• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 5262
  • پنج شنبه 1382/5/30
  • تاريخ :

دكتر غلامعلی حداد عادل

به نظر من هیچ معیار خاصی برای نخبه نمی تواند وجود داشته باشد و هر كس به اندازه عقل و فكرش مسئول است.



تبیان : لطفاً شرح مختصری از زندگی خود را برای بینندگان سایت تبیان بفرمایید.

بنده به سال 1324 ه . ش در یكی از مناطق جنوب تهران متولد شدم . نخستین آموزگار من ، پدر مرحومم حاج رضا حداد عادل بود كه همگی او را به دیانت  و جوانمردی و مهربانی می شناختند. من بعد از گذراندن تحصیلات متوسطه در دبیرستان علوی ، وارد دانشگاه تهران شدم و در رشته ی فیزیك به تحصیل پرداختم و بعد از اخذ لیسانس ، دوره ی فوق را در دانشگاه شیراز گذراندم . همزمان با اخذ مدرك لیسانس یعنی از سال 1345 به عنوان عضو هیأت علمی در دانشگاه شیراز و بعد از آن به سال 1347 در دانشگاه شهید بهشتی تهران ( ملی سابق ) به تدریس فیزیك پرداختم . در این مدت ، به دلیل فعالیت های سیاسی و مذهبی دوبار از سوی ساواك ممنوع التدریس شدم. از سال 1348 مجدداً به ادامه تحصیل پرداختم و موفق شدم تا در سال 1351 مدرك فوق لیسانس و به سال 1364 درجه ی دكترای فلسفه ی خود را از داانشگاه تهران اخذ كنم.

از آن زمان تاكنون نیز در زمینه های مختلف سیاسی و فرهنگی به فعالیت مشغول هستم.

تبیان : فلسفه اسلامی بعد از حكمت متعالیه چه فراز و نشیب هایی پیموده است؟

حكمت متعالیه از همگرایی نظام های فكری مشائی و اشراقی و كلامی و عرفانی به وجود آمد و ما معتقدیم كه این حكمت اوج فلسفه اسلامی است. در این چند قرنی كه از پیدایش این حكمت گذشته ، فلسفه اسلامی مدتی طولانی را صرف ترویج و تثبیت آن كرده. بعد از دوران تثبیت ، شرح این حكمت توسط بزرگانی چون ملاهادی سبزواری و مرحوم هیدجی آغاز شد. تحول دیگری هم كه حاصل شد ، تألیف كتاب هایی بود توسط بعضی فلاسفه كه به این جریان تعلق داشتند. اما مهمترین حادثه ای كه در این چند قرن پیش آمد، مواجهه فلسفه اسلامی و حكمت متعالیه با فلسفه غربی بود.

تبیان : امروزه فلسفه اسلامی در چه موقعیتی قرار دارد؟

فلسفه اسلامی در صد سال اخیر با چالش های جدی و نیرومندی از جانب فلسفه غربی مواجه شده و به ناچار با سئوالات ، موضوعات و افق های جدیدی آشنا گشته است. به نظر من این دوران ، دوران باروری حكمت متعالیه بوده و دورانی بوده كه این حكمت توانسته قدری از ظرفیت های خود را آشكار كند. از سوی دیگر تحولات بنیادی كه در عرصه فلسفه غرب پدید آمده ، سبب شده كه در واقع معارضه فكری متفكران اسلامی با متفكران غربی بیش از آن كه در حوزه اعتقادات و كلام باشد ، در حوزه فلسفه باشد. اینجاست كه اهمیت فلسفه اسلامی آشكار می شود. در واقع حكمت متعالیه در چنین دورانی توانسته به منزله تكیه گاه و پشتیبان ، متفكران اسلامی را در مصاف با اندیشه های متعدد غربی امیدوار كند.

تبیان: نظرتان راجع به فلسفه غرب چیست؟ این فلسفه چه تفاوت هایی با فلسفه اسلامی دارد؟

فلسفه غرب ، فلسفه ای است مبتنی بر عقل بشر و منقطع از وحی ، البته نه لزوماً همیشه مخالف وحی . به همین دلیل است كه شما تنوع قابل ملاحظه ای در فلسفه ی غرب مشاهده می كنید چون مبتنی بر عقل بشراست و هر فیلسوفی با اتكا بر تفكر و دریافت خود نظامی می سازد و عرضه می كند. یكی از خصوصیات و در اصل یكی از تفاوت های فلسفه غرب با فلسفه اسلامی این است كه محدود به الهیات با معنی الاخص و یا بحث معرفت نمانده است. فلسفه اسلامی بیشتر به بحث امور عامه و احكام وجود و متافیزیك و مابعدالطبیعه پرداخته و نتیجه ای كه از آن گرفته مربوط به الهیات بمعنی الاخص بوده یعنی اثبات ذات باریتعالی. ولی فلسفه غربی فلسفه معرفت است نه فلسفه وجود. تفاوت دیگر این است كه فلسفه غرب مبانی سایر محصولات فكری انسان را از قبیل هنر، اخلاق ، علم و تاریخ و .... را هم مد نظر قرار داده است ؛ ولی در فلسفه اسلامی تقریباً چنین كاری صورت نپذیرفته است و دلیل ضعف ما هم در این زمینه ، به نظر من همین است كه مبانی علم كاویده نشده است.

تبیان : علوم انسانی در ایران در چه مرحله ای است ؟ آیا هنوز هم نظریه های رایج این علوم در ایران همچنان وارداتی است؟

متأسفانه ما هنوز به مجموعه یا منظومه ای از علوم انسانی كه بتوانیم به جهان بینی اسلامی متعلق بدانیم، دست نیافته ایم. دلایل آن نیز مشخص است. دانشگاه كه محل تعلیم و تعلم علوم انسانی است، به طور كل پدیده ای غربی بوده ، حتی بنیان گذاران آن نیز تحصیل كردگان اروپا و آمریكا بوده اند. مسئله دیگر این است كه ما متأسفانه هیچ سیاست روشن و مدونی در زمینه تدریس علوم انسانی در دانشگاه هایمان نداریم و هر كس هر آنچه را كه از كشور محل تحصیلش آموخته ، به دانشجویان می آموزد. از سوی دیگر تمام اندیشه ها و ابزارهای رشته های مختلف علوم انسانی نیز – به جز یكی دو مورد محدود مانند حقوق و ادبیات – از غرب اقتباس شده است. اگر چه بعداز پیروزی انقلاب اسلامی برای تحكیم هویت فرهنگ اسلامی و تدریس علوم انسانی اسلامی در دانشگاه ، تلاش بسیاری شد. ولی باید توجه داشت كه دست یافتن به چنین امری ، مستلزم احاطه بر علوم انسانی غربی و مبانی تفكر اسلامی و انجام دادن تحقیقات جدی وسیع و پدید آمدن حلقه های فكری نیرومند و دور از تشریفات تصنعی اداری و .... است. و در رأس همه اینها تأسیس آكادمی های اسلامی جدی است كه كار پیشرفت علم و حمایت از علما را جدی بگیرند.

تبیان : ادبیات فارسی ، گنجینه غنی دانش ، حكمت و هنر ایرانی است ولی در حال حاضر نسل جوان ما با آن مأنوس نیست و به دنبال آثار غربی است ، به نظر شما دلیل این بی توجهی و عدم اقبال چیست؟

به نظر بنده ریشه این مشكل در مدارس ماست. متأسفانه در مدارس ما به ادبیات فارسی بی توجهی می شود. مثلاً به درس انشاء كه عرصه ی خلاقیت و نوآوری كلامی و قلمی است ، كم بها داده  می شود. از سوی دیگر ، آثار ارزشمند ادبیات فارسی مانند گلستان و كلیله و دمنه و شاهنامه ، همانند پنجاه یا شصت سال پیش جدی گرفته نمی شود. همین بی توجهی سبب شده است كه بسیاری از تحصیل كردگان امروزی ما ، نثر فارسی صحیح و متقنی نداشته باشند و كار به جایی رسیده كه برای بسیاری ، نوشتن ، كاری بسیار دشوار شده است و این زنگ خطری است برای همه ما كه بیش از پیش در حفظ این گنجینه ی گرانبهای فرهنگی بكوشیم. نكته دیگری هم وجود دارد و آن این است كه ما در زمینه زبان فارسی كار قابل توجهی انجام نداده ایم. ما باید تلاش كنیم تا از بطن جامعه خودمان ، نویسندگانی تربیت شوند كه آثاری ، بخصوص رمان هایی – چون توجه و اقبال جوانان به رمان در این دوره بیشتر است – بر پایه فكر و فرهنگ ایرانی تألیف كنند تا نسل جوان ما از آبشخور اندیشه های اسلامی و ایرانی بهره بیشتری ببرند.

تبیان : تحلیل شما از پدیده روشنفكری دینی در جامعه امروز ما چیست؟

بنده روشنفكری دینی را ذاتاً فعالیت مذمومی كه در مقابل دین قرار داشته باشد، تلقی نمی كنم و معتقدم كه روشنفكری دینی می تواند به نیرومندی و بالندگی اندیشه های دینی كمك كند. متفكر هوشمند و شجاعی كه بتواند دین را در مصاف با چالش های روزگار خود قرار دهد و درصدد باشد كه به سئوالات اساسی روزگار با رجوع به دین جواب دهد و در این زمینه به نقد و نقادی هم بپردازد، روشنفكر دینی است و با این حساب علامه طباطبایی را سر سلسله روشنفكران دینی و شهید مطهری و تنی چند از معاصرین را روشنفكر دینی می دانم. البته عده ای نیز هستند كه به اسم روشنفكری دینی ادعاهایی دارند ولی اندیشه هایشان به طور كلی خالی از هر گونه صبغه دینی است.

تبیان : آیا این پدیده برای ما چالش های فرهنگی و دینی ایجاد كرده است؟

ما بیش از 150 سال است كه با پدیده ای به نام تجدد در جامعه ایران مواجه هستیم ، پدیده ای كه همواره با اندیشه ای منازعه داشته است. ما بعد از پیروزی انقلاب مدعی اداره جامعه بر اساس اسلام شدیم و آگاهانه برای خود هزاران سئوال ایجاد كردیم و هزاران میدان تجربه جدید در برابر فكر اسلامی گشودیم كه در برابر هر یك از آنها تفكر غربی حرفی برای گفتن داشت. همچنین این اندیشه های غربی چه از ناحیه مخالفان سیاسی و چه از جانب متفكرانی كه لزوماً مخالف نبودند در برابر چالش هایی كه ما خود وارد آنها شده بودیم ، پدیدار شد. بنده در عین حال كه نگرانی های جدی از این درگیری فكری دارم ،  ولی آن را اجتناب ناپذیر می دانم. وظیفه ماست كه در برابر این واقعیت ، موضعی حكیمانه بگیریم و ظرفیت های معنوی اسلامی و فكر و فقه و هویت اسلامی ایرانی را استخراج نماییم و دستیابی به آنها را برای متفكران خود در آینده ممكن سازیم. البته دستیابی به این امر دشوار است و مستلزم كار طاقت فرسا و زمان طولانی و تحمل ضرباتی است كه در این مسیر وجود دارد. به هر حال این امر واقعیتی است كه باید آن را بشناسیم و بپذیریم.

تبیان : نظر شما به عنوان یك اندیشمند و فرهیخته راجع به پر كردن حفره ای كه بین كشور ما و كشورهای توسعه یافته وجود دارد چیست؟ شما معتقد به توسعه چه زمینه هایی در رسیدن به پیشرفت هستید؟

بنده معتقد به توسعه تربیتی و آموزشی هستم . به نظر من اساسی ترین كار برای رفع عقب ماندگی و قدم نهادن در مسیر پیشرفت حقیقی ، توجه به آموزش و پرورش است كه متأسفانه در25 سال گذشته ، آن چنان مورد توجه قرار نگرفته است. جنگ ، ویرانی های باقی مانده از آن ، بازسازی ، كمبود منابع اقتصادی ، افزایش جمعیت دانش آموزی و .... همه و همه سبب نپرداختن به این امر مهم شده است. كشیدن این بار سنگین ، دشوار است ولی راه حلی غیر از این كه نسل دیگری برای ایران آینده تربیت كنیم ، نداریم. "عالمی از نو بباید ساخت و ز نو آدمی" برای آباد كردن ایران نو نیز ، باید انسان هایی سالم و صالح تربیت نمود . در همه جای دنیا كارخانه انسان سازی مدارس و دانشگاه هاست اگر چه پرداختن به امور دیگر نیز از جمله امور سیاسی و اقتصادی و ... مهم و حیاتی است ولی باید در نظر داشت كه ما اگر سیاستمدار خوب ، اقتصاددان موفق و ... می خواهیم ابتدا باید آموزش و پرورشی بنیادی و خوب داشته باشیم تا بتوانیم چنین افرادی را پرورش دهیم. به هرحال :

مصلحت دید من آن است كه یاران همه كار              بگذارند و سر طره یاری گیرند

تبیان : لطفاً تعریفتان را از نخبه و نظرتان را راجع به سایت اینترنتی تبیان بفرمائید.

به نظر من هیچ معیار خاصی برای نخبه نمی تواند وجود داشته باشد و هر كس به اندازه عقل و فكرش مسئول است. من نگران این هستم كه با اطلاق نخبه به عده ای ، هم آنها خود را از مردم جدا ببینند و توقعات تازه ای ایجاد شود و هم این كه بین دوست و مسئولانش فاصله ایجاد شود. به هر حال امیدوارم كه همه دست به دست هم دهیم و كشورمان را اداره كنیم .

راجع به سایت تبیان هم باید بگویم كه من به نوبه خود از هر گونه كوششی كه در جهت تعمیم فكر و فرهنگ اسلامی در بین جوانان صورت پذیرد، استقبال می كنیم. تصور می كنم كه سایت تبیان هم گام بلندی است كه در سال های اخیر در این را ه برداشته شده است. توصیه متواضعانه بنده به شما این است كه خدمت خود را صرفاً انتقال بسته های معلومات و محفوظات ندانید بلكه سعی كنید متفكر تربیت كنید و  فكر كردن را به نسل جوان بیاموزید. چیزی كه جامعه امروز ما به شدت به آن محتاج است .

nokhbegan@tebyan.net

UserName