• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1038
  • دوشنبه 1385/11/2
  • تاريخ :

قلعه‌نویی و دغدغه 32 ساله

ایران شایستگی قهرمانی جام ملت‌های آسیا را دارد


قلعه‌نوعی و دغدغه ی 32 ساله

هرچند كه شروع امیدوار‌کننده‌ای نداشت، اما رفته رفته توانست یک تیم ایده‌آل بسازد و باعث شد ایران در رده‌بندی فیفا باز هم به همان جایگاه قبلی خود، یعنی بهترین تیم قاره کهن دست یابد. امیر قلعه‌نوعی با همان جسارت و پشتکاری که در هدایت استقلال از خود نشان داده بود، خیلی زود توانست فوتبال را به خود معطوف کند و به نوعی مردم را با تیم‌ملی آشتی بدهد.

امیر قلعه‌نوعی، سرمربی تیم‌ملی کشورمان در گفتگو با خبرگزاری ورزش ایران در خصوص مسائل تیم‌ملی، استقلال و فوتبال ایران صحبت کرد.

در حال حاضر روند نتیجه‌گیری تیم‌ملی را چطور ارزیابی می‌کنید؟

خوشبختانه از زمانی که مسوولیت تیم‌ملی را برعهده گرفتم، از تمامی بازیکنان شایسته‌ای که لیاقت پوشیدن پیراهن تیم‌ملی را داشتند، دعوت کردیم. تا بدین لحظه این روند رضایت‌بخش بوده و فکر می‌کنم تا حدودی توانسته‌ایم انتظارات مردم از فوتبال ملی را جامه عمل بپوشانیم.

این نکته را هم اضافه کنم که اگر بازیکنی بتواند خواسته‌های کادرفنی را اجابت کند و در پازل تاکتیکی تیم قرار بگیرد، پیراهن تیم‌ملی را بر تن خواهد کرد و مطمئن باشید حق هیچ کس ضایع نمی‌شود. البته بازیکنانی مثل علی کریمی و آندرانیک تیموریان که در اکثر مواقع برای بایرن مونیخ و بولتون بازی نمی‌‌کنند به خاطر قرار گرفتن در پازل تاکتیکی تیم استفاده می‌شوند و این مسأله اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

برای آینده تیم‌ملی چه تدابیری اندیشیده‌اید تا برای حضور در رقابت‌های‌ جام ملت‌های آسیا دغدغه خاطری نداشته باشیم؟

طبق جلساتی متعدد با مسوولان فدراسیون فوتبال یک تقویم و برنامه شش ماهه‌ای تنظیم شده که بر اساس آن مشخص می‌شود تیم‌ملی چه زمانی به اردو خواهد رفت، با چه تیم‌هایی بازی می‌کند و از چه تدارکاتی برخوردار است. یکی از مسائلی که در تدارکات تیم‌ملی به آن باید توجه ویژه‌ای شود بحث تغذیه بازیکنان است و طبق برنامه زمان حضور آشپز تیم هم مشخص شده و با نگاهی کارشناسانه تمامی مسائل ریز و درشت پیرامون تیم‌ملی را لحاظ کردیم.

انجام دیدارهای تدارکاتی و بازی با تیم‌های بزرگ عیار تیم‌ملی را بالا می‌برد، در این خصوص چه تدابیری اتخاذ کرده‌اید؟

رویارویی با سه تا چهار تیم مطرح فوتبال جهان در دستور کار برنامه‌های کادرفنی تیم‌ملی قرار دارد که تمامی این اهداف مستلزم حمایت مالی فدراسیون فوتبال است تا چقدر این تشکیلات می‌تواند انتظارات را برآورده کند.

همان طور که می‌دانید تیم‌ملی از سال 1976 تا به حال نتوانسته در رقابت‌های جام ملت‌های آسیا قهرمان شود و این قضیه به نوعی فوتبال ملی ما را آزار می‌دهد.

به خوبی به این موضوع واقف هستم. تیم قهرمان این رقابت‌ها جواز حضور در پیکارهای جام کنفدراسیون‌ها را هم پیدا می‌کند و در رقابت‌های وسیع‌تری مثل (جام‌جهانی کوچک) حاضر می‌شود. فوتبال ملی ما با برخورداری از بازیکنانی مستعد و مسوولان دلسوز شایستگی احراز این عنوان را دارد اما اتفاقات فوتبال را نمی‌توان پیش‌بینی کرد به‌عنوان مثال در جام‌جهانی هیچ‌کس فکر نمی‌کرد برزیل، آرژانتین و حتی آلمان میزبان هم از راهیابی به فینال باز بمانند و فرانسه و ایتالیا دیدار پایانی را انجام دهند. در واقع مردم فوتبالدوست ما باید با حقایق فوتبال کنار بیایند و اتفاقات ناخواسته را به حساب بی‌تعصبی نگذارند.

به‌همین خاطر هم باعث شده که کادرفنی تیم‌ملی اقدام به تشکیل تیم‌ملی «ب» کرده و بازیکنان زیر 25 سال را برای پشتوانه‌سازی در نظر گرفته است؟

دقیقاً، بالاخره باتوجه به میانگین سنی که تیم‌ملی در حال حاضر داراست و اکثر بازیکنان آن بین 27 تا 30 سال هستند باید از یک نقطه اصل پشتوانه‌سازی را شروع می‌کردیم که با تشکیل تیم‌ملی «ب» قصد داریم به آن دست پیدا کنیم.

نکونام چند سال دیگر با فوتبال ملی خداحافظی می‌کند و وقتی که او نباشد یا به هر دلیلی نتواند به تیم‌ملی بپیوندد، چه کسی باید جالی خالی‌اش را پر کند؟

مازیار زارع، حسین کاظمی و کیانوش رحمتی گزینه‌هایی هستند که با میدان دادن به آنها می‌توانیم بازیکنی را در حد و انداز‌ه جواد به فوتبال ملی معرفی کنیم. همین تورنمنت اردن و امارات هم از این قبیل میادینی است که باید در آن به تجربه بازیکنان این چنینی افزوده شود.

از چه طریقی عملکرد بازیکنان لژیونر شاغل در اروپا یا امارات را زیرنظر دارید و مطلع می‌شوید که وضعیت آنها در باشگاه طرف قراردادشان چگونه است؟

یکی دیگر از حرکت‌های مثبتی که کادرفنی جدید تیم‌ملی انجام داده، اختصاص یک پرونده برای بازیکنان داخلی، تیم‌های حاضر در لیگ برتر و لژیونرهای شاغل در امارات و اروپاست که جمع‌بندی این اطلاعات هر هفته توسط مارکار آقاجانیان و افشین پیروانی در اختیار بنده یا سایر اعضای کادرفنی تیم‌ملی گذاشته می‌شود.

انجام یک چنین برنامه مدونی نیاز مبرم به همکاری باشگاه‌ها دارد و باید کادرفنی تیم‌ملی در این خصوص حمایت شود؟

تیم ملی و باشگاه‌ها لازم و ملزوم یکدیگر هستند و باید در کنار هم حرکت کنند. ناگفته نماند نباید از نقشی که مطبوعات در موفقیت تیم‌ملی ایفا می‌کنند به سادگی گذشت و این قشر زحمتکش در کنار باشگاه‌ها و تیم‌ها ارکان اصلی تیم به شمار می‌آیند.

اما اکثر این تیم‌ها یا باشگاه‌ها از تعطیل‌شدن رقابت‌های لیگ برتر به خاطر بازی‌های تیم‌ملی گله دارند و معتقد هستند که نباید به هر دلیلی مسابقات تعطیل شود؟

خوشبختانه کادرفنی تیم‌ملی هم به خوبی به این نکته اذعان دارد و در همین رقابت‌های دوستانه اردن و امارات هم مشاهده کردید که بدون وقفه‌ای در لیگ تیم‌ملی به این پیکارها اعزام شد و در دیدار 18 بهمن مقابل بلاروس هم همین برنامه را داریم.

بالاخره بگوویچ جانشین سیموئز در تیم‌ملی امید شد و سکان هدایت این تیم را برای المپیک در دست گرفت؛ نظرتان در این خصوص چیست؟

در تمام دنیا مرسوم است که مربیان تیم‌های پایه‌ای ملی زیر نظر سرمربی تیم ملی بزرگسالان کار و برنامه‌های خود را با وی هماهنگ کنند؛ اما متأسفانه در کشور ما به‌هیچ‌وجه این مسأله اجرا نشده و نمی‌شود زیاد فرد یا مجموعه‌ای را مقصر خطاب کرد؛ اما در حال حاضر همه وظیفه داریم از بگوویچ و تیم‌ملی امید حمایت کنیم تا پس از 32 سال ناکامی به المپیک راه پیدا کنیم.

اما سیموئز در تازه‌ترین اظهارات خود گفته قلعه‌نوعی باعث ناکامی تیم‌ملی امید در دوحه بوده و او را نمی‌بخشم؟

هر مربی خارجی که به جای سیموئز در تیم‌ملی امید کار می‌کرد هم همین گفته را به زبان می‌آورد؛ چرا که بهترین روش برای توجیه ناکامی این است که گناه بی‌توجهی‌های اعمال شده را به گردن دیگران بیاندازیم و از زیر بار فشار انتقادات شانه خالی کنیم؛ ایشان یک بار خدمت آقایان قره‌خانلو و کفاشیان اعلام کردند این صحبت‌ها را بیان نکرده و مطبوعات این جنجال را به‌راه انداخته‌اند و یک بار هم خدمت آقایان مصطفوی و افتخاری؛ حال صحت و سقم این مسأله را چطور برای شما و دیگران تأیید کنم نمی‌دانم؛ حتی به‌دلیل اینکه حرف و حدیثی به‌وجود نیاید دعوت کفاشیان را برای همراهی تیم‌ملی امید در دوحه رد کردم تا سیموئز بدون هیچ اعمال‌فشار کار کند؛ خدا را شاهد می‌گیرم تنها مسأله‌ای که بین من و ایشان اتفاق افتاد معرفی سیاوش اکبرپور به اردو تیم‌ملی بود؛ همین و بس البته بنده به اصرار خود اکبرپور که معتقد بود شرایط سنی‌اش به زیر 23 سال می‌خورد او و صابر میرقربانی را به سیموئز پیشنهاد دادم نه تحمیل؛ حتی سیموئز معتقد بود از طریق پیروانی به‌وی اعمال فشار می‌آید که طی یک تماس تلفنی هم همکار بنده مسأله را تکذیب کرد.

قلعه‌نوعی و دغدغه ی 32 ساله

اختلاف سلیقه‌ای که میان کمیته انتقالی و فدراسیون فوتبال به‌وجود آمده ممکن است به فوتبال ما لطمات جبران‌ناپذیری را وارد کند، آیا با این عقیده موافق هستید؟

صددرصد؛ چرا که در مملکت ما با قدمت 9 هزار ساله دیگر این قبیل اختلاف سلیقه‌ها محلی از اعراب ندارد و نباید تفکرات و خط مشی سیاسی را با فوتبال یکی کنیم و این دو مقوله از یکدیگر جدا باشند.

چرا دیگر از جلساتی که تحت عنوان خرد جمعی با مربیان لیگ برتری جهت یاری دادن به کادر فنی تیم‌ملی برگزار می‌شد خبری نیست؟

بنده هم به عنوان مسؤول مستقیم مسائل فنی تیم‌ملی با برگزاری یک چنین نشستی در 2 بخش مطبوعات و مربیان موافق هستم و آنها را یکی از راه‌های رسیدن به موفقیت می‌دانم.

رقابت‌های لیگ حرفه‌ای که سالیانه در آن نزدیک به یکصد میلیارد تومان هزینه صرف می‌شود را چطور ارزیابی می‌کنید؟

در حال حاضر 6 دوره از رقابت‌های لیگ حرفه‌ای می‌گذرد که اکثر تیم‌ها امکانات اولیه خود را در اختیار ندارند. استقلال نماینده ایران در لیگ قهرمانان آسیا یک زمین تمرین ندارد و بازیکنان این تیم باید از اتومبیل مسؤول تدارکات استقلال به عنوان رختکن استفاده کنند. در فوتبالی که هزینه آن به اندازه یکصد یا حتی 500 میلیارد تومان ولی بازدهی به آن اندازه را ندارد، نباید ادعای حرفه‌ای شدن را کرد.

فکر نمی‌کنید شرایط حاکم بر استقلال جایی که در حال حاضر مسؤولیت‌سازمان، فوتبال آن را عهده‌دار هستید نتوانسته رضایت خاطرتان را فراهم کند؟

بله؛ در زمانی که بنده مسؤولیت فنی تیم‌ملی را به‌عهده گرفتم از سرمربیگری استقلال استعفا دادم و به یک مجموعه، تفکراتم را متمرکز کردم که با اصرار مسؤولان باشگاه استقلال سازمان فوتبال به‌وجود آمد و در جبهه دیگری مشغول به کار شدم و در حال حاضر هم به یک‌باره بحث دو شغله شدن مطرح شده که بنده فكر نمی‌كنم مسله خاصی باشد چون در استقلال فقط كار ستادی می‌كنم و تا به حال هدفی جز خدمت به استقلال نداشته‌ام و در این مدت 20 ساله اصلاً به دنبال رسیدن به اهداف مالی نبودم.

اما در شرایطی از مدیرعاملی امیدوار رضایی حمایت می‌کردید که مقداد نجف‌نژاد در این سمت مشغول به کار بود و به امورات روزمره استقلال می‌پرداخت؟

هیچ موقع از بیان حقیقت ابائی نداشته‌ و نخواهم داشت. در مقطعی که استقلال مدیرعامل شناخته شده‌ای نداشت با حمایت‌های رضایی توانستیم بازیکنان جذب کنیم و تیم حال حاضر را ببندیم. اگر کمک 3 میلیارد ریالی ایشان نبود نمی‌دانستیم از کجا و به چه طریقی بازیکنان دلخواه کادر فنی را به خدمت بگیریم. در حال حاضر هم مبلغ قابل توجهی از پرداختی بابت رضایتنامه علی انصاریان و یکی دو بازیکن دیگر مانده که استقلال توانایی پرداخت آن را ندارد؛ در گذشته استقلال برای 15 سال متوالی یک هیأت مدیره داشت که کمتر مصاحبه می‌کردند و همین مسأله کمک می‌کرد تا بدون دغدغه خاطر کار کنیم. نجف‌نژاد هم در این مدت منشأ خدماتی برای استقلال بودند که از ایشان هم کمال تشکر را دارم و تا جایی که لازم باشد به او کمک می‌کنم.

پس با این شرایط استقلال برخلاف اوضاع و احوال آرامی که سپاهان دیگر نماینده کشورمان در رقابت‌های لیگ قهرمانان آسیا دارد برای حضور در این پیکارها با هزارو یک مشکل روبه‌رو است؟

بله. ما در فصل جدید 2 مهره کلیدی خود را به دلیل مسائل مالی از دست دادیم و نتوانستیم از بازیکنانی که جذب لیگ امارات شدند کسی را به خدمت بگیریم. با توجه به این اوصاف یارای رویارویی با الهلالی که برای تنها چند بازی بازیکنی را با 3 میلیون دلار به‌خدمت گرفته را نداریم و باید در روند آماده سازی تیم تغییر و تحول شود.

استقلال در صورت بهبودی کامل جباری باز هم یک مهاجم ششدانگ نیاز دارد تا به معنای واقعی کلمه مثل یک تیم در لیگ قهرمانان آسیا حاضر شود.

چرا وقتی استقلال پیروز می‌شود نام قلعه‌نوعی مطرح می‌شود و در زمان شکست و ناکامی تیم مرفاوی سپر بلای انتقادات وارده می‌شود؟

به‌طور کلی با نظرتان مخالف هستم؛ این مسأله کاملاً برعکس است وقتی تیم شکست می‌خورد و به هر دلیلی نمی‌تواند نتیجه بگیرد، این امیر قلعه‌نوعی است که در محافل مختلف از وی نام می‌برند و به باد انتقادات گوناگون گرفته می‌شود؛ مثل دیدار مقابل مقاومت بسیج فارس که تمام مسؤولیت شرکت را به‌عهده گرفتم و حتی برای تماشای دیدار برخلاف گفته برخی رسانه‌ها به شیراز هم نرفتم؛ برخی مسائل را مثل اتفاقات پیرامون تیم وتمرینات را باید اطلاع داشته باشم و در خصوص تصمیم‌گیری در مورد آنها مرفاوی را راهنمایی می‌کنم.

فکر می‌کنید مرفاوی بتواند استقلال را در لیگ و حتی لیگ قهرمانان آسیا به جایگاه اصلی‌اش راهنمایی کند؟

برای پاسخ به این سؤال باید ببنیم چه ابزار و امکاناتی را در اختیار مرفاوی قرار داده‌ایم که انتظار داریم او استقلال را متحول کند. سرمربی تیم‌ تاکنون حتی 20 میلیون تومان هم از قراردادش را نگرفته و تنها به عشق کمک به استقلال و هوادارانش کار می‌کند آن هم با حداقل امکانات. یقین داشته باشد مرفاوی پتانسیل رهنمون کردن استقلال به سمت و سوی قهرمانی در لیگ را دارد و تا اینجای کار که یک نیم‌فصل از رقابت‌های لیگ برتر را پشت سر گذاشته‌ایم توانسته 67 درصد امتیاز را به‌دست آورد که آمار قابل قبولی است.

البته به شخصه با این نظر که مربی در زمان به‌عهده گرفتن هدایت یک تیم باید درب‌های خروج را هم پیدا کند موافق هستم؛ چرا که در زمان سرمربیگری خودم در استقلال برخی آقایان 36 بار پیاپی مرا از کار برکنار کرده بودند و خودم هم خبر نداشتم! در حال حاضر هم همین حالت برای مرفاوی پیش آمده و باید او را از این فشار انتقادات وارده نجات دهیم.

پس با همه این تفاصیل به آینده کاری مرفاوی در استقلال اعتقاد دارید؟

موفقیت مرفاوی در استقلال بخشی از افتخارات سازمان فوتبال استقلال را تشکیل می‌دهد که بنده برای این هدف هر کاری لازم باشد در حیطه اختیاراتم انجام خواهم داد.

البته تجربه 20 ساله همکاری‌ام با استقلال نشان داده که در سایه کمی همت و لطف خداوند انجام هر کار مشکل امکان‌پذیر است و اگر هیأت مدیره استقلال بتواند از لحاظ مالی دغدغه خاطر مربیان و بازیکنان را از بین ببرد در قهرمانی تیم در لیگ قهرمانان آسیا شک نباید کرد.

قلعه نویی : هر کس علیه تیم ملی مصاحبه کند ؛ دعوت نمی شود .

UserName