• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3945
  • يکشنبه 1382/5/26
  • تاريخ :

وضعیت زنان در جامعه عرب هنگام نزول قرآن

نویسنده: علامه سید محمد حسین طباطبائى

عرب از همان زمانهاى قدیم در شبه جزیره عربستان زندگى مى‏كرد، سرزمینى بى‏آب و علف و خشك و سوزان، و بیشتر سكنه این سرزمین، از قبائل صحرانشین و دور از تمدن بودند، و زندگیشان با غارت و شبیخون، اداره مى‏شده عرب از یك سو، یعنى از طرف شمال شرقى به ایران و از طرف شمال به روم و از ناحیه جنوب به شهرهاى حبشه و از طرف غرب به مصر و سودان متصل بودند، و به همین جهت عمده رسومشان رسوم توحش بود، كه در بین آن رسوم، احیانا اثرى از عادات روم و ایران و هند و مصر قدیم هم دیده مى‏شد.

عرب براى زن نه استقلالى در زندگى قائل بود و نه حرمت و شرافتى، بلكه حرمتى كه قائل بود براى بیت و خاندان بود، زنان در عرب ارث نمى‏بردند، و تعدد زوجات آن هم بدون حدى معین، جائز بود، همچنانكه در یهود نیز چنین است، و همچنین در مساله طلاق براى زن اختیارى قائل نبود، و دختران را زنده به گور مى‏كرد، اولین قبیله‏اى كه دست‏به چنین جنایتى زد، قبیله بنو تمیم بود، و به خاطر پیشامدى بود كه در آن قبیله رخ داد، و آن این بود كه با نعمان بن منذر جنگ كردند، و عده‏اى از دخترانشان اسیر شدند كه داستانشان معروف است، و از شدت خشم تصمیم گرفتند دختران خود را خود به قتل برسانند، و زنده دفن كنند و این رسم ناپسند به تدریج در قبائل دیگر عرب نیز معمول گردید، و عرب هر گاه دخترى برایش متولد مى‏شد به فال بد گرفته و داشتن چنین فرزندى را ننگ مى‏دانست‏بطورى كه قرآن مى‏فرماید:

"یتوارى من القوم من سوء ما بشر به" (1)

یعنى پدر دختر از شنیدن خبر ولادت دخترش خود را از مردم پنهان مى‏كرد و بر عكس هر چه بیشتر داراى پسر مى‏شد(هر چند پسر خوانده) خوشحال‏تر مى‏گردید، و حتى بچه زن شوهردارى را كه با او زنا كرده بود، به خود ملحق مى‏كرد و چه بسا اتفاق مى‏افتاد كه سران قوم و زورمندان، بر سر یك پسرى كه با مادرش زنا كرده بودند نزاع مى‏كردند، و هر یك آن پسر را براى خود ادعا مى‏نمودند.

البته از بعضى خانواده‏هاى عرب این رفتار هم سرزده، كه به زنان و مخصوصا دختران خود در امر ازدواج استقلال داده، و رعایت رضایت و انتخاب خود او را كرده باشند، كه این رفتار از عرب، شبیه همان عادتى است كه گفتیم در اشراف ایرانیان معمول بود، و خود یكى از آثار امتیاز طبقاتى در جامعه است.

و به هر حال رفتارى كه عرب با زنان داشت، تركیبى بود از رفتار اقوام متمدن و رفتار اقوام متوحش، ندادن استقلال به زنان در حقوق، و شركت ندادن آنان در امور اجتماعى از قبیل حكومت و جنگ و مساله ازدواج و اختیار دادن امر ازدواج به زنان اشراف را از ایران و روم گرفته بودند، و كشتن آنان و زنده به گور كردن و شكنجه دادن را از اقوام بربرى و وحشى اقتباس كرده بودند، پس محرومیت زنان عرب از مزایاى زندگى مستند به تقدیس و پرستش رئیس خانه نبود، بلكه از باب غلبه قوى و استخدام ضعیف بود.

و زنان محرومیت و تیره‏بختى‏هائى كه در این جوامع داشتند در دل و فكر آنان ضعفى ایجاد كرد، و این ضعف فكرى اوهام و خرافات عجیب و غریبى در مورد حوادث و وقایع مختلف در آنان پدید آورد، كه كتب تاریخى این خرافات و اوهام را ضبط كرده است.

و این بود خلاصه‏اى از احوال زن در مجتمع انسانى در ادوار مختلف قبل از اسلام، و در عصر ظهور اسلام.

همانطور كه در اول بحث وعده داده بودیم، تمامى سعى خود را در اختصار گوئى بكار بردیم، و از همه آنچه كه گفتیم، چند نتیجه به دست مى‏آید:

نتایجى كه از آنچه گفته شد به دست مى‏آید

اول اینكه:

 بشر در آن دوران در باره زن دو طرز تفكر داشت، یكى اینكه زن را انسانى در سطح حیوانات بى‏زبان مى‏دانست، و دیگر اینكه او را انسانى پست و ضعیف در انسانیت مى‏پنداشت، انسانى كه مردان، یعنى انسان‏هاى كامل در صورت آزادى او از شر و فسادش ایمن نیستند، و به همین جهت‏باید همیشه در قید تبعیت مردان بماند، و مردان اجازه ندهند كه زنان آزادى و حریتى در زندگى خود كسب كنند، نظریه اول با سیره اقوام وحشى و نظریه دوم با روش اقوام متمدن آن روز مناسب‏تر است.

دوم اینكه:

 بشر قبل از اسلام نسبت‏به زن از نظر وضع اجتماعى نیز دو نوع طرز تفكر داشت، بعضى از جوامع زن را خارج از افراد اجتماع انسانى مى‏دانستند، و معتقد بودند زن جزء این هیكل تركیب یافته از افراد نیست، بلكه از شرایط زندگى او است، شرایطى كه بشر بى‏نیاز از آن نمى‏باشد، مانند خانه كه از داشتن و پناه بردن در آن چاره‏اى ندارد، و بعضى دیگر معتقد بودند زن مانند اسیرى است كه به بردگى گرفته مى‏شود، و از پیروان اجتماع غالب است، و اجتماعى كه او را اسیر كرده، از نیروى كار او استفاده مى‏كند، و از ضربه زدنش هم جلوگیرى مى‏نماید.

سوم اینكه:

 محرومیت زن در این جوامع همه جانبه بود، و زن را از تمامى حقوقى كه ممكن بود از آن بهره‏مند شود، محروم مى‏دانستند، مگر به آن مقدارى كه بهره‏مندى زن در حقیقت‏به سود مردان بود، كه قیم زنان بودند.

چهارم اینكه:

اساس رفتار مردان با زنان عبارت بود از غلبه قوى بر ضعیف و به عبارت دیگر هر معامله‏اى كه با زنان مى‏كردند بر اساس قریحه استخدام و بهره‏كشى بود، این روش امت‏هاى غیر متمدن بود، و اما امت‏هاى متمدن علاوه بر آنچه كه گفته شد این طرز تفكر را هم داشتند كه زن انسانى است ضعیف الخلقه، كه توانائى آن را ندارد كه در امور خود مستقل باشد، و نیز موجودى است‏خطرناك كه بشر از شر و فساد او ایمن نیست و چه بسا كه این طرز تفكرها در اثر اختلاط امت‏ها و زمان‏ها در یكدیگر اثر گذاشته باشند.

پى‏نوشت:

1. سوره نحل آیه 59

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد
اندیشه سیاسی استاد مطهری

اندیشه سیاسی استاد مطهری

اندیشه سیاسی استاد مطهری
انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی مطهری

انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی...

انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی مطهری
راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام الدین آشنا

راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام...

راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام الدین آشنا
UserName
عضویت در خبرنامه