• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3487
  • سه شنبه 1385/9/28
  • تاريخ :

گفتگوهای بی‌حاصل

گفتگو با کودکان (2)


درمقاله پیش خواندیم که گفتگو با کودکان اصول مخصوص خود را دارد. پیام های کودکان اغلب جنبه رمزی دارد و برای درک پیام آنها بایستی جنبه رمز آنها را درک کرد و هنگامی که کودک احساس کند او را درک کرده اند ، علاقه وصمیمیت او بیشتر می شود.

گفتگوهایی که والدین با کودکان دارند باعث یأس و نومیدی والدین می‌شوند، زیرا هیچ نتیجه‌ای از این صحبت‌ها حاصل نمی‌شود، چنانکه در گفتگوی زیر بخوبی نمایان است:

«کجا رفتی؟»

«بیرون.»

«چکار کردی؟»

«هیچ کار.»

والدینی که سعی می‌کنند منطقی باشند، بزودی پی می‌برند که این کار تا چه اندازه می‌تواند دشوار و طاقت‌فرسا باشد. چنانکه مادری می‌گفت: «سعی می‌کنم با کودکم منطقی رفتار کنم اما کاسه صبرم لبریز می‌شود و از کوره در می‌روم. به حرف‌هایم توجه نمی‌کند. فقط باید جیغ بکشم تا صدایم را بشنود و حرفم را گوش کند. امان از دست این بچه‌‌!»

کودکان در گفتگو با والدین غالباً مقاومت نشان می‌‌دهند. آنها از اینکه کسی بیاید و دائماً نصیحت‌شان کند وازشان ایراد بگیرد و مرتب تذکر بدهد، نفرت دارند.

آنها احساس می‌کنند که والدین آدم‌های پرحرفی هستند. «دیوید» هشت ساله به مادرش می‌گوید: «مامان، چرا هر وقت که سوال کوچکی از شما می‌کنم، جواب دراز و بی‌انتهائی تحویلم می‌دهید؟» وی رازش را با دوستانش درمیان می‌گذارد و می‌گوید: «به مادرم هیچ چیز نمی‌گویم، هیچ‌چیز. کافی است سرصحبت را با او باز کنم و آن‌وقت با آن نطق‌های طولانی خودش وقت بازی کردن مرا هدرمی دهد.»

اگر کسی مشتاقانه نظاره‌گر گفتگوی بین یک مادر و فرزند باشد و به حرف‌هایشان گوش دهد با کمال تعجّب متوجّه خواهد شد که هر یک از آنان تا چه اندازه کم به حرف‌های یکدیگر توجه می‌کنند.

برای آنکه ارتباط ما با کودکان نامفهوم نباشد و معانی و مفاهیمی در خود داشته باشد، طرز تکلّم روزمره ما کافی نیست. به منظور اینکه بتوانیم هم به کودکان برسیم و هم از یأس و نومیدی والدین بکاهیم، به روش جدیدی در برقراری ارتباط با کودکان نیاز داریم، که شامل راه‌های جدیدی برای گفتگو با کودکان هم می‌شود.


روش‌ جدید برقراری ارتباط با کودکان

اساس روش جدید برقراری ارتباط با کودکان را دوچیز تشکیل می‌دهد: احترام و مهارت: این روش جدید مستلزم این است که :

(الف) پیام‌ها نباید به حسّ احترام کودک لطمه‌ای وارد سازند، همان‌گونه که به حسّ احترام والدین نباید لطمه بزنند .

(ب) ابتدا بایستی تفاهمی متقابل بین والدین و کودک ایجاد شود و فقط پس از ایجاد این تفاهم است که پند و اندرز، راهنمایی و آموزش مطرح می‌شود.

«اریک» نه ساله با حالتی بسیار عصبانی به خانه آمد، زیرا قرار بود با همکلاسی‌هایش دسته‌جمعی به پیک نیک بروند که بارندگی برنامه را بهم زده بود. مادر تصمیم گرفت به روشی جدید گفتگو کند. او از بکارگیری جملات پیش پاافتاده که قبلاً فقط وضع را ناهنجارتر کرده بودند، خودداری کرد. جملاتی همچون: «گریه کردن برای برنامه بیک نیک بهم خورده هیچ دردی را دوا نمی‌کند.»؛ «روزهای دیگری هم برای خوشی و تفریح هست.»؛ «تو که می‌دانی بارندگی تقصیر من نبوده، پس چرا از دست من عصبانی هستی؟»

مادر«اریک» با خودش گفت: «پسرم از اینکه نتوانسته به پیک نیک برود، ناراحت و مأیوس شده. پسرم می‌خواهد با ابراز خشم نسبت به من، در این بداقبالی مرا هم شریک کند و تسکین یابد. به او حق می‌دهم که این طور ناراحت باشد. اگر احساساتش را درک کنم و به این احساسات احترام بگذارم، بهترین کمک را به او کرده‌ام.» او به «اریک» گفت:

مادر: «خیلی ناامید به نظر می‌رسی.»

«اریک»: «بله، همین‌طور است.»

مادر: «تو خیلی دلت می‌خواست به این پیک نیک بروی؟»

«اریک»: البته که دوست داشتم.»

مادر: «همه چیز آماده بود که این باران لعنتی بارید.»

«اریک»: «بله درست همین طور شد.»

لحظه‌ای سکوت برقرار شد و سپس «اریک» گفت:

«اشکالی ندارد مامان، حتماً که نباید امروز به پیک نیک می‌رفتم، باز هم فرصت می‌شود.»

حالت عصبانی «اریک» ظاهراً از بین رفته بود و او باقی بعدازظهر در کارها کمک کرد.

معمولاً هربار که «اریک» به خانه می‌آمد همه اعضای خانواده را غم و غصه فرا می‌گرفت. او دیر یا زود با یکی از آنها دعوا راه می‌انداخت و خلاصه همه اعضای خانواده را اذیت می‌کرد و این جار و جنجال پایان نمی‌پذیرفت تا اینکه سرانجام شب دیر وقت به خواب می‌رفت و سر وصدا می‌خوابید.

چه چیز خاصّی در این برخورد جدید وجود دارد و اجزای سازنده و یاری کننده این برخورد چیست؟

وقتی کودک در اوج احساسات شدید خود قرار دارد گوشش به کس بدهکار نیست. او نمی‌تواند پند و اندرز یا سخنان تسلّی بخش یا انتقاد سازنده را بپذیرد. او از ما می‌خواهد که درکش کنیم و آنچه را که در آن لحظه بخصوص از درونش می‌گذرد، احساس نماییم. علاوه بر این، او می‌خواهد بدون اینکه مجبور باشد تمام تجربیات درونی‌اش را برایمان بازگو کند، مورد درک ما واقع شود. در واقع این یک نوع بازی است که او در این بازی فقط اندکی از احساسش را برای ما آشکار می‌کند و محتاج آن است که باقی را خودمان حدس بزنیم.

ادامه دارد...

منبع: کتاب :رابطه والدین با فرزندان(راه حلهای جدید برای مسائل قدیمی) - نویسنده:دکتر هایم جی.گینات


لینک:

- 11 روش ساده و موثر برای تربیت و پرورش كودكی شاد

- ماهیت انزواجویی در کودکان

- ارتباط با بچه ها

- كودكان 4 تا 6 ساله را بهتر بشناسیم

- معنی و مفهوم پرورش مذهبی ( قسمت اول )

- انواع و عوارض ناکامی

- مراحل پرورش مذهبی کودک

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
چند اصل گفتگو

چند اصل گفتگو

چند اصل گفتگو
کلامی عشقولانه

کلامی عشقولانه

کلامی عشقولانه
من چی میگم ، مامان چی میگه !!!

من چی میگم ، مامان چی میگه !!!

من چی میگم ، مامان چی میگه !!!
با من درست حرف بزن

با من درست حرف بزن

با من درست حرف بزن
UserName
عضویت در خبرنامه