم‌شاهی


هوا تاریک

فضا دم کرده و سنگین

حصار از هر طرف پیچیده و در هم تنگ

سکوتی تلخ و وحشت‌زا فرا گسترده‌ بال و پر

و من با پیکری رنجور

در این نفرت زده سلول

نشسته با خدای خویشتن تنها

فروغ چشم‌هایم بی‌رمق گشته

بر اندامم حکومت می‌کند لرزه

سرم می‌چرخد از سستی

و می‌آید صدا از بند بند استخوان‌هایم

ولی خرسند و خوشحالم

نمی‌گریم

نمی‌نالم

که در راه خدا اینها و صد مانند اینها سهل و آسان است

شکنجه، زجر و زندان راحت جان است

از آن روزی که بر خود بر نهادم نام انسانی

وزان لحظه که پوشیدم ره و رسم مسلمانی

پذیرفتم همه هر چه رضای کردگارم بود

بریدم دل ز هر چه سد راهش بود

گذشتم از زن و اموال و فرزندان

فدا کردم به راه او جوانی و توان و جان

نخواهم جز رضای او

نپویم غیر راه او

خدایا عشق تو در هر رگ و خونم

به جز تو یار و محبوبی نمی‌خواهم نمی‌جویم

تو ای محبوب و معشوقم

تو ای مقصود و معبودم

ولی و آشنایم تو

انیس و رهنمایم تو

تنم تو، روح و جانم تو، رگم تو، استخوانم تو...

روزه و رمضان در اشعار حافظ

روزه و رمضان در اشعار حافظ

روزه و رمضان در اشعار حافظ
شعر کودک انگلیسی؛ تقاطع انیمیشن و شعر

شعر کودک انگلیسی؛ تقاطع انیمیشن و...

شعر کودک انگلیسی؛ تقاطع انیمیشن و شعر
فلسفه و شعر

فلسفه و شعر

فلسفه و شعر
به کجا چنین شتابان بر روی دیوار لیدن

به کجا چنین شتابان بر روی دیوار لیدن

به کجا چنین شتابان بر روی دیوار لیدن
UserName
عضویت در خبرنامه