• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3272
  • پنج شنبه 1385/11/12
  • تاريخ :

بیست سال گریه


امام سجاد صلوات الله علیه بر مصیبت پدرش بیست سال گریست. هیچ وقت طعامی به محضر او نیاوردند مگر آن كه چشمهایش پر از اشك گردید، روزی یكی از غلامانش گفت: یابن رسول الله (ص) آیا وقت تمام شدن غصه‏ات نرسید؟! «اما آن لحزنك ان ینقضی»؟! امام فرمود: وای بر تو، یعقوب پیامبر دوازده پسر داشت، خداوند یكی را از پیش او برد، چشمهایش از كثرت گریه سفید و نابینا گردید، موی سرش سفید شد، پشتش خم گردید، با آن كه پسرش در دنیا زنده بود.

اما من با دو چشمم دیدم كه پدرم و برادرم و عموهایم و هفده نفر از خانواده‏ام همه در كنار من به خون غلطیده بودند. چطور اندوه من تمام شود؟! «و یحك انّ یعقوب النّبی (ع) كان له اِثنی عشر ابنا فغیّبَ اللّه واحداً منهم فابیضّت عیناه من كثرة بكائه علیه و شاَب رأسه من الحزن وَاْحدَوَْدَب ظَهرُه من الغمّ و كان ابنه حیّاً فی الدنیا و انا نظرت الی ابی و اخی و عمّی و سبعة عشر من اهل بیتی مقتولین حولی فكیف ینقضی حزنی» (8).

_______________

سیر الائمه: ج 3 ص 195 تألیف سید محسن امین عاملی

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName