• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 5070
  • شنبه 1385/10/2
  • تاريخ :

دایی – کریمی ؛ مقایسه اوج و ...


" گذشت زمان همه چیز رو روشن کرد...الان خیلی چیزها دست مردم اومده. مردم فهمیدن ..."

اینها حرفهای علی دایی در برنامه عبور شیشه ای بود که خطاب به مردم تهران میگفت.

جام جهانی 2006 آلمان به قول فردوسی پور کابوس علی دایی بود. جایی که یک ملت -- که همگی کارشناس فوتبال شده بودند – او را با شدید ترین انتقادها نواختند و البته تمام امید شان به ساقهای یک جانشین فانتزی بود بنام " علی کریمی".

مردم ، جادوگر دریبل زنشان را در حالی به دایی ترجیح میدادند که از تمام اتفاقاتی که در اردوی تیم ملی در آلمان می افتاد بی خبر بودند . بعدها مشخص شد که جو تیم ملی در آلمان ( مثل اکثر تورنمنت هایی که در آن شرکت میکنیم ) خراب بوده و مثل همیشه یکسری " ازما بهتران" باعث آن بوده اند.

(کلا چیز خوشایندی نیست که تا به مرحله ای از فوتبال رسیدیم که مثلا در لیگ خارجی ( توجه کنید: صرفا خارجی) بازی کردیم دیگر منافع ملی را فراموش کنیم . ولی خیلی ها به سادگی این گونه کارها را انجام میدهند و حتی لیگ های چون قطر و امارات را هم به عنوان لیگ " خارجی" دارای کلاسی خاص میدانند. عمق فاجعه را جایی فرض کنید که یکی از این عزیزان به لیگ معتبر بوندسلیگا هم برود.)

فخرالدین بگوویچ بعدها گفت که در اردوی آلمان روزی نشد که کریمی به کادر مربیگری حتی سلام کند. او و عنایتی چنان دودستگی در تیم بوجود آورده بودند که عرصه را بر برانکو تنگ کرده بودند. چنین بود که برانکو بعد از جام جهانی گفت شاید تنها اشتباه ما این بود که کریمی و عنایتی را از آلمان به تهران باز نگرداندیم.

امروز کسی نمیتواند بگوید که شکست آلمان تقصیر کریمی بود یا دایی و یا برانکو. ولی آنروزها سیبل انتقادات ما فقط و فقط علی دایی بود و بس.

البته پرداخت به پرونده 5 سال پیش جالب نیست ولی مردم احساساتی ما ، روزهای جام جهانی 2006 که برای ساختن جوک و اس ام اس تخریبی برای دایی از هم سبقت میگرفتند ، فراموش کرده بودند که در بازی پلی آف ایران و ایرلند در مقدماتی 2002 این کریمی بود که بهترین شانس و موقعیت گل ایران را به آسمان زد. و معلوم نیست اگر دایی هم به جای کریمی بود آنرا به آسمان میزد؟

اما بعد از جام جهانی چه شد؟

دایی از تیم کنار گذاشته شد، برانکو رفت ، کادر به کلی تغییر کرد ، دادکان اخراج شد ، فدراسیون با افکار کاملا متفاوت با دادکان و صفایی برسر کار آمد ، فوتبال تا آستانه تعلیق پیش رفت ، دایی در حالیکه موقعیت ورزشی و اجتماعی خرابی داشت از صبا باطری بیرون آمد و در دوراهی راه آهن و سایپا دومی را انتخاب کرد ، و .... .

اما کریمی بدون هیچ مشکل خاصی به تمرینات بایرن بازگشت و انتقال بالاک به چلسی هم موقعیت خوبی را برای او فراهم کرده بود.

اما امروز که ماهها از آن روزها میگذرد ، ورق کاملا برگشته:

دایی بازیکن – مربی سایپای تحول یافته است ، با اختیارات تام سرمربیگری ، از 8 بازی 19 امتیاز کسب کرده ، خودش آقای گل لیگ برتر است و کماکان به قله های بعدی فکر میکند .

اما دیگری چنان به نیمکت بایرن مونیخ پیچ و مهره شده که امیدی به همان ده دقیقه های پایان بازی هم برایش نیست. که اگر وارد بازی شود هم کار خاصی از او ساخته نیست.

امروز شاید این دو نماد و سمبل دو جریان در فوتبال ما هستند:

"جنگندگی و پیشرفت " در برابر "تنبلی و شکست"

بدون شک این میل به پیشرفت و جنگندگی دایی بوده که به او امروز شهرت جهانی داده . وقتی گلهای منتخب او را در برنامه عبور شیشه ای میدیدیم او توپهایی را گل میکرد که شاید به نظر ساده میرسید ولی امروز از عهده مهاجمان ما برنمی آید . برای اثبات این موضوع کافیست به کیفیت مهاجمان ما در برابر تیمهای ضعیف هند و مالدیو و هنگ کنگ و... در بازیهای آسیایی نگاه کنید.

شاید کریمی همان روزهایی که بدون اهمیت دادن به مربیانش که روی نیمکت تیم ملی بودند و جلوی چشمان سرمربی، به ظرف آب کنار زمین لگد می زد ، باید فکرش را هم میکرد که چنین روزهایی در انتظارش باشد.

امروز از بازی فانتزی کریمی هیچ خبری نیست. استعداد و میل به پیشرفت در بهترین سالهای فوتبالش در او کشته شده و گویا از همان اول هم معلوم بود که او اهل مبارزه و گرفتن حق و ... هم نیست. پیش بینی های نشریات آلمان درست درآمد و کریمی قبل از اینکه اندکی زبان آلمانی یاد بگیرد باید چمدانهایش را برای بازگشت به زندگی بخور و بخواب و لذت ببر! امارات ببندد.البته احتمالا پول خوبی در انتظار جادوگر خواهد بود ، ولی برای فوتبال ملی گزینه های بسیار بهتری نسبت به او وجود دارند.

مقایسه عجیبی است ولی اگر کریمی به جای دایی بود اینک قطعا بازنشسته شده بود و فقط اگر حال و حوصله اش را داشت به کارهای تجاری اش میپرداخت. اما اگر دایی در سن و سال و تجربه امروزی کریمی بود مطمئنا به افق هایی بالاتر از بوندسلیگا می اندیشید و با شناختی که از او داریم به مقصودش هم میرسید .

کریمی چند سال پیش در گفتگو با نشریه تماشاگران گفته بود " خدا بعضیها را بغل کرده"( کنایه به خوش شانس بودن علی دایی) . ولی آنروزها توجه نکرد خدا کسی را بغل میکند که علاوه بر دریبل زدن ، جنگنده بودن و تعصب به کارو هدف هم در فوتبالش نمود داشته باشد. این توقع همه ما از کریمی هم بود.

امروز بازی جادوگر از چشممان افتاده . مدلهای بهتری از او در فوتبال ما رشد کرده اند و به سادگی جای او را پرخواهند کرد. امثال مسعود شجاعی ، رضا جباری و ایمان مبعلی .

ولی کسی جانشین دایی با آن ابهت ، غیرت و حرفه ای بودنش نشده. همین است که این سالها که حتی موهای شقیقه اش کاملا سفید شده کماکان آقای گل ایران است.

اینها را نوشتیم چون کریمی را هم دوست داریم ، اینها را برای خودش نوشتیم تا شاید به تریج قبایش برخورد.

علی کریمی عزیز ؛ دایی اسطوره ملی و دست نیافتنی این سرزمین باقی ماند.

صد البته خوشحال نیستیم ولی نگرانیم که احتمالا مجبور شویم سال آینده بازیهایت را به جای شبکه های آلمانی از دبی اسپرت ببینیم . علی جان تو نیز به اندازه دایی شایسته و برازنده ی جاودانه شدن هستی ، پس قدر خود را بدان

UserName