• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4767
  • شنبه 1385/10/23
  • تاريخ :

نگاهی به فیلم «رویای خیس» ساخته پوران درخشنده

رویای خیس هفتمین فیلم بلند پوران درخشنده در ادامه همان آثار قبلی سازنده اش قرار دارد. این فیلمساز که جزء کارگردانان پیشرو زن در سینمای ایران پس از انقلاب محسوب می شود و نامش همراه با تهمینه میلانی و رخشان بنی اعتماد مثلث زنان فیلمساز زن را تشکیل می داده (بعدها به این محدوده نام هایی از قبیل منیژه حکمت و سمیرا مخملباف افزوده شد)، دغدغه خویش را از همان آغاز نسبت به مسائل اجتماعی- خانوادگی بروز داده است. البته این دغدغه در فیلم های میلانی و بنی اعتماد نیز دیده می شود، منتها از جنسی دیگر است. میلانی این دغدغه را در محور مناسبات نابرابر زن و مرد در جامعه نشان داده و بنی اعتماد آن را در لایه های پنهان تر اجتماع به صورت ظریف تری جست و جو کرده است.

در این میان درخشنده بیشتر روی آسیب های اجتماعی که با مناسبات خانوادگی نیز در ارتباط هستند تاکید کرده است. رابطه (1365) و پرنده کوچک خوشبختی (1366) در ارتباط با افراد معلول هستند و نقش خانواده را در بهبود موقعیت این افراد بررسی می کنند، عبور از غبار (1368) به مساله فقر و آموزش و عشق در نهاد خانواده نظر دارد، زمان از دست رفته (1368) به ناباروری می پردازد، عشق بدون مرز (1377) آفات خشونت ورزی را در جوامع معاصر و آسیبی که به کودکان از این راه وارد می آید، ترسیم می کند و شمعی در باد (1382) بحث اعتیاد به مخدرات به ویژه مواد مدرن مثل اکستازی و... را پیش می کشد و اکنون در رویای خیس مساله بحران بلوغ و اقتضائات آن موضوع اصلی فیلم را تشکیل می دهد.

سنین بلوغ از جمله مقاطع زمانی بسیار مهم و سرنوشت ساز انسان است که تا حد زیادی شکل گیری شخصیت هر فرد وابسته به چگونگی گذر او از این مرحله عمر است. متاسفانه در سینمای ما به این مهم کم پرداخته شده است و آن چه تحت عنوان سینمای کودکان و نوجوانان شناخته شده است بیشتر نظر به جزء نخست آن داشته است.

البته این که گفته می شود کم پرداخته شده معطوف به بعد کیفی آن است و نه رقمی اش. پیش از این نگارنده در یک بررسی آماری تعداد بیش از 60 فیلم را در این زمینه در سینمای ایران شناسایی کرده است که در قیاس با موارد مقتضی رقم به نسبت کمی نیست. (رجوع کنید به ماهنامه فیلمنگار، شماره 37، مهر 1384، صص 76-77) اما مشکل اصلی در این میان عمیق نبودن پرداخت ها و تمرکز بر سطحیات قضیه است. البته برخی از مهم ترین ابعاد این مرحله سنی در برخورد با حساسیت های ممیزی سینمای ایران قرار می گیرد که به خودی خود عامل محدودکننده جدی به شمار می آید، اما به نظر می رسد که با همین وضعیت نیز می توان نگاه تامل باری به موضوع یاد شده افکند.

آثاری از قبیل سه گانه اخیر رسول صدرعاملی در مورد دختران نوجوان، نجوا (پرویز شهبازی) و مصائب شیرین (علیرضا داوودنژاد) از این جمله اند.

رویای خیس با آن که در نوع پایان بندی روند تلخی را در پیش می گیرد و از این حیث نسبت به اغلب آثار سازنده اش تمایز دارد، اما کم و بیش همان رهیافتی را در قبال مضامین نوجوانانه اتخاذ کرده است که پیش از این وجه غالب را دارا بود، انگار که داریم در صفحه حوادث روزنامه ها و یا بخش های متعارف مجلات خانوادگی ماجرای دلدادگی دو نوجوان و گریزشان از منزل را می خوانیم. فیلمساز در پی نشانه ها و قالب های جدیدی نبوده است و کوتاهی والدین در شناخت نیازهای فرزندان نوجوان خویش را به همان شکلی ترسیم کرده است که بارها و بارها درباره اش شنیده ایم. رویای خیس چه نکته ناگفته یی را در این زمینه ارائه می کند؟ از همان صحنه های نخست قرار است مادر به خواب و رفیق بازی و لباس و به موقع آمدن به خانه و نرفتن به سینما و کافی شاپ و... گیر دهد و طغیان پسر نیز پیش بینی پذیرترین چیزی است که می توان انتظارش را داشت.

عناصری از قبیل رقص عربی با صدای نانسی عجرم در پارتی تولد و بازخوانی ترانه های آرش و ویگن و مابقی و قضیه سی دی مستهجن نیز مساله را جسورانه نمی کند. این وسط البته فیلمساز وارد حوزه های دیگری مثل طلاق و ازدواج مجدد مادر و... نیز می شود که به جای تعمیق بیشتر به تشتت منجر می شود. اما از همه بدتر نحوه ترسیم شکل گیری عشق بین پسر (آرش) و دختر (نازنین) است که تبعیت آن از کلیشه های متداول کار را تنزل شدید بخشیده است. این که در عرض دو سه جلسه قرار ملاقات و رد و بدل کردن یک مشت حرف های خنثی از قبیل این که دوست داری خانه رویاهایت چگونه باشد و... یک دفعه این دو تا بچه تبدیل به رومئو و ژولیت شوند، نتیجه یی جز باورناپذیر ساختن ماجرا ندارد.

نازنین چه نیازی را در دوستی با پسری مثل آرش می خواهد تامین کند؟ آن پسری که اتومبیلش به دست آرش پنچر می شود کیست و چرا یک دفعه از ماجرا حذف می شود؟ آیا نازنین نمی تواند در تناسب با موقعیتی که دارد (نوازندگی استادانه پیانو) لااقل دوست پسرش را از بین کسانی همانند خودش برگزیند؟ اگر هم پیام فیلم لزوم درک دوستانه والدین نسبت به نوجوانان است این قضیه در مورد پدر (امین) که جاری است؛ پس چرا باز وضعیت نابسامان است؟ نگاه حاکم در فیلم به روابط عاطفی نوجوانان امروز کمی بیش از حد قدیمی است و البته

راه حلی هم که عرضه می شود چندان موجه نیست؛ نامزد کردن دو تا بچه شانزده ساله که بدیهی است آفت هایش کمتر از وضعیت کنونی نیست.

جدا از مضمون، ساختار فیلم نیز ضعیف است. ناموزون بودن خط فرضی نگاه مادر از پشت پنجره به اتومبیل خواستگارش و نیز اتومبیل پدر، بسته بودن کادر هنگام شیشه شکستن آرش در مواجهه با خواستگار مادرش (اصلاً با چه چیزی شیشه را می شکند؟) و مخصوصاً آن صحنه های سقوط آرش و نازنین از دره و ادامه اش که معلوم نیست چه کسی در کجا قرار گرفته است و آشفتگی در میزانسن بیداد می کند، ازجمله این نمونه هاست.

به نظر می رسد بحث پیام زدگی در کارهای پوران درخشنده مهم ترین مانع برای ارتقای بیش تر آثار او به شمار می آید. رویای خیس نیز از این کلیت مستثنا نیست و موضوعی که می توانست با پرداخت عمیق تر شسته رفتگی بیشتری بیابد از این بعد لطمه دیده است. البته وجود لحظاتی مثل رقص پدر و پسر در کنار هم یا قرینه سازی بین گذشته پدر و وضعیت کنونی پسر و یا همان پایان تلخ از جمله نقاط قابل تامل فیلم است که در قیاس با کلیت کار جایگاه اندکی را به خود اختصاص داده است.

مهرزاد دانش

UserName