• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 262
  • چهارشنبه 1385/9/15
  • تاريخ :

كارگردان «وقتی همه خواب بودند»: هرگز فیلم تلخ نمی‌سازم

«فریدون حسن‌پور» كارگردان فیلم «وقتی همه خواب بودند» در گفتگو با خبرنگار فارس درباره ایمان و امیدی كه در فیلمش موج می‌زند، گفت: این بر می‌گردد به نگاه من به زندگی و عالم هستی. تاكنون هیچ قصه‌ای ننوشته و هیچ فیلم یا سریالی نساخته‌ام كه تلخ و سیاه و یا به عبارتی دیگر نا امید كننده باشد. دوست ندارم حتی صحنه‌های خشن را نشان دهم.

یادم است كه فیلمی بنام گنج را می‌ساختم قرار بود زیر پای خانواده عروس گوسفندی را قربانی كنند. دل دیدن خون را نداشتم گفتم صحنه قربانی شدن گوسفند را نقاشی كنند. وقتی نقاشی را آوردند دیدم از گوسفند قربانی خون زیادی رفته است. رنگ خون در نقاشی را دوست نداشتم. از بچه‌های صحنه خواهش كردم كه خون قرمز توی نقاشی را آبی كنند. البته یك منطقه هم در قصه برایش درست كردم. در هر صورت روحیه من اینطوری است.

وی ادامه داد: دوست ندارم خون و خشونت را نشان دهم. دوست ندارم سیاهی و ناامیدی را نشان دهم. به عقیده من زندگی مردم به خودی خود سخت است. بار زندگی به اندازه كافی سنگین است. من باید آن را سبك كنم. با نشان دادن زیبایی‌های زندگی و امید حمل بارز زندگی و سختی آن را كاهش می‌دهیم. شاید حتی موفق شویم این كار را برای مردم شیرین كنیم،نگاه من این است.

«حسن‌پور» به بازی بازیگران فیلم «وقتی همه خواب بودند» اشاره كرد و گفت: محمدرضا فروتن و گلاب آدینه بازیگران بسیار توانایی هستند. ظرفیت آنها در نقش آفرینی بسیار بالاست. این ما هستیم كه باید از این پتانسیل و ظرفیت بازی آنها هر چه بیشتر استفاده كنیم. نقش سخت من در این میان بعنوان كارگردان ایجاد هارمونی بین بازی بازیگران حرفه‌ای و نابازیگران محلی بود. از نابازیگران باید در حد بازیگران حرفه‌ای بازی می‌گرفتم و از بازیگران حرفه‌ای باید مثل شخصیتهای قابل لمس از جنس مردم و رئال بازی می‌خواستم. در این بین اگر موفق نمی‌شدم از نابازیگران بازی بگیرم كار بسیار سطحی و بد می‌شد. اگر بازیگران در دامن تكنیك گرفتار می‌شدند كاملا بیرون می‌زدند، ما به كمك دوستان بازیگر موفق شدیم این هماهنگی را ایجاد كنیم.

این كارگردان سینما در پاسخ به این سؤال كه آیا از تعبیر اشتباه اثرش واهمه نداشته است گفت: من تمام حواسم بود كه اشتباه نكنم. فكر می‌كنم در بیان حرفم موفق شده باشم. هدفم رساندن بی‌بی به آرزویش بود. در این راه خدا پایین می‌آید. نمادهای سفر به خانه‌اش را جلوی پای بی‌بی قرار می‌دهد. یادم هست بعد از نمایش فیلم در ایتالیا یك پدر روحانی بغلم كرد و گفت من با دیدن فیلم شما خدا را حس كردم، با تمام وجودم خوشحال شدم.

وی گفت: سختی كار من در دو مرحله بود. مرحله نگارش فیلمنامه كه چند سال طول كشید. مرحله بعد كارگردانی و به تصویر كشیدن فیلمنامه بود. در آوردن لحظه‌ها،بیان و انتقال احساسات و مفاهیم فیلمنامه بود.

«حسن‌پور»،فیلمش را متفاوت از فیلم‌های كلیشه روستایی دانست و گفت: به هیچ وجه نگران نبودم كه به ورطه فیلم‌هایی با فضای روستایی و كودك مدار برسم. برای آنكه شباهت‌های فضاها در فیلم‌ها بر می‌گردد به تقلید از یك فیلم یا كارگردان یك كارگردان فیلمی را در یك فضایی می‌سازد. فیلم موفق می‌شود چند نفر از او تقلید می‌كنند و كارشان ناموفق می‌شود. اما اگر كارگردانی نگاه خاص خود را داشته باشد به هیچ كارش شبیه كار دیگری نخواهد شد. نه تنها در استفاده از فضا، حتی در استفاده از سوژه و موضوع، به عنوان مثال می‌بینیم كه چند نفر از كارگردانان بزرگ دنیا مكبث هر یك با نگاه خود را ساخته‌اند.

منبع : خبرگزاری فارس

UserName