• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 652
  • يکشنبه 1385/10/10
  • تاريخ :

«بابل» در سینماهای تهران به نمایش در می‌آید

«بابل» جدیدترین ساخته «الخاندرو گونزالس ایناریتو» (خالق «21 گرم») در سینماهای تهران به نمایش در می‌آید.

به گزارش ایسنا، از بخش تاریخ پخش و اكران فیلم‌ها (RELEASE DATDES) سایت اینترنتی IMDB فیلم «بابل» در مورخ (16 دسامبر) در ایران به نمایش در می‌آید كه تاریخ دقیق نمایش آن احتمالا در خلال برپایی بیست و پنجمین دوره فستیوال فیلم فجر خواهد بود.

جدیدترین فیلم «گونزالس ایناریتو» كه محصول سال 2006 امریكا و مكزیك است در مدت زمان 142 دقیقه بازیگرانی چون «برادپیت» «كیت بلا نشست» «پیتروایت» را به خدمت گرفته است.

«بابل» آخرین ساخته آلخاندرو گونزالس‏ اینیاریتو فیلمساز مکزیکی است که نه تنها بار دیگر اسم او را به سر زبان‌ها انداخت، بلکه برای دومین بار، سه جایزه از جشنواره سینمایی کن برایش‏ به ارمغان آورد که یکی از آن‌ها جایزه بهترین کارگردانی بود.

این فیلم آخرین بخش‏ از سه ‌گانه‌ای است که با «عشق لکاته» شروع شد و با «21 گرم» ادامه پیدا کرد و در سینمایی «بابل» به نتیجه برسد.

«بابل» مجموعه سه داستان ظاهرا نامربوط در چهار کشور مختلف است که در پایان در هم گره می‌خورند. در داستان اول دو پسربچه مراکشی در کوهستان‌های دورافتاده این کشور به دنبال یک شرط‌ بندی بچه‌گانه با یک تفنگ شکاری به سمت یک اتوبوس‏ توریستی شلیک می‌کنند. گلوله در گردن یک زن توریست آمریکایی (کیت بلانشت) می‌نشیند و او را مجروح می‌کند. تا نزدیک ‌ترین بیمارستان راه درازی است. زن مجروح و شوهرش‏ (براد پیت) و باقی توریست ها به دهکده ‌ای در آن نزدیکی می‌روند تا کمک برسد.

در داستان دیگری که از کالیفرنیا شروع می‌شود و به مکزیک می‌کشد تا باز در کالیفرنیا به پایان برسد یک پرستار بچه در غیاب پدر و مادر و بدون اجازه آن‌ها بچه‌ها را با خود به مکزیک می‌برد تا در جشن عروسی پسرش‏ شرکت کند. بازگشت بچه‌ها به آمریکا با درگیری با پلیس‏ مرزی به یک فاجعه تبدیل می‌شود.

در داستان سوم با دختر نوجوان کر و لالی در ژاپن آشنا می‌شویم که به دلیل همین کمبود مورد بی‌توجهی دوستانش است و برای پرکردن سکوت تنهایی‌ اش‏ به هر کاری دست می‌زند.

عنوان فیلم اشاره زیرکانه‌ای به داستان مردم شهر بابل است. در داستان اسطوره‌ای آمده است که در آغاز همه انسان‌ها به یک زبان صحبت می‌کردند تا روزی که نمرود، پادشاه بابل تصمیم می گیرد برجی بسازد چنان بلند که به جایگاه خدا دست پیدا کند. خدا از این عمل خشنود نبوده و کاری می‌کند که سازندگان برج هریک به زبانی صحبت کنند و حرف همدیگر را نفهمند و بعد هم برج را با طوفان بزرگی در هم می ریزد و مردم بابل را در سراسر دنیا پراکنده می‌کند.

از داستان بابل در هنر و ادبیات به عنوان نماد عدم درک و سوءتفاهم بین ملت‌ها و سرچشمه جنگ‌ها و کشتارهای بشری استفاده شده است. با استفاده از این عنوان و در قالب سه داستان به ظاهر بی ربط، اینیاریتو سعی می‌کند به جنگ و کشتار‌های بی‌معنایی اشاره کند که بشریت را به نابودی می‌کشانند.

بازی خطرناک دو پسر بچه مراکشی، از طرف مقامات آمریکا بی‌ تأمل به یک حمله تروریستی تعبیر می‌شود و پلیس‏ مراکش‏ را وا می‌دارد با بی‌رحمی به دنبال پیدا کردن عامل این حادثه بگردد.

زبان ندانستن توریست‌های آمریکایی وضع را بدتر می‌کند و این وسط آن‌ که قربانی می‌شود زن آمریکایی مجروح است که هردم به مرگ نزدیک‌تر می‌شود. مشکل عدم درک انسان‌ها در اپیزود ژاپنی فیلم نمود روشن‌تری دارد. در این داستان چیکو، دختر نوجوان ژاپنی، برای جبران ناتوانی‌اش‏ در حرف زدن و ارتباط با دیگران دست به کارهایی می‌زند که گاه در تضاد مطلق با هنجارهای اجتماعی هستند.

در داستان سوم، سانتیاگو، خواهرزاده جوان امیلیا، پرستار بچه‌ها، که قصد دارد امیلیا و بچه‌ها را به آمریکا باز ‌گرداند تنها با به خطر انداختن جان دو بچه‌ای که همراه دارد موفق می‌شود از چنگ پلیس‏ فرار کند.

منبع: ایسنا

UserName