• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1593
  • چهارشنبه 1385/9/15
  • تاريخ :

یادداشتی بر فیلم «بی‌وفا»

می توان به شیوه های مالوف نقدنویسی به بی وفا نگاه کرد و با رهیافتی کمال گرایانه ایراد ریز و درشت به آن گرفت و با تکیه بر موضوعاتی از قبیل ساده انگاری ، بحث را به اتمام رساند. اما این در صورتی است که به منطق درونی فیلم توجه کنیم و از یک نظرگاه مرتفع بخواهیم اثر کوچک و جمع و جوری مثل «بی وفا» را به تیغ تحلیل بسپاریم.

بی وفا یک شاهکار نیست و حتی ممکن است فیلمی به یادماندنی هم نباشد؛ اما به نظر نمی رسد نیت اصغر نعیمی از ساخت بی وفا چنین چشم اندازهایی بوده است. همه آنهایی که با عرصه نقد فیلم آشنایی جدی دارند، قطعا نام اصغر نعیمی را هم به یاد دارند. جدا از یادداشت های خواندنی او راجع به معرفی فیلمهای جشنواره فجر که معمولا در شماره ویژه جشنواره ماهنامه سینمایی فیلم درج می شود (و گاه در حد یک مرجع و منبع اصلی اطلاعات درخصوص این آثار مورد استناد قرار می گیرد) و جدا از گزارش ها و تحلیل هایش راجع به آثار سینمایی ، سابقه این سینمانویس در اموری از قبیل دستیاری کارگردان ، ساختن فیلم کوتاه و حتی بازیگری ، نامش را آشناتر از پیش کرده است.

قطعا با استناد به این پیشینه نعیمی بهتر از بسیاری از نویسندگان سینمایی ، از جمله نگارنده تفاوت فیلم شاهکار، خوب ، متوسط و بد را تشخیص می دهد.

بی وفا به عنوان اولین فیلم بلند سینمایی او، مدخل بدی برای ورود به مناسبات حرفه ای این سینما به حساب نمی آید. مهمترین ویژگی «بی وفا» جنبه روانی آن است. این که یک قصه را بدون پیچ و تاب راحت تعریف کنی و از آغاز به فرجام برسانی مهمترین عنصر در سینمای ماست.

آغاز فیلم را به یاد آوریم. یک کادر ثابت ، عبور و ایست دو اتومبیل و سپس تعقیب و گریز دختر جوان و پسرک نوجوان از یک سمت در ورودی مترو تا سمت دیگر خروجی آن. نعیمی با همین فصل کوتاه و آغازین ، نشان می دهد که بر جغرافیا، لوکیشن ، ریتم و تغییر زاویه و کادر مسلط است. اما قرار نیست این تسلط به رخ کشیده شود. فیلمنامه فرهاد توحیدی که همچون فیلمنامه دنیا، قرار است یک کمدی موقعیت ناشی از جابه جایی را به عنوان الگو مدنظر قرار دهد، (در دنیا حاجی به دلیل علاقه به دختر موضع سنتی مذهبی اش را به موضع امروزی نزدیک می کرد و در بی وفا، زهره به دلیل معرفتی که دارد، موضع پایین شهری اش را به جایگاه طبقات متوسط به بالای شهر نزدیک می کند) اگر چه می توانست با افزون شاخ و برگ بیشتر به داستان آن را غنی تر کند.

در همین وضعیت فعلی البته فیلم شوخی های قابل تاملی دارد: صدای خروس گوشی تلفن همراه جواد، هورت کشیدن او در منزل مادر رامین در حال نوشیدن چای ، شوخی با حقوق پایین پلیس ، خیار خوردن بهروز، نقد هنری او برای دختران درخصوص تابلوهای نقاشی (با این که کارش اداره کافی شاپ است)، شوخی در دستشویی کباب پزی (از این دست شوخی ها در سینمای ما با توجه به قرائن آشکار خیلی کم مجال بروز پیدا می کند) شوخی با در خراب اتومبیل رامین و حضور پلیس به علت مشکوک بودن اوضاع (که این شوخی چند بار دیگر مورد اشاره قرار می گیرد) نمونه هایی از همین دست هستند.

این مجموعه نشان می دهد نعیمی خوب می داند چگونه یک کار جمع و جور و کوچک در محدوده آثار فان ارائه کند. بی وفا با این که دارای مضمونی است که به سهولت قابلیت درافتادن در بستر لودگی و ابتذال را دارد ؛ اما مرز میان یک کار تفننی و لوده در آن بخوبی رعایت شده است و همین دلیل باید میان آن و آثاری که ممکن است در وهله اول با آن مقایسه شوند مثل شارلاتان یا کما تمایز قائل شد.

نعیمی با استفاده از عناصر ساده ای مثل استفاده از ترانه های بنیامین در پس زمینه برخی صحنه ها، یک جور احساس معاصر بودن را به کارش تزریق کرده است و با تمهیداتی از قبیل خون آلود شدن دست زهره در اثر فشار عصبی انگشتانش روی تیغ و یا قرینه سازی روی مایه هایی مثل شبهه تصادف رامین و زهره با اتومبیل در آغاز و انتهای اثر، به جدی تر گرفته شدن کارش کمک کرده است. به همین اضافه کنید استفاده متفاوت تر از بازیگران تلویزیونی مثل فلامک جنیدی و محمدرضا هدایتی و برداشته شدن سایه سنگین چهره های طنز سریالی که بر آنها در مدت زمان نسبتا زیادی مستولی شده بود. با تمام این احوال ، بی وفا را به عنوان یک دستگرمی برای نعیمی به عنوان کار نخست به حساب می آوریم ؛ چراکه می دانیم بینش سینمایی و توانایی او بسیار فراتر از آن است.

اصغر نعیمی خودش رفتار بی شیله پیله و بی تکلفی در مقابل اطرافیان دارد و خود را مقید به تعارفات کاذب نمی کند و حالا با بی وفا هم خیلی راحت عنوان می دارد که با یک مضمون گنج قارونی به میدان آمده است (در جایی از فیلم زهره اشاره می کند زندگی گنج قارون نیست) و برای همین هیچ ادعایی مبنی بر ارائه کاری بزرگ یا قلمبه گویی های متداول نیست.

گاه در سینمای ما، کسانی که کار اول خود را ارائه می کنند، می کوشند اثر متمایز و متفاوت باشد. غرض از اشاره به این موضوع تحسین یا تقبیح آن نیست و صرفا بیان یک جور ویژگی است. در فیلم بی وفا برخلاف رویه این ویژگی عمل شده است که در نوع خود نشان از پرهیز از ادا و اصول و تکلف دارد. منتها به نظر می رسد چنین امری اگر قرار است در آثار بعدی نیز پی گرفته شود، می تواند با خلاقیت ها و تامل آفرینی هایی نیز همراه شود.

مهرزاد دانش

UserName