• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 5466
  • يکشنبه 1382/5/26
  • تاريخ :

سطحی نگری در رسانه هاسینما

وجوه صنعتی و تجاری سینما همواره بستر مناسبی برای تحقق اهداف و آرمان صاحبان ثروت بوده است . بسیاری از دستاوردهای تفكیكی و تكنولوژیكی هنر ، صنعت و سینما نیز زاییده خوی و خصلت كلان سرمایه داران برای جلب و كشاندن هر چه بیشتر توده های مردم به سالن های سینما بوده است .

آثار سطحی و كم مایه ای را نمودار می سازد كه باید در چگونگی و چرایی استقبال تماشاچیان از آنها تأمل نمود . جای تردید نیست اگر جادوگران عرصه سینما ، با شناخت آمال وعقده های سركوب شده تماشاچی ، تمنیات نفسانی و شهوانی بشر و نیز وقوف به آستانه تحریك حسی و عصبی تماشاگران ، پرده عریض سینما را عرصه و جولانگاه ارضاء و تشفی خاطر آنان قرار دهند . این واقعیت زمانی نگران كننده می گردد كه تهیه كنندگان و كمپانی های فیلمسازی همسو با سیاست های دولتهای استكباری ، سیل فیلمهای سطحی را به قصد انحراف افكار عمومی جهانیان و سرگرم ساختن ملتها به اموری بی ارزش ، روانه كشورهای مختلف جهان می كنند .

با وقوع انقلاب اسلامی در ایران و تحولات عمیق فرهنگی و اجتماعی ، سینما به مثابه رسانه ای برای ارتقاء و رشد منزلت آدمی مورد توجه قرار گرفت . ساخت آثار ارزشمند و تأثیر گذار ، آرام آرام نشانه های دستیابی به سینمایی هم شأن با فرهنگ بومی و اسلامی را هویدا ساخت . اما در اثر اجرای برنامه های موسوم به توسعه اقتصادی – اجتماعی از اواخر دهه 60و تغییر تدریجی ارزشهای مادی و تشدید شكاف طبقاتی ، سینما نیز از این عارضه مصون نماند . البته حضور و نظارت مؤثر دولــــت ( كه در سالیان اخیر به نظارت مزاحم تعبیر می شود ! ) مانع از آن گردید كه سینما یكباره در ورطه مناسبات سرمایه داری و اقتصاد آزاد گرفتار شود . اما با وقوع تغییرات درعرصه مدیریت فرهنگی و هنری كشور ، آخرین مقاومتها نیز از بین رفت و سینما با سایر پدیده ها و مناسبات اجتماعی و فرهنگی همرنگ گردید . اكنون ساخت و عرضه آثار سطحی ، از جمله فیلمهای عاشقانه ، مظاهر كنونی سیاست های جدید اعمال شده در سینمای كشور است .

در این مقاله به اجمال ، جنبه های جامعه شناختی نضج و اشاعه این گونه فیلمهای سینمایی مورد بررسی قرار می گیرد . در این آغاز برای روشن شدن موضوع ، ارایه تعریف و ابعاد سطحی نگری در عرصه ادبیات  و نقد سینمایی ضروری به نظر می رسد .

در امر نمایش رو به تزاید انواع فیلم های عشقی و یا جوان پسند كه طی ماههای اخیر نگرانی های زیادی را به همراه داشته است ، عوامل متعددی دخالت دارند ؛ شاید انگیزه اقتصادی نزد صاحبان سرمایه و بی برنامگی مسئولان سینمایی كشور در قبال هدایت و بهبود فرهنگ عمومی جامعه از طریق سیاست گذاری بخردانه ، تنها ناظر به جنبه های محدودی از این اپیدمــــــــی می باشد .

 انواع سطحی نگری

1 – از بعد فنی

1 –1) سطحی نگری در طرح و پیرنگ داستان (ploT )

عدم بداعت و نوآوری در مرحله طراحی داستان ( توالی منطقی رویدادهای داستان بر اساس رابطه علت و معلولی ) به یكنواختی و سطحی بودن روایت داستان می انجامد . درگیر نشدن حسی و فكری مخاطب با اثر ، ناشی از بی تدبیری فیلمساز در مرحله آفرینش  داستان می باشد. اهمال فیلمساز در این مرحله ، به جلب تماشاچیان عامی و آسان پسند و گریز مخاطبان فهیم و با ذوق منجر خواهد شد .

1 –2) سطحی نگری در خلق و پرورش داستان

 فیلم های داستانی خوب و تأثیر گذار ، با شخصیت های قوی و جاندارشان در ذهن تماشاچی ماندگار می شوند . هر قدر به ابعاد وجودی اشخاص اصلی داستان در درگیری با موانع موجود اهمیت داده شود ، ویژگیهای بیشتری از ضمیر آنها آشكار شده و درام، جذابیت و كشش بیشتری پیدا خواهد كرد . در اعمال و رفتار شخصیت های فاقد عمق و قوت ، كه اصطلاحاً تیپ نامیده می شوند ، كمتر می توان رد پای انگیزه و مقاصد باطنی را جستجو كرد . تیپ ها با كلیدهای رفتاری و گفتاری مشخص ، براحتی قابل شناسایی اند ، فیلمسازان كم سواد و بی بهره از جوهره خلاقیت و تفكر ، معمولاً در دایره بسته ای از تیپ های محدود اجتماعی سیر می كنند . گرایش به جنبه های ظاهری بازیگر و تأكید بر رفتار كلیشه ای وار شخصیت فیلم ، نهایت كوشش و تلاش این فیلمسازان شخصیت های داستان فیلم می باشد . بطور طبیعی سخن گفتن از تحلیل روانشناختی اعمال شخصیت در اینگونه آثار و نقد زدن نویسنده به هزار توی وجود اشخاص داستان ، امر بیهوده ای به نظر می رسد

(3-1 سطحی نگری در انتقال پیام

 تحریك احساسات و هیجانات آنی تماشاچیان نتیجه عملكرد گروهی از فیلمسازان است كه به تعبیری « رگ خواب تماشاچیان را در دست دارند » و قادرند به میزان دلخواه عنان احساس مخاطب را در چنگ خود نگه دارند .

« رشته ای بر گردنم افكنده دوست          می كشد هر جا كه خاطر خواه اوست »

 اصطلاح « میخكوب شدن تماشاچی بر روی صندلی » صفت واقعی اینگونه آثاراست .

اگر فیلم هایی ازاین دست ، عاری از جنبه های تخریبی و بد آموزی باشند ، عموماً در زمره آثار سرگرمی آور ، سالم و سودمند ارزیابی می گردند .

در هر صورت سطحی نگری در بعد محتوایی ، حتی بیننده متفكر و شعورمند را به چالش با درونمایه اثر فرا نمی خواند و بذر آگاهی و اطلاعات تازه را در ذهن او بارور نمی سازد .

در یك نگاه اجمالی شادی بتوان عوامل زیر رادر پیدایش و شیوع این گونه آثر سطحی مؤثر دانست :

1 – تجربه تاریخی در سینمای ایران مؤید این واقعیت است كه گروهی از فیلمسازان همانند عامه مردم متأثر از مد هستند !

استفاده مفرط از موسیقی پاپ و حتی وارد كردن شخصیت های خواننده یا نوازنده در داستان فیلم ، عقب تر بردن روسری بازیگران زن ، سود جستن از متلك و شوخی های نا پسند ، استفاده از بازیگران صرفاً خوش چهره ، طرح قصه های سانتی مانتالیستی ، انجام حركات موزون ( بخوانید رقص ) و شگردهایی نظیر آن ، كه دقیقاً در متن و لایه های زیرین فرهنگ جامعه جایی ندارند ، از جمله اقداماتی است كه برای پایداری و استمرار نمایش چنین آثاری به كار گرفته شده اند .

2 – نهادینه نشدن بخش خصوصی در ساختار اقتصاد كشور باعث گردیده تا سرمایه گذاران و تهیه كنندگان فیلمهای سینمایی برای بازگشت سرمایه و نیز كسب سود و منفعت ، به دنبال یافتن راههایی برای تضمین سود حاصل از سرمایه گذاری بر آیند . اعتنا به الگوهایی كه پیشتر شرح آن رفت ، یكی از چنین راهكارهایی می باشد. به این ترتیب تا زمانی كه سرمایه گذاری درسینمای ایران با ریسك بالا و اسیب بذیری  همراه باشد ، ساخت و عرضه آثار عامه پسند به اشكال مختلف ادامه خواهدداشت

3 – سینما همانند انواع گونه های ادبی در هر عصری ، آیینه ای از افكار ، تمایلات و هنجارهای جامعه می باشد . بر همین اساس متفكران قادرند از طریق مطالعه و مشاهده آثار ادبی و سینمایی ، مختصات فرهنگی یك جامعه را ترسیم كنند . در سالهای اخیر انتشار گسترده رمانها و پاورقی های عاشقانه گویای این حقیقت است كه شرایط اجتماعی پتانسیل احساسی جوانان را به مصرف چنین فرآورده هایی نازل و سرگرم كننده سوق داده است .

عمیق تر شدن فاصله طبقاتی ، ترویج متظاهرانه ادا و اطوار سرمایه داری به تقلید از فرهنگ غرب ، میل به خودنمایی و خود آرایی ، تغییر الگوی مصرف و پوشش ، گسترش بی ضابطه روابط دختران و پسران جوان در معابر عمومی و ... در نتیجه كمرنگ شدن ارزشهای معنوی در مقایسه با سالهای گذشته ، در مجموع فضا و موقعیتی را پدید آورده است كه پاره ای از رفتارها در اثر تكرار به تدریج شكلی از رفتار قاعده مند را به خود بگیرد . در چنین شرایطی دسته ای از نویسندگان و هنرمندان ، به صورتی كاملاً منفعلانه تحت تأثیر تغییرات اجتماعی با ادعای واقعگرا بودن ، قصه های كم مایه و بی خاصیت را دستمایه ای برای فروش فیلمهای خود قررا می دهند .

علاوه بر این انتقال الگوهای رفتاری از طریق هنر و با زبان احساس ، منجر به درونی شدن رفتار و یا هنجار می گردد ، به گونه ای كه بازیگران سینما فراتر از دنیای فیلم ، ذهن و ضمیر مخاطب را تسخیر می كنند .

توزیع عكس و پوستر بازیگران جوان مرد در بین دانش آموزان دختر و ریختن پوستر بازیگران زن در مدارس پسرانه ، شاهد گویایی برای این ادعاست كه بازیگران سینما مدتهاست به گفته جامعه شناسان به عنوان گروه مرجع جوانان مطــــرح شده اند .

4 – به دلیل تمركز نهادهای فیلمسازی و اقامت عموم فیلمسازان در كلان شهری چون تهران به طور كاملاً طبیعی ، موضوع اغلب فیلمها گرفته شده  از مسایل و اتفاقات زندگی در این شهر است ، پژوهشگران اجتماعی ، شهر تهران را به دلیل جادبه های مهاجر پذیری آن ، نمونه گویایی از شهری با خرده فرهنگ های بسیار متفاوت و حاكمیت انواع هنجارها ، و رفتارهای اجتماعی می دانند . مهاجرت سیل جمعیت به تهران در یك دهه اخیر ، با اجرای برنامه های موسوم به نوسازی و توسعه شدت یافته است . این وضعیت با توجه به عدم تكافوی امكانات اجتماعی با منویات مهاجرین ، نگران كننده می باشد . از سوی دیگر مهاجرت اقوام مختلف به شهر تهران موجب همزیستی مردمانی با آداب و عادات گوناگون شده است .

« به قول اولسون ( 1963 Olson ) از آنجا كه محیط ، عوض شده است و او دیگر نسبت به هنجارهایی كه در محیطش از آن پیروی می كرد ، احساس پایبندی نمی كند ؛ هرج و مرج و آشفتگی رخ می دهد . »

در چنین محیط هایی به میزان دوری آحاد جامعه از ارزشهای معنوی و معطل ماندن اصول مربوط به عدالت اجتماعی ، تظاهرات مادی و نفسانی در اشكال مختلفی مجال بروز یافته و زمینه انواع ناهنجاری های اخلاقی و اجتماعی فراهم می گردد . در آشفته بازاری كه متأسفانه حركت عمومی جامعه ، متأثر از برنامه های اقتصادی و اجتماعی ، به سوی رفاه بیشتر ، كسب در آمد و احراز موقعی های برتر اجتماعی تغییر یافته است ، تولید آثار احساسی در قالب فیلم و موسیقی و در پاسخ به نیازهای روانی و عاطفی شهروندان حسرت زده ، از جایگاه ویژه ای برخوردار می شود .

اهمیت نیازهای جسمی آدمی ( physiological  Needs ) و تأثیر آن بر رفتار فردی و اجتماعی به حدی است كه آبراهام ماسلو ( Maslow ) در تبیین نیازهای آدمی و اولویت بندی آنها ، نیازهای جسمی را در صدر حوایج می نشاند .

« ماسلو معتقد است كه نیازهای انسان درای سلسله مراتب ( hierarchy ) هستند :

نیازهای پایین یا دون و نیازهای محال . یعنی برای انسانها ابتدا نیازهای جسمی ( = نیازهای پایین ) مهم هستند . بعد از ارضاء نیازهای جسمی ، نیاز به ایمنی برای او مطرح می شود و بعد از آن روابط و بعد احترام  ، تا بالاخره در انسانهایی كه همه نیازهایشان برطرف شده است ، نیاز متعالی به تفكر در باره معنی و محتوی ( = به خود رسیدن ) مطرح می شود . »

البته نظریه ماسلو تحلیل جامعه شناختی طرح روابط عاشقانه در سینمای ایران را به عنوان گونه ای از سطحی نگری ، به سوی نظریه و نگره های روانشناسی اجتماعی سوق می دهد و جا دارد ، صاحبنظران از این زاویه نیز به كنكاش و غور در وضعیت نزار سینمای ایران بپردازند . موضوعاتی همچون بحران هویت در جوانان ، مشاهده تناقض در رفتار والدین ، معلمین و مسئولان اجتماعی یا آنچه كه به عنوان ارزش های اخلاقی و اجتماعی تبلیغ می شوند ، هجم مكاتب به ظاهر عرفانی و درون گرا كه بروز و ظهور آنها در تاریخ تحولات اجتماعی ایران تا حدی مسبوق به سابقه نیز می باشد ، عدم تعریف روشن و مقبول از مفاهیمی چون آزدی ، خطوط قرمز و ... از جمله مضامین قابل مطالعه در این زمینه میباشند . اهتمام به تجزیه و تحلیل معضل سطحی نگری و مصادیق آن از جنبه های مختلف ، این مزیت را به همراه دارد كه از یكسویه نگری و غفلت از سایر عوامل مؤثر در پیدایش « پدیده اجتماعی اشاعه فیلم های عاشقانه » جلوگیری به عمل آمده  راه برای درمان و علاج قطعی آن نیز هموارتر خواهد شد .

اما ازاین نكته نیز نباید غافل شد كه نمایش مستمر آثار كم مایه با موضوعات عشقی ، علاوه بر تخریب ارزشهای اجتماعی و تخفیف باورهای مذهبی و سنن ملی ، جایگزینی هنجارهای جدید در روابط دختران و پسران و حتی روابط زناشویی همسران جوان ، آرام آرام به تغییر و انحراف ذایقه مخاطب انجامیده و عرصه را بر میدان داری فیلم هایی با نگرش عمیق انسانی و فرهنگی تنگ تر خواهد كرد .

امید است با تلاش و همت مسئولان و برنامه ریزان كشور ، اصلاح و بهبود امور مختلف جامعه بیش ازپیش موردعنایت قرارگرفته و از رهگذر تلاش ، انضباط و وجدان كاری آحاد جامعه ، قوام و سداد نظام جمهوری اسلامی ایران بر پایه مؤلفه های فرهنگی و اعتقادی تقویت گردد تا با داشتن جامعه ای سالم و منزه از آلودگی ها ، فیلمسازان نیز در آسمان اندیشه و خیال ، سوژه های ناب تری رصد كنند !

اما در شرایط حاضر مدیریت سینمای كشور فقط به عنوان یك ناظر ، وظیفه رسالت خود را نباید در صدور پروانه ساخت و نمایش فیلم ها فارغ از محتوی ، جهت گیری ها و پیامدهای فرهنگی و اجتماعی آنها محدود سازد و با ارایه آمار ركورد شكن فروش فیلم های مبتذل عشقی از استقبال تماشاچیان فریاد شادی سر دهد ؟ ! هیهات !

جان كلام :

 جدا از مجاهدت مسئولان برای حل بنیادین مشكلات اجتماعی و اقتصادی جامعه ، به نظر می رسد اگر مدیریت سینمای كشور در مقام دفاع از آثار سطحی بر آیند و یا حداقل با سكوت خود مؤید آن باشند و هر گونه اعمال محدودیت  بازنگری در شرایط پدید آمده را تضییع حقوق شهروندی سینماگران و مخل روح آزاد منشی آنان پندارند ، هیچ امیدی به اصلاح و بهبود این معضل نیست و ادامه روند كنونی به جلوه گری فرهنگ منحط غربی و مظاهر مغایر با هویت ایرانی – اسلامی در قاب سینما منجر خواهد شد . لابد در چنین شرایطی هر نغمه مخالفتی كه  علیه ارزش های منفی فیلم های سطحی و گیشه پسند از سوی دلسوزان برخیزد ، به مثابه توهم توطئه ای از جانب مخالفان آزادی و انبساط فرهنگی قلمداد خواهد شد !

 اما اگر به جوشش حمیّت و غیرت مسئولان امیدوار باشیم ، انتظار می رود مدیران ارشد و سیاست گذاران سینمای ایران به صرافت نقد و درمان ابتلایات وخیم سینما افتاده و برای حفظ طراوت و شادابی نهال نو پای سینمای نجیب ایران ( آنچه كه مایه افتخار ریاست محترم جمهوری اسلامی و عموم فرهنگ دوستان است ) به حرس علف هرزه هایی كه توسط فرصت طلبــــان و كج اندیشان غرس شده اند ، همت گمارند .

در نخستین گام ضروری است مسئولان با هدف توجیه و اقناع منطقی فیلمسازان ، مراتب ناخشنودی خود را از رواج فیلم های نازل  خیابانی ! ابراز داشته و سپس درعمل به تخفیف درجه كیفی چنین آثاری و قطع هر گونه حمایت و یارانه ، نگاه خود را معطوف به مؤلفه های بومی و فرهنگی سازند .

در پایان ذكر این نكته خالی از فایده نیست كه چرا صاحبنظران و كارشناسان تربیتی ، مشاوران و مربیان آگاه كشور در قبال بلیّه فرهنگ سوزی كه موریانه وار ، كالبد سینمای كشور را در معرض نابودی قرار داده است و متعاقب آن ، سالن سینماهای كشور ار از حیز انتفاع برای استفاده ساقط خواهد كرد ، با زبان منطق شیرین خود ، در صدد آسیب شناسی فیلــــــــــم ها بر نمی آیند ؟! دغدغه ها و نگرانی های خویش را به خاطر آسیب های  ناشی از تماشای بعضی از فیلم ها به روح و روان جوانان و نوجوانان ، مطرح نمی سازند ؟!

سنت دیرینه و مألوف آنست كه فیلمسازان با تولید فیلمهای مناسب و برخوردار از مضامین تربیتی ، مدد رسان صاحبنظران و مشاوران تربیتی باشند . زیرا بیان نافذ و غیر مستقیم در بسیاری از مسایل ، در قالب داستانهای جذاب ، به مراتب تأثیرات ماندگارتری را برای مخاطب باقی خواهد گذاشت . اما متأسفانه در شرایط كنونی باید از مربیان و مشاوران استمداد طلبید كه در فهرست تبیین مشكلات فردی و جمعی شهروندان ، سینمای ضد اجتماعی را نیز بیفزایند ، شاید كه گوش شنوایی برای نصایح خویش بیابند .

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد
اندیشه سیاسی استاد مطهری

اندیشه سیاسی استاد مطهری

اندیشه سیاسی استاد مطهری
انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی مطهری

انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی...

انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی مطهری
راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام الدین آشنا

راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام...

راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام الدین آشنا
UserName
عضویت در خبرنامه