• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1629
  • پنج شنبه 1382/5/30
  • تاريخ :

مارادونا مشكوك به صغرسنی (7)

برای اولین بار به مسیری پا گذاشتم كه بعدها هزاران بار آن را طی كردم. به قصد مالویناس از محله مان در فیوریتو حركت كردیم. مالویناس جایی بود كه بازی تیم آرژانتینوس در آنجا برگزار می شد. دقیقاً در ترونادورTronador و بائونسBauness. وقتی كه به آنجا رسیدیم به قدری باران شدید باریده بود كه به ما اطلاع دادند كه به خاطر محافظت از چمن بازی نمی توانند در آنجا از ما تست بگیرند. ما بچه های حاضر در آنجا با شنیدن این خبر آنقدر ناراحت شدیم كه اگر گریه می كردیم این دفعه تمام زمین و همه ما به زیر آب می رفتیم. بنابراین فرانسیسكو كه آدم زیرك و باهوشی بود و همه كارها رو پیش می برد پیشنهاد جالبی داد و گفت: بیخودی مشكلات رو بزرگ نكنید الان همه ما سوار وانت دون یایو می شیم و به پارك ساوادراSavadera می ریم شاید اونجا بتونیم بازی كنیم. فرانسیس همان فرانسیسكو گریگوریو بانی تیم سبولیتاس بود كه به نوعی از تیم های نوجوانان تیم آرژانتیوس حساب می شد و اسم اصلی دون یایو هم خوزه امیلیو ترونا بود. او كمك فرانسیس ریه دو مردی تقریباً در همان سن و سال فرانسیسكو و صاحب وانتی بود كه با آن به همه جا می رفتیم. در پارك ساوادرو ، بچه ها به دو تیم تقسیم شدیم من تونستم كه در نیمه دوم وارد بازی بشم. با گویو تو در یك تیم افتادیم در حالیكه تو محل رقیب هم به حساب می اومدیم ، ما همدیگر رو خیلی خوب تو زمین پیدا می كردیم و هر كاری دوست داشتیم می تونستیم انجام بدیم. ضربه آزاد، دریبل و یك عالمه گل كه البته تعداد دقیقشون به یادم نمی آد. در آخر بازی فرانسیس از من خواست كه مداركم رو نشون بدم.

بچه مطمئن هستی كه متولد دهه شصت هستی ؟

بله دون فرانسیس.

مداركت رو ببینم.

تو خونه جا گذاشتم.

UserName