• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4052
  • يکشنبه 1385/10/10
  • تاريخ :

نفس هاى بریده شعر كودك

مانده ایم بنویسیم بازار شعر كودك یا كارزار شعر كودك!

گستره اى كه متأسفانه مهاجمان و متخاصمان آن بیش از مدافعان و دوستداران آن هستند. اگر چه سوداى مهاجم، سوداى مال است و نگاه مدافعان، دغدغه عشق و علاقه.

یكى از مشخصه هاى ملل متمدن و داراى فرهنگ و تاریخ، «ادبیات» آن ملت است. ادبیاتى كه از كهن الگوهاى آنها نشأت گرفته و با هویت فردى و جمعى آن به ساختارى منسجم تبدیل شده است. این ساختار شادى ها و غم ها، آسایش و چین و چروك هاى فرهنگ ملت ها را نمایان مى كند. ادبیات كودك به عنوان یكى از درهاى اولیه ورود ذهن پویا و فعال كودك به سرزمین پر رمز و راز و جذاب و آموزنده ادبیات سرزمینش در چند دهه اخیر در سرزمین ما به عنوان جریان به ظاهر سازمان یافته كه گاهى منسجم عمل مى كند و گاه در هماهنگى برخى عناصر این جریان خللى ایجاد مى شود، مورد توجه بوده است و به دلیل مجزا بودن نگاه كودك به ادبیات و توقع او از ادبیات (در این جا شعر) با رویكردى كه بزرگسالان به ادبیات شعرى دارند و به دلیل تفاوت شكل و محتواى این نوع شعر با شعر بزرگسال ژانرى با همین عنوان نامگذارى شده است. این ژانر به دلایل گوناگونى امروزه به محلى براى دادو ستد و سوداگرى تبدیل شده است، محلى كه حرف نخست را در آن جا نه دغدغه فرهنگ و تمدن و تاریخ بلكه سود مادى مى زند. این سود مالى به جایى انجامیده كه ما انگار فراموش كرده ایم كودكانى كه با چنین كتاب هاى كم مایه اى ذهن و تربیت نسل شان شكل مى گیرد در آینده چه سرنوشتى خواهند داشت. در واقع شاید بشود گفت اى كاش پرسش اساسى اى كه سوداگران از خود مى پرسند این بود كه آیا فرزندانشان نیز در هیمه اى كه پدرانشان افروخته اند خواهند سوخت یا خیر؟ ادبیات (شعر) كودك ادبیاتى به این معنا نیست كه عده اى بنشینند و براى كودكان بنویسند. ادبیات كودك، ادبیاتى ست

« با او»، یعنى این ادبیات باید او را بخنداند، بگریاند، احساس شعف، نوجویى و خلاقیت را درونش بیدار كند و پرورش دهد. كودك مى خواهد تصویر خود را در ادبیاتى كه متعلق به او ست شاهد باشد. او نمى خواهد بداند بزرگترها اكنون چه مى گویند، ادبیاتشان چیست، او مى خواهد ادبیات متعلق به او دغدغه هایش را بیان كند، حتى اگر دغدغه اش گم شدن یكى از مداد رنگى هایش باشد یا بیمارى عروسكى كه چند روزى از خرید آن نگذشته است. در واقع ادبیات كودك قرار نیست فقط ادبیات هدایتگر و پیام رسان باشد، به این معنا كه به كودكان بگوید این كار درست است، این كار درست نیست، زشت این است، زیبا این، ادبیات كودك ادبیاتى است كه دغدغه ها و منویات درونى كودكان را باز گو مى كند و با برنامه ریزى پنهانى، آنان را به سمت باورهاى اصیل و معنادار هدایت مى كند، هدایتى كه مستقیم نیست بلكه حمایتى است.

این حمایت كودك را به سمت و سوى خرد ورزى و دانستن مى برد، سمت و سویى كه مى تواند پایه هاى هر جامعه اى را محكم و استوار كند. در واقع كودك و ادبیات كودك مأمنى است كه مى توان آینده را در آن تعبیه و فرهنگى پربار و شایان توجه از آن برداشت كرد. اما متأسفانه امروز ادبیات كودك دستخوش آسیب هاى آشكار و پنهانى شده است. آسیب هایى كه پیكره این ادبیات را مى خورد و اگر دستى براى مدد رسانى نرسد و مدیریتى صحیح و عاجل وارد عمل نشود دیرى نخواهد پایید كه این عنصر و فرایند آینده ساز به طور كل از بین خواهد رفت. یكى از بزرگ ترین آسیب هایى كه ادبیات كودك را در حوزه شعر دستخوش تغییر كرده است، حضور سوداگرانى است كه به قصد سود به نوشتن شعر و فروش آن مى پردازند و بازار شعر كودك را آنچنان تنزل داده اند كه به فراز باز گرداندن آن كار دشوارى مى نماید. هرچند اشاره به این نكته ضرورى است كه فروش این نوع شعرها حتماً دلایل بسیارى دارد، دلایل جامعه شناختى روان شناختى، اقتصادى، فرهنگى و زیبایى شناختى و ... این دلایل وضعیتى را ایجاد كرده كه كتاب شعر كودك دستخوش آن شده است. خانواده به عنوان نخستین نهاد اجتماعى درگیر زنجیره اى از این دلایل است كه برشمردیم. پس گاهى مواقع نمى تواند چندان بر روى انتخاب سره از ناسره در ادبیات شعرى كودك توجه كند. او كمتر براى خرید یك مجموعه شعر دقت نظر دارد به دلیل این كه تمركز او بر دیگر حوزه هاى زندگى خانواده گى و اجتماعى اش وقت و ذهن تحلیلگر را از او گرفته و دغدغه هاى دیگر را جایگزین كرده است. دغدغه هایى كه گر چه اكنون مهم به نظر مى رسد اما در یك بازه زمانى بلند مدت آسیبى به گروه خانواده مى رساند كه ترمیم آن مشكل و گاه غیر قابل جبران خواهد بود.

 جعفر ابراهیمی شاهد: خانواره ها میگویند، برای چی کتاب بخوانیم؟

جعفر ابراهیمى(شاهد) شاعر حوزه كودك و نوجوان مى گوید: «خانواده ها چندان به كتاب توجهى نشان نمى دهند. آن ها این قدر كه براى غذا، پوشاك، ماشین و وسایل منزل دقت نظر وتوجه دارند به كتاب توجهى نمى كنند. درواقع معتقدند «براى چى باید كتاب بخوانیم» و حتى دوست ندارند فرزندانشان كتابخوان باشند. البته این مشكل دلایل فراوانى دارد كه ریشه آن را باید در اقتصاد، آموزش و پرورش، وجود ابزارهاى جدید براى سرگرم شدن مثل رایانه و بازى هاى رایانه اى و ... جست وجو كرد. البته ناشران هم دراین وضعیت دخیلند. آن ها بدون آن كه توجهى به وضع جامعه بكنند كتاب هایى را كه با نقاشى هاى ضعیف و سطحى نام هاى كلیشه اى و شعرهاى نامناسب نوشته مى شود منتشر و پخش مى كنند و فقط سود اقتصادى آن را در نظر مى گیرند. ابراهیمى (شاهد) كه متأسفانه این روزها در بستر بیمارى است درباره قیمت كتاب كه یكى از بهانه هاى نخریدن یا جذب نشدن مخاطب است، مى گوید: به عقیده من كتاب اصلاً گران نیست شما مى توانید یك مجموعه شعر را از نظر قیمت با یك پاكت سیگار یا یك بستنى مخصوص مقایسه كنید آن وقت خواهید فهمید كه قیمت كتاب چندان هم گران نیست.

ابراهیمى در پایان صحبت هایش افزود: بسیارى از مدیران ما در حوزه شعر كودك یا وارد نیستند یعنى اطلاعاتى ندارند یا بى توجهند. من در این باره احساس بدى دارم. فكر مى كنم انگار قرار نیست مردم كتاب خوان شوند .

اگر به دقت به این نكته توجه كنیم كه ادبیات كودك تأثیر فراوانى بر اخلاق، نوع نگرش به زندگى و حفظ و گسترش ارزش هاى انسانى در كودكان دارد.

وقتى سطح سلیقه كودكان ما پایین بیاید وقتى نوع نگاه آن ها به زندگى و به عناصر پویاى آن كه انسان ساز است با عادى ترین و دم دستى ترین نوشته ها شكل بگیرد، جامعه فردا به لحاظ فرهنگى چه وضعیتى پیدا خواهد كرد.

ادبیات كودك یا در این مجال شعر كودك، شعر و ادبیات فرد است. وقتى سطح سلیقه فرهنگى كودك ما با برنامه ریزى در ادبیات كه یكى از مظاهر بالابردن فرهنگ عمومى است، پیشرفت كند به طور حتم آینده در دست انسان هایى خردورز و خلاق خواهد بود.

مصطفی رحماندوست: در خرید کتاب دقت نمی شود.

مصطفى رحماندوست شاعر مطرح كودك در باره چگونگى انتخاب كتاب كودك توسط خانواده ها معتقد است: «خانواده ها كمتر در انتخاب كتاب دقت مى كنند آنها به دلیل این كه در زمینه انتخاب كتاب كار نشده اصول انتخاب كتاب را هم به تبع نمى دانند. همین خانواده ها وقتى مى خواهند غذایى به كودكشان بدهند دقت مى كنند كه این غذا چه میزان انرژى و چه مقدار كالرى دارد و ... اما براى خرید كتاب این دقت ها را به خرج نمى دهند. رحماندوست درباره فروش كتاب هاى نازل در حوزه شعر كودك مى گوید: رسانه هاى جمعى باید تلاش كنند كه به مباحث شعر كودك بپردازند. رسانه ها باید بكوشند سطح دانش و تشخیص خانواده ها را درباره ادبیات كودك بالا ببرند كه متأسفانه این تلاش به درستى صورت نمى گیرد. هرچند دراین مورد ناشران هم تأثیر گذارند آنها كتاب هاى نازل تولید مى كنند و توزیع كننده ها هم در سطح گسترده پخش مى كنند، به طورى كه این كتاب ها در همه جا قابل دسترس است ، كتاب كودك متأسفانه امروز تحت حمایت ناشر و توزیع كننده است ».

اسدالله شعبانی: سطح پسند مردم رشد نمی کند.

اسدالله شعبانى شاعر تأثیرگذار و مطرح شعر كودك و نوجوان كه سالها در این عرصه مشغول فعالیت است مى گوید: « متأسفانه انگار بنا نیست سطح پسند مردم رشد كند. آموزشى هم در این عرصه كمتر وجود دارد، رسانه ها آن چنان كه باید آگاهى نمى دهند و مردم هم مى گویندكسى از كتاب خواندن خیر ندیده و موفق نشده، این یك هشدار فرهنگى است كه مدیریت ها باید آن را بررسى كنند.»

شعبانى مى افزاید: اگر كتاب كودك را براى سرگرمى مى خواهیم سرگرمى هاى بهترى هم هست كه امروزه جایگزین كتاب شده، ماهواره، اینترنت، نشریات الكترونیكى و ... اینها عملاً میدان باز براى گسترش كتابخوانى را كه یكى از عوامل اصلى بالارفتن سطح پسندمردم است محدود كرده اند. آن شعرهایى هم كه در حوزه شعر كودك و نوجوان پرفروشند، كتاب هایى تجارى اند و كارهاى ذوقى نیستند».

«اسدالله شعبانى » كه دیرزمانى است با ادبیات كودك زیست مى كند معتقد است: مدیریت فرهنگى باید با یك زنجیره ارتباطى تمام كارگزاران فرهنگى كشور را به سمتى واحد كه همانا بالابردن سطح آگاهى و خردورزى مردم است، سوق دهد. بالابردن سطح فرهنگى مردم و در یك معنا كتابخوان شدن آنها شناخت بیشتر آن از پیرامون شان را در پى خواهد داشت، سطح توقع و عملكرد خردورزانه مردم حركت صعودى را طى مى كند و آن زمان است كه شاهد تعالى روزافزون تفكر و دانش عمومى اجتماعى ـ فرهنگى هرچه بیشتر جامعه خواهیم بود. همین موضوع ما را در میان ملت هاى دیگر از این لحاظ متمایز مى كند و كمتر دغدغه اى با عنوان هاى مختلف تهاجم و تخاصم فرهنگى خواهیم داشت.

برخى از شاعران كودك و نوجوان ما نظرات جالبى درباره كتاب هاى «به اصطلاح بازارى» دارند، آنها به این فرایند چندان به عنوان یك «مهاجم» كه شعر كودك و نوجوان را تحت الشعاع قرار داده، نگاه نمى كنند بلكه در پى این هستند كه این پدیده (خرید این كتاب ها) را آسیب شناسى كنند و مبانى احتمالى زیبایى شناسى در این آثار را مورد تحقیق و بررسى قرار داده و با تكنیك هاى مشابه كه بار ادبى خوبى دارند به مخاطب ارائه دهند. این شاعران اگرچه مدیریت هاى فرهنگى ، سطح آگاهى خانواده ها و مشكلات اقتصادى را دراین حوزه بى تأثیر نمى دانند اما آنها را دلایل قطعى فرض نمى كنند و معتقدند فضا را مى توان به نفع شعر سالم كودك و نوجوان تغییرداد.

افسانه شعبان نژاد: حرکت به سوی عناصر جذاب باشد.

افسانه شعبان نژاد كه سال ها در كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان دراین عرصه فعالیت كرده و جزو شاعران مطرح كودك است، مى گوید : براى پرفروش بودن این كتاب ها ( كتاب هاى شعر كودك به اصطلاح بازارى و مبتذل) همیشه این جواب كلیشه اى را ندهیم كه سطح فرهنگى خانواده ها پایین است. ما باید دنبال عناصر جذب كننده اى كه در آثار بازارى است برویم و درباره آن ها تحقیق كنیم، سپس این مبانى را با رعایت سویه ادبى به اثر ادبى خوبى تبدیل كنیم. شاعر كودك و نوجوان باید به دنبال شناخت مخاطب و نیازهاى او باشد. من به هیچ وجه از كتاب هاى بازارى دفاع نمى كنم بلكه معتقدم در آنها هم رموز موفقیتى وجوددارد كه باید آن رمز موفقیت را پیداكرد و این دست نمى دهد مگر با تحقیق و بررسى. شاید این آثار به نوعى به دنیاى مخاطب نزدیكند.

من آدم هاى زیادى را مى شناسم كه به رغم كتابخوان بودن براى فرزندان شان از همین كتاب هاى بازارى مى خرند. دلیل این كار چیست؟ اساساً من معتقدم باید عناصر این كتاب ها بررسى شوند و پس ازتحقیق و بررسى همانطور كه گفتم دلایل استقبال كودكان از این كتاب ها را دریافت و آثار ادبى خوبى با همان ویژگى ها به مخاطب عرضه كرد».

این نوع نگاه آسیب شناسانه اگرچه به تنهایى نمى تواند راه گشاى بایكوت خلاقیت در شعر كودك باشد اما مى تواند راهكار قابل تأملى باشد.

افشین علا : شعر کودک دچار برخی آفات شده است.

افشین علاء یكى دیگر از شاعران ادبیات كودك و نوجوان بررسى شعر كودك راخواه ناخواه ریشه اى تر از كتاب كودك مى داند، او معتقداست: «شعركودك به رغم این كه بعد از انقلاب اسلامى رشد چشمگیرى داشته اما دچار آفاتى هم شده است.

افشین علاء درباره آثارى كه به اصطلاح اشعار بازارى هستند، معتقداست: اینها نوشته هاى منظوم و بازى هاى لفظى است كه نام آن ها را شعر گذاشته اند. آن ها از نظر دایره واژگانى، تصویرسازى گروه سنى و... با اشعار خوب متفاوتند. ولى چون كودكان توانایى نقد ندارند نمى توانند به درستى انتخاب كنند. ناشران هم از این وضعیت استفاده كرده و كتاب هاى مشابه اى منتشر مى كنند. وى در پایان با اشاره به این كه وضع شعر كودك اصلاً وضع خوبى نیست، گفت: شعر كودك واقعاً فراموش شده است».

ناصر کشاورز: بخشی از مردم با ادبیات کودک آشنا نیستند.

ناصر كشاورز شاعر كودك و نوجوان، شعر به اصطلاح بازارى را از نقطه نظر جالبى موردتوجه قرارمى دهد. او این نوع شعر را با شخصیت هاى ساخته شده كه براى مخاطب آشناست نقطه نفوذى براى تأثیر مى داند و این كه شاعر حرفه اى حرف هایش از آن دریچه بزند.

البته وى به هیچ وجه این نوع كتاب ها را تأیید نمى كند و مى گوید: «مى توان كتاب هایى با ظاهر بازارى دید كه به لحاظ فرم و محتوا داراى ارزش ادبى - هنرى هستند. این كتاب ها زبان محاوره اى و ساده اى دارند، نوع تصاویرشان ما به ازاهایى دارد كه براى كودك شناخته شده است، مثلاً شخصیت كارتون ها كه كودكان به آنها احساس نزدیكى مى كنند. وى درباره انتخاب كتاب شعر براى كودك توسط والدین معتقد است این به دلیل ناتوانى كودك در خواندن است و اتفاقاً به لحاظ روانى كودك دوست دارد به وسیله كتابى كه برایش انتخاب شده بیشتر در كنار مادرش باشد به دلیل این كه به لحاظ روان شناختى كودك امروز به دلایل متفاوتى كمتر به پدر و مادر نزدیك است، ناصر كشاورز به سیستم پخش كتاب اشاره مى كند و مى گوید: این سیستم سلیقه سازى مى كند، بخشى از مردم با ادبیات كودك آشنا نیستند و همین موجب مى شود آنها كتاب هایى بخرند كه در دسترس شان هست.»

پیكره عظیم ادبیات كودك و نوجوان در ایران همچون كودكى است كه بر شانه هاى پدر عظیم الجثه اش ایستاده، بالندگى، خلاقیت و به سامان رسیدن آن، نتایج قابل توجهى بر فرهنگ و ساختار آن خواهد گذاشت. بالا رفتن توان ادراك و تحلیل كودك و ارضاى نیازهاى روانى او همذات پندارى اى كه گاه با شخصیت هاى درون شعر مى كند او را فردى سالم و آرام بار مى آورد و این فرایند نه تنها به نفع خانواده ها بلكه در نهایت این آرامش و آسایش به جامعه تزریق مى شود.

همان طور كه ذكر شد دلایل متعددى وجود دارد كه ادبیات شعرى در حوزه كودك و نوجوان در محاق خاموشى و فراموشى قرار گرفته است، این دلایل در حوزه هاى جامعه شناسى، اقتصادى و مدیریتى قابل بررسى است.

از منظر جامعه شناسى: خانواده به عنوان نخستین نهاد اجتماعى و مدرسه به عنوان دومین نهادى كه كودك در آن حضور پیدا مى كند كمتر به مسأله اى به نام ادبیات و كتابخوانى توجه مى شود. خانواده ها همان طور كه در فراز این نوشتار آمد بیشتر كتاب را چیزى در حد اسباب بازى مى دانند كه كودك براى تفریح یا دیدن عكس هایش یا پاره كردن از آن استفاده مى كند و یا عده اى آن را فقط به دلیل این كه احساس مى كنند كالاى فرهنگى است براى كودكانشان تهیه مى كنند ، شمارى از خانواده ها نیز از آن رو كه معتقدند «چه كسى از كتاب خواندن خیر دیده یا كتاب مى شود نان و آب» فرزندان شان را از این كالاى فرهنگى محروم مى كنند. زمانى هم كه كودك وارد مدرسه مى شود این قدر با فضاهاى بیرون احساس مغایرت مى كند كه نمى تواند این دو نقیض را كنار هم جمع كند. ادبیاتى كه در مدرسه آموخته مى شود با ادبیات بیرون از مدرسه متفاوت است اضافه بر این كه او دیگر از ادبیات در مدرسه لذتى نمى برد براى این كه ادبیات در آن مرحله بیشتر به یك وظیفه درسى شبیه است تا یك پدیده اى كه مى تواند انسان ساز باشد. اگرچه دقت زیادى درانتخاب اشعار براى كتاب هاى درسى صورت مى گیرد اما عموماً روش هاى ناصحیح تدریس، تأثیر این دقت نظر را تا پایین ترین سطح ممكن كاهش مى دهد. از نظر اقتصادى ، اگرچه همان طور كه در حوزه جامعه شناسى به اجمال توضیح داده شد عموم خانواده ها به گرایش فرزندانشان به كتاب علاقه اى نشان نمى دهند و تمایل دارند آن ها اوقات فراغت شان را طور دیگرى بگذرانند اما برخى از آن ها به دلایل اقتصادى تمایلى به این گرایش فرزندانشان ندارند. نخست مشكل اقتصادى خانواده و ناتوانى در خرید كتاب، دوم نداشتن چشم اندازى روشن و آینده اى قابل قبول براى اهل كتاب. به این معنا كه خانواده ها عموماً اهالى شعر و كتاب را اهالى «بى پولى» مى دانند كه در تأمین معیشت روزانه خود دچار مشكلند، همین مسأله و بار روانى آن بر خانواده ها آنها را ترغیب مى كند كه فرزندانشان را از كتاب و كتابخوانى آن هم در حوزه شعر «منع پنهان» كنند.

به این معنا كه آنها را به طور صریح از خواندن منع نمى كنند اما هیچ تشویقى هم در این عرصه از طرف آنها صورت نمى گیرد.

كانون پرورش فكرى كودكان و نوجوانان، وزارت فرهنگ و ارشاداسلامى، حوزه هنرى، مراكز فرهنگى هنرى شهردارى و رسانه هاى جمعى كه فعالیت فرهنگى انجام مى دهند و بخشى هم به ادبیات اختصاص داده اند. اما متأسفانه كمتر در این حوزه با یكدیگر تعاملى ندارند. كانون پرورش فكرى تلاش مى كند با كارشناسانى كه خودشان شاعر و نویسنده اند آثارى را درعرصه ادبیات كودك منتشر كند كه ادبیاتى درخور این نام به جا بماند و كورسویى هنوز در این مسیر روشن باشد .

رسانه ها از روزنامه ها و نشریات ادبى درحوزه كودك تا صداوسیما براى نهادینه كردن فرهنگ ادبیات سالم كودك توجهى نمى كنند. اگر قرار باشد كارى براى ادبیات كودك انجام شود، كارى كه در سطح جلسات خبرى، مطبوعاتى و رسانه اى و نیز شعارى هم نباشد باید ارگان ها و سازمان هاى فرهنگى مدیریتى دقیق براى سازماندهى ادبیات كودك انجام دهند، چرا كه اولاً ذهن كودكان امروز ماده خام فرهنگ، صنعت، اقتصاد و مدیریت آینده است. ذهن این كودكان باید پرورش یابد نه این كه صرفاً كودكان با ادبیات مى توانند ذهن خود را پرورش دهند. اما ادبیات مى تواند توان خلاقیت آنها را افزایش دهد. ادبیات در سنین كودكى مى تواند مفاهیم اخلاقى، از نظم و ترتیب گرفته تا آداب معاشرت را به كودك آموزش دهد و در ذهن آنها نهادینه كند.

رسانه ها آن طور كه شایسته آینده سازان این كشور است به ادبیات آنها توجهى نمى كند.

به رغم پیكره عظیم این ادبیات، نفس هاى بریده اى از آن به گوش مى رسد كه به مدد شاعران و نویسندگان زحمتكشى است كه سال ها خوانده اند و عاشقانه نوشته اند، اینها به خاطر سودمالى نبوده بلكه اینان ناگزیر از نوشتن و سرودن بوده اند.

برخى ناشران و توزیع كنندگان نیز كه اصولاً آشنایى اى با ادبیات كودك و نوجوان ندارند و حتى بر این نكته هم واقف نیستند كه همین ادبیات، ادبیاتى است كه كودكان آنها را در فضاى جامعه كنونى به نحوى تحت الشعاع قرارمى دهد، آب در آسیاب شعر بازارى مى ریزند و كودكان را با شخصیت هایى بى هویت سرگرم مى كنند.

نوشته : حسن گوهرپور

UserName