• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3019
  • چهارشنبه 1385/9/29
  • تاريخ :

راز ناشناختگى امام جواد علیه السلام


شهادت پیشواى نهم حضرت جواد الائمه علیه السلام در روز آخر ماه ذى‏قعده در شهر بغداد، سال 220 اتفاق افتاد. آن بزرگوار در سن 25 سالگى توسط طاغوت زمان خویش‏ مسموم گردید. شهادت آن امام بزرگوار بر امت اسلامى تسلیت‏ باد.

گوهر وجودى امام جواد علیه السلام و عسكریین(علیهماالسلام)، در بین مردم كمتر شناخته ‏شده و آن گونه كه از سایر ائمه علیهم‌السلام و پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله و فاطمه زهرا علیهاالسلام و حتى بعضى‏ از اولاد ائمه شناخت دارند، نسبت ‏به این سه بزرگوار معرفت ندارند، به این خاطر تمسك و توسل كمترى به آنان دارند. با این كه ما شیعیان معتقدیم ‏ائمه علیهم‏السلام، نور واحدند، كلامشان نور است و همه از چشمه فیاض حق استفاده‏ مى‏كنند به نظر مى‏رسد نمایاندن چهره واقعى این سه امام بزرگوار مى‏تواند خدمتى ‏شایان به شمار آید.

علت مطرح نبودن این سه امام علیه السلام، وجود شرایط سخت اجتماعى و خفقان موجود در آن ‏عصر بود. خفقان حاكم تا حدى بود كه ابن‏اثیر در تاریخ خود، جزئیات در دورترین ‏بلاد اسلامى و حتى فلسفه اجتماعى زیادى از حوادث را بیان مى‏كند، تنها در سه مورد از این امام بزرگوار اسم برده و مجموع كلماتش از پنج الى شش خط فراتر نمى‏رود.

علت مطرح نبودن این سه امام علیه السلام، وجود شرایط سخت اجتماعى و خفقان موجود در آن ‏عصر بود. خفقان حاكم تا حدى بود كه ابن‏اثیر در تاریخ خود، جزئیات در دورترین ‏بلاد اسلامى و حتى فلسفه اجتماعى زیادى از حوادث را بیان مى‏كند، تنها در سه مورد از این امام بزرگوار اسم برده و مجموع كلماتش از پنج الى شش خط فراتر نمى‏رود.

این فرازها عبارتند از:

1- جلد 10؛ آنجا كه زندگى همسر امام رضا علیه السلام را توضیح مى‏دهد و مى‏گوید: همسر حضرت رضا علیه السلام ام‌حبیبه نام داشت و دختر مامون بود.

دختر دیگر مامون را محمدبن ‏على‌بن ‏موسى گرفته بود. پس پدر و پسر هر دو با دختران مامون ازدواج كردند.

2- در ضمن حوادث سال 211 مى‏نویسد: مامون در تكریت، با محمدبن ‏على‌بن ‏موسى‏ برخورد و دختر خود را به او تزویج كرد.

3- در حوادث سال 220؛ وفات آن حضرت را مى‏نویسد.

ابن‏جریر طبرى نیز در «تاریخ طبرى‏» تنها یك سطر راجع به ازدواج حضرت رضا علیه السلام و حضرت جواد علیه السلام با دختران مامون مى‏نویسد: حتى از رحلت ‏حضرت جواد علیه السلام چیزى‏ نمى‏نگارد.

خفقان موجود به اندازه‏اى بود كه حضرت همیشه خلفاى عصر را با «امیرالمؤمنین‏» خطاب مى‏كرد در حالى كه این لقب مخصوص حضرت على علیه السلام بود.

از طرف دیگر برخى امامان به خاطر موقعیت‌هاى ویژه خویش توانستند دست‏ به ‏اقداماتى بزنند كه مورد توجه عموم واقع شود و تا اندازه‏اى اسمى از آنان بر لوح‏ تاریخ بماند.


حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها

خبرهاى متواترى از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله راجع به فاطمه زهرا علیهاالسلام وجود داشت از جمله، او پاره تن من است، حوریه انسیه است؛ گذشته از آن، شرف دختر پیامبر بودن فاطمه او را در دل‌ها جاى داد و باعث‏ شد تا دشمن هم نتواند ویژگی‌هاى ‏درخشان زندگى او را در پرده نگه دارد.


امیرالمؤمنین علیه السلام

به این دلیل كه اولین صحابى و اولین مسلمان بود و كلمات متواتر پیامبر در غدیر خم و امثال آن درباره‏ ایشان در سطح جامعه اسلامى منتشر شده بود و مهمتر از همه این نكته كه حكومت پنج ‏ساله‏اش او را بر اریكه تاریخ نشاند و باعث ‏شد فرازهاى درخشان زندگیش در تاریخ ثبت گردد.


حضرت امام حسن و امام حسین علیهماالسلام

باید گفت آن دو، تا اندازه‏اى توسط پیامبر اكرم معرفى شدند و جملاتى مانند «سیدا شباب اهل الجنه‏»، «انهما امامان ‏قاما او قعدا»، از پیامبر در باره آنان مشهور شد. وقایع مربوط به صلح و جنگ ‏آنان خصوصاً واقعه كربلا، عامل دیگرى شد بر این كه آن دو امام بزرگوار یادشان در دل‌ها جاودانه ماند.


امام سجاد سلام‏الله علیه

در پرتو حوادث كربلا و صحیفه سجادیه‏اش معرفى شد.


امام باقر و صادق علیهماالسلام

شرایط خاص زمان امام باقر و صادق علیهماالسلام، از جمله حوزه فعالیت علمى آنان و شاگردان پر كارشان در رشته‏هاى مختلف، جمع احادیث، تدوین فقه و انتشار احادیثشان در اقصى نقاط، چهره‏اى جهانى به آنان ‏داد. به طورى كه مكتب شیعه به مكتب جعفرى معروف شد.

بنابر این هر چند حضور جنبش شیعى از زمان حضرت على علیه السلام و حتى از زمان پیامبراكرم صلی الله علیه و آله، مشهود بود، اما عصر «امام باقر و صادق‏» علیهماالسلام، فقه مدونى‏ نداشت. زراره از بزرگترین شاگردان امام صادق و باقر علیهماالسلام مى‏گوید:

روزى خدمت امام باقر علیه السلام رفتم. در مورد مساله ارث بحث ‏شد. حضرت امام باقر علیه السلام به‏ فرزندش امام صادق علیه السلام فرمود: آن كتاب را بیاور و او براى من مى‏خواند. در ذهن خود گفتم (لیس بشى‏ء زخرف باطل) چیزى نیست، باطل است.

در روایت است هنگامى كه حضرت امام جواد علیه السلام وارد مسجد شد، على بن‏جعفر، عموى ‏پدر او، به احترام حضرت از جاى بلند شد و او را به جاى خود نشاند. مردم اعتراض‏ كردند كه تو پیرى و محاسنت ‏سفید شده است، چطور به جوان كم ‏سن و سالى این چنین ‏احترام مى‏كنى؟

وقتى حضرت امام باقر علیه السلام پرسید؛ چگونه بود؟ گفتم:

باطل، چیزى نبود. فرمود: «والله یا زراره، هو الحق، الذى رایت املاء رسول ‏الله صلی الله علیه و آله و خط على‏»به خدا اى زراره این مطالب را پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله املاء فرمود و على علیه‌‌السلام نوشت.

بنابر این زراره كه یكى از اصحاب خاص و شیعیان مخلص بود، نیز آراء و اقوال ‏ائمه علیهم‏السلام و پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله را به خوبى نمى‏دانست.

امام هفتم موسى‌بن ‏جعفر علیه السلام

آن حضرت در حالى به امامت رسید كه فقه جعفرى در سراسر عالم اسلام پخش شده بود. در این دوره هر چند خفقان بنى‏العباس زیاد بود و شیعیان و آن امام عظیم‏الشان گاه در زندان‌هاى مخوف گرفتار مى‏شدند، ولى كثرت ‏شیعیان و معاصر بودنشان با عصر صادقین علیهماالسلام، باعث ‏شد هر گاه امام از زندان آزاد مى‏شد، یا ملاقاتى صورت مى‏گرفت، مردم مسایل و نیازهاى خود را بپرسند.

از این روى مساله تشكیل حكومت اسلامى نیز از اذهان مردم به صحنه سوالات مورد بحث ‏روز آمد به همین جهت، در مرسله حماد و ... دقیق‌ترین مسائل حكومت و مسائل‏اقتصادى پرسیده شده و امام نیز جواب داده است. همچنین شكنجه شدن و غل و زنجیر و زندان رفتن این امام بزرگوار خود زمینه‏اى براى مجالس عزا بود، پیوسته نام این ‏امام بر سر زبان‌ها جارى مى‏شد.


امام رضا علیه السلام

در زمان ایشان مساله امامت و ظهور امام، شكل دیگرى به خود گرفت.

مامون عباسى امام را به ولیعهدى خویش منصوب كرد. امام در طول مسیر و در هر شهر و روستا كه وارد مى‏شد براى مردم سخن مى‏گفت و به این ترتیب آنان از نزدیك با چهره پر فروغ مولاى خویش آشنا مى‏شوند. مامون عباسى نیز به انگیزه‏هاى مختلف ‏مجالس علمى تشكیل مى‏داد و از دانشمندان اسلامى و غیر اسلامى براى برگزارى مناظرات ‏علمى با حضور امام دعوت به عمل مى‏آورد. در آن محافل سخنان امام پخش مى‏شد و به ‏اقصى نقاط جهان مى‏رسید. امام رضا علیه السلام هدایایى را كه به مناسبت‌هاى مختلف دریافت ‏مى‏كرد، به محرومان و مستضعفان مى‏بخشید و به هر حال جایگاه مردمى مناسبى یافت.


اما چهار امام دیگر

چهارمین آنها كه امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشریف) است و اخبار نقل شده از پیامبر اكرم و ائمه معصومین در باره وجود، خصوصیات و قیام و وجود شریفش را براى همه مسلم ساخته است.

از این روى در طول تاریخ بارها اشخاصى از معروف بودن نام و نهضت ‏حضرت استفاده ‏كرده خود را امام موعود نامیدند از جمله اسماعیلیه یا واقفیه كه وجودشان بر این ‏اساس شكل گرفت؛ چه اسماعیلیه معتقد بودند كه امام موعود همان اسماعیل است و او زنده و از انظار غایب است. واقفیه نیز همین اعتقاد را نسبت‏ به امام موسى‏بن ‏جعفر علیه السلام داشتند.

بعضى از افراد دیگر نیز كه داعیه رهبرى جامعه یا مبارزه با فساد را داشتند، ادعاى مهدویت مى‏كردند و چون اسم آن امام در روایات، هم اسم پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله بود بعضى افراد محمد نام، مثل محمدبن ‏عبدالله محض ادعاى مهدویت مى‏كردند. همچنین در دعاهاى نقل شده از ائمه روى مساله وجود امام زمان علیه السلام تاكید زیاد شده است.

علاوه بر آن، احتیاج فطرى انسان‌ها به نجات‏دهنده واقعى دست در دست عوامل فوق ‏انتظار ظهور آن حضرت را براى غیر مسلمانان نیز امرى بدیهى ساخته است.

علت اساسى دیگر بر مطرح بودن حضرت حجت(عج) در جوامع بشرى نظریه‏هایى است كه در پى غیبت طولانى حضرت به طور گسترده‏اى مطرح شده و اذهان را به خود مشغول كرده ‏است، در طول تاریخ افرادى نظریه‏هایى ارائه كرده‏اند. و گروهى به نقد و بررسى‏ پرداخته‏اند و دسته‏اى ادعاى مهدویت كرده، دسته‏اى دیگر به ابطال آن روى آورده‏اند.


امام جواد و عسكریین علیهم‏السلام

هیچ یك از جهات یاد شده در زندگى سایر ائمه ‏در حیات این سه امام بزرگوار، وجود نداشت ‏به همین جهت چهره والاى آنها ناشناخته‏ ماند و بعد از هزار و دویست‏ سال همچنان هاله‏اى از غربت ‏بر چهره آنان سایه ‏افكنده است و تنها كلیاتى كه از آیات قرآن و احادیث و برخى زیارات مانند زیارت ‏جامعه كبیره، استفاده مى‏شود مبین گوشه‏اى از شرایط زندگى آنان است.

گروهى در این باره معتقدند دلیل وضعیت موجود این است كه وجود آن ائمه فقط براى وجود یافتن امام موعود بوده است تا آن حضرت جهان را پر از عدل و داد كند.

از این سوى عمر امام جواد علیه السلام كه مدت طولانى دوام نیافت.

آن حضرت در سن ‏نُه سالگى بعد از شهادت پدر بزرگوارش به امامت رسید.

به نظر مى‏رسد همین عامل سبب شد مردم آن عصر در باره امامت و خصوصیات و ویژگی‌هایش خیلى علاقه نشان ندهند چه همان مردم به على علیه السلام كه سى و سه سال داشت، گفتند جوان است و رهبرى جامعه فردى مسن‏تر و كارآمدتر مى‏طلبد.

زمانى كه نص صریح پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله كنار رود و آن همه احادیث و شان نزول آیات‏ و واقعه غدیر به فراموشى سپرده شد و كهولت جاى تمام آنها را بگیرد انتظارى از مردم عصر حضرت امام جواد علیه‌السلام نمى‏توان داشت.

در روایت است هنگامى كه حضرت امام جواد علیه السلام وارد مسجد شد، على بن‏جعفر، عموى ‏پدر او، به احترام حضرت از جاى بلند شد و او را به جاى خود نشاند. مردم اعتراض‏ كردند كه تو پیرى و محاسنت ‏سفید شده است، چطور به جوان كم ‏سن و سالى این چنین ‏احترام مى‏كنى؟

از طرف دیگر نصوص متواتره‏اى نبود كه مقام حضرت جواد را به مردم آن طور كه بود معرفى كند. این موضوع آنگاه واضح مى‏شود كه كلمات رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد حسنین علیهماالسلام یا فاطمه زهرا علیهاالسلام و یا على علیه‌السلام با كلمات و روایات وارده درباره امام جواد علیه‌السلام مقایسه شود.

علت عمده عدم معرفى یكسان ائمه این بود كه چون حضرت على و زهرا و حسنین علیهم‏السلام، در زمان آن حضرت بودند و مناسبت‌هاى مختلفى براى معرفى آنان بود.

این موضوع در باره امام زمان(عج) فرق مى‏كند چون رهبر پیوسته باید در جامعه روح ‏امید بدمد و دمیدن روح امید با معرفى منجى عالم بشریت امكان داشت جدا از این كه ‏بیشتر معرفى‏ها توسط ائمه بعدى صورت پذیرفت و آن هم به خاطر سؤال بیش از حد مردم ‏و اشتیاق آنان به دانستن حضرت امام زمان علیه السلام و خصوصیات و صفات او بود. حتى وجود احادیث فراوان در باره امام حسن و حسین علیه السلام وقتى شخصى در محضر ابن‏عباس سوالى ‏مى‏پرسد و یكى از حسنین علیهماالسلام، جواب مى‏دهند، آن شخص قبول نمى‏كند و مى‏خواهد جواب را از ابن‏عباس بشنود، تا مطمئن شود.

مراجعه به كتب فقهى بر این حقیقت اشاره دارد كه در طول تاریخ بیست ‏سال حضور امام حسن و حسین علیه السلام در مدینه مسئله فقهى چندانى از آنان پرسیده نشد و مردم آنان ‏را دو فقیه اسلام‏شناس عالم حساب نمى‏كردند تا چه رسد به امام جوادى كه سن كمترى ‏داشتند. و از پشتیبانى عظیم و تاییدات مكرر پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله نیز برخوردار نبودند.

دسیسه‏هاى خلفاى عباسى كه پیوسته مى‏خواستند او در بین مردم ناشناخته بماند و خفقان حاكم آن زمان تا اندازه‏اى كه آن امام یا پدر بزرگوارش و فرزندانش مجبور مى‏بودند خلفاى ظالم عباسى را امیرالمؤمنین خطاب كنند به عمیق‏تر شدن جهل موجود دامن مى‏زد.

منبع:

ماهنامه كوثر، شماره 13، احمد عابدینى.

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName