• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 552
  • پنج شنبه 1385/9/23
  • تاريخ :

نگاهى به فیلم جدید رابرت دنیرو «نگهبان خوب»

این روزها رابرت دنیرو هنرپیشه اى كه براى بازى در فیلم هایى چون گاو خشمگین و راننده تاكسى در اذهان سینمادوستان مانده است، تلاش مى كند تدوین فیلم جدیدش نگهبان خوب را به پایان برساند و براى اكران در هفته آخر دسامبر آماده كند.

آخرین نسخه این فیلم كه براى مسئولان استودیو پارامونت اكران شد، حدود 160 دقیقه بود اما توزیع كنندگان فیلم خواهان كاهش مدت زمان فیلم به 140 دقیقه شده اند. ساخت این فیلم تا این مرحله حدود 12 سال به طول انجامیده و در طول این مدت 5 كارگردان قصد ساخت آن را داشته اند كه هر كدام بنا به دلایلى از آن سرباززدند تا اینكه نوبت به دنیرو رسید.

ولى به نظر مى رسد طلسم آماده نشدن به موقع آن ادامه داشته باشد. فیلمنامه نگهبان خوب نوشته اریك راث است كه قصد نداشته اثرى روشنفكرانه یا تاریخى را عرضه كند. در فیلمنامه، قهرمانى به نام ویلسون حضور دارد كه خصوصیاتش تركیبى از خصوصیات چند مقام مهم سیا در دهه هاى قبل از جمله ریچارد سبیل (متخصص عملیات مخفیانه) و جیمز آنگلتون (متخصص امور ضد جاسوسى) است. ویلسون از دانشگاه YALE به دفتر سرویس هاى استراتژیك سازمان سیا مى پیوندد و در جریان جنگ دوم جهانى فعالیت هاى چشمگیرى دارد او كه در ابتدا به شكلى كوركورانه نسبت به این سازمان وفادار است پس از مدتى درمى یابد كه شغل او زندگیش از جمله رابطه با دوستان و حتى زندگى زناشویى اش را تهدید مى كند.

راث این فیلمنامه را در سال 1994 براى فرانسیس فورد كاپولا نوشت، زمانى كه به دلیل نگارش فیلمنامه «فارست گامپ»، محبوب كارگردانها بود اما كاپولا به سراغ این فیلم نیامد و آن را به وین وانگ سپرد. ولى پس ازآن به دلیل تغییر مدیریت در استودیو پارامونت فیلم به فیلیپ كافمن سپرده شد ولى این تغییر هم نتیجه اى نداشت. گزینه بعدى براى ساخت این فیلم جان فرانكن هایمر بود و او تمایل فراوانى داشت كه رابرت دنیرو هنرپیشه اصلى او باشد اما مرگ فرانكن هایمر در سال 2002 همه چیز را به هم زد.

در همین زمان، دنیرو به دنبال یك فیلمنامه خوب جاسوسى براى كارگردانى بود. او در این باره مى گوید: من همیشه به دوران جنگ سرد علاقه مند بودم من در این دوران بزرگ شدم و همه مسائل اطلاعاتى مرتبط با این دوره برایم جذاب است.

قصد دنیرو به دست آوردن فیلمنامه اى بود كه شامل حضور سیا در ماجراى خلیج خوك ها تا سقوط دیوار برلین باشد اما فیلمنامه راث فقط تا اوایل دهه 1970 را شامل مى شد بنابراین راث و دنیرو موافقت كردند كه راث فیلمنامه را تا دوره مورد علاقه دنیرو ادامه دهد.

نگهبان خوب به استودیو پارامونت رسید جایى كه از گراهام كینگ (دار ودسته هاى نیویوركى) خواسته شد تا به ساخت این فیلم كمك كند اما كینگ اصرار داشت كه لئوناردو دى كاپریو نقش ویلسون را ایفا كند ولى برنامه تولید این فیلم با فعالیت دى كاپریو هماهنگى نداشت چون او مى خواست در فیلم مارتین اسكورسیزى به نام جدا افتاده بازى كند. دنیرو دراین زمینه مى گوید: «یك روز به دى كاپریو گفتم باید همین امشب به من بگویى كه حاضر به بازى هستى یا نه؟ ولى همان موقع هم دوست داشتم این نقش را به مت دیمون بدهم.»

البته دیمون هم در فیلم اسكورسیزى بازى كرد ولى زودتر از دى كاپریو از فیلمبردارى فارغ مى شد اما دیمون تمایلى نداشت كه فاصله بین این دو فیلم زیاد باشد به همین خاطر دنیرو فقط 6 ماه فرصت داشت تا فیلمبردارى را آغاز كند. اما عدم حضور دى كاپریو به منزله خروج كینگ از این پروژه بود. سرانجام جیمز رابینسون وارد این ماجرا شد و فیلم با بودجه اى كمتر از 90 میلیون دلار ساخته شد و البته اكثر هنرپیشگان فیلم ناچار شدند تا در دستمزدهایشان تجدیدنظر كنند اما به عقیده رابینسون گرچه ساخت این فیلم تأخیرهاى فراوانى داشت ولى فضاى پس از حادثه 11 سپتامبر باعث شد مردم به تماشاى فیلم هایى از این دست علاقه مندتر شوند چون زمانى كه راث این فیلمنامه را نوشت هنوز مشخص نشده بود كه سازمان سیا در نقاط مختلف جهان زندان هاى مخفى دارد و یا اینكه به شكل علنى متهمان به تروریسم را شكنجه مى كند ولى همه اینها اكنون براى مردم مشخص شده است.

راث در مورد این فیلمنامه مى گوید: من این فیلمنامه را 12 سال قبل نوشتم. این فیلم قرار نبود به مسائل سیاسى بپردازد بلكه بیشتر به تأثیر فعالیت در این سازمان بر زندگى خصوصى فردى مثل ویلسون بپردازد. در فیلم نگهبان خوب برخلاف اكثر فیلم هاى جاسوسى خبرى از صحنه هاى تعقیب و گریز اتومبیل و یا درگیرى با اسلحه نیست و اگر الگوى فیلم هایى از این دست جیمز باند براساس نوشته هاى یان فلمینگ است، دنیرو و راث آثار فردى مثل جان كار، را مدنظر داشتند. دنیرو در مورد این انتخابش مى گوید: فیلم هایى كه افراد تمام مدت به هم شلیك مى كنند، این روزها خیلى زیاد شده، ولى من فیلم هایى را دوست مى دارم كه در آنها دلایل منطقى براى هر درگیرى كوچكى داشته باشد. بنابراین من میزان خشونت در این فیلم را كاهش دادم و در عوض آن را به یك بازى شرافتمندانه تغییر دادم.

به عقیده تحلیلگران هدف اصلى دنیرو و راث از ساخت چنین فیلمى نمایش تأثیر مخرب قدرت بر زندگى است. دنیرو هم در این باره مى گوید: ایده آل گرایان انسانهاى باهوشى هستند و سعى دارند كارهایى را انجام دهند كه تصور مى كنند درست است اما پس از مدتى بیش از حد اعتماد به نفس پیدا مى كنند و كارهایى را انجام مى دهند كه چندان در چارچوب منافع كشور آمریكا نیست.

منبع : روزنامه ایران

UserName