• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2580
  • يکشنبه 1385/10/17
  • تاريخ :

یاد جهان پهلوان بخیر


39 سال گذشت؛ من که 30 ساله ام تنها تصاویری از او به یاد دارم که در تلویزیون همه ساله با یک سبک و سیاق تهیه می شود و به نمایش در می آید. با همان صدای و آهنگ همیشگی که می گوید : « ... رستم ایران كیه .... غلامرضا تختی یه....» و چهره ی خندان او که در باند فرودگاه مهرآباد برای مردم دست تکان می دهد و به دوربین لبخند می زند، لبخندش همیشه مرا میخکوب می کند خیلی برایم عجیب بوده و هست ، انگار به من لبخند می زند ، هنوز تازه و زنده و با طراوت است .

از بچگی نوشتن « ابن بابویه» از خواندنش برایم سخت تر بوده اما همواره برایم عبارت جالب و مکان مقدسی است.

یادم هست که وقتی اولین بار به آنجا می رفتم چقدر هیجان زده بودم اما وقتی مقبره کوچک و محقر جهان پهلوان را دیدم دلم برایش سوخت ، می گویند خیلی بهتر شده اما فکر می کنم جهان پهلوان مثل همان روزها که زنده بود و همان دقایق واپسین که در یادداشتش نوشته ، تنها بود و احساس غربت می کرد.

تیتر « تختی خودکشی شد» هم همیشه پارادوکس ذهن من است. این تیتر را اولین بار از زبان پدرم شنیدم که همواره از تنها خاطره اش با آقا تختی به نیکی یاد می کند و می گوید : در دوران نوجوانی شاگرد مغازه بودم در خیابان اسکندری ، آقا تختی آمد با کت چرم مشکی ؛ ماشاالله اندام ورزیده و پهلوانی داشت و آدم محو هیبتش می شد؛ میخواست سفارش گوسفند بدهد برای جلوی پای عروس داماد ، داماد خودش بود ... »

از عروسی باشکوه جهان پهلوان می گوید در دانشگاه تهران و اینکه قبل از عروسی ، ماشین فولکسش را دزدیده بودند و به اوستای پدرم شکوه ی این بدشانسی هایش را کرده بود و ...

وقتی پدر با هیجان این ها را می گوید و با دراز کردن دستش می گوید : « با او که دست دادم ، دستم در دستان بزرگش گم شد» با پدر همذات پنداری می کنم و من هم مثل او احساس خوبی پیدا می کنم. احساس غرور ...

تختی برای پدرها و پدربزرگ های ما بیش از یک قهرمان است اما من جوان و جوانتر از من ، آنهایی که تصویر گنگ تری از او در ذهن دارند ، به جز سالی یک بار که سالگرد اوست و یا عکس های او که هنوز در بسیاری از مغازه ها و باشگاه های ورزشی است یا نهایت همین گزارش ها و همین خاطرات جسته و گریخته ، چیزی از او نمی دانیم .

و خیلی تاسف برانگیز است که تختی پهلوان هم عصر ماست اما نقش او در زندگی ورزشکاران امروز ما شاید به اندازه همان مجسمه ای باشد که از او در یکی از پارک های جنوبی تهران گذاشته اند.

بی شک تختی نمونه عینی یک ورزشکار پیرو علی (ع) بود که در برابر ظالم ایستاد و دستگیر مستمندان بود . اما تاسف بار است که بگوئیماین روزهاتمام دانستنی های جوانان ما از غلامرضا تختی همین چند عکس و چند خط ذکر سجایای اخلاقی اوست و برای شناساندن این الگوی ملموس هیچ نکرده ایم.

برای او که حداقل ثابت کرد در این دنیای ماشینی و در این همه هیاهو هم می توان غصه نان شب بچه یتیم بوئین زهرایی را خورد و دست فتاده ای گرفت ، چه کرده ایم ؟

صد افسوس که در دنیای حرفه ای ورزش امروز مان کسی به مرام و معرفت جوانمردی او وقعی نمی نهد و نقش تختی و تختی ها کمرنگ است .

چه می شود اگر برخلاف سنت 39 ساله دیگر از تختی یک بت نسازیم و او را آنگونه که باید بشناسانیم؟

                                                                                                                                                    محمد حیرانی

ویژه نامه جهان پهلوان تختی

عکس ها ، تصاویر و صحبت ها در مورد غلامرضا تختی

UserName