• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1553
  • يکشنبه 1382/6/2
  • تاريخ :

از پله بیشتر گل زده ام(8)

خیلی جالب بود. در حالی كه من فقط 9 سال داشتم فرانسیسكو شك كرده بود كه نكند من از اون مردهای كوتوله هستم ! از این به بعد او دوست صمیمی پدرم شد. پدرم به فرانسیسكو و به دون یایو اعتماد زیادی داشت و درست مثل یكی از اعضاء خونه ما به حساب می آمدند. با وجود این اعتماد ، من قرارداد خودم رو با آرژنتینوس بستم. اگر محل زندگیمان جای دیگری بود، ممكن بود كه به تیمی مثل ایندیپندنته یا لائوس می رفتم ، اما فكر نمی كنم به تیم ریورپلات می رفتم. اگر امكان انتخاب را داشتم به بوكا می رفتم. زمانی كه داشتم به عنوان یك بازیكن شكل می گرفتم عاشق بوچینی بودم. سخت به بازی اش علاقه مند بودم و اعتراف می كنم كه در اوایل دهه 70 تیم ایندیپندنته در جام لیبرتادورس خوب درخشید و بازی بوچینی منو شیفته اون تیم كرده بود. بوچینی و برتونی و ضربه هایی كه آنها را از روی دیواره دفاعی به توپ می زدند ، طوری تو ذهنم نقش بسته بودند كه باعث شد آنها را به عنوان بازیكنان استاد و الگوی خودم در تاریخ فوتبال بپذیرم. همچنین من از بتوالونسو خوشم می اومد چون چپ پا بود و خودم هم نمی دونم كه چرا بازی چپ پاها بیشتر به چشم می آید. به عنوان مثال می شه از ریولینو اسم برد، تنها چیزی كه بوچا ( منظورم همون بوچینی هست) نداشت پای چپ بود. اما خیلی خوب می تونست دفاع تیم مقابل رو جا بذاره. نحوه دور زدن دفاع مقابل توسط بوچینی برام خیلی جالب بود. واقعیت این است كه در 16 سالگی به من می گفتند كه ایندیپندنته مایل به خریدن من است. در این موقع دوست داشتم با بوچابازی كنم و این رو برای خودم تو رویا می دیدم ، اما من به بازی همه نگاه می كردم و یاد می گرفتم در عین حال در سبولیتا هر تیمی را كه در مقابلمان قرار می گرفت می بردیم 136 بازی پشت سر هم را بردیم. اسامی آنها را در یك دفترچه كه فرانسیس و دنیایو به من دادند دارم . هنوز هم كلودیا از آن دفترچه مثل یك گنج نگه داری می كنه. اگر گل هایی كه اونجا زدم را هم حساب كنید از پله بیشتر گل زده ام. اما واضح است كه اونها را نمی شه به حساب آورد. با وجود اینكه مطمئن هستم آن گل ها را زده ام، دقیقاً مسابقه ای كه در آن باختیم و نوار پیروزی هایمان قطع شد یادم می آد چون تا قبل از آن همه جا می بردیم از آن به بعد بود كه من كم كم تبدیل به یك بازیكن واقعی شدم . چرا كه تا قبل از این در فیوریتو كاری كه می كردم دویدن پشت سر توپ بود.

ادامه دارد ...

UserName