• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1144
  • چهارشنبه 1385/9/29
  • تاريخ :

گفت وگو با مازیار ظهیرالدینى، نوازنده ویلن

همه آنهایى كه موسیقى كلاسیك یكى دو دهه اخیر كشور را دنبال مى كنند، به طور قطع نام مازیار ظهیرالدینى را به عنوان نوازنده ویلن در اركسترها و آلبوم هاى بسیارى دیده و شنیده اند. نوازنده اى كه از همان كودكى با همراهى خانواده اش نوازندگى ویلن را انتخاب كرده و فقط ویلن زده است.

ظهیرالدینى متولد اردیبهشت ماه 1353 است و از بهروز وحیدى آذر، روین طهماسبیان و ابراهیم لطفى موسیقى فرا گرفت. او كه یك دهه در اركستر سمفونیك تهران ویلن زده، چند سالى است كه سرپرست و نوازنده گروه زهى پارسیان است. وى این روزها با گروه پارسیان تمرین مى كند و به شاگردانش ویلن مى آموزد. این نوازنده ویلن بهترین روزهاى كارى اش را حضور در گروه پارسیان و نواختن قطعاتى از موسیقى با روك، آمریكاى لاتین، رمانیك و دوران هاى دیگر موسیقى جهان بر مى شمارد. از ظهیرالدینى و گروه پارسیان آلبوم بى كلام «مرگ فرشته» به بازار موسیقى بى كلام عرضه شده است.

گفتگویی از این نوازنده هنرمند در پی می آید.


تحصیل در هنرستان موسیقى وسوسه آهنگسازى را براى هر هنرجویى به همراه مى آورد، با این كه در این هنرستان فارغ التحصیل شدى، چطور نوازندگى حرفه اى ویلن را انتخاب كردى؟

وسوسه آهنگسازى در هنرستان براى هر هنرجویى در سال هاى آخر تحصیل شكل مى گیرد، اما نوازندگى شروع موسیقى من و از جانب پدرم بود و همین كه نوازندگى مى كردم فكر كردن به آهنگسازى را برایم كمرنگ كرد. پدرم به عنوان مشوق اصلى من، موسیقى را در كودكى با برعكس كردن سیم هاى ویلن كه برعكس همه جاى دنیا بود به من آموخت. چون چپ دست بودم سال ها با دست چپ ویلن زدم و همه چیز برایم ویلن بود و اگر صحبت آهنگسازى و حتى ساز دیگرى مى شد با كلمه «نه» از جانب پدرم روبرو مى شدم. حالا افسوس آن روزها را مى خورم كه شروع نوازندگى ، به من اجازه ندادند كه نوازندگى سازهاى سنتى را هم فرابگیرم و بعد به سراغ دنیاى موسیقى كلاسیك بروم، این تفكرات در همان دوران نوجوانى شكل گرفت و نوازندگى همه دنیاى موسیقى من شد.


بى تردید فضاى موسیقى ایرانى در آموزش و اجرا بیشتر از موسیقى كلاسیك است و آموزش موسیقى كلاسیك بیشتر در دوره هاى آكادمیك صورت مى گیرد. دوره هاى عالى آكادمیك را پشت سر نگذاشتى و در خانواده با موسیقى كلاسیك عجین شدى و ویلن را آموختى، این فراگیرى از چه زمانى آغاز شد؟

شانس بزرگ من این بود كه در همان كودكى، تصمیم گرفته شد كه ویلن بزنم و این تصمیم از سوى مادرم گرفته شد و دایى هایم، گوش خوب من را در موسیقى كشف كردند. پدرم هم كه علاقه شدید به موسیقى كلاسیك داشت و از آن دسته علاقه مندان به موسیقى بود كه از كتابفروشى اسكندریان و ساكو، نت هاى كلاسیك را مى خرید و به من مى داد. این علاقه پدرم باعث شد كه آرزوهاى خودش را در من ببیند. در آن دوران بادست چپ نت هاى صبا را مى زدم و اگر اشتباه مى كردم در اتاق حبس مى شدم تا زمانى كه درست بزنم و هر وقت از تمرین سرپیچى مى كردم پدرم با من قهر مى كرد. این اوضاع و احوال بود كه دست به دست هم داد تا راه نوازندگى من شكل بگیرد، بعد از آن هم به سن نوجوانى رسیدم و پدرم با سیاوش ظهیرالدینى (عمویم) صحبت كرد كه باید براى آینده ام چه كار بكند، به پیشنهاد او من به هنرستان عالى موسیقى رفتم.


یعنى سیاوش ظهیرالدینى از نوازنده شدن تو حمایت كرد؟

بله، كمك كرد كه بهروز وحیدى آذر (رهبر اركستر جوانان) را ببینم و بادست راست ویلن زدن را شروع كنم، رفتن به هنرستان باعث آن شد كه همه ترس من به پایان رسید و حس كردم كه حركت موسیقایى من شروع شده است.


در آن زمان نوازندگى را جدى گرفتى و به آهنگسازى فكر نكردى، به آینده اقتصادى این تخصص (منظورم نوازندگى) چگونه نگاه مى كردى؟ این را هم به خاطر درآمد پایین نوازندگى در همان سال هاى اوایل دهه هفتاد مى گوییم؟

آن روزها به مسائل اقتصادى موسیقى ام فكر نمى كردم فقط به دنبال شروع و پیمودن راهى كه در آن حضور داشتم بودم و این راه با دعوت هنرستان دخترانه موسیقى براى اجراى یك كنسرت فارغ التحصیلى آغاز شد. در آن كنسرت از من خواستند كه كنسرتو ویوالدى را بزنم، ترسیده بودم و در مقابل جمعیت سالن نتوانستم روى صحنه بروم و روى كفى سالن ویلن زدم. بعد از این اجرا بود كه حضور در اركسترها، جشنواره ها واجراى قطعات ضبطى برایم بیشتر شد و به طور طبیعى منابع درآمدى هم بیشتر شد.


بعد از فارغ التحصیلى از هنرستان موسیقى به اركستر سمفونیك تهران دعوت شدى؟

بله فارغ التحصیل شدم و دوران خدمت سربازى را پشت سر گذاشتم كه در این دوران براى گروه ها و اركسترهاى زیادى ویلن زدم، با سیاوش ظهیرالدینى صحبت كردم كه براى نوازندگى در اركستر سمفونیك تهران چه باید كرد.


و از او ویلن زدن را هم آموختى و یا با هم نوازندگى كرده اید؟

هیچ وقت با ایشان ویلن نزدم. هرگز تشویقم نكرد و هرگز تنبیه نشدم، كوچكترین حرفى هم كه تأثیر در پیشرفت نوازندگى ام داشته باشد به من نگفته است.


اما براى رفتن به اركستر سمفونیك تهران...؟

با رهبر اركستر زنده یاد فریدون ناصرى درباره من صحبت كرد و مرحوم ناصرى بدون آن كه از من آزمونى بگیرد، دعوت كرد كه در كنسرت اركستر كه به یاد مرتضى حنانه برگزار مى شد، ویلن بزنم. من هم رفتم سر تمرین و ساز زدن من در اركستر سمفونیك تهران آغاز شد.


رفتى و در صف نوازندگان اركستر سمفونیك تهران ساز زدى، وقتى مى خواستى براى نخستین بار براى اركستر سمفونیك تهران بنوازى، چه احساسى داشتى؟

اصلاً اعتماد به نفس نداشتم، خیلى ترسیده بودم و این طبیعى بود. آن روز فقط نظاره گر بودم و هیچ كارى نمى توانستم بكنم. بعد از آن اجرا با حضور بیشتر در تمرین ها و كپى كردن پارت ها كه بتوانم تمرین بیشتر در ساعت غیر از تمرین اركستر داشته باشم، سعى كردم نظر فریدون ناصرى و سیاوش ظهیرالدینى را به خودم جلب كنم.


دستمزدى از اركستر مى گرفتى؟

سال اول فقط به تمرین با اركستر و اجراى كنسرت فكر مى كردم و نمى دانستم كه دستمزد هم باید بگیرم، فقط تمرین مى كردم و ویلن مى زدم.


نزدیك به یك دهه در اركستر سمفونیك تهران نوازندگى كردى، فعالیت آن سال هاى اركستر با سال هاى اخیر را چگونه ارزیابى مى كنى؟

در آن سال ها اركستر بزرگ نبود، ولى اركستر چند سال اخیر با اركستر آن سال ها فاصله گرفته است، اركستر سمفونیك تهران كه قبل از انقلاب دوران خوبى را با حضور نوازندگان ایرانى و خارجى پشت سر گذاشته بود، سال هاى اوایل دهه 60 به دلایل جنگ تحمیلى و شرایط اجتماعى با نبود نوازنده روبرو شد و از هم پاشید.

اما اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 نوازندگان در كنار فریدون ناصرى به عنوان رهبر اركستر جمع شدند وصداى خوبى را با سازهایشان ارائه كردند، در آن اركستر تنها نوازنده بى تجربه من بودم و بقیه خوب بودند. در آن سال ها از اركستر صدا خوب مى آمد و این صداى خوب به خاطر نوازنده هاى باتجربه بود.


حضور زنده یاد ناصرى چه تأثیرى داشت؟

ایشان اركستر را سرپرستى مى كرد و صداى خوب از آن، سازهاى خوب نوازندگان اركستر بود.


در اركستر خوب، اصل كدام است نوازنده خوب یا رهبر خوب؟

هر دو باید خوب باشد،اما حس من در آن زمان این بود كه نوازندگان خوب مى نوازند و قبل از دو سه سال پیش كه از اركستر سمفونیك تهران جدا شدم این صداى خوب رانمى شنیدم و احساس مى كردم كه من نوازنده به این اركستر تعلق ندارم. اركستر روزبه روز تشریفاتى مى شد و جذابیتى برایم نداشت.


نوازنده هایى كه در اركستر ویلن مى زدند خاطرت هست؟

فلاحتى، صدقیانى، محمدرضا شریفى، آرش برادران، رضا عالمى، خانم ژیلا صدقیانى و خیلى هاى دیگر كه هنوز در اركستر مى نوازند.


ویلن دوم مى زدى؟

بله، از روزى كه به اركستر رفتم دوست داشتم ویلن اول بزنم ولى ویلن دوم بودم و این تصمیم همیشه از سوى رهبر اركستر براى من گرفته مى شد.


در این شرایط به گروه هاى دیگر پیوستى و نوازندگى كردى؟

در كنار اركستر سمفونیك تهران كه هر دو ماه اجرا داشت براى اركستر مجلسى كریستین رابینز، اركستر جوانان و اركستر فرهنگسراى بهمن نوازندگى مى كردم.


تك نواز بودى؟

بله، با ارزش ترین تجربه ها و بهترین اجراهاى دوران نوازندگى ام را در همین دوره با این گروه ها پشت سر گذاشتم.


تجربه اركسترنوازى را پشت سر گذاشتى و به نوازندگى براى ضبط استودیویى با نوازندگى براى قطعه سرود ملى «جمهورى اسلامى ایران» ساخته حسن ریاحى روى آوردى؟

در نخستین تجربه ضبط استودیویى در كنار نوازندگان قدر نشستم، سازم تخصصى بود و براى نخستین بار باید در فضاى استودیو مى زدم، حواسم را جمع كردم و با هدف این كه مى خواهم تجربه اى دیگر را شروع كنم، براى آن قطعه زدم و اكنون این ضبط هاى استودیویى ادامه داد.


ضبط استودیویى رادوست ندارى؟

هم اكنون برایم مهم نیست، كاملاً شكل درآمدى در فعالیت هایم پیدا كرده است، معتقدم كه دراین كارها (ضبط استودیویى) موسیقى خلق نمى شود فقط موسیقى اجرا مى شود.


نوازندگى براى كدام یك از آهنگسازان در استودیو برایت مهم است؟

احمد پژمان و محمدسعید شریفیان كه كارهایشان را درست مى فهمند.


دوره جدید نوازندگى بعد از حضور در اركسترها و ضبط استودیویى با سرپرستى و نوازندگى گروه زهى پارسیان شكل گرفته است، این گروه چگونه شكل گرفت؟

سال هاى آخرى كه در اركستر سمفونیك تهران بودم، نایدانف لهستانى از من دعوت كرد كه با اركستر مجلسى نیاوران همكارى كنم، نایدانف این اركستر را تشكیل داده بود و حضور در این اركستر تازه تأسیس برایم جذاب بود ولى گرفتارى به همراه داشت و داستان از هم پاشیدن اركستر دوباره تكرار مى شد. دعوت نایدانف را ردكردم، اما بعد از چند ماه ابراهیم لطفى كه از استادان من بود، سرپرستى این اركستر را به عهده گرفت و من را عوت كرد، شروع به تمرین كردیم و همه چیز خوب بود، كار با وسواس آغاز شد ولى ماندگار نبود و اركستر مجلسى نیاوران هم همچون دیگرگروه هاى موسیقى كشور از هم پاشید. بعد از این اتفاق سرگروه هاى اركستر منحل شده، دور هم جمع شدیم و پایه تشكیل گروه زهى پارسیان را گذاشتیم.


دعوت به كنار هم نشستن این سرگروه ها از طرف تو بود یا آنها؟

بچه ها دور هم نشستند و كوارتت كار كردند وبعد با من تماس گرفتند كه من هم به جمع آنها پیوستم.


نخستین كنسرت پارسیان بعد از چه مدت كه دور هم جمع شدید اجرا شد؟

چهار ماه دور هم جمع شده بودیم و گروه سر و سامان گرفته بود، انجمن فیلارمونیك تهران از ما دعوت كرد كه در تالار رودكى كنسرت بدهیم و نخستین اجراى گروه پارسیان در این تالار اجرا شد.


قطعاتى را كه براى اجراهایتان انتخاب مى كنید توسط چه كسى پیشنهاد مى شود؟

سیاست تصمیم گیرى هر برنامه گروهى است و بامشورت همه بچه ها قطعه اى انتخاب مى شود. صرفاً به عنوان سرپرست گروه، برنامه اى را تحمیل نمى كنم.


قطعه اى هم براى اجرا مى نویسید؟

خیر، پتانسیل گروه زهى به قطعات كلاسیك جهانى برمى گردد، در این میان براى تنوع از قطعات آهنگسازان ایرانى استفاده مى كنیم.


اجراى قطعه نى نوا حسین علیزاده در ماه گذشته توسط پارسیان در اجراى این برنامه بود؟

بله، نوستالژى این قطعه، گروه را بر آن داشت كه اجرایش كنیم، نى نوا قطعه اى بسیار ناب است و درست نوشته شده است. از دو سال پیش قصد اجراى این قطعه را داشتیم كه نشد تا این كه فرصتى درماه گذشته دست داد تا گروه زهى پارسیان قطعه اى از علیزاده بنوازد.


قطعه هاى ایرانى را فقط اجرا مى كنید یا ضبط هم خواهید كرد؟

چهار قطعه از دهلوى، علیزاده، خیام و روحانى را تاكنون اجرا كردیم. ولى فكر ضبط این قطعات را داریم، اما این برنامه نیاز به همراهى آهنگسازان دارد كه در آینده اگر مشكلى نباشد به طور قطع انجام خواهد شد.


قطعات ایرانى را براى اجراى اركستر چه كسى تنظیم مى كند؟

سعى مى كنیم قطعاتى را انتخاب كنیم كه اصل قطعه براى ویلن نوشته شده باشد، اما در صورت نیاز به تنظیم قطعه اى، خودم انجام مى دهم.


بى شك شنیدن قطعات آهنگسازان ایرانى با اجراى اركستر زهى براى هر علاقه مند به موسیقى جذاب است، هدف از این اجراها چیست؟

شناساندن آهنگسازان ایرانى هدف اصلى اجراى این قطعات است، چرا كه معتقدیم آهنگسازان ایرانى در سطح جهانى هستند و فاصله اى باآهنگسازان مطرح دنیا ندارند و مى توانند با شناخته شدن، تأثیرگذار باشند.


مانیفست گروه پارسیان چیست؟

اجراى موسیقى علمى، كلاسیك و ایرانى براى مخاطب خاص كه این موسیقى باید جذاب و با كیفیت توسط گروه ارائه شود.


بدون تردید كه گروه زهى پارسیان با اجراى قطعات ایرانى مى تواند به هدف خود سریع تر برسد، چه برنامه اى براى كنسرت در دیگر كشورها دارید؟

رمز بقاى هر گروهى دراجراست و این اجراها باید در شهرهاى دیگر و كشورهاى دیگر باشد. گروه زهى پارسیان توانایى آن را دارد كه سفیر موسیقى و فرهنگ ایران در دیگر كشورها باشد. تاكنون هم تلاش كردیم كه حامى مالى براى اجراى این برنامه داشته باشیم كه هنوز موفق نشدیم.


براى آینده چه برنامه هایى دارید؟

دوام گروه پارسیان در برگزارى كنسرت است و قصد داریم این مهم را در شهرهاى ایران و كشورهاى دیگر همچون تهران گسترش دهیم.

منبع : روزنامه ایران

UserName