• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3869
  • يکشنبه 1385/10/17
  • تاريخ :

بركه خورشید

جلوه گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر

ریخت از خم ولایت، مى‏به مینا در غدیر

مى‏تراوید از دل صحراى سوزان بوى عشق

موج مى‏زد عطر انفاس مسیحا در غدیر

چتر زرین آفتاب آورد و ماه از آسمان‏

نقره مى‏پاشید بر دامان صحرا در غدیر

رودها با یكدگر پیوست، كم كم سیل شد

"موج مى‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر"

هدیه جبریل بود "الیوم اكملت لكم"

وحى آمد در مبارك باد مولى در غدیر

با وجود فیض "اتممت علیكم نعمتى"

از نزول وحى غوغا بود، غوغا در غدیر

بر سر دست نبى هر كس على را دید گفت:

آفتاب و ماه زیبا بود، زیبا در غدیر

آى ابراهیمیان! در موسم حج وداع

این خلیل بت شكن، این مرد تنها در غدیر

سرنوشت امت اسلام را ترسیم كرد

غنچه لبهاى پیغمبر كه شد وا در غدیر

بر لبش گلواژه "من كنت مولا" تا نشست

گلبن پاك ولایت شد شكوفا در غدیر

منزلت بنگر!كه چون هارون امام راستان

لوح ده فرمان گرفت از دست موسى، در غدیر

بوى پیراهن شنید آن روز یعقوب صبور

یوسف گم گشته‏اش را كرد پیدا در غدیر

زمزم توحید جوشید از دل آن آبگیر

نخل ایمان سبز شد از صبح فردا در غدیر

"بركه خورشید" در تاریخ نامى آشناست

شیعه جوشیده‏ست از آن تاریخ، آن جا در غدیر

بعد از این اشراق صبح صادق از این منظر است

پیش از این گر شام یلدا بود، یلدا در غدیر

فطرت حق جوى ما را دید و عهدى تازه بست

رشته پیوند عترت با دل ما در غدیر

دست در دست دعا دارند گلهاى امید

تا بگیرد این نهال آرزو پا در غدیر

گرچه در آن لحظه‌ی شیرین كسى باور نداشت

مى‏توان انكار دریا كرد حتى در غدیر!

باغبان وحى مى‏دانست از روز نخست

عمر كوتاهى‏ست در لبخند گلها در غدیر

دیده‏ها در حسرت یك قطره از آن چشمه ماند

این زلال معرفت خشكید آیا در غدیر؟

از على مظلومتر تاریخ آزادى ندید

چون شكست آیینه "من كنت مولا" در غدیر

دل درون سینه‏ها در تاب و تب بود، اى دریغ!

كس نمى‏داند چه حالى داشت زهرا در غدیر!

شد امیر سالها، سال امیرالمؤمنین

سرنوشتى نو رقم خورده ست گویا در غدیر

در جوار روشن و پاك "رضا" دارم امید

بشكفد همچون "شفق" گلخنده ما در غدیر

محمد جواد غفورزاده "شفق"

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName