• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2431
  • شنبه 1385/10/9
  • تاريخ :

دعاى عرفه منشور جاویدان توحید

فرجام ستمگران

شوق و افتخار به مقام بندگى

سپاس از فضاى توحیدى

نعمت‌هاى بى‏شمار

خواسته‏هاى حیاتبخش

در اوج عرفان

عرفه روز دعا و نیایش و مناجات با پروردگار عالمیان است، دعائى كه طبق فرموده على علیه السلام همه هستى انسان‌هاست. اساساً انسان از خودش چیزى ندارد و در این عالم او فقط مالك دعاست. على علیه‌السلام با اشاره به این معنى در دعاى كمیل مى‏فرماید:یا سریع الرّضا اغفر لمن لایملك الّا الدّعا؛(1) دعا تنها وسیله و ابزار در دست انسان است و او با همین سلاح مى‏تواند به خواسته‏هایش برسد كه همان سلاح انبیاء است. امام رضا علیه السلام فرمود: «علیكم بسلاح الانبیاء(2)؛ بر شما باد كه خود را به سلاح انبیاء مجهز كنید» و توضیح مى‏داد كه آن سلاح همان دعاست. امام حسین علیه‌السلام ناتوان‌ترین مردم را كسى مى‏داند كه از دعا كردن عاجز باشد و مى‏فرماید:اعجز النّاس من عجز عن الدّعاء(3)؛ به همین جهت در روز عرفه گرچه روزه گرفتن مستحب است اما به خاطر اهمیت آن فرموده‏اند كه اگر روزه موجب ضعف مى‏شود و از دعا كردن باز مى‏دارد دعا خواندن بر روزه تقدم دارد.(4)

به حقیقت مى‏توان گفت كه اگر از آن بزرگوار به غیر از همین مناجات سخن دیگرى براى رسیدن به حق و معرفت الهى به جاى نمانده بود اهل عرفان و ایمان را همین كلمات عارفانه و حیاتبخش بس بود در حالى كه دعاى عرفه بخش اندكى از معارف بلند و اندیشه‏هاى عبادى، عرفانى، اجتماعى و سیاسى حضرت اباعبداللّه الحسین علیه السلام را به پیروان حقیقت جوى آن حضرت ارائه مى‏كند.

یكى از زیباترین و شیرین‌ترین دعاها مناجات امام حسین علیه السلام در روز عرفه مى‏باشد. آن ‏حضرت در این دعاى پر محتوا و شیوا كه در عصر روز عرفه و مناسب‌ترین وقت دعا عرضه شده است، عالی‌ترین مضامین توحیدى را در قالب كلماتى دلنشین بیان مى‏كند. روح عرفان و معرفت در عرصه توحید الهى در فرازهاى مختلف این دعا موج مى‏زند و سالكان راه حقیقت را در طى مراحل سیر و سلوك استوارتر، مصمم‏تر و مشتاق‏تر مى‏سازد. امام حسین علیه السلام این مناجات عاشقانه را در فضائى معنوى و در كنار كعبه مقدس‌ترین جایگاه مسلمانان و با دلى پرسوز و چشمانى اشكبار قرائت كرده و به عنوان منشور جاویدان توحید براى اهل ایمان به یادگار گذاشته است.

به حقیقت مى‏توان گفت كه اگر از آن بزرگوار به غیر از همین مناجات سخن دیگرى براى رسیدن به حق و معرفت الهى به جاى نمانده بود اهل عرفان و ایمان را همین كلمات عارفانه و حیاتبخش بس بود در حالى كه دعاى عرفه بخش اندكى از معارف بلند و اندیشه‏هاى عبادى، عرفانى، اجتماعى و سیاسى حضرت اباعبداللّه الحسین علیه السلام را به پیروان حقیقت جوى آن حضرت ارائه مى‏كند.

حضرت آیة اللّه جوادى آملى در مورد این دعاى دلنشین و انسان ساز مى‏نویسد: مهمترین نیایشى كه جنبه سیاسى، عبادى حج و زیارت را به خوبى تبیین مى‏كند دعاى عرفه عارف معروف در بین اهل معرفت و سیر شاهدان كوى شهود و شهادت، سالار جانبازان میدان نبرد توحید علیه طاغوت، و سرور پاكان و آزادگان، در ساحت فضیلت حضرت حسین بن على علیه السلام است. این دعا هم دستور كفرستیزى و راه طاغوت‌زدایى و رسم سلحشورى و سنت سركوبى جنایتكاران را ارائه مى‏كند و هم ستایش حكومت اسلامى و تقدیر دولت مكتبى و ظهور ولایت الهى را نشان مى‏دهد و هم تجلى هستى و ذات اقدس خداوند و ظهور گسترده و همه جانبه آن ذات مقدس و خفاى هرچه غیر اوست در پرتو نور او و پى‏بردن به او از خود او به غیر او بها ندادن و غیر او را به او شناختن و ذاتش را عین شهود و مستغنى از استشهاد دانستن را تفهیم مى‏كند.(5)

با توجه به اهمیت این مناجات توحیدى در این نوشتار به بررسى فرازهایى از آن مى‏پردازیم.


فرجام ستمگران

امام در نخستین فرازهاى دعا بعد از حمد و ثناى الهى و شمارش صفات جمیل حضرت حق مى‏فرماید:هو للدّعوات سامعٌ و للكربات دافعٌ و للدّرجات رافعٌ و للجبابرة قامعٌ فلا اله غیره؛او نیایش دعا كنندگان را مى‏شنود و گرفتارى‏هایشان را رفع مى‏كند و درجات آن را بالا مى‏برد و جبّاران و ستم‏گران را ریشه كن و سركوب مى‏سازد چرا كه هیچ معبود حقى به غیر از او نیست.

امام صادق علیه السلام فرمود:خداوند تبارك و تعالى آنچه را كه در دل دارید مى‏داند امّا دوست دارد كه آن را بر زبان بیاورید و نیازهایتان را به درگاهش اطلاع دهید. پس هر گاه دعا مى‏كنید نیازها و خواسته‏هاى خود را یك به یك بشمارید.»

حضرت ابا عبداللّه ستمگران را به عنوان مهمترین مانع راه سعادت و توحید بیان مى‏كند و تا فرهنگ ظلم و ستم و قدرت بیداد حاكم باشد مردم نخواهند توانست به سوى كمال قدم بردارند. براى همین یكى از سنت‏هاى الهى در طول تاریخ مجازات ستم پیشه‏گان بوده است. قرآن در این زمینه مى‏فرماید:فلمّا نسوا ما ذكّروا به فتحنا علیهم ابواب كلّ شى‏ءٍ حتّى اذا فرحوا بما اوتوا اخذناهم بغتةً فاذا هم مبلسون(6)؛ هنگامى كه «ستمگران نعمت‌ها و اندرزهاى ما را» فراموش كردند ما نخست درهاى نعمت را به رویشان گشودیم و آنان كاملاً خوشحال شده (و به آن دل بستند) امّا ناگهان (حال) آنها را گرفتیم و همگى مأیوس و ناامید شدند.فقطع دابر القوم الّذین ظلموا؛(7) و به این ترتیب دنباله زندگى ستم پیشگان بریده شد. به گفته صائب تبریزى:

ظالم به ظلم خویش گرفتار مى‏شود

از پیچ و تاب نیست رهائى كمند را


شوق و افتخار به مقام بندگى

سعدى تو كیستى كه دم دوستى زنى

دعوى بندگى كن و اقرار چاكرى

بى تردید اگر انسان‌ها مقام و موقعیت خویش را در برابر آفریدگار هستى دریابند و با كمال بندگى به آن اعتراف كنند هرگز از موازین و حدود الهى پافراتر نخواهند گذاشت و به حقوق دیگران نیز بى‏اعتنائى نخواهند كرد شناخت مقام عبودیت در مقابل حضرت رب الارباب و رعایت حدود آن بنده را به مقامات عالى انسانى نائل كرده و او را به اوج افتخار خواهد رسانید.

امام حسین علیه‌السلام ناتوان‌ترین مردم را كسى مى‏داند كه از دعا كردن عاجز باشد.

گر تو خواهى حرّى و آزادگى

 بندگى كن بندگى كن بندگى

 از خودى بگذر كه تا یابى خدا

فانى حق شو كه تا یابى بقا

حضرت امام حسین علیه السلام در بخش دیگرى مى‏فرماید: «اللّهم انّى ارغب الیك و اشهد بالرّبوبیّة لك مقرّاً بانّك ربّى و الیك مردى ابتدأتنى بنعمتك قبل ان اكون شیئاً مذكورا؛ خداوندا! من مشتاق تو هستم و به ربوبیت تو گواهى مى‏دهم. بارالها! من اقرار مى‏كنم كه تو پروردگار منى و بازگشت من به سوى تو خواهد بود. خداوندا (تو آنقدر مهربان و رئوف هستى كه) قبل از آن كه من چیزى قابل ذكر باشم مرا نعمت وجود و هستى بخشیدى!». حضرت على علیه السلام نیز در این زمینه مقام بندگى را تبیین كرده و آن را بالاترین افتخار انسانى قلمداد مى‏كند و مى‏فرماید: «الهى! كفى بى عزّاً ان اكون لك عبدا و كفى بى فخراً ان تكون لى ربّا(8)؛ خدایا این عزت و شكوه مرا بس كه عبد تو باشم و این افتخار و سعادت مرا كافى است كه تو پروردگار من باشى».


سپاس از فضاى توحیدى

امام حسین علیه السلام از والاترین نعمت‌هاى الهى پرورش در فضاى عطرآگین توحیدى و حكومت الهى مى‏شمارد. چرا كه یكى از مؤثرترین عوامل تربیتى و تأثیرگذار در شخصیت انسانى محیط و جامعه است كه در آن گام مى‏نهد. هر فردى كه در خانواده‏اى و محیطى سالم به دنیا آمده و پرورش مى‏یابد شایسته است كه اوّلاً از خداوند متعال و ثانیاً از والدین و دست اندركاران و مربیان و عوامل به وجود آورنده چنین جامعه و فضاى سالم سپاسگزار و ممنون باشد. چرا كه اگر این بستر مناسب براى رشد صحیح شخصیت انسان‌ها فراهم نمى‏شد معلوم نبود كه سرنوشت آنان چگونه بوده و به كجا منتهى مى‏گشت. به همین جهت انسان‌هاى حق شناس همواره از خداوند متعال و پدر و مادر و مربیان و عواملى كه موجب شده‏اند آنان در فضائى آكنده از كمالات و معنویات رشد یافته و نفس بكشند شكرگزارى مى‏كنند. حضرت با تبیین این واقعیت مى‏فرماید: «لم تخرجنى لرأفتك بى و لطفك لى و احسانك الىّ فى دولة ائمة الكفر الّذین نقضوا عهدك و كذّبوا رسلك لكنّك اخرجتنى للّذى سبق لى من الهدى؛ بارالها! از نشانه‏هاى لطف و احسان تو بر من این كه مرا در فضاى حكومت سردمداران كفر و شرك به دنیا نیاوردى آنان كه عهد تو را شكسته و پیامبرانت را تكذیب كردند بلكه مرا در عصر هدایت و روزگار معرفت (توسط پیامبر خاتم(ص)) به وجود آوردى!»

خداوندا! اگر من در طول عصرها و قرن‌ها عمرى داشته باشم و تلاش كنم كه شكر یكى از نعمت‌هایت را بجاى آورم نخواهم توانست مگر به عنایت و فضل تو كه آن هم نیز شكرى جدید لازم دارد.


نعمت‌هاى بى‏شمار

سپاس و شكر به درگاه حضرت حق از جمله خصلت‏هاى اولیاء الهى و بندگان شایسته است. پیشواى سوم در مقام سپاس و قدردانى از نعمت‌هاى فراوان الهى مى‏فرماید: «فاىّ نعمك یا الهى احصى عدداً و ذكراً ام اىّ عطایاك اقوم بها شكراً و هى یا ربّ اكثر من ان یحصیها العادّون او یبلغ علماً بها الحافظون؛ بارالها! كدامیك از نعمت‌هاى فراوان ترا مى‏شود ذكر كرده و به شمار آورد. یا كدامیك از بخشش‌ها و عطایاى بى‏حد ترا مى‏شود سپاس گفت در حالى ‏كه حساب آنان از دست حسابگران و آمار نگاران بیرون است.» امام در فراز دیگرى به ناتوانى بندگان در اداى شكر و سپاس الهى پرداخته و عرضه مى‏دارد: «لو حاولت واجتهدت مدى الاعصار و الاحقاب لو عمّرتها ان اؤدّى شكر واحدةٍ من انعمك ما استطعت ذلك الّا بمنّك الموجب علىّ به شكرك آنفاً جدیداً؛ خداوندا! اگر من در طول عصرها و قرن‌ها عمرى داشته باشم و تلاش كنم كه شكر یكى از نعمت‌هایت را بجاى آورم نخواهم توانست مگر به عنایت و فضل تو كه آن هم نیز شكرى جدید لازم دارد.»

و سعدى این مضمون را چه زیبا سروده است:

 فضل خداى را كه تواند شمار كرد؟

یا كیست؟ آن كه شكر یكى از هزار كرد؟

آن صانع قدیم كه بر فرش كاینات

چندین هزار صورت الوان نگار كرد

 تركیب آسمان و طلوع ستارگان

از بهر عبرت نظر هوشیار كرد

 بحر آفرید و برّ و درختان و آدمى

خورشید و ماه و انجم و لیل و نهار كرد

الوان نعمتى كه نشاید سپاس گفت

اسباب راحتى كه نشاید شمار كرد

 آثار رحمتى كه جهان سر بسر گرفت

ما را به حسن عاقبت امیدوار كرد

چندین هزار منظر زیبا بیافرید

تا كیست كو نظر ز سر اعتبار كرد

شكر كدام فضل بجاى آورد كسى؟

حیران بماند هر كه در این افتكار كرد

توحیدگوى او نه بنى آدمند و بس

هر بلبلى كه زمزمه بر شاخسار كرد(9)


خواسته‏هاى حیاتبخش

امام بعد از اشاره به نعمت‌هاى بى‏حد و حصر الهى و ناتوانى بندگان در شكرگزارى از آن به درخواست‏هاى مشروع خویش پرداخته و شیوه دعا كردن و از خدا خواستن را به ما مى‏آموزد. مقام خشوع و خضوع در مقابل حق، سعادت و نیك بختى بر اساس تقوا و طاعت، سرنوشت مبارك و خوشایند، كسب رضایت حق، غناى در نفس، یقین قلبى، اخلاص در عمل، روشنائى و بینائى بصیرت در دین، بهره‏مندى از اعضا و جوارح، یارى در مقابل ستمگران، پیروزى بر دشمنان و اجابت دعاها به عنوان چشم روشنى، رفع غم و غصه، پوشیدن عیب‌ها، بخشش گناهان، خوار كردن وسوسه گران و شیاطین، آزادى ذمّه از حقوق دیگران، عطاى بهترین و عالی‌ترین درجه اخروى و دنیوى بخشى از خواسته‏هاى حضرت اباعبداللّه علیه السلام از درگاه حضرت پروردگار در این دعا مى‏باشد.

حضرت در این فرازهاى از دعاى عرفه علاوه بر چگونه خواستن و چه چیزهائى را از خدا خواستن، به ما مى‏فهماند كه آنچه را كه نیاز دارید از درگاه ربوبى بخواهید به زبان بیاورید چرا كه این از شرایط و آداب دعا است و به اجابت نزدیك‌تر مى‏باشد. امام صادق علیه السلام فرمود: «انّ اللّه تبارك و تعالى یعلم ما یرید العبد اذا دعاه، ولكنّه یحب ان تبث الیه الحوائج فاذا دعوت فسمّ حاجتك(10)؛ خداوند تبارك و تعالى آنچه را كه در دل دارید مى‏داند امّا دوست دارد كه آن را بر زبان بیاورید و نیازهایتان را به درگاهش اطلاع دهید. پس هر گاه دعا مى‏كنید نیازها و خواسته‏هاى خود را یك به یك بشمارید.»


در اوج عرفان

امام در این مناجات آن چنان عاشقانه و عارفانه سخن مى‏گوید كه دل هر حقیقت جوى عارف را به شوق آورده و به سوى خداوند جلب مى‏كند. آن حضرت با زیباترین واژه‏هاى انسانى راز و نیاز مى‏كند و عالی‌ترین ارتباط عرفانى را به نمایش مى‏گذارد: «ایكون لغیرك من الظّهور ما لیس لك حتى یكون هو المظهر لك، متى غبت حتّى تحتاج الى دلیلٍ یدلّ علیك و متى بعدت حتّى تكون الآثار هى الّتى توصل الیك؟(11)؛ معبودا! آیا براى غیر تو ظهورى هست كه براى تو نیست تا آن تو را آشكار و ظاهر سازد؟ خدایا! تو كى غائب بوده‏اى كه تا نیاز به راهنما و دلیلى باشد كه به سوى تو رهنمون گردد؟ و كى دور بوده‏اى تا نشانه‏ها و آثار بندگان را به تو رساند؟»

 كى رفته‏اى ز دل كه تمنّا كنم ترا

كى گشته‏اى نهفته كه پیدا كنم ترا

 غایت نگشته‏اى كه شوم طالب حضور

پنهان نبوده‏اى كه هویدا كنم ترا

با صد هزار جلوه برون آمدى كه من

 با صد هزار دیده تماشا كنم ترا

امام در این فراز معرفت و رسیدن به خدا را به وسیله ذات مقدّسش بیان مى‏كند و برهان صدیقین را به انسان‌هاى خداجوى و حكماى سعادت طلب آموزش مى‏دهد. و این همان از خدا به خدا رسیدن است و مقام سلوك و وصول و شهود ورود به وادى ایمن الهى را به سالكان حقیقت نشان مى‏دهد امام سجاد علیه السلام نیز با اشاره به این سخن در دعاى ابوحمزه ثمالى مى‏فرماید: «و انّك لاتحتجب عن خلقك الّا ان تحجبهم الاعمال دونك(12)؛ خدایا! تو از مردم پنهان نیستى اعمال و آرزوها آنان را از تو جدا كرده است.»  


پى‌نوشت­ها:

1. مصباح المتهجد، ص 850 .

2. الدعوات راوندى، ص 18.

3. بحارالانوار، 90، ص 294.

4. بحارالانوار، ج 94، ص 123.

5. صهباى حج، ص 428.

6. سوره انعام، آیه 44 و 45.

7. الامام على علیه السلام، ص 140.

8. كلیات سعدى، ص 1058.

9. تفسیر نورالثقلین، ج 2، ص 552.

10. اقبال الاعمال، ج 2، ص 74/ مستدرك الوسائل، ج 10، ص 23 / مفاتیح الجنان، اعمال روز عرفه.

11. مصباح المتهجد، ص 583.

منبع:

مجله پاسدار اسلام، شماره289.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
شست‌وشوی جان در عرفان زلال حسین علیه السلام

شست‌وشوی جان در عرفان زلال حسین...

شست‌وشوی جان در عرفان زلال حسین علیه السلام
وقوف در سرزمين عشق و معرفت

وقوف در سرزمين عشق و معرفت

وقوف در سرزمين عشق و معرفت
تأملی در مسأله دعا

تأملی در مسأله دعا

تأملی در مسأله دعا
فلسفه دعا

فلسفه دعا

فلسفه دعا
UserName
عضویت در خبرنامه