• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 9632
  • چهارشنبه 1385/9/15
  • تاريخ :

خیالبافی کودکان( 1)


از تجهیزات درونی انسان نیروی تخیل آدمی است و آن نیرویی سازنده است که سبب بسیاری از ابداعات و اختراعات است.

تخیل نوعی فعالیت خلاقه است که در آن مقایسه ، استدلال ، تصور ذهنی با تعیین قدر و درجه وجود دارد. آدمی از مجموعه دیده ها و شنیده ها سعی دارد مونتاژهایی در ذهن انجام داده و آن را مجسم کند . مثلاً پس از دیدن اتومبیل و هواپیما سعی دارد قسمتهایی از آن را به هم پیوند داده و محصولی جدید در ذهن تصویر کند و چیزی چون سماور را دیده و اینک آن را در ذهن به صورت درآورد.

در اهمیت آن گفته اند که کلیه اختراعات و ابداعات محصول تخیل است. آن را از نیرومندترین و همگانی ترین توانایی های بشری شمرده اند . زیرا هر کسی در طول مدت عمر و زندگی خود تخیلاتی دارد و در سایه آن موفقیت هایی را به دست می آورد.

این نیرو عاملی برای قدرت و خلاقیت و زمینه ساز بسیاری از کشف ها و سازندگی هاست. در سایه آن اختراع پدید می آید ، شعر و شاعری و نویسندگی و رمان و هنر حاصل می شود، سخنان شورانگیز و حماسی شکل میگیرد و اعتماد به نفس حاصل شده، آفرینندگی پید می آید و در کل زندگی رضابخش ، ارزنده و سعادتمندانه می شود . به همین نظر باید آن را پرورش داد و هم بی مایگی های زندگی را در اثر آن زدود.

انواع تخیل :

از نظر علمی تخیل قابل دسته بندی به انواع زیر می باشد.

1- تخیل حضوری که بر اثر آن مطلبی را به ذهن آورده و تصویر می کنیم مثل تخیل چهره فلان عالم . اموری که سابقاً عارض ذهن شده با همان جزییات خود را نشان می دهند.

2- تخیل اختراعی که سبب فعالیت خلاقه می باشد.

نوع اخیر یعنی تخیل اختراعی خود به دو صورت می تواند باشد:

الف – تخیل ادراکی :

یا خیالپردازی که منجر به اختراع و ادراک و کشف امور می شود و چنین امری تحت هدایت عقل است و در آن فعالیت ذهن آزاد است و می تواند ترکیبات شگفت و بدیع پدید آورد و صور و معانی ارزنده ای ایجاد کند.

تخیل اختراعی محصول جنبه های عالی ذهن و همراه با تفکر و استدلال و محصول آن سازندگی است . از نظر ما مربی وظیفه دارد چنین نیرویی را در کودکان پرورش داده و زمینه رشد آن را فراهم آورد.

ب- خیالبافی :

نوعی هذیان و هرج و مرج در ذهن و همراه با تلون است و عقل و ادراک در آن راه نداشته و اراده در آن نقش و نفوذی ندارد. چنین حالتی عمل پست و ابتدایی ذهن بحساب می آید و محصول آن مقرون بحقیقت نیست.

مساله خیالبافی

بر این اساس خیالبافی نوعی تخیل انفعالی و یا تخیل آزاد و بی قید و شرط و نوعی صحنه پردازی ذهن است که در آن عقل و اراده نقشی ندارند و در داوری و اظهار نظر آن کنترلی نیست. هر آنگاه که ذهن فرد از امری ادراکی و عقلانی خالی بماند خیالبافی آن را پر می کند.

در خیالبافی آدمی تابع آرزوهای خویش می شود و واقعیات را به گونه ای دیگر درک می کند. او ممکن است فردی مبغوض باشد ولی تصورش این است که همه او را دوست دارند و با این تخیلات خوشایند می کوشد خود را شاد و خرسند نماید.

انچه را که او خیال می کند مقرون به حقیقت نیست و اغلب صورت گول زدن خود را دارد و تنها فایده اش این است که نقش مسکن را برای آدمی ایفا می کند. همه آروزها و تمایلات ارضا شدن و یا در حال برآورده شدن اند و این خود عاملی برای کاهش درد و رنج است.

فرق آن با رویا

خیالبافی از دیدی همان رویاست زیرا شخص اعمال را در پندار انجام می دهد و در عالم خیال زمینه را برای رفع موانع و ناراحتی فراهم می آورد . محرک فرد در عالم رویا اغلب تمایلات و آرزوها ی ارضا نشده اند و در عالم خیالبافی هم همین حالت وجود دارد. هم در رویا و هم در خیالبافی، خیالات رشد کرده و آدمی در ذهن خود حور و قصورمی سازد.

دنیای تخیل و رویا برای افراد زیبا ، غنی و پرمعنی است و تازه های آن برای فرد به قدری قابل وصولند که آدمی می تواند با چشم بر روی هم نهادن و با کوچکترین احساس ناکامی و اضطراب آن عالم را برای خود پدید آورده و محسوس نماید.

فرق آن با رویا این است که رویا در خواب است و خیالبافی در بیداری . افراد خیالباف در بیداری ، با آزاد گذاردن ذهن از عالم واقع دور شده و با آن فاصله می گیرند. چیزهای غیر قابل وصول را در دسترس خود می بینند . اینان در بین خواب و بیداری هستند و صورت ها طبق قانون تداعی معانی یکی پس از دیگری ، بدون نظم و ترتیب و رابطه منطقی پدید می آیند و می روند.

آری ، خیالبافی نوعی رویا در بیداری است که برای ارضای تخیلی آرزوها و امیال ناکام مانده فعالیت می کند ، آنچه در این مسیر عارض ذهن او می شود آن را واقعی پنداشته و در عین آگاهی از غیر واقعی بودن آن خوش است.

ماهیت خیالبافی

ماهیت آن را مکانیزم جبرانی ، دفاعی و یا نوعی ارضای بدلی امیال سرکوب شده می دانند که در آن آدمی سعی دارد ، بدبختی ها، فلک زدگی های خود را از میان برداشته و در واقع و نفس امری که برای او دردناک است درو بماند.

آن را نوعی تشفی آرزوها دانسته اند که منش و شخصیت محروم و حقیر شده آدمی در آن دخالت دارد. گو اینکه در همین زمینه هم جای بحث وجود دارد. آدمی در سایه آن به گزینش نوعی جانشین برای زندگی می پردازد و عواطف و خواسته های ناموفق را موفق می نمایاند. گروهی ماهیت آن را نوعی بازی فکری دانسته اند که در آن کودک خود را در نقشی مورد علاقه قرار داده و هیجان انگیزتر از قهرمان واقعی به انجام رفتاری می پردازد و هم بعضی آن را از کیفیات مغز بحساب می آورند که در آن آدمی از حالت اعتدال خارج شده و شیوه هایی برای رهایی از ملال برای خود تحصیل می کند و در کل آدمی در خیالبافی موفق به حل و فصل مشکلاتی می شود که امکان آن در حالت عادی وجود ندارد.

نظر روانکاوان

برخی از روانکاوان خیالبافی را عبارت می دانند از من رانده شده که به این مخلوق ذهن او ارتباط یافته است و هم برخی دیگر آن را نوعی رجعت روانی ذکر کرده اند که در آن بازگشت خیالی و عاطفی به دوره کودکی مطرح است.

در کل خیالبافی نوعی گریز روانی است که در آن تماس با واقعیت و یا روبرو شدن با مساله برای افراد مشکل است و تن دادن به این حالت برای فرد جنبه کامجویی و ارضای روانی دارد. بحقیقت روح انسانی با تخدیر خود و گریز از واقعیت می کوشد از ادراک رنج و درک ناکامی سرباز زند و از شدت احساس شکنجه و حسرت در خویش بکاهد. طبیعی است این حالت در مواردی پدید می آید که آدمی از مقابله با مشکل خود را ناتوان احساس کند.

عمومیت آن

از دیدی می توان گفت که این حالت در همه افراد وجود دارد ، با این تفاوت که دامنه و شدت آن بیش و کم دارد. این حالت قسمتی از بازیهای خیالی دوران کودکی هر کس را تشکیل می دهد و در آن هر کودکی خود را فردی مهم ، زمانی مرده ، گاهی ... احساس می کند.

این فایده را برای کودک دارد که از اضطرابات او جلوگیری می کند، به نقشه های آتی کمک می نماید. در کل برای او زندگی شیرین و شاداب کننده ای را فراهم می نماید واندک اند کودکانی که چنین نباشند.

در دیگر سنین هم خیالبافی امری رایج است تا حدی که 95% مردم و حتی دانشجویان بخشی از اوقات خود را در خیالبافی می گذرانند و در سایه آن دقایقی خود را سرگرم می کنند و این امر خاص طبقه ای از مردم نیست. همگان این چنین اند . با این تفاوت که افراد سالم سعی دارند خود را از این حالت بیرون آورند و به واقعیت نزدیک کنند و این کار برای بیماران روانی میسر نیست.

خیالبافی در افراد مختلف به صورت های متفاوتی متجلی می شود. مثلاً در برخی از بزرگسالان جلوه آن را به صورت پناه بردن به مواد مخدر ، زیاده روی در شهوات ، رویا پرستی ها می بینیم و در دیگران به صورت های دیگر. اینکه اصلاً خیالاتی نباشیم ممکن نیست ولی می شود آن را در خود و دیگران نسبتاً محدود کرد.

جلوه های آن در افراد

کودکان خیالباف این حالت خود را به صورتهای گوناگون متجلی می سازند. شرح و بیان همه آنچه که در این رابطه قابل ذکرند میسر نیست، آنچه با رعایت اختصار می توان مطرح کرد بدین شرح است:

1

- بصورت تصورات :

افرادی که مبتلا به خیالبافی هستند تصوراتی دارند که برخی از آنها بدین قرارند:

- تصور یک قهرمان شجاع ، فردی ماهر با چهره ای قابل تحسین ، بی نظیر و فوق العاده که همه مسایل و مشکلات او حل شده است و از عهده همه مسیولیت ها بر می آید.

- تصور فردی مهم از تیپ مثلاً شاهزادگان که قادر به انجام فلان کار است و با اینکه می داند این تصور غیر واقعی است.

- گاهی تصور فردی متهم که دیگران می خواهند بحساب او برسند.

- تصور فردی مظلوم که مورد ستم و اجحاف قرار گرفته است.

- تصور فردی که اگر مثلاً خرجی خود را خرج نکند و به کار اندازد صاحب میلیونها پول و مال خواهد شد.

- تصور فردی مهم که همه کار از او برمی آید و می تواند به موقعیت های مناسبی برسد و قدرت همه کارها را دارد.

- تصور خلبانی که در آسمان در حال پرواز و مانور دادن است و دارد به نقاطی دور دست و رویایی سفر می کند.

- تصور فردی محبوب که همه دوست دارند او را در کنار بگیرند و وجود او را سبب سرور و شادمانی می دانند و برای او عظمتی قایلند.

2

- احساس آنها :

افراد خیالباف برای خود احساس ویژه ای دارند. از جمله :

- احساس اینکه بیمارند و دیگران باید از او احوال پرسند و از او مراقبت نمایند.

- گاهی احساس می کند که مرده است و در عالم دیگری در حال سیر است و مستحق رحمت

- زمانی در عالم خیال خود را صاحب درد می داند و عملاً خویش را از جنب و جوش افتاده می یابد.

- گاهی در عالم خیال دچار احساسات خصمانه نسبت بهمه کسانی است که نسبت به او بی مهری کرده اند.

- زمانی احساس ترس دارند و خیالبافی شان آنها را تحریک می کند که شبح هایی را در ذهن مجسم کرد و از ترس آن بگریزند .

- گاهی این احساس را دارد که همه حیوانات و گاهی همه کفش ها و لباس ها بصورت حیوان در آمده و می خواهد آنها را ببلعند.

- در مواردی احساس پرواز دارد که روی ابرها نشسته و در حال حرکت است.

3

- حالات آنها :

کودکان خیالباف حالت عادی ندارند. گاهی چنان در خیال فرو می روند که با خود می گویند ، می خندند ، حرف می رنند و در این راه نیروی زیادی را مصرف می کنند.

- در عالم خیال به دیگران پرخاش کرده و یا در ذهن خود کسی را تنبیه می کنند و در حال انتقام گرفتن از او خود را در می یابند.

- در عالم خیال گاهی حالت امر و نهی می گیرند و زمانی حالت دلسوزی و حالت هیجان آمیز در این رابطه و از خود احساس رضایت دارند.

- در مواردی این حالت را بخود می گیرند که به ارضای امیال و تمنیات خود مشغولند و اسیر دنیای خویشند تا حدی که پذیرش واقعیت برای شان دشوار است.

- گاهی آنها حالت معاشرت و سخنگویی با دیگران را یافته و در عالم خیال سرگرم صحبت و معاشرت با فردی موهوم می شوند.

4

- روحیه آنها :

در حالت عادی کسلند ولی در عالم رویا و خیالبافی شادند و خرسند. خیالبافی برای آنها پناهگاهی است که در سایه آن خود را شادان می سازند.

- بسیاری از آنها روحیه کودکانه دارند، به دروغگویی معروفند در حالیکه دروغ شان نوعی خیالبافی است که به صورت مرضی در آمده است.

- گاهی حالت خودستایی و بخود بالیدن دارند و کارها و افتخاراتی که ندارند بخود نسبت می دهند.

- روحیه شان روحیه ریاکاری ، فخر فروشی و همراه با پرگویی و زمانی هم افسانه سازی است ( که در این مورد بحث مستقلی خواهیم داشت)

- روحیه موفقی برای خود پدید می آورند از آن بابت که در دنیای غیر واقعی خود را به همه آرزوهای خود دست یافته می دانند و جای و مقام و لذتی خیالی برای خویش فراهم می سازند. در عالم خود فرو می روند و با خیال خویش خود را سرگرم می کنند و برای خود موجبات غرور و خود بزرگ بینی را تهیه می بینند.

5

- در روابط :

اینگونه افراد بخود و دنیای خویش سرگرمند و بدین نظر ارتباط چندانی با دیگران ندارند و اگر هم زمینه ای برای ایجاد رابطه فراهم شود این امر آنان را خرسند نمی سازد.

- گاهی برای خود همبازی های خیالی تصور کرده و حتی به آنها نام و شخصیت خیالی می دهند و اعمال و صفات خاصی را به او نسبت می دهند.

- نیاز به فردی یا شییی دارند که نقش مستمع را برای آنها بازی کند و مطلب شان را بشنود و این خود وسیله ای برای سرگرمی است.

- به سختی می توانند با مردم در آمیزند و مشکلات زندگی مردم را حل کنند. نقشه های افراطی و خیالی دارند که با واقعیت تطابق ندارد.

- و بالاخره خیالبافی بحقیقت وسیله ای است برای قطع رابطه با افراد و پدیده ها بگونه ای که تدریجاً از همه می گسلند و تنها خود و اشیاء خود می پردازند.

تحلیل این جلوه ها

جلوه های فوق نشان دهنده میلی ناهشیار به حل و رفع مشکلات ، و برون ریزی نگرانی ها و در کل تخلیه خویش است. صورتهای ذهنی که آنان برای خود درست می کنند ممکن است دارای ارتباط منطقی بوده و از واقعیت به دور باشند.

جلوه های فوق در آدمی نشان می دهد که او چه می خواهد، از چه چیزهایی رنج می برد، چه مسایلی در ذهن او به عنوان مسایل اصلی و اساسی مطرح است.

اینان مصداق این نیم بیتی هستند که : شتر در خواب بیند پنبه دانه . در مواجهه با واقعیت ها ناتوانند و بدین نظر در عالم خیال خود را سرگرم حل مشکل و خود را در آن موفق و پیروز بحساب می آورند.

خیالبافی ها اگر مکرر و پی درپی باشند مبین احتیاجات شدید و ناراحتی های شخص است و هنوز یاد نگرفته است که چگونه با مشکلات کنار بیاید و به چه صورتی آنها را حل کند و ضروری است به او رسیدگی شود.

ادامه دارد....

منبع:نا بسامانی های رفتاری در کودکان- دکتر علی قا ئمی

لینک:

 - 11 روش ساده و موثر برای تربیت و پرورشكودكی شاد 

 - چند نكته ی لازم در تربیت كودكان 

 - پرورش اعتماد به نفس در كودكان ( قسمت اول ) 

 - اهمیت عبادت دركودكی 

 - نقش خانواده در بهداشت روانی ( قسمت اول ) 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName