• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2665
  • يکشنبه 1385/9/19
  • تاريخ :

یادمان منوچهر نوذری ، آقای خنده ایران

مراسم یادمان منوچهر نوذری - آقای خنده‌ی ایران - اگرچه در میان اندوه و گریه خانواده و همكارانش آغاز شده ولی در پایان با خنده‌هایی ـ هرچند با حسرت ندیدن ـ پایان یافت.

به گزارش خبرنگار ایسنا، ‌ این مراسم را به مناسبت فرا رسیدن نخستین سالگرد درگذشت منوچهر نوذری، گروه سازنده‌ی برنامه‌ی «هفت شنبه» رادیو جوان (16 آذرماه) تدارك دیده بود.

در این برنامه ایرج نوذری به همراه اعضای خانواده، منوچهر اسماعیلی، منوچهر والی‌زاده، مینو غزنوی، پرویز ربیعی، زهره شكوفنده، محمود قنبری، حسین عرفانی، افشین ذی‌نوری، فریبا رمضانپور، علیرضا جاوید نیا، افسانه آریا بقا(از فعالان و پیشكسوتان دوبله)، شهرام گیل آبادی (مدیر رادیو جوان) و جمعی دیگر از اهالی دوبله و رادیو حضور داشتند.

***

در این مراسم، شیرینی و خرما، گریه و خنده با هم آمیخته بود و هنگامی كه قطعات "آقای ملون" با هنرنمایی، منوچهر نوذری پخش می‌شد، خنده بر لب حاضران می‌نشست. ولی چند لحظه بعد، هم به یاد می‌آورند كه نوذری دیگر در بینشان نیست و ناخودآگاه چشمشان متوجه اشك شمع‌های سیاهی می‌شد كه روی میزهای استودیوی «یك» گذاشته شده بود.

مراسم یادمان منوچهر نوذری با سخنان شهرام گیل‌آبادی، و خاطرات همكاران و شاگردانش چون اسماعیلی، قنبری، والی‌زاده، عرفانی، شكوفنده، جاویدنیا، رمضانپور و افسانه آریابقاء رنگ دیگری به خود گرفت.

در این مراسم قطعاتی نیز از نمایش‌های رادیویی دهه‌ی 40 نیز پخش شد و حاضران یاد و خاطره‌ی هنرمندان فقیدی چون عزت‌الله مقبلی، كسرا كیانی و بابك بیات را گرامی داشتند.

خوانندگانی چون مازیار عصری و مهرداد شهسوارزاده نیز ضمن گفتن خاطراتی از مرحوم نوذری، به اجرای قطعاتی پرداختند.

در پایان هم آخرین جملات منوچهر نوذری از رادیو كه در ششمین جشنواره رادیو گفته بود، پخش شد:

«شاید آخرین باری باشد كه می‌توانم پشت میكروفن صحبت كنم، به خاطر بیماری‌هایی كه دارم، شاید این بار، آخرین بار باشد...»

***

مدیر رادیو جوان در این برنامه گفت: ‌منوچهر نوذری در میان ماست، چرا كه صدا در جو می‌ماند، بنابراین نوع حضورش تفاوت یافته است.

شهرام گیل آبادی كه در مراسم نخستین سالگرد در گذشت شادروان منوچهر نوذری، سخن می‌گفت افزود: چراغ استودیو وقتی قرمز می‌شود، هر حرفی را نمی‌توان زد، چون ثبت می‌شود برای این است كه می‌گویند، تنها «صداست كه می‌ماند» همه‌ی ما دلهایمان را در دست گرفته‌ایم و اینجا جمع شده‌ایم برای یك یاد، برای كسی كه صدایش ماندگار شد.

وی ادامه داد: نامیدن این مراسم به عنوان یك یادبود، غلط است. چرا كه نوذری هست. به خاطر حضور او در میان مردم است كه جمعیت زیادی برای تشییع پیكر او به میدان ارگ آمدند، من كه شوكه شده بودم.

مدیر رادیو جوان اضافه كرد: این مجلس از جنس یادبود و یادمان نیست. بلكه مراسمی برای یادی از صدایی ماندگار و انسانی است. این جا مجلس تذكر است تا ببینیم كه كسی كه جسمش از بین ما می‌رود، چه چیزی از خود باقی می‌گذارد و نوذری ماندگار شد. چرا كه رنگ صفا و صمیمیت صدایش به مردم منتقل شد.

گیل آبادی در پایان اظهار كرد:‌استودیو هشت هیچ وقت تغییر نمی‌كند. در آن فضا، نفس‌هایی كه از سر صدق بیرون آمده‌اند، با ما همراه است و نام كسانی كه سالها در این استودیو كار و زندگی كرده‌اند و از میان ما رفته‌اند، پشت در این استودیو نوشته شده است. ولی یاد آنها از میان ما نمی‌رود.

در ادامه، ایرج نوذری هم گفت: ‌انسانیت، بالاترین درسی بود كه پدر به من آموخت. منوچهر نوذری پدر ویژه‌ای بود، همان گونه كه انسان هنرمند و بزرگی بود.

فرزند منوچهر نوذری، در مراسم یادمان پدر كه در رادیو جوان برگزار شد،‌افزود: همیشه صادق بوده و مردم را دوست داشت و به لحنی خاطره مقیم دل‌ها شد. عشق مردم به او را در بروز تشییع پیكرش دیدیم آن خیل جمعیت شگفت انگیز بود.

وی در ادامه گفت: چگونه بگویم، واژه‌هایی را كه واژه‌های پدر بود. چگونه بگویم، جملاتی را كه جملات پدر بود. چگونه بگویم، عطری را كه عطر پدر بود. در حالی كه در باب تشویق و انتقاد از او آموختم كه به عنوان غریبه به قضیه نگاه كنم.

این بازیگر در ادامه با اشاره به نوشته‌ای كه دخترش دلناز از مرحوم نوذری گرفته بود، ‌اظهار كرد: در اواخر عمر پدر، دلناز به اصرار از پدرم می‌خواست كه نوشته‌ای را برای یادگاری به او بدهد. به او می‌گفتم عجله نكن. ولی دلناز این نامه را از پدر گرفت.

نوذری در پایان از دلربا دختر دیگرش خواست كه در كنار دلناز قرار گیرد، پس از دلناز خواست كه نامه را با صدای كودكانه‌اش بخواند.

منوچهر نوذری خطاب به نوه‌اش نوشته بود:

«پرسیدن خاطرات چیز به درد نخوری است، چون زمان در حال عوض شدن است و مدام همه چیز عوض می‌شود. من در قدیم كه هم سن و سال تو بودم روزنامه نگاری،‌سینما، گل‌ها و لباس‌های رنگی را دوست داشتم، اما حالا تو و نوه‌هایم را از همه چیز بیشتر دوست دارم و همه چیزهایی كه دوست داشتم جای خودشان را به نوه‌هایم داده‌اند...»

***

مطمئنم دلت برام تنگ میشه

«مطمئنم دلت برام تنگ میشه» این جمله جزو آخرین دیالوگ‌هایی بود كه منوچهر نوذری در دوبله‌ی فیلم «گلن گری گلن راس» گفت.

***

منوچهر نوذری دهم اردیبهشت 1315 متولد شد و بیش از نیم قرن در رادیو، تلویزیون، دوبله، سینما و تئاتر ایران فعال كرد و همه او را به عنوان «آقای خنده ی ایران» می‌شناسند.

منوچهر نوذری می‌گفت: 17 ساله بود كه كار دوبله را شروع كرد. نخستین فیلمی كه صحبت كرد «دختر نمكزار» محصول ایتالیا بود. منوچهر نوذری همزمان با دوبله، وارد رادیو شد و اجرای برنامه‌ها را از جمله «داستان شب» برعهده گرفت. 21 ساله بود كه با شروع كار تلویزیون در ایران و آن موقع كه هنوز كسی نمی‌دانست تلویزیون چی است به همراه مرحوم تابش در تلویزیون ظاهر شد و به مردم گفت:« این كه می‌بینید من هستم و این جعبه تلویزیون است.»

بعد از سال 40 در چند فیلم سینمایی مثل «لاله آتشین» و «افق روشن» بازی كرد.

***

نوذری می گفت: كار بازیگری را دوست نداشتم و فهمیدم این طرف دوربین بیشتر به درد می‌خورم. سال 50 فیلم «ایوالله» را ساختم كه با آن بلیط هجده زار و دو تومان در همان هفته اول 700 هزار تومان فروخت و هنوز هم جزو ده فیلم پرفروش سینمای ایران است. آن موقع اگر یك فیلم در سه هفته 400 هزار تومان در 10 سینما می‌فروخت همه به هم تبریك می‌گفتند.

نوذری همچنین در خاطراتش به ایسنا می‌گفت: از بعد از انقلاب تا سال 59 بیكار بودم البته ممنوع‌الكار نبودم، ولی من را خبر نكردند. من از اول تا به حال كارمند قراردادی صدا و سیما بودم و چون رسمی نبودم هنگام كار از من دعوت می‌كردند تا اینكه برای برنامه ی« صبح جمعه با شما» توسط احمد شیشه‌گران دعوت به كار شدم.

وی از سال 1334 فعالیت خود در سینمای حرفه‌یی، با بازی در فیلم «امیر ارسلان نامدار» آغاز كرد. در سال 1347 در شبكه BBC یك دوره شش ماهه را گذراند و در سال بعد استودیو دوبلاژ تندیس را تأسیس كرد. در سال 1353 به مصر رفت و در آنجا نیز به كار فیلمسازی ادامه داد. در مصر یك فیلم مستند درباره رود نیل ساخت كه خیلی مورد استقبال واقع شد. تا سال 1356 در مصر بود، سپس مدت چهار ماه و نیم به سوریه و پنج ماه نیز به اردن رفت و از آنجا به ایران بازگشت. فعالیت مجدد در رادیو را از اسفند 1366 با فعالیت در برنامه« صبح جمعه با شما» و» راه شب »شروع كرد و تیپ های ماندگاری چون آقای ملون را خلق كرد.

وی تعدادی نمایش نیز مانند «توی این دیونه خونه چه خبره؟» به عنوان نویسنده، كارگردان و بازیگر اجرا كرده است. نوذری سه فیلم بلند ایوالله(1350)، خیلی هم ممنون(1351) و خیالاتی(1353) را به عنوان نویسنده و كارگردان در كارنامه دارد. وی در برخی از فیلم‌های پیش وپس از انقلاب بازی كرد كه آخرین آن‌ها «چند می‌گیری گریه كنی؟ »بود. مجموعه های «كوچه ی اقاقیا» و«باجناق ها»، برنامه ی طنز « جدی نگیرید » و«مسابقه هفته»،سری دوم«صندلی داغ» از جمله فعالیت های نوذری در تلویزیون است.

علاوه بر كارگردانی و بازیگری، فعالیت‌های سینمایی دیگری از جمله تدوین، صدابرداری و نوازندگی موسیقی هم در كارنامه این هنرمند فقید دیده می‌شود.


مهدی علی محمدی: در ژانرفعالیت نوذری شاید مثل او کسی نیاید

مهدی علی‌محمدی - پیشكسوت رادیو ـ كه از 1319(سال‌ افتتاح صدا در ایران )از پخش بی‌سیم برنامه زنده پخش می‌كرده است، ـ درباره فعالیت‌های نوذری و اثرات وی در رادیو می‌گوید: شاید نظیر منوچهر نوذری در ژانری كه فعال بوده، هیچ وقت كسی نیاید.


محمود قنبری: دوبله ایران مدیون اوست.

محمود قنبری -رییس انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار-هم درباره‌ی این هنرمند می‌گوید:نوذری هنرهای بسیاری داشت و آنچه كه برای ما باقی گذاشت بخشی است كه در دوبله بود.من یكی از شاگردان او بودم و نخستین بار نوذری از من برای مدیریت دوبلاژ دعوت كرد و كار را به من آموخت. من هرچه دارم مدیون او هستم و دوبله‌ی ایران به معنای واقعی به او مدیون است.


پرویز بهرام استاد: انسان بسیار گشاده دستی بود

پرویز بهرام استاد پیشكسوت دوبله با اشاره به سابقه آشنایی‌اش با منوچهر نوذری گفت: محمود نوذری برادر آن مرحوم از دوستان من بود كه حدود 32 سال پیش منوچهر را كه سن كمی داشت به «ایران فیلم» كه الان محل خانه سینما است آورد و رل بچه‌ای را به او دادیم تا به جایش صحبت كند.

وی افزود: بعد یواش یواش كه بزرگ شد در دوبله شركت كرد و رل‌های بزرگ به او دادیم و بسیار هم با استعداد بود.

بهرام بااشاره به دو نقش لگن فورد و جك لمون گفت: این‌ها شخصیت‌هایی بودند كه نوذری به بهترین شكل به جایشان صحبت می‌كرد و كارش ماندگار شد و در چند فیلم هم در كنارم بود كه همكاری بسیار لذت‌بخشی بود.

این پیشكسوت دوبله در ادامه تصریح كرد: او به تدریج به وسیله من وارد كار تئاتر هم شد و در این حرفه بسیار خلاق و تیپ‌ساز بود و روی صحنه تئاتر بسیار با استعداد كار می‌كرد و می‌درخشید.

وی افزود: سینما و تلویزیون و رادیو نیز عرصه‌های مختلف حضور این هنرمند بود كه شخصیت‌ها و تیپ‌های ماندگاری را از خود به جا گذاشت.

بهرام در ادامه منوچهر نوذری را انسان بسیار بخشنده خوانده و اظهار كرد: همین بخشندگی بی‌حد، باعث گرفتاری خودش شد. او هر چه در می‌آورد خرج این و آن می‌كرد، آدم بسیار گشاده دستی بود و زندگی را یك نوع طنزگونه تصور می‌كرد و بیشتر تلاش داشت بگوید و بخندد و دیگران را شاد كند.

وی تاكید كرد: من بسیار به آن مرحوم علاقمند بودم و دوست خیلی خوبی برایم بود و فوت ایشان برای به بسیار دردناك بود.


احمد رسول زاده: فوق العاده مهارت داشت

احمد رسول‌زاده دیگر گوینده پیشكسوت نیز با بیان این كه در شروع كار دوبله در ایران چند فیلم را با منوچهر نوذری كار كردیم گفت: موردی برایم پیش آمد كه برای من بسیار عجیب و حاكی از استعداد سرشار این مرحوم بود. در فیلمی به عنوان مدیر دوبلاژ كار می‌كردم و ایشان به جای هنرپیشه اصلی فیلم كه رل كمدی را داشت گویندگی می‌كردند. متاسفانه ترجمه فیلم بسیار ناقص بود و چیزی كه گفته می‌شد تطابق نداشت.

وی افزود: به نوذری گفتم می‌خواهم این رل را تو بگویی، ولی دیالوگ تمام شده نیست كه گفت« درستش می‌كنم» و خواست سوژه فیلم را برایش تعریف كنم و بعد از خودش طبق خلاصه فیلم شروع به صحبت كرد و این برای اولین و آخرین بار بود كه دیدم یك گوینده این قدر مهارت دارد و بدون هیچ نوشته‌ای اینجور سینك بگوید.


ایرج نوذری: پدرم 20 سال زود رفت

ایرج نوذری، فرزند این هنرمند فقید نیز گفت: منوچهر نوذری یك نابغه و پدیده بود كه به جای او نخواهد آمد. او سلطان خنده و هنر ایران بود و هر كاری كه در عالم هنر انجام می‌دهد آن كار را دچار تحول می‌كرد.

وی افزود: پدرم 20 سال زود رفت و خیلی چیزها دست به دست هم دادند تا این گونه شود اما از خیلی چیزها راحت شد. او به دنیایی رفت كه بدی در آن راه ندارد. او به دادگاه عدل الهی رفت جایی كه هر پرسش و پاسخی حساب و كتاب دارد و هر حركتی ارزنده است و هر انسانی جای خودش را دارد.

این بازیگر در پایان تصریح كرد: مرحوم نوذری تا آخرین لحظه عمر خود به این بیت شعر كه همیشه می‌گفت «توفیق از این بهتر كه خلقی بخندانی» تا دم آخر جامعه عمل پوشاند و تا واپسین دم باتوجه به اینكه درد زیادی داشت لبخند از چهره‌اش دور نشد و سعی می‌كرد، با آن حال به همه روحیه دهد.

منبع: ایسنا

UserName