• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2957
  • يکشنبه 1385/10/17
  • تاريخ :

غـدیـریّـه‏

پیام نور به لبهاى پیك وحى خداست

بخوان سرود ولایت! كه عید اهل ولاست‏

بیا شراب طهور از خم غدیر بزن

خدا گواست كه ساقى این شراب خداست!

غدیر بر همه حق باوران، تجلى حق

غدیر بر همه گم گشتگان، چراغ هداست‏

غدیر حاصل تبلیغ انبیا همه عمر

غدیر میوه توحید اولیا همه جاست‏

غدیر آینه "لا اله الا هو"

غدیر آیت "سبحان ربى الاعلى" ست

غدیر هدیه نور از خدا به پپغمبر

غدیر نقش ولاى على به سینه ماست

غدیر با همگان همسخن، ولى خاموش

غدیر با همه كس آشنا، ولى تنهاست

غدیر صفحه تاریخ "والا من والاه"

غدیر آیه توبیخ "عاد من عادا" ست‏

هنوز از دل تفتیده غدیر بلند

صداى مدح على با نواى روح فزاست

هنوز لاله "اكملت دینكم" رویَد

هنوز طوطى "اتممت نعمتى" گویاست

هنوز خواجه لولاك را نداست بلند:

كه هر كه را كه پیمبر منم، على مولاست‏

على بود پدر امت و برادر من

على سفیر خدا و على امیر شماست‏

على ست حج و على كعبه و على زمزم‏

على صفا و على مروه و على مسعاست‏

على صراط و على محشر و على میزان

على بهشت و على كوثر و على طوباست

على حقیقت توحید بر زبان كلیم‏

على تجلى طور و على ید بیضاست

على است حق و، حقیقت به دور او گردد

على است عدل و، عدالت به خط او پویاست

على محمد و فرقان و نور و كوثر، قدر

على مزمل و یاسین و یوسف و طاهاست

على به قول محمد: درِ مدینه علم

ز در درآى كه راه خطا همیشه خطاست‏

حدیث منزله را از نبى بگیر و به خلق

بگو مخالف هارون مخالف موسى است‏

كسى كه جاى نبى خفت، جانشین نبى است

نه آن كه راحتى جان خویش را مى‏خواست

كسى كه بت شكند بر فراز دوش نبى

براى حفظ خلافت زهر كسى اولاست

گواه من به خلافت همان وجود على است

كه آفتاب به تأیید آفتاب گواست

به دیدگان خدا بینِ مرتضى سوگند!

كسى كه غیر على دید، دیده‏اش اعماست

ثواب نیست، ثوابى كه بى ولاى على است

نماز نیست، نمازى كه بى على برپاست

به صد هزار زبان، روح مصطفى گوید:

كه ‏اى تمامى امت، على امام شماست!

من و جدا شدن از مرتضى! خدا نكند!

كه هر كه گشت جدا از على، جدا ز خداست

مگر نگفت نبى:با هم‌اند حق و على

اگر على نبود در میانه، حق تنهاست‏

تمام قرآن در حمد و، حمد "بسم الله"

تمام بسمله در "با"، على چو نقطه باست

الا كسى كه تو را از على جدا كردند!

پناهگاه تو در آفتاب حشر كجاست؟

مرا به روز قیامت به خلد كارى نیست

بهشت من همه در صورت على پیداست

على ولى خدا بود پیش از آنكه خداى

به حرفِ "كن" همه كائنات را آراست

خدا براى على خلق كرد عالم را

چنان كه خلقت او را براى خود مى‏خواست

تمام عالمِ ایجاد بى وجود على

بسان كشتى بى ناخداى، در دریاست

اگر قصیده "میثم" بود صد و ده بیت 

كه در عدد، صد و ده نام آن ولى خداست

فضایلى است على را كه گفتن هر یك

نیازمند هزاران قصیده غراست‏

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName