• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2796
  • يکشنبه 1385/10/17
  • تاريخ :

غزل ِ ظهر ِ فراموش

این سفر با هر سفر نزد پیمبر( ص) فرق داشت

با همه حج رفتنش این حج ِآخر فرق داشت

زیر بار ِ آیتی‏ ، وحی از نفس افتاده بود

لحن ِگفتار خدا این دفعه دیگر فرق داشت

صبحدم حق با نبی اتمام حجت كرده بود

ظهرگاه ِمصطفی در خًم سراسر فرق داشت

هیچ كس احساس او را در غدیر خم نداشت

حال ِ پیغمبر به شكلی حیرت آور فرق داشت

پشت و روی سكه ی یك عده را انگار دید

فعل آنهایی كه با افكار ِ در سر فرق داشت

زیر ِ رگبار ِ نگاه ِ ابرهای تیره بخت

لهجه ی بارانی خورشیدِ اخگر فرق داشت

گفت : من موسایم و هارون ِهمراهم علیست

گرچه نزد سامریها این « برادر›› فرق داشت

گفت: هر كس را منم مولا، علی مولای اوست

حرفشان این شد كه مقصود ِ پیمبر فرق داشت

***

شعر از کاظم بهمنی

UserName