• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1118
  • چهارشنبه 1385/10/13
  • تاريخ :

داروی درد وصال

مرتضی خیلی خسته بود، خسته عشق و همه می‌دانند كه نوشداروی این درد، وصال است. در عملیات طریق‌القدس علی به شهادت رسید و در آغوش آوینی آخرین نفس را كشید، این‌بار خون بود كه از دیدگان مرتضی می چكید، برایش سخت بود، علی در نزدیكی او شهید شود و او كه كمی جلوتر بود....

وقتی عشق حسین (ع) در جانت ریشه كرد،‌ دیگر قدرت ماندن نداری، در قافله حسین(ع) كسی قصد ماندن ندارد همه بار سفر بسته‌اند،‌ آن‌روز كه رضا در كنار او به شهادت رسید، قریب دو ساعت مرتضی بی‌تاب و سرگردان در شلمچه راه می‌رفت، بی‌قرار بود گمان می‌كرد از قافله جا مانده است،‌ یا اینكه قافله سالار او را در كاروان خویش نپذیرفته است. آرام پرسیدم :«مرتضی جان چرا پریشانی؟» بغض گلویش را فشرد :‌«من نمی‌فهمم چرا در این مدت من شهید نشده‌ام.درست می‌دیدم كه درآخرین لحظه تیر به افراد نزدیك من می‌خورد و من سالم از كنار آنها بلند می‌شوم»

منبع: همسفر خورشید

تفحص 2شهید با یک نشانه

تفحص 2شهید با یک نشانه

تفحص 2شهید با یک نشانه
راز اين پنج شهيد

راز اين پنج شهيد

راز اين پنج شهيد
ماجرای خواندنی خواستگاری یک رزمنده

ماجرای خواندنی خواستگاری یک رزمنده

ماجرای خواندنی خواستگاری یک رزمنده
ديده بان نفوذي

ديده بان نفوذي

ديده بان نفوذي
UserName
عضویت در خبرنامه